«من میتوانم با اطمینان بگویم كه نیروی قدس كه بخشی از دولت ایران است، اين تسلیحات پیچيده را كه به نیروهای ما آسيب میرساند، تهیه كرده است اما نمیدانم آيا نيروی قدس این دستور را از مقامات ارشد دولتی گرفته است یا خیر.»
بنظر می رسد که خبرگزاری فارس تعمدا و یا به واسطه ی عدم شناخت از سیاستهای ایالات متحده فریب بازی آمریکایی ها را خورده باشد. این نحو بیان اخبار توسط آمریکایی ها در گذشته نیز سابقه داشته است.
آمریکایی ها می دانند نمی توانند به شکل صریح و قاطع خبر دخالت ایران در عراق را عنوان نمایند. حتی اگر اخبار مربوط به این دخالتها حقیقت داشته باشد. لذا سیاست پیشروی گام به گام را اتخاذ نموده اند.
در گام اول اتهاماتی به ایران وارد می گردد. برای قابل پذیرش کردن آن اتهامات در افکارعمومی نسبت به دخالت مستقیم و سیستماتیک حکومت اظهار تشکیک می شود.
با ورود به این مرحله صحت اصل خبر غیر قابل انکار فرض می گردد. و نظرات را بر این مورد متمرکز می کنند که آیا این جریان توسط حکومت ایران هدایت می شود و یا توسط بخشی از نیروهای خودسر.
در هر دو حالت نتیجه یکی است. یعنی افکار عمومی پذیرفته اند ایران، به هر نحوی، در عراق علیه نیروهای ائتلاف اقدامات خرابکارانه انجام می دهد. حتی اگر بپذیریم بخشی از نیروهای خودسر سپاه قدس این حملات را پشتیبانی می کنند.
این همان شیوه ای است که در مورد دولت صدام حسین و ارتباطش با نیروهای القاعده نیز در پیش گرفته شد. آمریکا مدعی بود عراق پس از افغانستان به دومین پایگاه تروریستها تبدیل شده است. گرچه اظهار می داشتند مطمئن نیستند که آیا صدام قطعا از آنها حمایت می نماید یا خیر.
البته می توان از نوع خبر رسانی خبرگزاری فارس اینگونه برداشت نمود که نیروهای هوادار دولت احمدی نژاد به هر شکلی در پی اثبات این مدعی هستند که خطری ایران را تهدید نمی نماید.
گرچه بنظر می رسد با توجه به سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی در مورد امکان مذاکره با امریکا در صورت نشان دادن حسن نیت از سوی آنها و اظهارات ولایتی در مورد تابو نبودن تعلیق غنی سازی، حکومت ایران خطر را بخوبی احساس نموده است.
130 رای حتما از نیمی از نمایندگان مجلس کمتر است گرچه به لطف حضور 254 نماینده در جلسه او توانست با آوردن 2 رای بیش از نصف بعلاوه یک وزیر دادگستری دولت نهم گردد.
وزارتی که بیشتر جنبه ی تشریفاتی داشته و نقش آنچنانی در وضعیت دستگاه قضایی ایران ندارد. با این حال این تعداد رای اندک را می تواند پیامی روشن به دولت احمدی نژاد قلمداد نمود.
البته شاید بخشی از این پیام نیز متوجه فاطمه ی رجبی، همسر غلامحسین الهام و از مدافعان سرسخت احمدی نژاد باشد. او که بارها در مقالات خود دولتهای پیشین و شخصیتهایی همچون خاتمی، هاشمی و روحانی را مورد هتاکی قرار داده است.
همچنین در کتابی با عنوان "احمدی نژاد معجزه ی هزاره سوم" تمجید و ستایش های اغراق آمیزی را نسبت به رییس دولت بیان نموده است.
