خاتمی پس از کش و قوسهای فراوان کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود. در حالی که هنوز مدت زیادی از این خبر نمی گذرد حجم اخبار و مطالبی که در اینباره نوشته شده، قابل توجه است.
برخی سایتها ، خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای تنها به نقل خبر اکتفا کرده اند، برخی حضور خاتمی را مثبت ارزیابی نموده و از او اعلام حمایت نمودند و برخی دیگر نیز از جهات مختلف حضور خاتمی را مود انتقاد قرار داده اند.
ابطحی در مطلبی می نویسد: «نیروهای مختلف و به خصوص جوانانی که به بهبود زندگی آینده ی خود فکر میکنند، حتماً تلاش مهرمحوری را آغاز میکنند و در برابر بداخلاقیها با رفتار مثبت خود پیروزی آقای خاتمی را تضمین میکنند.»
اینکه آیا می شود بدون تغییر نگاه و عملکرد اصلاح طلبان در قبال جامعه، جوانان امروز را همچون سال 1376 فراخواند و ار آنها تلاش مهرمحوری طلب نمود جای تردید جدی دارد.
ابطحی می افزاید: «همگرائی نیروهای مرجع و تأثیرگذار، به خصوص نخبگان برای یکپارچگی اصلاحات، توقعی است که اگر برآورده نشود، در برابر تاریخ و آیندهی ایران پاسخی نخواهند داشت.»
باید پرسید آیا دولت آینده خاتمی در قبال این توقع می تواند انتظارات و خواسته های نیروهای مرجع و تاثیرگذار را نمایندگی نموده و برآورده نماید؟ این کلیدی ترین سوالی است باید خاتمی نسبت به آن تضمین های روشنی بدهد.
بحث برآوره کردن انتظارات از نمایندگی و دفاع از خواسته های قانونی جامعه دو مورد جدا از هم و با توجه به توزیع قدرت در نظام سیاسی ایران قابل درک است. اما اگر اراده ای برای طرح و دفاع از خواسته های عمومی نباشد آیا توقع حمایت بی جا نیست؟
در همین حال نیک اهنگ کوثر از منتقدان جدی سید محمد خاتمی در وبلاگش در مطلبی می نویسد:«همه حرف من این است که کسی که میخواهد رای بیاورد، باید روشش را هم بلد باشد و در عین حال بداند که برای مقابله با طرف مقابل داشتن برنامه لازم است!»
نیک آهنگ دلایلی دیگر را هم مطرح کرده اما به نظر می رسد این مورد از همه مورد قبول تر است. باید قبول کرد که دوری نیکان از فضای ایران و زندگی در جامعه ای دموکراتیک شاید بیش از حد ظرفیت ایران او را آرمانخواه کرده است.
حاجی واشنگتن نیز نوشته است: «آقای خاتمی کاندیدا شد تا طرفدارانش هیزم تنور انتخابات شوند و رسانه های خارجی بگویند: "به به چه تنور گرمی!". بعضی دیگر هم البته می گویند: "به به، چه نون داغی!"».
من از جمله کسانی بودم که در حد توانم برای ترغیب ایشان برای کاندیداتوری تلاش کرد. اما همانطور که پیش از این نیز گفتم حمایت از خاتمی برای من بی قید و شرط نیست و فکر می کنم گروه های اثر گذار نیز باید در این مورد دقت نمایند و برای رای و حمایت خود از اصلاح طلبان بهایش را طلب کنند.
شاید به همین دلیل هم بیشتر به نظرات منتقدان حضور خاتمی پرداخته ام که البته به نظر می رسد در اقلیت نیز باشند. بزودی در مطلبی دیگر به نقش مدیران اصلاح طلب دولت هشت ساله خاتمی در تضعیف اصلاحات خواهم پرداخت، موضوعی که همچنان می تواند جریان رفم خواهی را در ایران تضعیف نماید.
پی نوشت:
» این مطلب سید ابراهیم نبوی را از دست ندهید.
