تبليغاتX
اصلاحات
روزی روزگاری در ایران

کیهان در یادداشت روز خود به قلم سعدالله زارعی پس از مقدمه چینی های بی مایه و استدلال های بی اعتبار اینگونه نتیجه می گیرد که دلیل شرکت اصلاح طلبان در انتخابات با کاندیدایی همچون سید محمد خاتمی پیروزی نیست.
نویسنده کیهان مدعی است که اصلاح طلبان می دانند در نهایت پیروز این رقابت اصولگرایان خواهند بود به همین دلیل برای ضربه زدن به نظام نقشه ی دیگری دارند.
زارعی می نویسد: «هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. آیا آنان وقتی در یک روش به بن بست می رسند به روش دیگر روی نمی آورند؟ آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند.»
اشاره یادداشت نویس کیهان به ترور سعید حجاریان ظاهرن توسط سعید عسکر و کشته شدن عزت ابراهیم نژاد در جریان فاجعه کوی دانشگاه تهران است.
در آن زمان کیهان و دیگر رسانه های همسو، انگشت اتهام ترور حجاریان به سوی مشارکتی ها و سازمان مجاهدین انقلاب گرفته بودند. در ماجرای قتل ابراهیم نژاد نیز نیروهای ملی مذهبی را متهم نمودند.
به هر حال باید این مقاله کیهان را بسیار جدی تلقی نمود و اذعان کرد که برادر حسین و دوستانش علنن خاتمی را تهدید به قتل کرده و با اشاره به رخدادهای قبلی به عزم راسخ خود در این زمینه تاکید تموده اند.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خبرگزاری فارس که پس از رجانیوز به در حمایت همه جانبه از احمدی نژاد شهره است در حالی که در پروژه اصولگرایان برای فشار به خاتمی برای عدم ورود به انتخابات نقش ویژه ای را بازی می نمود سیاست تازه ای را در پیش گرفته است.
فارس در خبری به نقل از سایت تغییر از نامه گلایه آمیز میر حسین به خاتمی خبر می دهد: «چرا با وجود اينكه به شما احساس تكليف می كنم اما قصد ندارم به اين زودی اعلام نامزدی كنم و تا ارديبهشت بايد منتظر ماند، در مورد من اينگونه صحبت كردید و سریعا اعلام حضور كردید؟»
یک روز پس از این خبر فارس خبری را در آرشیو خود منتشر نمود که در آن خاتمی ارسال چنین نامه ای را تکذیب کرده بود. فارس در پایان این خبر می نویسد: «پيش از اين برخی سايت های نزدیک به حزب اعتماد ملی از ارسال نامه گلايه آميز مير حسين موسوی به خاتمی خبر داده بودند. »
جالب آنکه در این دوخبر لینکی از خبر دیگر با عنوان اخبار مرتبط نیست تا خواننده از کل ماجرا مطلع گردد. اما نکته اصلی سناریو فارس برای دامن زدن به اختلاف میان هوادران کروبی و خاتمی و القای اختلاف میان میر حسین و خاتمی است.
در حالی که کاملن عیان سات میان سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی همراهی و همکاری بسیار نزدیکی وجود داشته و خاتمی نیز از ایجاد و افزایش تنش با کروبی پرهیز می نماید.
به هر حال با نزدیک شدن به زمان انتخابات باید همچنان شاهد و منتظر افزایش خبرهایی از این دست از خبرگزاری فارس بود.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
آنچه امروز در جریان بازی ایران و کره جنوبی اتفاق افتاد قابل پیش بینی بود. از دید یک تماشاگر حرفه ای فوتبال باید اعتراف کنم که فرصت طلایی موفقیت از دست علی دایی پرید.
شاید تا دقیقه 80 این بازی بود که همه چیز به سود مربی با اراده و البته مغرور ایران پیش رفت و او نمای یک مربی مسلط را از خود نشان داد.
اما دقیقه 82 این بازی کابوس علی دایی بود. دایی نشان داد هنوز بر خلاف دوران حضور در تیم ملی ، مرد روزهای سخت مربیگری نیست.
تعویض های عجولانه ی دایی و حضور برهانی و اکبرپور در حالی اتفاق افتاد که این تغییر نفرات ضریب خطر را برای تیم ملی ایران به شدت بالا برد.
این دو تعویض بیشتر نتیجه احساساتی شدن دایی بود تا حسابگری و دلایل فنی. حضور برهانی در زمین به جای هاشمیان می توانست دقیق 70 بازی اتفاق بیفد و تیم ایران در ضد حمله ها زهردار تر عمل کند.
تعویض شجاعی نیز چندان صحیح به نظر نمی رسید. تغییر باقری و حضور شجاعی در پست باقری شاید توان هافبک کند و سنگین ایران را بالاتر می برد.
در همین حال خلا مهدوی کیا ، خسرو حیدری و جباری و حتی تیموریان نیک بخت احساس می شد. ما همچنان از نبود نابغه هایی چون علی کریمی بی بهره ایم. مردان لحظات سرنوشت ساز.
به هر حال فرصت جبران همچنان باقی است. شاید این تساوی علی دایی را هشدار بنماید و شرایط تیم ملی ارتقا یابد. باید همچنان از تیم ملی حمایت تمام عیار نمود.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
سایت بنیاد باران از حمله به سید محمد خاتمی در هنگام حضور در راهپیمایی گرامیداشت پیروزی انقلاب در تهران خبر می دهد.
«این افراد با سر دادن شعار‌هایی همچون مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق، مرگ بر خاتمی، دولت آمریکایی نمی‌خوایم نمی‌خوایم قصد حمله به آقای خاتمی را داشتند که حاضران مانع از این کار شدند. تعداد انگشت شمار اعضای گروه‌های فشار حامی احمدی‌نژاد با خود بی‌سیم و البته چوب به همراه داشته‌اند.
برخی از حامیان دولت نهم که هنگامی که شعار احمدی احمدی حمایتت می‌کنیم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمایتت می‌کنیم مواجه می‌شدند .»
این اقدام را شاید بتوان نقطه تولد دوباره گروه های فشاری دانست که در دوره هشت ساله دولت اصلاحات در مراسم سخنرانی های ، تجمع های دانشجویی ، مراسم فرهنگی و حتی مذهبی رفرمیستها حضور فعالی داشتند.
با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد از این گروها فعالیت چندانی دیده نشده بود. بنظر می رسد با اعلام کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات بخش هایی از حاکمیت دچار ترس شده و در پی اعمال فشار بر خاتمی هستند.
گرچه این فشارها ممکن است در اراده خاتمی برای حضور در عرصه انتخابات بی تاثیر باشد اما این احتمال را نباید نادیده گرفت که این تحرکات می تواند عملکرد آینده اصلاح طلبان را با نوعی محافظه کاری و کندروی روبرو نماید.
این حمله همچنان پیامی روشن برای محمد خاتمی است که بخشی از حاکمیت از هر ابزاری برای حفظ وضعیت موجود استفاده خواهد کرد.
 
منبع : جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خبرگزاری ها امروز گزارش دادند احمدی‌نژاد در جمع مردمی که به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در میدان آزادی تجمع کرده بودند، گفت که ایران آماده گفتگو در فضای «عادلانه و احترام متقابل» است.
در همین حال احمدی‌نژاد پیش‌تر گفته بود که پیش‌شرط این مذاکرات، عذرخواهی اوباما از مردم به خاطر دخالت‌های ۶۰ ساله حاکمان آمریکا در امور داخلی ایران و عدم حمایت از اسرائیل است. برخی خبرگزاری ها این سخنان احمدی نژاد را به تغییر لحن ایران در قبال امریکا تعبیر کرده اند.
