تبليغاتX
اصلاحات
روزی روزگاری در ایران
 
در مطلبی با عنوان «صدا و صیما ؛ عشق ورزی ممنوع» بخشی از مقاله ای از سایت راه نو درمورد سانسور قسمتی از سریال «جواهری در قصر» نقل شد که بنظر می رسد صحیح نبود.
گرچه بحث سانسور لجام گسیخنه در صدا سیما درست است و مثال های بسیاری می توان برای آن نقل نمود اما ظاهرا بخش مورد ادعای سایت مذکور در قسمت آینده پخش خواهد شد.
به همین دلیل شایسه دیدم که در مورد این نقل قول عجولانه از جانب خودم عذر خواهی کنم گرچه پایه ی استدلالی مطلب مذکور بر اساس این اشتباه استوار نشده بود.

هفته نامه شهروند به سردبیری محمد قوچانی به همراهی عده ای از روزنامه نگارانی که در شرق و هم میهن فعالیت می کردند توانسته جای خود را در میان روزنامه خوانهای حرفه ای باز کند.
گرچه سیستم توزیع و تیراژ نشریه مشکلات جدی دارد. اما از نظر محتوی و تنوع مطالب قابل توجه است اگر همچون سایر مطبوعات وزین دچار سانسور و توقیف نشود.
همه اینها دلیل نمی شود به این نکته اشاره نکرد که برخی نوشته ها و مقالات این هفته نامه جای نقد جدی دارد. همچنین لوگو آن می تواند بهتر از این طراحی شود.

بالاخره علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی از سمت خود استعفا داد. شایعه ای که از چندی پیش بر سر زبانها افتاده بود. ظاهرا دلیل اصلی این اتفاق اختلاف تیم لاریجنی و احمدی نژاد بود.
دخالت ها و رفتارها و سخنان تحریک کننده -شاید برنامه ریزی شده- احمدی نژاد مانع جدی در برابر مذاکرات لاریجانی با اتحادیه اروپا و خاویر سولانا قلمداد می شد.
در همین حال سایتهای اصولگرایان سعی دارند اینگونه وا نمود کنند که استعفای لاریجانی به دلایل شخصی صورت گرفته و اختلافی میان او و رییس سرکش دولت نهم وجود ندارد.
اما با این اتفاق حاکمیت بیش ار پیش یکدست شد. عملا در این میان دولت سکاندار همه امور کشور است. مجلس هفتم توسط هیات رییسه توان خود را برای نظارت و قانونگذاری از دست داده است.
بخش هایی از قوه قضائیه کاملا همسو و گوش به فرمان دولت رفتار می کنند و برخی نهادها در دولت احمدی نژاد وظیفه قانونگذاری، اجرا و قضاوت و مجازات را همزمان بر عهده گرفته اند.
گرچه محبیان روزنامه نگار اصولگرا در مصاحبه با فارس سعی نمود با گفتن این جمله که «تركيب لاريجانی و احمدی ‌نژاد ثمرات مطلوبی برای كشور داشت» آدرس غلط بدهد اما بنظر می رسد نه ترکیب خوبی داشتند و نه تجزیه خوبی.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
کوروش ضیابری در وبلاگش در مورد اینکه سایت یاهو اسم ایران را از لیست کشورهایی که کاربران سرویسهای مختلف می توانند انتخاب کنند حذف کرده، چند مطلب نوشته است. بدون پرده پوشی باید بگویم به هیچ عنوان لحن مطلبش را قبول ندارم. مخصوصا قسمت هایی را که نسبت به ابراهیم نبوی کم لطفی نموده و می تواند به اصل ماجرا لطمه بزند.
شاید باید آن نوشته را بگذاریم به حساب حس وطن پرستی و البته جوانی ایمان. در گفتگوی تلفنی که داشتیم دلایلش برای دنبال کردن این موضوع منطقی بود و مجاب شدم در این مورد هم مطلبی بنویسم.
من سایت یاهو و هالیوود را همچون ایمان دستگاه تبلیغاتی سیا نمی دانم اما معتقدم باید به شکل واقعی در عرصه بین المللی حساب مردم ایران و دولتش را از هم جدا کنند و این رفتارها نشان می دهد اینگونه نیست.
هیچ دلیل منطقی برای حذف نام ایران از لیست کشورهای کاربر نمی توان یافت. اینکه دولت در داخل کاربران اینترنت را به اشکال مختلف با محدودیت روبرو می کند نباید به خارج از ایران نیز تسری یابد.
بهتر است هرکدام از کاربران یاهو که نسبت به این موضوع حساس است ایمیلی به سلیقه خود به مدیران این سایت بزند و اعتراضش را اعلام کند.
نمی دانم در حالی که در ایران روزانه فعالان اجتماعی و سیاسی دستگیر و به ولایل مختلف چند نفری اعدام می شوند و مطبوعات همچنان زیر تیغ سانسور قرار دارند به چه میزان می توان برای این ماجرا ها زمان صرف نمود.
در حالی که از سویی الهام در دانشگاه شاهد مدعی می شود «به احمدی ‌نژاد و ايمان او به خدا باور دارد» نمازگزاران ملی مذهبی در روز عید فطر مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.
سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر پس از سپری کردن چند ماه در زندان انفرادی، به بیش از هفت سال زندان محکوم می شوند و آنسو تر زهرا دانشجوی دانشگاه همدان در زندان منکرات آن شهر خودش را حلق آویز می کند.
شاید وقتی در سرزمین خودمان ظلم را می بینیم و در برابرش سکوت می کنیم، وقتی در برابر پایمال شدن حقوق انسانی اعتراض نمی کنیم نباید انتظار رفتار بهتری را از سوی جهان داشته باشیم.