» لیلا در وبلاگ خود از امید برای تغییر نوشته است
برخی سایتها ، خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای تنها به نقل خبر اکتفا کرده اند، برخی حضور خاتمی را مثبت ارزیابی نموده و از او اعلام حمایت نمودند و برخی دیگر نیز از جهات مختلف حضور خاتمی را مود انتقاد قرار داده اند.
ابطحی در مطلبی می نویسد: «نیروهای مختلف و به خصوص جوانانی که به بهبود زندگی آینده ی خود فکر میکنند، حتماً تلاش مهرمحوری را آغاز میکنند و در برابر بداخلاقیها با رفتار مثبت خود پیروزی آقای خاتمی را تضمین میکنند.»
اینکه آیا می شود بدون تغییر نگاه و عملکرد اصلاح طلبان در قبال جامعه، جوانان امروز را همچون سال 1376 فراخواند و ار آنها تلاش مهرمحوری طلب نمود جای تردید جدی دارد.
ابطحی می افزاید: «همگرائی نیروهای مرجع و تأثیرگذار، به خصوص نخبگان برای یکپارچگی اصلاحات، توقعی است که اگر برآورده نشود، در برابر تاریخ و آیندهی ایران پاسخی نخواهند داشت.»
باید پرسید آیا دولت آینده خاتمی در قبال این توقع می تواند انتظارات و خواسته های نیروهای مرجع و تاثیرگذار را نمایندگی نموده و برآورده نماید؟ این کلیدی ترین سوالی است باید خاتمی نسبت به آن تضمین های روشنی بدهد.
بحث برآوره کردن انتظارات از نمایندگی و دفاع از خواسته های قانونی جامعه دو مورد جدا از هم و با توجه به توزیع قدرت در نظام سیاسی ایران قابل درک است. اما اگر اراده ای برای طرح و دفاع از خواسته های عمومی نباشد آیا توقع حمایت بی جا نیست؟
در همین حال نیک اهنگ کوثر از منتقدان جدی سید محمد خاتمی در وبلاگش در مطلبی می نویسد:«همه حرف من این است که کسی که میخواهد رای بیاورد، باید روشش را هم بلد باشد و در عین حال بداند که برای مقابله با طرف مقابل داشتن برنامه لازم است!»
نیک آهنگ دلایلی دیگر را هم مطرح کرده اما به نظر می رسد این مورد از همه مورد قبول تر است. باید قبول کرد که دوری نیکان از فضای ایران و زندگی در جامعه ای دموکراتیک شاید بیش از حد ظرفیت ایران او را آرمانخواه کرده است.
حاجی واشنگتن نیز نوشته است: «آقای خاتمی کاندیدا شد تا طرفدارانش هیزم تنور انتخابات شوند و رسانه های خارجی بگویند: "به به چه تنور گرمی!". بعضی دیگر هم البته می گویند: "به به، چه نون داغی!"».
من از جمله کسانی بودم که در حد توانم برای ترغیب ایشان برای کاندیداتوری تلاش کرد. اما همانطور که پیش از این نیز گفتم حمایت از خاتمی برای من بی قید و شرط نیست و فکر می کنم گروه های اثر گذار نیز باید در این مورد دقت نمایند و برای رای و حمایت خود از اصلاح طلبان بهایش را طلب کنند.
شاید به همین دلیل هم بیشتر به نظرات منتقدان حضور خاتمی پرداخته ام که البته به نظر می رسد در اقلیت نیز باشند. بزودی در مطلبی دیگر به نقش مدیران اصلاح طلب دولت هشت ساله خاتمی در تضعیف اصلاحات خواهم پرداخت، موضوعی که همچنان می تواند جریان رفم خواهی را در ایران تضعیف نماید.
پی نوشت:
» این مطلب سید ابراهیم نبوی را از دست ندهید.
» لیلا در وبلاگ خود از امید برای تغییر نوشته است
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |



