به گزارش آفتاب، موسوی در این دیدار اظهار داشت: «این ستاد باید مردمی باشد و تا آخر روش مردمی اش را حفظ کند و توجه به این جنبه بسیار مهم است».
وی با اشاره به خاطرهای از دوران نخست وزیری خود، گفت: «در دوران نخست وزیری آقایی از کارمندان دولت در خوزستان بود که گزارشهایی برای من میفرستاد. این گزارشها از گزارشهای استانداری قویتر بودند. ایشان بعد از بیست سال دوباره با من تماس گرفته و گفتهاست که احساس وظیفه نموده و میخواهد مطالبی را منتقل کند . فرد دیگری گزارشی از موضوع جوانان برای بنده و دیگر دوستان فرستاده که به اندازه کار گروهی قوی ارزش دارد. این آقا انتظاری هم نداشت».
وی تصریح کرد: «درب ستاد باید بر روی این افراد باز باشد و نباید جواب رد به این گونه حمایتهای مردمی داد. البته ممکناست بگوییم که این افراد را جذب ستاد کنیم که این بدترین حالت است.بنابراین اگر ستاد کارش را تهیه محتوی و نرم افزار اعم از اطلاعرسانی یا چیزهایی از این قبیل بداند و رابطه روشن با افراد، گروهها و اقشار برقرارنماید به وظیفه خود خوب عمل کردهاست».
موسوی با تاکید بر اینکه «ستاد باید مرکز تولید فکر باشد تا بتواند کل تشکیلات را تغذیه کند» افزود: «مثلا گروهی را برای تهیه خبرنامه تعیین کنید که به صورت متمرکز و آزادانه بتوانند مسایلی از قبیل گرایشات ، فعالیتهای سیاسی ، نوع تبلیغات و غیره و ... را بررسی کنند و مطلب بنویسند».
وی درباره امکانات و تجهیزات ستاد انتخاباتی خود تصریح کرد: «در این زمینه ممکن است پیشنهادهای وسوسه انگیزی بشود که شما با طراحی یک حد ایده آل برای انجام کار، نیاز خودتان را مشخص کنید. هنگامی که تصمیم قطعی شد به همه بگوئید که این حد از امکانات کفایت می کند . خطوط کلی تا حدی روشن شده است اما باید برای زیر مجموعه شرح و بسط بیشتری داد که به چه نحو کار می خواهد انجام شود».
این کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری با اشاره به منابع مالی ستاد انتخاباتی گفت: «بخش مالی باید پیش بینی کند که منابع درآمدی از کدام محل است و برای شناخت توانایی ها اقدامات لازم را به عمل آورد. خیلیها اعلام حمایت مالی میکنند که انگیزه های آنان گوناگون است و باید مواظب بود».
وی موضوع کارگران، جوانان و خانمها در ستاد را بسیار مهم عنوان ارزیابی کرد و گفت: «باید برنامه ریزی کنیم که چه میتوانیم بکنیم نه چه باید کرد. نهادهای سنتی مثل هیاتها، دسته جات مذهبی و حسینیهها خیلی مهم هستند.خیلی از راهپیماییها را این نهادها سازمان میدادند. این نهادها جنبههای محلی دارند. ستاد یک کارگروه برای نهادهای سنتی درست کند که روی آنها کار نماید. سالهای گذشته وزارت ارشاد فهرست این نهادها را در سراسر ایران تهیه کرده بود».
موسوی افزود: «موضوع دیگر الگوها و روشهای کار است که ستاد باید در این زمینه هم کار کند. به طور مثال بنده در بیانیه گفتم که یک نوشته روی شیشه مغازه میتواند یک تبلیغ خوب باشد نه آنکه بنر یا تبلیغات پر هزینه داشته باشیم».
وی خواستار تعریف و ارائه الگوهای جدید در تبلیغات شد و افزود: «باید با خلاقیت و ابتکار این الگوها ارائه و معرفی شود. مردم هم قطعا چیزهایی خودشان اضافه میکنند و کارهای نو و جدیدی درعرصه تبلیغات پیدا میشود که ضعفها و اسرافهای تبلیغات گذشته را نداشته باشد و مردم را هم جذب نماید. در مورد نوشته پشت شیشه مغازه ما باید بگوییم چه شعار و محتوی و چه شکل و فرمی ؟ برای مثال شعار هر ایرانی یک ستاد میتواند شعار محوری باشد. و خود مردم هم شعارهای دیگری ممکن است داشته باشند».
میر حسین موسوی گفت: «من همه چیزدان نیستم و براساس محورهایی که گفتم سعی میکنم مطالب را بیان نمایم. اگر چیزهایی که میتواند به من کمک کند به من بگوئید قطعا از آنها استفاده میکنم ضمن اینکه باید به لایههای ناشناس اجتماعی هم توجه شود».
وی با بیان اینکه، روزهای انتخابات به سرعت خواهد گذشت و باید با برنامه ریزی از امکانات و فرصتها استفاده شود ،خاطر نشان کرد: «فرصتی که صدا و سیما برای کاندیداها فراهم میکند به تنهایی با همه تبلیغات کاندیداها برابری میکند برای آن برنامه ریزی شود».
وی درباره سفر خود به خوزستان نیز گفت: «نباید از این سفر معنوی که مردم برای تجدید عهد با ارزش آفرینان به مناطق جنگی سفر میکنند استفاده تبلیغاتی کرد. این امر با اخلاقیات من سازگار نیست. اصلا آمیختگی این موضوع با انتخابات خودش ضد تبلیغ است . من مایلم همینطور سفر معمول به خوزستان یا ایلام داشته باشم ، زیرا ایلام در دوران دفاع مقدس خیلی پایداری کرد و مدیران خیلی فداکاری هم آنجا بودند . البته باز هم دوستان چنانچه پیشنهادات و نظری دارند بدهند تا بیشتر بررسی شود».
وی درباره پیام خود به جامعه گفت: «فکر می کنم چارچوب پیام منتقل شده است، ولی هنوز باید کار شود تا محتوای پیام باز و موضوع برای مردم روشن شود . درباره اسلام ناب محمدی ( ص) به جمله ای از حضرت امام (ره) برخورد کردم که خیلی مهم است. امام(ره) میفرمایند اصول اسلام ناب محمدی (ص) را باید حوزه و دانشگاه به بسیج یاد بدهد. یعنی اسلام ناب را باید آموزش داد و این کار راهم حوزه و هم دانشگاه باید بکند. اگر بتوانیم اینها را بشکافیم خیلی خوب است».
وی تصریح کرد: «رای بیاید یا نیاید خیلی مهم نیست. هر کسی که میخواهد بیاید رئیس جمهور بشود باید یک نگاه ملی داشته باشد. متاسفانه بوده است کسانی که میآیند، در مسند قرار میگیرند، خودشان را ملت فرض میکنند و بقیه را کنار میگذارند».
موسوی با اشاره به دلیل انتخاب جنوب شهر برای سخنرانی و لزوم توجه به قشر محروم گفت: «این انتخاب به دلیل غفلت ما از این قشر است . آموزه های پیامبر(ص) و روش های آن بزرگوار اینطور بوده است. پیامبر فرمودند: «همیشه همنشین فقرا باشید». گرچه خوب است به من تذکرداده شود که قشرهای دیگر یادم نرود. ولی باید بگویم که ما با قشر مرفه بی درد کارنداریم و اقشار تاثیر گذار و توانمند را باید فعال کنیم و در صحنه نگه داریم. و رویکرد توانمند سازی اقشار محروم را وجهه همت خودمان بسازیم . اگر تعادل درشعارها و روش ها نداشته باشیم قطبی کردن جامعه مصیبت بار میشود . همه باید از نیروهای مولد -تولید ملی و بخش خصوصی فعال و خلاق حمایت بکنیم».