اما شناخت صحیح از فضای سیاسی و ادبیات دولت مردان ایران این واقعیت را آشکار می نماید که آنچنان که در جهان غرب مرسوم است سخنرانیهای مسوولان نمی تواند ملاک نظر و عملشان قرار بگیرد.
احمدی نژاد و دیگر دولت مردان ایران ممکن است در یک روز چند سخنرانی ایراد نماید که در اتفقن در یک موضوع خاص نظرات نه کاملن مشابه ابراز نمایند.
این موضوع به عدم رعایت ادبیات دیپلماتیک و عدم درک حساسیت هایی که نسبت به سخنان مسوولان در سطح بین الملل وجود دارد.
سخنان احمدی نژاد در مورد افسانه خواندن هولوکاست و تغییر آن سخنان به «تردید در مورد آمار کشته شدگان یهودی جنگ جهانی دوم» و یا بزغاله خطاب قرار دادن مخالفان تنها نمونه های کوچکی از این کج سلیقگی ها است.
در مورد رابطه و یا مذاکره با امریکا تنها سخنان مورد قبول را رهبری جمهوری اسلامی بیان خواهند نمود و اتفاقن تاکنون در کمترین تناقض و یا تغییری در این رابطه در سخنان آیت الله خامنه ای مشاهده نشده است.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
«احمدی نژاد با بيان اينكه راهپيمایی می‌تواند یک ملت را 20 سال جلو ببرد و موانع سنگين را از راه بردارد، تاكيد كرد: برای اینكه به قله‌های كمال و پیشرفت برسیم نیازمند تلاش و مجاهدت هستيم و ساده‌ترين راهی كه ملت ایران برای نشان دادن اين تلاش‌ها انتخاب كرده‌ حضور در راهپیمایی است.»
بر طبق سخنان احمدی نژاد اگر 30 سال عمر جمهوری اسلامی را در عدد 20 ضرب کنیم الان باید 600 سال کشور به جلو رفته باشد. حتی اگر چهار سال دولت احمدی نژاد به تنهایی محاسبه شود باید 80 سال به جلو رفته باشیم. البته نسبت به چه زمانی در گفته های احمدی نژاد مشخص نیست.
همچنین مشخص نیست که چگونه ممکن است با حضور در راهپیمایی به این همه پیشرفت دست یافت. بنظر می رسد این فرمول جدیدی است که می تواند به عنوان یک نسخه منحصر به فرد برای بهبود وضعیت جهان ارائه شود.
پس بهتر است همه کارخانه ها ، سازمان ها ، دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی و غیره غیره را تعطیل کنیم و هر روز یک راهپیمایی برگزار کنیم. در ان صورت در طول یک سال به اندازه کل تاریخ بشر جلو خواهیم رفت و بلکه بیشتر.
به قول احمدی نژاد این ساده ترین راه مجاهدت برای رسیدن به قله های کمال است. و البته همین راه های ساده دولت نهمی هاست که کشور را به این فلاکت و بحران انداخته است.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
بنظرم رسید باید یک توضیح مختصر در مورد چند مطلب اخیرم [ 1 , 2 ] بدهم. انتقادات من نسبت به مجموعه اصلاح طلبان و برخی عملکردهای سید محمد خاتمی اتفاق تازه ای نیست.
اما در روزهای پیشین لزوم مجاب نمودن خاتمی برای حضور در انتخابات ، پذیرش نمایندگی خواست نیروهای ترقی خواه و تلاش برای تغییر شرایط، ایجاب می نمود که روی بحث اعلام کاندیداتوری خاتمی تمرکز شود.
به اعتقاد من خاتمی بهترین گزینه ی موجود و البته صاحب حداقل صلاحیت از نظر حاکمیت برای پیشبرد جریان رفرم خواهی در ایران است.
اما کیفیت کار ایشان و مجموعه اصلاح طلبان حکومتی قطعن به شیوه حمایت و سطح انتظارات ما بستگی دارد. براستی تنزل خواست های ترقی خواهانه به دولت منهای احمدی نژاد اقدامی فریبکارانه قلمداد خواهد شد.
نفی احمدی نژاد بدون ارائه برنامه و اهداف مشخص ، منطبق بر خواست عمومی -حتی اگر این اهداف محقق نگردد- بی فایده خواهد بود. اگر بواقع حتی از طرح این مباحث می هراسیم، بحث شرکت در انتخابات و حمایت از خاتمی بی مورد است.
بنظر می رسد خاتمی بیشترین ضربه را از ناحبه کسانی خواهد خورد که در پی حداقل هایی هستند که در شرایط موجود آنها را با خطری روبرو نکرده و ترکیب نیروهای موثر اصلاح طلبان حوزه ی اجرایی کشور را دچار تغییرات زیادی نکند.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خاتمی پس از کش و قوسهای فراوان کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود. در حالی که هنوز مدت زیادی از این خبر نمی گذرد حجم اخبار و مطالبی که در اینباره نوشته شده، قابل توجه است.
برخی سایتها ، خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای تنها به نقل خبر اکتفا کرده اند، برخی حضور خاتمی را مثبت ارزیابی نموده و از او اعلام حمایت نمودند و برخی دیگر نیز از جهات مختلف حضور خاتمی را مود انتقاد قرار داده اند.
ابطحی در مطلبی می نویسد: «نیروهای مختلف و به­ خصوص جوانانی که به بهبود زندگی آینده­ ی خود فکر می­کنند، حتماً تلاش مهرمحوری را آغاز می­کنند و در برابر بداخلاقی­ها با رفتار مثبت خود پیروزی آقای خاتمی را تضمین می­کنند.»
اینکه آیا می شود بدون تغییر نگاه و عملکرد اصلاح طلبان در قبال جامعه، جوانان امروز را همچون سال 1376 فراخواند و ار آنها تلاش مهرمحوری طلب نمود جای تردید جدی دارد.
ابطحی می افزاید: «هم­گرائی نیروهای مرجع و تأثیرگذار، به خصوص نخبگان برای یک­پارچگی اصلاحات، توقعی است که اگر برآورده نشود، در برابر تاریخ و آینده­ی ایران پاسخی نخواهند داشت.»
باید پرسید آیا دولت آینده خاتمی در قبال این توقع می تواند انتظارات و خواسته های نیروهای مرجع و تاثیرگذار را نمایندگی نموده و برآورده نماید؟ این کلیدی ترین سوالی است باید خاتمی نسبت به آن تضمین های روشنی بدهد.
بحث برآوره کردن انتظارات از نمایندگی و دفاع از خواسته های قانونی جامعه دو مورد جدا از هم و با توجه به توزیع قدرت در نظام سیاسی ایران قابل درک است. اما اگر اراده ای برای طرح و دفاع از خواسته های عمومی نباشد آیا توقع حمایت بی جا نیست؟
در همین حال نیک اهنگ کوثر از منتقدان جدی سید محمد خاتمی در وبلاگش در مطلبی می نویسد:«همه حرف من این است که کسی که می‌خواهد رای بیاورد، باید روشش را هم بلد باشد و در عین حال بداند که برای مقابله با طرف مقابل داشتن برنامه لازم است!»
نیک آهنگ دلایلی دیگر را هم مطرح کرده اما به نظر می رسد این مورد از همه مورد قبول تر است. باید قبول کرد که دوری نیکان از فضای ایران و زندگی در جامعه ای دموکراتیک شاید بیش از حد ظرفیت ایران او را آرمانخواه کرده است.
حاجی واشنگتن نیز نوشته است: «آقای خاتمی کاندیدا شد تا طرفدارانش هیزم تنور انتخابات شوند و رسانه های خارجی بگویند: "به به چه تنور گرمی!". بعضی دیگر هم البته می گویند: "به به، چه نون داغی!"».
من از جمله کسانی بودم که در حد توانم برای ترغیب ایشان برای کاندیداتوری تلاش کرد. اما همانطور که پیش از این نیز گفتم حمایت از خاتمی برای من بی قید و شرط نیست و فکر می کنم گروه های اثر گذار نیز باید در این مورد دقت نمایند و برای رای و حمایت خود از اصلاح طلبان بهایش را طلب کنند.
شاید به همین دلیل هم بیشتر به نظرات منتقدان حضور خاتمی پرداخته ام که البته به نظر می رسد در اقلیت نیز باشند. بزودی در مطلبی دیگر به نقش مدیران اصلاح طلب دولت هشت ساله خاتمی در تضعیف اصلاحات خواهم پرداخت، موضوعی که همچنان می تواند جریان رفم خواهی را در ایران تضعیف نماید.
پی نوشت:
» این مطلب سید ابراهیم نبوی را از دست ندهید.
» لیلا در وبلاگ خود از امید برای تغییر نوشته است
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
چندی است که وب سایت خرداد با عنوان پایگاه هواداران اصلاحات ساختاری با محوریت کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات اتی ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.
حضور دکتر احمد زید آبادی به عنوان یکی از چهره های اثر گذار بر این جریان اهمیت ویژه ای را به هوادارن اصلاحات ساختاری و نظرها و دیدگاه هایی را که طرح می نمایند بخشیده است.
در این میان می توان فعالیت این طیف از رفرمیستها را هم به مثابه فرصت قلمداد نمود و هم به شکل تهدید و آفت ارزیابی کرد.
وجود اصلاح طلبان ساختاری ، ریتم اصلاحات را در کشور نظم می بخشد و هزینه کوتاهی ها و اهمال کاریهای اصلاح طلبان حکومتی را افزایش می دهد. آنها می توانند به مثابه دولت در سایه در درون ارودگاه رفرمیستها عمل نمایند.
این بخش از رفرمیستها همچنان می توانند حلقه وصل میان بخش قابل توجه ای از جامعه خاموش ایران و دولت اصلاحات به عنوان بخشی از حاکمیت باشند.
در همین حال طرح برخی موضوعات نیز می تواند موجودیت این جریان تهدید نماید. شعار «تغییرات ساختاری» اگر به نحوی طرح گردد که بخش های صاحب قدرت از حاکمیت احساس کنند جایگاهشان در خطر است برچسب براندازی در انتظار رفرمیستهای ساختاری خواهد بود.
اصلاحات، تن دادن به سنت مدارا و تسامح است اما اگر بخشی از جامعه احساس کند موجودیتش در خطر قرار می گیرد دیگر به قواعد بازی شبه دموکراتیک موجود نیز پایبند نخواهد بود و دقیقن اینجا پاشنه ی آشیل روند اصلاحات خواهد بود .
باید در ابتدا رفرمیستها به این باور برسند که هم استراتژی های به ظاهر واقع بینانه و تند روی هایی که صف بندی ها و خط کشی ها را در درون نظام سیاسی ایران پر رنگ نماید و شرایط را به سوی هستی و نیستی یک جریان ببرد به یک میزان ویران گر و خطرناک هستند.
گرچه همچنان باید توجه نمود طرف صاحب قدرت و تاثیرگذار، همچنان حاضر نیست به بازی کاملن دموکراتیکی در سیاست تن در دهد و شرایط امروز را مطلوب می پندارد. تا این اندیشه نیز تغییر نکند ، تضمین ها و تسامح اصلاح طلبان نیز نه به خیرخواهی و دور اندیشی که به ناتوانی تفسیر می گردد. عرصه صحبت در این باره همچنان فراخ است.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
چندی است که وب سایت خرداد با عنوان پایگاه هواداران اصلاحات ساختاری با محوریت کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات اتی ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.