بنظر می رسد همچنان ستاره بخت دولت در حال افول است. گرچه دولتیان و حامیانشان سعی دارند با فرا فکنی همچنان از بار مشکلاتی که برای کشور بوجود آورده اند شانه خاله نموده و ناکامی ها را متوجه دولتهای پیشین نماند.
در همین حال انتقادات به دولت تا آنجا پیش رفته که سخنگوی دولت خاتمی در واکنشی تند احمدی نژاد را به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی متهم نموده است. رمضان زاده در توضیح دلایل این اتهام گفته:
«احمدینژاد در راهپیمایی 22 بهمن با اشاره به مذاکرات هستهای انجام شده در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و مسئولیت دکتر حسن روحانی در تیم هستهای گفته بود: "وقتی مذاکرات و اسناد را میبینیم، به تنها چیزی که (کشورهای غربی) اعتراف نکردهاند حق مسلم ایران در فناوری هستهای است" که این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد.»
او معتقد است این فرافکنی ها به موضوع هسته ای خلاصه نمی گردد:«میگویند در یک سال گذشته در صنایع نفتی 27 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی انجام شده در حالی که هیچ سندی مبنی بر اینکه این سرمایهگذاری انجام شده و در کجا صورت گرفته ارائه نمیکنند.»
در حالی که ایران به پایان ضرب الاجل شورای امنیت سازمان ملل نزدیک می گردد و آمریکا همچنان به اتهاماتش نسبت به دخالت ایران در عراق می افزاید از حکومت ایران صداهای مختلف و متضادی بگوش می رسد.
به همین دلیل واقعا مشخص نیست که تا لحظه ی آخر بازی هسته ای چه تصمیمی اتخاذ خواهد شد و آیا منتطقه ی خاورمیانه باید منتظر جنگ تازه باشد.
تعدادی از احزاب و گروههای سیاسی عضو خانه ی احزاب ایران با صدور بیانه ای مخالفت خود را با آبگیری سد سیوند اعلام داشته اند. به گزارش خبرگزاری ایلنا در این بیانیه آمده است:
«ارزش بالای باستانشناسی و تاريخپژوهی تنگه بلاغی، تأثير مخرب افزايش رطوبت در منطقه كه نابودی سازههای باستانی دشت پاسارگاد را تسريع خواهد كرد. به ويژه آرامگاه كوروش، نماد جهانی ارجگزاری به حقوق بشر. نابودی حداقل هشت هزار اصله درخت 500 ساله كه به دليل واقع شدن در ناحيه رويش ايرانی- تورانی از نظر تنوع و ذخيرهگاه ژنتيكی، منحصر بهفرد و دارای اهميت ويژهای هستند و تخريب اين جنگلها به معنای فنا و نابودی كامل طبيعت منطقه است.»
در ادامه ی این بیانیه آمده است:
«تشويش افكار عمومی و از دست رفتن اعتماد، مهمترين آسيبی است كه از آبگيری سد سيوند حاصل میشود. سرمايه ملی هزينهشده برای ساخت اين سد - كه متأسفانه اكثر آن در یکسال اخير و همزمان با اعتراضها به ساخت آن هزينه شده است- قابل قياس با سرمايه انسانی و اثر روانی ناگواری نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگی اين مرز و بوم خواهد داشت.»
31 حزب و گروه از جمله سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم،سازمان دانشآموختگان (ادوار تحكيم وحدت)، حزب مردمسالاری، حزب اراده ملت ايران، جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان،حزب اتحاد ملی ايران، حزب سبز، حزب مردم، حزب مستقل كار از جملهی امضا کنندگان این بیانیه هستند.
امید است با تداوم اعتراضات داخلی و تلاش بسیاری از ایران دوستان در خارج از مرزها از آبگیری این سد جلوگیری و در جهت حفظ میراث چند هزار ساله ایران تلاش گامی مهم برداشته شود.
رفرمیستهای حکومتی همه چیز را در چهارچوبهای اسلامی آن تعریف می کنند. جامعه مدنی ما برخواسته از مدینه النبی می شود و نهایتا مردمسالاری پسوند دینی می یابد و حقوق بشر به صفت اسلامی مزین می گردد.