چه خوش گفته است حضرت مولانا که «ما همه شیریم، شیران علم / حمله مان از باد باشد دم به دم». در خانه خودمان تحقیر پذیریم و در برابر نامهربانی دیگران فریادمان بلند می شود.
نه اینکه این شرایط را پذیرفته باشیم ، انگار راه دیگری برایمان وجود نداشته باشد. ترجیح می دهیم دم نزنیم و هم رنگ جماعت باشیم.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
سایت خبری راه نو وابسته به حزب کارگزاران ساندگی ایران در مطلبی با عنوان «یانگوم، صدا و سیما و مردم زیر خط قهم» در مورد قسمت اخیر سریال جوهری در فصر می نویسد:
«...امپراتور به یانگوم دل می بندد و از وی می خواهد كه همسرش شود، در كنار همسران دیگری كه انتخاب كرده در حرمسرای خود با آنها مشغول است.
قیچی ناشیانه این سریال ، ‌به قدری رو بوده است كه هر فردی با فهمی اندک از خط سیر ماجرا می توانست به این گونه سانسور كردن پی ببرد.
درواقع پیام اصلی سریال یانگوم نشان دادن پاكیزگی دربار امپراتور نیست بلكه می خواهد بگوید كه دربار كه نمادی از تجمع قدرت و ثروت است ، ‌به انواع فسادهایی كه هر قدرتی میتواند به آن دچار شود، دچار است.»
نویسنده این مطلب معتقد است «آنها برای مردم فهمی قائل نیستند و این نكته را در انعكاس رسانه ای نشست احمدی نژاد از دانشگاه كلمبیا هم بروز دادند و چون فكر می كردند مردم ایران زیر خط فهم هستند».
موضوع تنها فهم مردم ایران نیست. سانسور در ایران تاریخچه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. گرچه در چند دهه اخیر با توجه به اهمیت یافتن مفاهیمی همچون آزادی بیان و حقوق شهروندی دنبال نمودن رفتار گذشته قابل توجیه نیست.
شاید به همین دلیل ست که به نوشته راز نو كارگردانانی كه سالها درخط فكری اين سازمان بوده در مورد سانسور در صدا و سیما می گوید:
«این نكبت سانسور، آفت ویرانگری است كه همه‌ زحمت‌ها را از ریخت می‌اندازد. شما هر چه فریاد برآوردید كه نظام ما در پی دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای ست، با یك سانسور، با بستن یك روزنامه، همه‌ی بافته‌ها رشته می‌شود. رادیو و تلویزیون ما سخت در چنبره‌ی سانسور همه جانبه گرفتارند.»
اما در این مورد و موارد مشابه دلیل اصلی شاید نگاه بیمار گونه ی جنسی است. تا جایی که بیشترین حجم سانسور در سریال های خارجی و حتی داخلی مربوط به روابط عاطفی شخصیت های داستان هاست.
این روابط تنها از نوع جنسی و جسمی نیست. صدا و سیما حتی از نمایش روابط عاطفی روحی و ابراز محبت های کلامی نیز پرهیز می کند. در حالی که قساوت و تنفر را براحتی به تصویر می کشد.
اگر به همان میزان که در نشان دادن پلیدی ها و ناهنجاریها میدان فعالیت فراغ بود به روابط انسانی و عواطف بها داده می شد جامعه ما کمتر دچار مشکلات و معضلات جاری بود.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خبرگزاری فارس در خبری با عنوان «زندگی ‌نامه دوريس لسينگ برنده كرمانشاهی نوبل ادبيات 2007» بیش از پیش آلودگی فضای خبر رسانی دولتی در ایران را به نمایش می گذارد.
این خبرگزاری ساعات پش از انتشار این خبر زیر تیتر «سكوت خبرگزاری ‌های بين ‌المللی به دليل ايرانی ‌الاصل بودن لسينگ» این نکته را به خوانندگان القا می کند که در مورد برنده شدن لسینگ سگوت خبری جهانی وجود دارد.
اما در متن خبر آمده است: «در حاليكه خبرگزاری ‌های بين‌ المللی از احتمال برنده شدن یک نويسنده آمريكایی به عنوان مهم ‌ترين نامزد نوبل ادبی امسال خبر می ‌دادند، با برنده شدن «دوريس لسينگ»، ايرانی ‌‌الاصل بودن وی را مسكوت گذاشتند».
این خبرگزاری همچنین اضافه می کند :«خبرگزاری ‌ها بدون اشاره به ایرانی تبار بودن لسینگ با انتخاب تيتر نوبل ادبی امسال به دوريس لسينگ انگليسی رسيد از اين رويداد ادبی خبر دادند».
جالب است که دروغ پردازی های این سایت در خبر مربوط به زندگی نامه ی این نویسنده کاملا مشخص شده است. طبق قوانین ایران به کسی ایرانی الاصل گفته می شد که پدرش ایرانی و یا تابعیت ایران را طبق قانون کسب کرده باشد.
قوانین ایران برای محل تولد جهت اخذ تابعیت جایگاهی قائل نیست. پس به هیچ عنوان این نویسنده با پدر و مادر انگلیسی اش را نمی توان کرمانشاهی خواند حتی اگر محل تولد کرمانشاه باشد.
از سوی دیگر ایرانی تبار و یا ایرانی الاصل خواندن این نویسنده بنظر مضحک و خنده دار است وقتی هیچ کدام از والدین او تبار و نژاد ایرانی ندارند. ایرانی تبار به معنی اینست که پدر و یا اجداد این نویسنده ایرانی بوده اند.
اگر واقعا در پی کسب افتخار هستیم بهتر است به شیرین عبادی توجه کنیم. او که یک ایرانی اصیل و برنده ارزشمندترین نوبل جهانی است. نوبلی که به حقوق انسان ها توجه دارد.
تنها نوبل ایرانی ، نوبل صلح شیرین عبادی است که رسانه ها و خبرگزاری و مسوولان حکومتی نه تنها توجهی به آن نکردند بلکه در جهت کوچک شمردن آن اتفاق تلاش زیادی نمودند.