حضور دکتر احمد زید آبادی به عنوان یکی از چهره های اثر گذار بر این جریان اهمیت ویژه ای را به هوادارن اصلاحات ساختاری و نظرها و دیدگاه هایی را که طرح می نمایند بخشیده است.
در این میان می توان فعالیت این طیف از رفرمیستها را هم به مثابه فرصت قلمداد نمود و هم به شکل تهدید و آفت ارزیابی کرد.
وجود اصلاح طلبان ساختاری ، ریتم اصلاحات را در کشور نظم می بخشد و هزینه کوتاهی ها و اهمال کاریهای اصلاح طلبان حکومتی را افزایش می دهد. آنها می توانند به مثابه دولت در سایه در درون ارودگاه رفرمیستها عمل نمایند.
این بخش از رفرمیستها همچنان می توانند حلقه وصل میان بخش قابل توجه ای از جامعه خاموش ایران و دولت اصلاحات به عنوان بخشی از حاکمیت باشند.
در همین حال طرح برخی موضوعات نیز می تواند موجودیت این جریان تهدید نماید. شعار «تغییرات ساختاری» اگر به نحوی طرح گردد که بخش های صاحب قدرت از حاکمیت احساس کنند جایگاهشان در خطر است برچسب براندازی در انتظار رفرمیستهای ساختاری خواهد بود.
اصلاحات، تن دادن به سنت مدارا و تسامح است اما اگر بخشی از جامعه احساس کند موجودیتش در خطر قرار می گیرد دیگر به قواعد بازی شبه دموکراتیک موجود نیز پایبند نخواهد بود و دقیقن اینجا پاشنه ی آشیل روند اصلاحات خواهد بود .
باید در ابتدا رفرمیستها به این باور برسند که هم استراتژی های به ظاهر واقع بینانه و تند روی هایی که صف بندی ها و خط کشی ها را در درون نظام سیاسی ایران پر رنگ نماید و شرایط را به سوی هستی و نیستی یک جریان ببرد به یک میزان ویران گر و خطرناک هستند.
گرچه همچنان باید توجه نمود طرف صاحب قدرت و تاثیرگذار، همچنان حاضر نیست به بازی کاملن دموکراتیکی در سیاست تن در دهد و شرایط امروز را مطلوب می پندارد. تا این اندیشه نیز تغییر نکند ، تضمین ها و تسامح اصلاح طلبان نیز نه به خیرخواهی و دور اندیشی که به ناتوانی تفسیر می گردد. عرصه صحبت در این باره همچنان فراخ است.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
آدرس جدید وب سایت جمهور  http://www.jomhour.info

نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
«این سخنرانی به نوعی به استرتژی آینده ی آقای خاتمی در ریاست جمهوری هم اشاراتی دارد که تذکر به واقعیت های غیر قابل انکار آرایش سیاسی و قدرت در کشور و تنظیم سطح توقعات، جزئی از این استراتژی واقع بینانه ی او است.»
این بخشی از آخرین نوشته سید محمد ابطحی با عنوان «اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی و استراتژی واقع بینی» است که در مورد کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده و استراتژی سیاسی که در پیش خواهد گرفت اشاراتی دارد.
پیش از این نیز خاتمی در جمع فعالان نهادهای غیر دولتی به نوعی مبانی نظری دولت آینده خود را تشریح کرده بود. شناخت این مبانی به فعالان سیاسی و مدنی کمک خواهد نمود که بدور از هر گونه فضاسازی ها و عدم درک صحیح پیام خاتمی انتظارات خود را تنظیم و یا نسبت به اخذ مواضع صریح تر در قبال عملکرد احتمالی او تصمیم گیری نمایند.
از هم اکنون باید مشخص می گردد دفاع و حمایت جامعه مدنی ایران، روشنفکران، روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق زنان از خاتمی بدون انتظار و بی چون و چرا نخواهد بود.