وی تصریح کرد: «نظام باید از ثروتهای مشروع کمال استفاده را به عمل آورد و از آن حمایت کند ولی باید هویت اصلی اش حمایت از محرومان و مستضعفان باشد».
رئیس فرهنگستان هنر با تاکید بر لزوم حمایت از تولید کنندگان گفت: «درصنایع داخلی باید راه حلها را ازمیان همینها جستجو کرد . راه حلهای اقتصادی را برای مردم بازگو کنیم».
وی خاطرنشان کرد: «درگذر از بحران همه مردم باید کمک کنند . لازم است دولت یک ریاضتی را بر خودش هموار کند ولی مردم هم باید همکاری نمایند . الان متاسفانه طوری شده که الودگی اقتصادی با زندگی میلیونها نفر از مردم آمیخته شده و با سرنوشت آنها گره خورده است . مثلا قاچاق که در دوران دفاع مقدس فقط بخش کوچکی از جامعه آن هم ساحل نشینان را در برمی گرفت اکنون قشر وسیعی از جامعه به آن مبتلا شده اند و شما اگر بخواهید راه حل بدهید و موضوع را حل کنید باید با میلیونها نفر برخورد نمایید . همین مسئله دشواری راه را نشان میدهد».
موسوی خاطر نشان کرد: «آلودگی در بدنه اقتصاد رسوخ کرده است. حتی اگر بخواهد هر دولتی که سرکار میآید خصوصی سازی را انجام دهد مشکلات عظیمی پیش رو دارد یعنی اگرخصوصی سازی نکند یک سری مشکلات دارد واگر بخواهد اقدام کند یک سری مشکلات دیگر دارد ».
وی با اشاره به شعارهایی مطرح در زمان انتخابات گفت: «باید بتوان به این شعارها عمل کرد».
وی در مورد موضوع جوانان نیز گفت: «در مورد جوانان یک بار هم چند ماه پیش مطرح کردم که باید با کار فرهنگی که مقوله بسیار پیچیدهای است،عمل شود . با روش های آمرانه پاسخ نمیدهد . تاکنون راه حلهای آمرانه غلط بوده و مشکلاتی را درست کرده است . ما باید بتوانیم در سطح ملی ، جامعه خودمان را از نظر فرهنگی متعادل بکنیم که دولت بعدی باید بتواند بین جامعه آشتی برقرار کند و روشهایی که منتج به نتیجه میشود را برگزیند . انشاالله شما برای خدا کارمیکنید . از خداوند موفقیت شما را خواستارم».
امروز ۲۵ فروردین ۸۸ ساعت ۱۷.۳۰ میر حسین موسوی در اهواز مسجد ارشاد با مردم اهواز خواهند بود
زهرا بنییعقوب، پزشک ۲۷ ساله که در حال گذراندن طرح پزشکی خود در یکی از روستاهای همدان بود، روز جمعه بیستم مهرماه سال ۱۳۸۶ در یکی از پارکهای همدان به همراه نامزدش توسط مأموران ستاد امر به معروف بازداشت و به ستاد منکرات منتقل شد.
دو روز بعد اعلام شد که زهرا ، خود را در راهروی طبقه دوم بازداشتگاه با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی حلقآویز کرده و جان باخته است.
از آن زمان تاکنون خانواده زهرا و وکلای فعال در زمینه دفاع ازحقوق بشر تلاش داشته اند حقیقت مرگ زهرا را مشخص کنند. دیروز به نقل از عبدالفتاح سلطانی اعلام شد که بخشی از مدارک مربوط به پرونده بنی یعقوب مفقود شده است.
اگر این خبر واقعیت داشته باشد باید اذهان داشت قوه قضائیه در جریان این ماجرا از هم اکنون محکوم به شکست است. فرض کنید بر خلاف تمام شواهد زهرا خودکشی کرده باشد. این موضوع از جرم ستاد امر به معروف همدان کم نخواهد کرد.
سازمانی که به اصلاح بر اساس ظن و گمان برای نجات روح انسانی، او را بازداشت می کند در نهایت جانش را می گیرد و جسم بی روحش را تحویل خانواده اش می دهد.