اینگونه دروغ پردازی ها و خبرسازی ها واقعا در شان یک رسانه ی خبری معتبر نیست. در حالی که صدها هزار کودک افغانستانی متولد ایران را ایرانی الاصل نمی دانیم و با وجود ریشه مشترکشان با ما مورد ظلم و بی عدالتی قرار می دهیم.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
این خیمه شب بازی ها برای چیست؟ برای فریب خلق الله است یا نمایش قدرت در رسانه ها؟ اگر عوام هدف است که این جماعت نیازی به این بازی ها ندارند. اینها بر خلاف ظواهر به خوبی حاکمانشان را می شناسند.
اگر هم برای خواص است و رسانه ها که بیشتر موجب آبروریزی است و رسوایی. دیروز دانشگاه امیر کبیر و کلمبیا بود و امروز دانشگاه تهران. حتما اینبار هم افتخار افریدی و حماسه کلمبیا تکرار شد.

BubbleShare: Share photos - Halloween contest

پشت درهای بسته در میان قشون اجیر شده و از میان صفوف به هم فشرده نیروهای انتظامی و امنیتی عبور کردن و به سالن دانشگاه رسیدن و مبارز طلبیدن که هنر سرداری نیست.
فکر کردی درها که بسته شد، نامحرمی که نبود، پروژه امیرکبیر و علم و صنعت و دفتر تحکیم هم که خوب اجرا شد، دیگر صدا بر نخواهد خواست. ترس از دار و درفش، دانشجویان را هراسان خواهد کرد.
نشان دادی که نه دانشگاه های ایران را می شناسی و نه دانشجویانش را. هنوز بعد از 2 سال و اندی تکیه زدن بر مسند قدرت حتی توان نداری که اسباب بزرگی را فراهم کنی.
آنچه که در دانشگاه تهران شنیدی، آنچه سال پیش در امیر کبیر اتفاق افتاد، و آن فریادها و صداهایی که نمی شنوی و یا نمی خواهی که بشنوی، صدای آزادی خواهی و ظلم ستیزی جنبش دانشجویی ایران است.
حالا بگذار صدا و سیما، روزنامه ها و سایت های رنگارنگ و کم مایه هوادارات از حماسه ی دانشگاه تهران بنویسند. یا مجیز گویانی که در قامت وزیر در کابینه ات جمع شده اند از معجزات رخ داده قصه بسازند.
اما برای ما معجزه آن اتفاقی بود که در دانشگاه امیرکبیر رخ داد و دیروز در دانشگاه تهران تکرار شد، معجزه مجیدتوکلی ، احمد قصابان ، احسان منصوری ، صباح نصری و هدایت غزالی اند. یاران در بندمان را می گویم.
برای ما دکتر بشیریه ، سمتی ، مجتهد شبستری و عالم زاده اعجاز این دورانند. و هنوز آغاجری و کدیور و حجاریان در خاطر ما هستند.
معجزه بچه های دفتر تحکیم ، فعالین حقوق زنان ، کارگران نیشکرهفت تپه ، معلمان اخراجی و رانندگان اتوبوس واحد اند. معجزه صالحی است و اسانلو . سهیل آصفی و هادی قابل و همه آنهایی که قلبشان برای آزادی می طپد.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خبرگزاری فارس به نقل از رئيس مركز موسيقی و سرود صدا و سيما گزارش می دهد که برای بهرمندی بيشتر از اركسترهای صدا و سيما، از فرهاد فخرالدينی و لوریس چكناواريان برای همكاری دعوت خواهد شد.
مدت زمان زیادی نمی گذرد که روزنامه کیهان به سردبیری حسین شریعتمداری جمعی از نخبگان فرهنگ و هنر این ملک را به اتهام تلاش در جهت براندازی نرم مورد شماتت قرار داد و آنها را سربازان ارتش انقلاب مخملی نامید.
اما بنظر می رسد سربازان این ارتش آنچنان مورد توجه واقع شده اند که احمدی نژاد به دیدن اجرای چکناواریان می رود و صدا و سیما برای جلب نظر ایشان برای همکاری تلاش می کند.
گرچه شاید اینگونه ابراز علاقه ها بیشتر برای بهره بردن از اعتبار و مقبولیت هنرمندان باشد اما به هر حال عرض ادب و احترام به دردانه های فرهنگ و هنر ایران و حتی جهان امری پسندیده است.
بهتر است در این راستا دولت نهم، صدا و سیما، روزنامه ی کیهان و دیگر مراجع ذیصلاح نسبت به تجلیل و استفاده مناسب از هنر بزرگان دیگری همچون آیدین آغداشلو ، کامبیز درم بخش ، پرویز تناولی و نادر مشایخی و ده تن دیگر اقدام کنند.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
خبرگزاری فارس: رئيس شوراهای حل اختلاف قزوين گفت استفاده كنندگان از ماهواره در استان طی 6 ماهه نخست سال جاری 160 ميليون و 700 هزار ريال جريمه شدند.
این خبر را فارس در حالی منتشر می کند که چندی پیش احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی شبکه ی سی بی اس مدعی شد در ایران برخوردی با دارندگان ماهواره صورت نمی گیرد: « این مصوبه مجلس بوده اما اکثریت مردم ایران اتفاقن از ماهواره استفاده می کنند و برخوردی هم صورت نگرفته است».
در حالی که شخص اول اجرایی کشور معتقد است اکثریت مردم بدون مشکل از ماهواره استفاده می کنند یک مقام قضایی در قزوین در این باره می گوید: «ماهواره ابزاری قوی جهت آلوده كردن جامعه اسلامی و جوانان ما در دست دشمنان نظام است».