سخنان اخیر خاتمی -و مضمون نوشته اخیر ابطحی- پیام امیدوار کننده را در خود جای نداده است. محدود نمودن حضور خاتمی در انتخابات به «دفع بلایی به نام احمدی نژاد از کشور» بسیار ساده انگارانه و غیر قابل دفاع است.
حتی اصلاحاتی که خاتمی از آن سخن می گوید که به واقع با آنچه باید رخ بدهد فاصله زیادی دارد، با موضع گیری هایی از این دست نیز محقق نمی شود.
این گونه وادادگی و پذیرش قدرت مطلقه رقیب چگونه می تواند شهروندان را به مشارکت در انتخابات و حمایت از اصلاح طلبان ترغیب کند.
گرچه ابطحی از این جمله « حوادث و انفاقات سیاسی وموضع گیری های دولتی در چهارسال گذشته اثبات کرد که باید واقع بین بود» تفسیر به پذیرش شرایط موجود و مساحمه کاری می کند اما به واقع تجربه این 4 سال نشان داد می توان تصمیمی اتخاذ کرد در حالی که همه علمای قوم، نمایندگان مجلس ، خطبای نماز جمعه و رسانه های گروهی با آن مخالفت نمایند و همچنان بر سر نظر خود ایستاد.
اگر در اندیشه مردان خاتمی تغییر رفتار حاکمیت اینچنین دست نیافتنی است پس چگونه می توان انتظار تغییر ساختارهای معیوب و غیر دموکراتیکی را داشت که سد راه توسعه و پیشرفت کشور شده اند؟
با این اوصاف بازی انتخابات دهم فرای نتیجه آن، بازی از پیش باخته اصلاح طلبانی است که شاید تنها سودای حضور مجدد در قدرت را دارند.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خبرگزاری فارس در خبری می نویسد: «صادق محصولی وزیر کشور از محل احداث خط 3 بی آر تی در اتوبان بسیج در جنوب شرق تهران به طور سرزده بازدید و از نزدیک مشکلات مردم منطقه را بررسی کرد.»
در ادامه گزارش فارس آمده است: «وزیر کشور پس از گفتگو با مردم اظهار داشت: با توجه به تماس های مکرر مردم با وزارت کشور مبنی بر مشکلات بوجود آمده در بزرگراه بسیج از این مسیر بازدید کردم تا مشکلات مردم را بررسی کرده و راه‌حلی برای آن پیدا کنیم.»
شاید در نگاه اول این خبر چندان با اهمیت به نظر نمی رسد و تنها از توجه و ریز بینی وزیر کشور دولت نهم خبر می دهد. وزیر کشوری که حتی نسبت به مشکلات احداث خطوط ویژه اتوبوس نیز حساس است.
مرجع رسیدگی به مشکلاتی ازاین دست ابتدا شهرداری و سپس استانداری استان مربوطه است و ورود وزارتخانه ها به موارد اینچنینی کم سابقه است.اگر قرار باشد مشکلاتی در این سطح در تماس با وزارتخانه ها پیگیری شود برای آن وزارتخانه چه حجمی از مراجعه قابل تصور است؟
در عین حال موضوع مشکلات خطوط ویژه قاعدتن در تخصص کارشناسان حوزه معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران است نه شخص وزیر کشور.
آقای محصولی قرار است چه راه حلی برای مشکلات خطوط بی آر تی ارائه نمایند که از توان متخصصان حوزه معاونت حمل و نقل خارج است.
در همین حال اگر به خبرهای چند وقت اخیر در مورد استان خوزستان مراجعه کنید -و اخبار مشابه در استان های دیگر- با حجم گسترده ای از اخبار آدم ربایی ، قتل ، سرقت مسلحانه در این استان روبرو می شوید.
این خبرها تنها بخشی از حوادثی است که امکان انتشار می یابند و بخشی از حوادث و نا امنی ها به دلایل امنیتی!؟ منتشر نمی شوند.