کسانی که حتی عرضه ی مراقبت از جسم و جان زهرا را ندارند چگونه ادعای نجات روح ، امر به معروف و نهی از منکر را می کنند؟ در شرایطی که تاکنون کوچکترین مدرکی دال بر خودکشی زهرا ارائه نشده است.
پرنده زهرا بنی یعقوب یک پرونده معمولی نیست. جرم زهرا سیاسی نبوده که این پرونده آغشته به سیاست بازی گردد. متهمان این پرونده نیز قرار بوده که مثلن فرشتگان نجات جامعه باشند. به همین دلیل کوچکترین کوتاهی در این مورد قابل بخشش نیست.
بی سرانجانی این پرونده همچون چند مورد مشابه -مرگ زهرا کاظمی ، اکبر محمدی و حالا امیدرضا میرصیافی- اعتبار و قوه قضائیه را به شدت خدشه دار کرده است. تنها با شجاعت و برخورد کاملن عادلانه می شود ذهنیت موجود علیه این قوه را ،که باید مدافع راستین حقوق مردم باشد، اندکی بهبود بخشید.
نزدیک به هشتاد روز تا انتخابات ریاست جمهوری وقت باقی است. به طور مشخص اصلاح طلبان در این شرایط دو کاندیدای نزدیک به عقاید خود را در صحنه می بینند.
شیخ مهدی کروبی ، رئیس مجلس ششم و دبیر کل حزب اعتماد ملی و مهندس میر حسین موسوی ، نخست وزیر سابق ایران. یکی به نسبت خونی خود با اصلاح طلبان اصرار می کند و دیگری معتقد است نزدیک به نود درصد دوستانش را اصلاح طلبان تشکیل می دهند.
به هر حال با خروج سید محمد خاتمی از عرصه انتخابات ، احزاب مهم اصلاح طلب از جمله کارگزاران ، مشارکت و سازمان مجاهدین از داشتن کاندیدایی که در صورت پیروزی بدون قید و شرط به آنها در دولت کرسیهای قابل اعتنایی اختصاص بدهد محروم شدند.
زمان و شرایط کنونی جامعه نیز به احزاب اصلاح طلب اجازه نمی دهد کاندیدای دیگری را معرفی کنند. معرفی کاندیدای جدید تنها به تقسیم آرا و شکست در انتخابات آینده منجر خواهد شد.
شاید به هر حال این شرایط برای حزبی همچون مشارکت -والبته سایر احزاب اصلاح طلب- یک فرصت طلایی باشد. مشارکت که در چهار سال دولت احمدی نژاد نتوانست به بازسازی حزبی بپردازد شاید اینبار بتواند در سایه یک رئیس جمهور میانه رو این امر محقق کند.
اما گرچه با شروع سال جدید اکثر رسانه های داخلی در تعطیلات به سر می برند اما همچنان دغدغه انتخابات افراد زیادی را به خود مشغول کرده است.
تا جاییکه یک جوان ایرانی از کانادا در ویژه برنامه آغاز سال جدید بکه خبری بی بی سی فارسی مهمترین آرزوی خود را پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آینده و بهبود شرایط کشور عنوان می کند.
در همین حال پیام باراک اوباما نیز بسیاری را امیدوار نمود تا با کاهش تنش در روابط ایران و آمریکا ، شرایط از هر نظر بهبود پیدا کند. گرچه این انتظار ممکن است کمی طولانی گردد. شاید به همین دلیل اشتیاق برای روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب در ایران نیز فزونی یافته است.
اما بسیاری معتقدند که اگر قرار باشد کاندیدای نهایی اصلاح طلبان از میان میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتخاب گردد شانس و اقبال رفرمیستها به شدت کاهش خواهد یافت.