این احتمال بعید نیست که بزودی خبرهایی در مورد برخورد و مجازات همجنس گرایان در ایران منتشر شود.زیری تیتر درشت این سخن احمدی نژاد که: ما در ایران همجنسگرا نداریم».

پاورقی:
» شما می توانید در ستون سمت چپ وبلاگ در بخش خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید و ضمن دریافت مطالب اصلی وبلاگ، لینک های روزانه، روزنوشته ها، عکس های نگاتیو و ویدیوهای هشت میلیمتری را دریافت نمایید.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
امروز روز قدس بود. به نوعی نماد حمایت از مردم فلسطین برای دست یابی به حقوق انسانی خود. گرچه شاید این روز هم دچار بازی های سیاسی شده باشد و مفهوم واقعی خود را از دست داده باشد.
از سوی دیگر این سوال مطرح است که چرا این روز در بین خود مردم اراضی اشغالی و یا حتی بخش های خودگردان اهمیت و اعتبار کافی را کسب نکرده.
اما موضوع این نوشته فلسطین و روز قدس نیست و یا اینکه به واقع چه راه انسانی و قابل اجرایی برای احقاق حق مردم فلسطین می توان یافت. موضوع نگاه گزینشی به بحت عدالت و آزادی است.
در حالی که این روزها تمام شبکه های صدا و سیما به پخش برنامه هایی در مظلومیت مردم فلسین می پردازد اتفاق دیگری در ان سوی قاره آسیا در حال وقوع است. راهبان برمه ای خسته از حکومت دیکتاتوری چند دهه ای نظامیان در حرکتی آرام به خیابان آمدند تا اعتراض خود را به نبود دموکراسی در آن کشور اعلام کنند.
حرکتی که چند روزی ادامه یافت و در نهایت با برخورد تند نظامیان با صدها هزار نفر راهب و مردمی که به حمایت از آنها برخواسته بودند به خشونت کشیده شد.
اما نحوه ی پخش اخبار این حوادث در صدا و سیمای ایران جالب توجه بود. گوینده یکی از بخش های خبری پس از اشاره به چند درگیری در فلسطین و چند انفجار در عراق، اینگونه اخبار نا آرامی های برمه را منعکس کرد:
«عده ای از وابستگان به کشورهای خارجی سعی کردند نا آرامی هایی را در کشور برمه ایجاد نمایند که با دخالت دولت مواجه شدند. شورشیان از سوی دولت های غربی و امریکا حمایت می شوند.»
در بخش های دیگر هم کمترین اشاره ای به حکومت نظامیان در برمه و سرکوب آزادی خواهان و هوادارن دموکراسی در آن کشور می شد. شاید علت این ماجرا نام و نحوه این حرکت بود: انقلاب زعفرانی که مورد حمایت غربی هاست.
ما از کره شمالی و سوریه حمایت می کنیم چون با آمریکا دشمنی می کنند. از چچن و مسمانان بالکان حمایت نمی کنیم چون آمریکا حامی آنهاست. این دوگانگی شامل حال فلسطینی ها هم می شود.
تا جایی که آشکارا در تلاش حکومت خودگردان و ابومازن برای دستیابی به صلح کار شکنی می شود و حماس را علیه آنها تحریک می کنیم. در این شرایط دم از عدالت و صلح جهانی زدن کمی مضحک خواهد بود.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
روز گذشته وزیر امور خارجه فرانسه در مصاحبه با یک شبکه ی فرانسوی برای بار دوم حکومت ایران را تهدید به برخورد قاطع به جهت ماجراجویی های هسته ای و برخی فعالیت های غیر مسوولانه در منطقه نمود.
در همین حال خبرگزاری فارس گزارش می دهد: «وزير امور خارجه فرانسه در اظهاراتی غير واقع بينانه و غير مسئولانه بار ديگر ايران را به تلاش در جهت دستيایی به بمب اتمی متهم كرد».
جالب آنکه پیش از این در پی اظهارات کوشنر مبنی بر احتمال حمله نظامی به ایران خبرگزاری های دولتی و صدا و سیما بارها خبر عذرخواهی وزیر امور خارجه فرانسه را بخاطر تحریف سخنانش توسط رسانه های غربی منتشر نمودند.
اما اینبار به نظر می رسد احتمال تحریف سخنان این مقام فرانسوی خطاب به حکومت ایران وجود ندارد. اما خبرگزاری فارس دلیل دیگری را برای اظهارات کوشنر یافته است:
«به دنبال عقب نشينی آشكار وی از اظهارات قبلی خود، به شدت از سوی صهيونيست‌ ها و دولت اشغالگر قدس تحت فشار قرار گرفت و در آستانه روز جهانی قدس مجددن درصدد برآمد تا برای خوشایندی مقامات صهيونیستی به ايجاد موج آفرینی [...] بپردازد.»
بسیار ساده لوحانه است که فکر کنیم بیان چنین نظراتی ان هم از سوی وزیر امور خارجه فرانسه تنها بر اثر فشار لابی اسرائیل در فرانسه و یا برای خوش آمد تل آویو بیان شده باشد.
بنظر می رسد برخی سعی دارند خطری را که بر اثر اعمال سیاست های غلط دولت احمدی نژاد کشور را تهدید می کند کوچک بشمارند. اقدامی که می تواند برای ایران عواقب ناگوارای را به همراه داشته باشد.
Excerpt: The French foreign minister, Bernard Kouchner, said last month his country had to prepare for the possibility of war against Iran over its nuclear programme.Kouchner repeats it yesterday."It seems that due to the intense pressures of the Zionists and the Israeli regime", Fars News Agency in Tehran said.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
«اگر ناگهان آقای بوش اعلام کند که می‌خواهد به ایران بیاید و در دانشگاه تهران سخنرانی کند، آقای سخنگو [وزارت امور خارجه] باید به این فکر کند که آیا می ‌تواند بستر این امر را فراهم کند؟ این سخنان عملیاتی و قابل تحقق نیست و کاملا شعاری است.»