آیا بهتر نیست وزیر کشور پس از فراغت از حل مشکلات بزرگ و لاینحلی همچون خطوط ویژه اتوبوسرانی جنوب شرق تهران ، برای حل مشکل کم اهمیت نا امنی روز افزون در خوزستان به این استان سفری «سرزده» نموده و چاره ای برای افزایش ایمنی جانی و روانی شهروندان بیندیشند.
واقعیت آنست که این نمایش های خیابانی دولت نهمی ها از پیگیری مشکلاتی که به علت ناتوانی برای آنها راه حلی ندارند مقرون به صرفه تر است.
چه بسا که باید منتظر بود که وزیر راه و ترابری برای رسیدگی به مشکل خط کشی عابرین پیاده بازدید «سرزده» از میدان ونک داشته باشد و وزیر ارشاد اسلامی برای رفع مشکلات دکه های روزنامه فروشی به شکل «سرزده» به چهار راه ولی عصر شرفیاب شوند.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
در حالی خبر پرتاب موشک ماهواره بر سفیر دو که ماهواره امید را در مدار زمین قرار داد ، در بخش های مختلف خبری منتشر می شود که این خبر نتوانسته است به میزان اهمیت موضوع درمیان ایرانیان بازتاب داشته باشد.
اتفاقی که در دیگر کشورها می توانست عامل برپایی جشنی ملی گردد در ایران با بی تفاوتی و تنها ابراز خوشحالی و تبلیغات رسانه های حکومتی همراه بود.
آیا ایرانیان و خصوصن روشنفکران برای پیشرفت های علمی غیر قابل انکار دانشمندان ایرانی اهمیتی قائل نیستند؟ چرا برخی از فعالان سیاسی و اجتماعی با دیده تردید و واهمه این موفقیت ها را رصد می نمایند؟
واقعیت آنست که در ایران هر اتفاق هر چند خوشایندی که موجبات تثبیت و تقویت دولت نهم و مدافعان حفظ شرایط موجودرا فراهم آورد در جامعه روشنفکری و حتی عامه مردم نگرانی هایی را ایجاد می نماید.
احساس نیاز به تغییرات ساختاری و اصلاحات در قانون اساسی و به حاشیه راندن تفکری که امروز بر کشور حاکم است گرچه یک خواست عمومیست اما در عین حال به علت ضعف رفرمیست ها و اپوزیسیون در تحقق این خواست، به نگرانی و واهمه ای حاکم بر فضای سیاسی ایران تبدیل شده است.
پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم غالب «موشک هایی» که حاکمیت در این چند دهه در این کشور هوا نموده است منافع ملی و حقوق عمومی را نشانه گرفته است.
در پایان دهه سوم حیات جمهوری اسلامی، شرایط موجود آیینه تمام نمای فضایی است که عقبه تفکری احمدی نژادیها در این سه دهه در پی آن بوده اند. شرایطی که تضاد میان منافع ملی و منافع حاکمیت به شدت افزایش داده است.
تضادی که حتی موفقیت های علمی و تکنولوژیکی را به خطری برای منافع عمومی تبدیل می نماید. شاید به همین دلیل تنها راه تغییر این شرایط ایجاد همگونی میان منافع ملی و منافع حاکمیت است.
تغییری که باید با تغییر و تعدیل منافع حکومت به سمت منافع ملی و عمومی صورت بگیرد. شاید در آن شرایط است که ماهواره امید می تواند امیدی تازه در زندگی ایرانیان برای بهبود شرایط ایجاد کند.
گرچه بنظر نمی رسد در شرایط موجود کشور و توجه آرایش سیاسی نیروها، عقلانیت لازم جهت تغییر سیاست ها حاکم وجود داشته باشد.
 
منبع: جمهور
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
اصلاحات
<-PostContent->
ادامه مطلب
نوشته شده توسط کاوه یونسی در <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> | لینک ثابت |