رضا یکی از خوانندگان وبلاگ در همین مورد معتقد است: «با توجه به خروج خاتمی از انتخابات، سه گزینه کروبی، موسوی و احمدی نژاد کم و بیش پایگاه اجتماعی(نه سیاسی) نزدیک به هم دارند(مردم متوسط به پائین) در این شرایط حاکمیت با کاندیدا کردن قالیباف به راحتی می تواند همه معادلات را بر هم بزند در آن صورت احتمالا احمدی نژاد و قالیباف به دور دوم خواهند رفت.»
این تحلیل رضا اتفاقن در این روزها هوادارن زیادی دارد. رضا در ادامه این راهکار را نیز ارائه می دهد: «موسوی و کروبی را ول کنید و به فکر اتحاد با طرفداران اصلاحات ساختاری باشید، آنها می تونند رای زیادی از آرای خاموش سالهای اخیر را به صحنه بیاورند.
به عنوان پیشنهاد می تونید یک کاندیدای حزبی مثل عارف یا نجفی را معرفی کنید و عبد الله نوری هم به عنوان معاون اولش معرفی بشود - بدین صورت عملن کاندیدای اصلی عبد الله نوری خواهد بود- اما شورای نگهبان با عارف/نجفی طرف خواهد بود.»
تحلیل ها از این دست روز به رو افزایش یافته و اتفاقن طرفداران زیادی نیز دارد. شاید به همین دلیل است که زمزمه هایی از کاندیداتوری سید محمدرضا خاتمی به گوش می رسد. اتفاقی که نسل دوم اصلاح طلبان به شدت از آن استقبال خواهند کرد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیهای از انهدام چند شبکه اینترنتی «برانداز» خبر داد. این شبکهها آنطور که در اطلاعیه مرکز بررسی جرائم سایبری سپاه پاسداران آمده است، فعالیت سازمان یافته «ضد دینی، امنیتی، فرهنگی و عفت عمومی» داشتهاند.
در اطلاعیه مرکز بررسی جرائم سایبری سپاه آمده است که اعضای بازداشت شده این شبکهها اعتراف کردهاند که از سوی «سرویسهای امنیتی کشورهای بیگانه» حمایت میشدهاند. این مرکز همچنین اعلام کرده است که اعضای این شبکهها «با طراحی و تشکیل شبکههای پیچیده به قصد پیشبرد اهداف دشمن در قسمتی از پروژه براندازی نرم» فعالیت میکردهاند. [+]
دیروز نیز شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی در ویژه برنامه ای بخش هایی از اعترافات این افراد را منتشر نمود که به ارتباط با تلویزیون صدای امریکا در جهت ترویج فساد و فحشا اذهان می نمودند.
به نظر می رسد ارتباط دادن میان فعالیت های اینترنتی و ترویج فساد و فحشا و همچنین سیاسی نمودن سایت هایی با محتوای پورنو با عنوان راهکاری برای افزایش فشار به منتقان انتخاب شده است.
ظاهرن بخشی از حاکمیت حساسیت های جامعه را دریافته و در تلاش برای سناریو نویسی در مورد این حساسیت هاست. در حالی که در واقع بی هویتی اجتماعی ناشی از مدیریت ناتوان اجتماعی، انحطاط اخلاقی را در پی داشته است.
انحطاطی که حاصل آن صدها مورد تجاوز به محارم ، افزایش روز افزون تن فروشی زنان متاهل و خیانت مردان ، در نقاط مختلف کشور است. اموری که شنیدن اخبار هر روزه آنها عادی می نماید.
اگر براندازی صورت پذیرد نه از طریق وبلاگ نویسان، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی یا فعالیت زنان و کارگران و دانشجویان بلکه به واسطه انحطاط اخلاقی جامعه رخ خواهد داد.
سقوط ارزشهای انسانی که منشا آن مدیریت ناسالم اجتماعی، تحقیر و تضعیف حقوق مدنی شهرندان توسط حکومت و عدم توجه به حقوق بشر و فساد دستگاه های دولتی و خصوصن انحرافات موجود در نیروی انتظامی و قوه قضائیه می باشد