این سوالی است که جواد جهانگیر زاده نماینده مجلس شورای اسلامی در واکنش به دعوت از رییس جمهور آمریکا برای سخنرانی دانشگاه های ایران مطرح می کند.
دانشگاه کلمبیا، جایی که برای احمدی نژاد به نوعی یاد آور دانشگاه پلی تکنیک تهران شد، پیش از رییس دولت نهم ایران میزبان بسیاری از سیاستمداران آمریکایی نیز بوده است.
سیاستمدارانی که خاطره چندان خوشی از این دانشگاه ندارند. کلمبیا پیشتاز انتقاد به نظام حاکم و سیاست دولت های مختلف در آمریکا بوده است. در سابقه ذهنی آنها بیاد نمی آورند که مسوول دولتی برای سخنرانی خود همراهام موافقی را با خود به دانشگاه آورده باشد.
امری که شاید در دانشگاه های ایران خلافش قابل تصور نباشد. در چنین شرایطی دعوت از هر شخصیت سیاسی برای سخنرانی آزادانه بیشتر به طنزی می ماند که هیچ کس را هم به خنده وا نمی دارد.
روال سخنرانی های مسوولان نظام در دانشگاه ها نشان می دهد همیشه بخشی عظیمی از مخاطبان انتخاب شده و فضای جلسات کاملا کنترل می شود، شاید به جز چند استثنا در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی.
از سوی دیگر احمدی نژاد در سه سفر خود به آمریکا بیش از 10 مصاحبه خبری با شبکه های مطرح آن انجام داده و سخنانش بی کم و کاست و غالبا مستقیما برای مردم آمریکا پخش شده است.
حتی مصاحبه های مطبوعاتی و خبری احمدی نژاد نیز شامل این شرایط شده در حالی که کمتر اتفاق می افتد که سخنان مسوولان آمریکایی بدون تغییر و تقلیل به استماع مردم ایران برسد.
شاید به همین دلیل هم چهره ای بیش از حد اغراق شده و غیر واقعی از آمریکایی ها تصویر شده که در مواجهه ای آزاد بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار خواهد داد و تبعات بسیاری را برای حکومت ایران در پی خواهد داشت.
اما در این دعوت نکته ی دیگری نیز جلب نظر می کند. بنظر می رسد دولتی ها بر خلاف ادعایشان مبنی بر موفقیت حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، در پی تلافی کردن بد اخلاقی هایی هستند که بر رییس دولت گذشت.
به همین دلیل جهانگیر زاده مدعی می شود: «این اظهارنظرهای تشریفاتی واقعیت نمی‌تواند پیدا کند. این سخنان در یک فضای کاملا احساسی گفته می‌شود و می‌تواند حضور شکوهمند رئیس جمهور در آمریکا را تحت ‌الشعاع قرار دهد».
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
به گزارش آفتاب فرمانده كل سپاه در مراسم تودیع فرمانده بسیج عنوان نمودند: «ماموریت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهدیدهای داخلی است و سپس در صورت تهدید نظامی خارجی، به كمك ارتش خواهیم شتافت.»
سردار سر لشکر محمد علی جعفری فرمانده سپاه در بخشی دیگر از سخنان شان می افزایند: «سپاه سازمانی نظامی، سیاسی و فرهنگی است كه بسیج را در رسالت خود همراه می‌بیند».
دو نکته در سخنان ایشان وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه در تعریف تهدیدات داخلی چه مواردی مورد نظر است؟ مطمئنن به خاطر خصلت نظامی سپاه می توان انتظار داشت که تهدیدات مورد اشاره خطر نیروهای قومی مسلح تجزیه طلبی باشد که تمامیت ارضی ایران را نشانه گرفته اند. در این صورت فعالیت سپاه حرکتی قابل تقدیر است.
یا همچون ادعای برخی اقتداگرایان حضور دوباره رفرم خواهان در نهادهای تصمیم گیری نیز جز این تهدیدها محسوب می گردد؟ آن هم در شرایطی که دایره کسانی که حق و اجازه ی حضور و حتی اظهار نظر در مورد مسائل مختلف کشور را دارند آنچنان تنگ شده که نه تنها اپوزیسون داخلی که اکثریت اصلاح طلبان و بخشی از محافظه کارن را نیز شامل شده است.
مورد دیگر اینکه ضروری بنظر می رسد نوع کارکرد فرهنگی و سیاسی سپاه تعریف گردد. این پرسش بسیار مهمی است که آیا سپاه قصد دارد به عنوان سازمانی سیاسی ایفای نقش نماید.
باید مشخص گردد که حضور در انتخابات و تلاش برای ورود به مراکز تصمیم گیری شامل قوه مجریه و قوه مقننه نیز جز برنامه های این نیرو محسوب می گردد. آیا در آن صورت سپاه اولین حزب نظامی ایران نخواهد بود.
خصلت سیاست و بازیهای سیاسی ورود به جناح بندی ها و هواداری و یا مخالفت با نظر سیاسی خاص است. در رقابت های سیاسی اگر همه طرف ها خود را ملزم به رعایت قواعد بازی ندادند پیروزی با جناحی است که از اهرم های قدرت بیشتری برخوردار است.
در آن صورت دیگر شرایط رقابت آزادانه و عادلانه برای تمامی گروه ها و احزاب سیاسی امکان پذیر نخواهد بود. ضمن اینکه باید مشخص گردد اصل عدم دخالت نظامیان درسیاست شامل سپاه می گردد یا خیر.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
در هیاهوی سفر احمدی نژاد به نیویورک و حاشیه هایی که در آن سفر وجود داشت شاید یک اتفاق بود که چندان مورد توجه واقع نشد: تعطیلی و پلمپ دفتر سایت بازتاب متعلق به محسن رضایی بود.
اهمیت این رویداد فقط به خاطر هجمه ای تازه به رسانه ها در ایران نیست. امری که به شکل یک روال طبیعی و هر روزه تبدیل شده بلکه زوایای پنهان این رخداد می تواند مورد توجه باشد.
نزدیک به دو سال پیش در چنین روزهایی بود که سایت بازتاب با انتشار فیلمی از دیدار احمدی نژاد و آیت الله جوادی آملی موضوعی را مطرح نمود که به ماجرای هاله ی نور معروف شد و دولت نهم را به چالشی جدی کشاند.
روایت احمدی نژاد از اولین حضور خود در سازمان ملل و مشاهده ی هاله ای نورانی که اطراف او را فرا گرفته است. این ادعا با انتقاد و حتی تمسخر بسیاری از جناح ها و فعالین سیاسی و مذهبی روبرو شد.
از آن زمان به بعد بازتاب -با وجود حضور در اردوگاه اقتدارگرایان- در برهه های زمانی مختلف توانست مسائلی را در سطح رسانه ها و جامعه مطرح کند که به دلایل مختلف دیگر رسانه ها از طرح آن عاجز بودند.
شاید به همین دلیل بود که زمانی برای تعطیلی این سایت انتخاب شد که مصادف با سفر سوم احمدی نژاد به نیویورک بود. سفری که می توانست حواشی آن کار را بر دولت سخت تر نماید.
با توقیف بازتاب از سویی جریان حاکم، انتقام طرح موضوع هاله ی نور و موارد دردسر ساز مشابه دیگر را از مسوولان سایت بازتاب گرفتند و از سوی دیگر دراقدامیی پیشگیرانه راه انتقاد به اتفاقات سفر سوم احمدی نژاد بستند.
در این شرایط بازتاب سفر اخیر احمدی نژاد در نبود رسانه های آزاد و سکوت خبری چند روزنامه میانه رو باقی مانده و سایت های خبری آنگونه به معرض نمایش افکارعمومی قرار گرفت که دولتی ها می خواستند.
گرچه این موضوع تغییری در آثار زیان بار رفتار و گفتار احمدی نژاد در سازمان ملل، دانشگاه کلمبیا و مصاحبه های مطبوعاتی ایشان در ایالات متحده نخواهد داد.
 
نویسنده: مهدی محسنی وب سایت **جمهور**
Excerpt: Baztab is an Iranian is news website. Although Baztab is an anti-reformist website, it sometimes criticizes Mahmoud Ahmadinejad's government's policies and mostly unveils corruption cases inside the government [Wiki]. The goverment of Mahmoud Ahmadinejad shut down Baztab website. The ministry charged the prestigious BAZTAB with “spreading lies, insults and libels".
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
عطا الله مهاجرانی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران ریاست جمهوری خاتمی که نهایتن زیر فشار محافظه کاران مجبور به استعفا شد در مورد جلسه سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا اینگونه می نویسد:
«رییس دانشگاه که یک وکیل سرشناس و یک مدیر پرسابقه است - پیش از ریاست بر دانشگاه کلمبیا سال ها رییس دانشگاه میشیگان بود- به پنج موضوع اصلی اشاره می کند می گوید این موضوع ها را با صراحت تمام با رییس جمهور ایران در میان می گذارد.
اما «دیکتاتور ستمگر کوتوله» [صفتی که رییس دانشگاه کلمبیا لی بولینجر برای معرفی احمدی نژاد به کار برد] دیگر بحث و موضوع بحث نیست. فحاشی ست. تیتر برای روزنامه هاست.»
قابل باور است که بر اساس اخلاق و خوی آرام و طبع لطیف و کلام همراه با نزاکت و تواضع آقای مهاجرانی، اینگونه سخن گفتن با رییس دولت ایران قابل پذیرش و دفاع نیست.
در ادامه ایشان می افزایند: «رقابتهای سیاسی در داخل و نقد ونظرهایی که به جای خود درست و به هنگام است، نباید موجب شود که در داوری منصف نباشیم.این سخنرانی رییس جمهور و ایران را در موضع مظلومیت و حقانیت قرار داد.»
این سخن که اتفاقات دانشگاه کلمبیا مظلومیت و حقانیت مردم ایران را ثابت نمود حرف بسیار درستی است اما به هیچ عنوان فکر نمی کنم این شرایط شامل حال رییس دولت نهم نیز شده باشد.
جناب مهاجرانی باید بدانند مهم نیست که چند صد آمریکایی سخنان و ادعای های مهرورزانه ی احمدی نژاد را باور کرده باشند، که اگر به ادعای مضحک عدم وجود همجنس گرایان در ایران توجه کنند عیار این سخنان عیان می گردد.
مهم آنست که مردم ایران با گوشت و پوست خود دروغ های رییس دولت نهم را احساس می کنند. وقتی احمدی نژاد از احترام به زن و جایگاه والای آنان صحبت می کند باید حکم زندان و شلاق برای فعالین حقوق زن را بخاطر آورد.
وقتی احمدی نژاد از مباحث آزاد آکادمیک می گوید باید به یاد داشت که چند ده دانشجو بخاطر ابراز نظرات انتقادی نسبت به حکومت در زندانند و به فجیع ترین شکل ممکن شکنجه شده اند. باید به یاد آورد که دولت مهرورز احمدی نژاد چگونه اعتراض و تجمع معلمان، کارگران و زنان را با باتوم و چماق و فحاشی های رکیک پاسخ داد.
18 تیر امسال بود که چند دانشجو تنها به جرم نشستن مقابل دانشگاه شان دستگیر و روزها را در انفرادی سپری کردند. در حالی که دیگر دوستانشان را با عنوان جمع آوری ارازل و اوباش از دفتر ادوار تحکیم ربودند.
نه آقای مهاجرانی! این جلسه حقانیت احمدی نژاد را مشخص نکرد. این جلسه تنها عیان ساخت که رییس دولت نهم حتی وقتی ازعدالت وعشق ورزیدن سخن می گوید به واقع این واژه ها از معنا تهی می شوند.
این مردم ایران بودند که مظلومیت شان در دانشگاه کلمبیا با خنده و فریاد سرزنش حاضران در قبال حرفهای احمدی نژاد به اثبات رسید.
همچنین گرچه شما معتقدید«اسراییل و لی بولینگر باختند» اما ملت ایران است که سالها از پی هم دارد هزینه این برد و باخت های خیالی را پرداخت می کند.
از ژست ها و اداهای وطن پرستانه و ملی که بگذریم باید یک صدا با تمام آزادی خواهان جهان بر سر تفکرات ویرانگر، بیماری که جهان امروز را به چالش کشیده است فریاد بزنیم. این شاید کمترین وظیفه هر روشنفکر است
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
شبکه ی خبری سی ان ان عنوان War Of Words را برای سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا انتخاب کرد. اما به واقع این جلسه چیزی فراتر از جنگ کلمات بود.
شاید بتوان دانشگاه کلمبیا را خواهر خوانده دانشگاه پلی تکنیک تهران لقب داد. جایی که سال گذشته دانشجویان تندترین انتقادات و اعتراضات را نسبت به احمدی نژاد به نمایش گذاشتند.
شاید احمدی نژاد فکر نمی کرد درخواست نماینده دائم ایران در سازمان ملل برای سخنرانی او در این دانشگاه شرایطی را برایش رقم بزند که از آن لحظات بتوان به عنوان سخت ترین روزهای ریاست جمهوری او نام برد.
در این شرایط بود که رییس دانشگاه، رییس دولت ایران را یک Petty and Cruel Dictator نامید و اضافه نمود بر دوش خود مسولیت سنگین نمایندگی تفکرات آزادی خواهانه را در برابر افکاری پلید و شرم آور احساس می کند.
لی بولینگر که پیشتر احمدی نژاد را دیکتاتوری دون مایه خوانده بود، افزود شما به آمریکا آمده اید و آزادانه نظراتتان را بیان می کنید، شرایطی که در حکومت شما برای شهروندان خودتان فراهم نیست.
رییس دانشگاه کلمبیا با اشاره به ابعاد نقض حقوق بشر در ایران، شرایط اقلیت های دینی و قومی، تعرض به زنان، جوانان و مطبوعات خطاب به احمدی نژاد متذکر شد که از او پاسخ های روشن و دقیقی می خواهد.
بولینگر در سخنانش بارها و بارها با کلمات تحقیر کننده و لحنی تند، احمدی نژاد را مورد خطاب قرار داد، شرایطی که در سخنان دانشجویی که در ابتدای جلسه اجازه سخن گفتن یافته بود نیز دیده شد.
در حالی که چندین بار سخنان رییس دانشگاه کلمبیا با تشویق حضار همراه شده بود، احمدی نژاد در پاسخ به سوالی در مورد همجنس گرایان مدعی شد که در ایران هم جنسگرایی وجود ندارد.
پاسخی که در ابتدا خنده بلند اکثریت دانشجویان حاضر در جلسه را به همراه داشت اما وقتی که احمدی نژاد به وضوح با تغییر حالت و عصبانیت پاسخ خود را تکرار کرد، فریاد هو دانشجویان در سالن طنین انداز شد.
شرایط سخت و عذاب آوری که احمدی نژاد با آن روبرو شد کاملا اثرات خود را در چهره و واکنش هایش گذاشته بود. با این حال احمدی نژاد همچنان همه اتهامات رد کرد و مدعی شد در ایران آزادی، رفاه و پیشرفت وجود دارد.
در بیرون دانشگاه نیز جمعیت بسیار زیادی از آمریکایی ها، ایرانیان مهاجر، یهودیان و فعالین حقوق بشر تجمع کرده بودند که اکثریت علیه احمدی نژاد شعار می دادند. شاید عجیب نباشد اگر دیلی نیوز نیویورک این تیتر را برای صفحه اول خود انتخاب کند: Evil At Hell .
Excerpt: The President Mahmoud Ahmadinejad speaks at Columbia University in New York. Columbia pre. calls Ahmadinejad a petty and cruel dictator.

 

نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
محمود احمدی نژاد شاید تنها رییس دولت در تاریخ ایران باشد که می تواند به شکل باور نکردی مسائل و موارد عادی و ساده را به نحوی بیان کند که شنوندگان در بهت و حیرت فرو بروند.
شب گذشته شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی مصاحبه رییس دولت نهم را با اسکات پلی خبرنگار شبکه ی CBS ایالات متحده آمریکا پخش نمود. مصاحبه ای که بیش از همه سرگردانی خبرنگار آمریکای را در پی داشت.
حتی شاید اسکات پلی برای لحظاتی به تمامی داده ها و ادراک خود از جهان شک کرده باشد و به احتمال قوی تر اندیشیده است که ما آمریکایی ها چه آدمهای ساده و صادقی هستیم و بیش از پیش به بوش ایمان یافته باشد!

دربخشی از این مصاحبه احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که چرا مردم ایران از داشتن ماهواره محرومند اشاره نمود:«این مصوبه مجلس بوده اما اکثریت مردم ایران اتفاقن از ماهواره استفاده می کنند و برخوردی هم صورت نگرفته است.»
این سخن به این معناست که رییس دولت نهم، مسوول حسن اجرای قانون، کمترین اهمیتی برای مصوبات مجلس قائل نیست و اعتقاد دارد چون مجلس تصویب نموده به دولت ربطی ندارد و مردم هم که غیر قانونی استفاده می کنند.
از طرف دیگر برخورد نیروی انتظامی را با استفاده کنندگان از ماهواره -و یا پخش پارازیت که برای سلامت شهروندان به شدت مضر است- با وجود ده ها خبر و صدها تصویر منتشر شده در رسانه های جهان رد نمود.
در چنین شرایطی شاید خبرنگار آمریکایی شگفت زده باور نداشت که احمدی نژاد به این صراحت واقعیات مشهود را کتمان می کند و بیشتر احتمال می داد تصاویر و خبرهای منتشر شده جعلی باشد.

در بخشی دیگر از مصاحبه احمدی نژاد به عدم قبول مصاحبه دولتمردان آمریکایی با رسانه های ایران اشاره کرد مدعی شد این مصاحبه بدون کم و کاست پخش خواهد شد.
امری که با تغییر برخی سوالات خبرنگار آمریکایی در هنگام ترجمه و بطور مشخص در مورد
بازدید احمدی نژاد از محل سابق برجهای تجارت جهانی به دیگر وعده های محقق نشده ی احمدی نژاد پیوست.
اما شاید قسمت تلخ و در عین حال کمیک مصاحبه لحظاتی بود که احمدی نژاد -با لحنی کودکانه- مدعی شد راه حل تمامی مشکلات جهان را رفتاری مبتنی بر دوستی، مهربانی، گذشت و رافت است.
جای این پرسش وجود داشت که این مهرورزی و رافت و مهربانی به چه دلیل از دانشجویان، زنان، خبرنگاران، معلمان و کارگران ایران دریغ شده و آنها روزهای زیادی را زیر فشار فزاینده در زندان سپری می کنند.

در حالی که احمدی نژاد برای اثبات بخشی از سخنانش در موردعراق به تظاهرات ضد جنگ ده ها هزار نفری مقابل کاخ سفید اشاره می کرد توضیح نداد که به چه علت تجمع آرام چند صد زن ایرانی در میدان هفت تیر تهران با ضرب وشتم آنان توسط پلیس به پایان رسید.
چرا نزدیک به سی زن و دختر در مقابل دادگاه انقلاب دستگیر و فعالین کمپین به تحمل حبس و شلاق محکوم شده اند؟ چرا تجمع معلمان و کارگران مقابل مجلس توسط نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد؟
چرا ده و صدها معلم و کارگران
اخراج، تبعید و زندانی شده اند؟ آنهم به جرم طرح مشکلات صنفی و تلاش برای اعاده حقوق انسانی و اولیه خود.
وقتی که بدون هیچ واهمه ای دروغ جای حقیقت را می گیرد جهان به ادعاهای حکومت ایران در مورد صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران، عدم دخالت در افغانستان و عراق و لبنان به دیده تردید می نگرد.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
معصومه ناصری در مطلبی با عنوان «عصبانیت یک آدم از محور شرارت» نوشته است: «ببینید احمدی‌نژاد است که باشد، من هم از این آقا خوشم نمی‌آید ولی نمی‌دانم چرا کسی دقت نمی‌کند که این خبرنگار محترم مزخرف گفته است!»
اسکات پلی، مجری برنامه شصت دقیقه، در
مصاحبه با احمدی نژاد می پرسد: آقای رئیس جمهور، شما چه فکری می کردید؟ مرکز تجارت جهانی یکی از حساسترین اماکن در قلب مردم آمریکاست و شما حتما می دانسته اید که حضور شما در آنجا برای بسیاری از آمریکاییها توهین آمیز خواهد بود.
اسکات می افزاید: مردم آمریکا کشور شما را کشوری تروریستی می دانند که تروریزم را به سراسر جهان صادر می کند. شما حتما می دانسته اید که حضور شما بسیاری از آمریکایی ها را خشمگین خواهد ساخت.
پاسخ معصومه اینست که «مگر ما بن لادن ساختیم؟ مگر ما القاعده راه انداختیم؟ مگر ما برج‌های جهانی را ترکاندیم که حالا حضور یک آدم ایرانی در آنجا، هر کسی می‌خواهد باشد باعث آزردگی خاطر آمریکایی ‌ها و توهین به آنها شود؟»
اما معصومه ناصری به این موضوع توجه ندارد که حضور یک آدم ایرانی آمریکایی ها را عصبانی نمی کند، این حضور احمدی نژاد است و مهمتر از آن تفکری که این آدم نمایندگی اش می کند که برای آنها آزار دهنده است.
تفکری که هالوکاست را نفی می کند، وعده ی سقوط حکومت های غربی را می دهد و سخن از نابودی اسرائیل می گوید. اینها همان چیزهایی است که غربی ها را به یاد بن لادن و القاعده می اندازد.
احمدی نژاد از کشوری می آید که پرچم، نماد و هویت ملی آمریکا را به آتش می زنند، مرگ و فروپاشی نظامش را فریاد می کنند و اتفاقا رییس جمهورش -بر خلاف سلف پیشین خود، محمد خاتمی- به این رفتارها افتخار می کند.
عصبانیت آمریکایی ها قابل درک است. شاید از همان جنسی است که
خشم دانشجویان دانشگاه امیر کبیر تهران از حضور و هجوم احمدی نژاد و سیاه لشکر همراهش را بر انگیخت.
به هیچ عنوان به قول شما «این کار یکی از افه‌های خوب سیاسی احمدی‌ نژاد» نیست. او می خواست از کشته شدگان 11 سپتامبر نیویورک برای خود اعتباری دست پا کند و آمریکایی ها با درک این موضوع از این کار جلوگیری کردند.
فراموش نکنیم که در آمریکاست که احمدی نژاد می تواند به دانشگاهش برود و با رسانه ها گفتگو کند و آزادانه هر سخنی را در نفی نظام حاکم به زبان آورد. امکانی که در کشور ما با وجود
آزادی مطلق از شهروندان آن سلب شده است.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
 
اصلاحات