تحول خواهان برانداز نیز به کمتر از سکولاریزه کردن جامعه تن نمی دهند و همه چیز را از این زاویه بررسی می نمایند. که البته هر کدام نیز الگوی مشخصی از حکومت را تبلیغ می نمایند.
اما آنچه گاهی مغفول می ماند هدف اصلی تحول خواهی است.بهبود وضعیت موجود. امری که بسیاری در انقلاب 1357 در پی آن بودند و به هر علتی تا کنون محققق نشده است.
شاید به همین دلیل است که باید مبارزات زنان ایران مخصوصا در این چند سال اخیر مورد توجه قرار بگیرد. آنها صحبت از تغییر برای برابری می کنند و خواسته های کاملا مشخصی دارند.
کمتر به چهارچوب ها می اندیشند و بیشتر در پی آنانند که در شکل حکومت کنونی حداکثر تغییرات را اعمال نمایند و این مشخصه می تواند رمز پیروزی و موفقیت این جریان باشد.
مهم کسب آزادی و محترم شمردن شدن حقوق انسانی زنان به عنوان یک حقیقت است. اینکه در کدام الگوی حکومتی این موضوع محقق می گردد در درجه ی دوم اهمیت قرار می گیرد.
شاید به همین دلیل است که روزنامه نگاران و فعالین حقوق بشر به طور عام باید در تلاش برای تحمیل خواسته های مشخص خود به حکومت باشند و نه ارائه ی الگوهای نوین حکومتی که همانا وظیفه ی سیاست پیشگان و فعالین سیاسی است.
تجربه ی انقلاب 57 مشخص نمود تغییرات بنیادی نمی تواند متضمن پیروزی و کسب موفقیت بیشتر باشد. گرچه ایجاد تغییر در سیستم کنونی نیز با هزینه ها و دشواریهای بسیاری همراه است اما بنظر می رسد تنها راه عملی و موجود ماست.
پاورقی:
نمی توانم این احساس را انکار کنم که نسبت به کاری که توسط زنان در حوزهی حقوق مدنیشان صورت می گیرد بسیار خوشنودم. و بر این اعتقاد که این تلاش حرکتی انسانی است نه لزوما زنانه و فمینیستی. باید مورد توجه و حمایت همه ما قرار گیرد حالا به هر شکل ممکن.
به این علت که در ایران بخشی از تضییع حقوق شهروندان بر اساس نص صریح قانون صورت می پذیرد و شمایل کاملا حقوقی را داراست. مثلا در بخش حقوق زنان و یا اقلیتهای مذهبی این مسئله جایگاه محکمی در قوانین مدنی ایران یافته است.
بخشی از بی عدالتی ها و نقض حقوق شهروندان، مربوط به اصول محقق نشده ی قانون اساسی یا مربوط به سلیقه ی حکومت در احقاق این حقوق می باشد مثلا موضوع حقوق قومیتهای مختلف ایرانی.
در هر حال برای تبیین حفوق مدنی شهروندان، جز تغییر در رفتار و نگاه حاکمان نیاز به تغییر برخی قوانین کنونی نیز احساس می گردد.
من جمله در بخش مربوط به حقوق سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه با وجود قانون نظارت استصوابی، اطلاع رسانی و آزادی بیان با قانون فعلی مطبوعات و آزادی اجتماعات و فعالیت گروههای سیاسی تحت لوای قوانین موجود امکان پذیر نیست.
در مبارزه برای احقاق حقوق شهروندان، پیشگامی زنان قابل تقدیر و توجه است. آنچه که امروز به نام کمپین یک میلیون امضا مطرح می گردد نمونه ی عملی برای داشتن قوانینی عادلانه و متمدنانه تر است.
رفتاری و تجربه ای که می تواند الگوی بسیاری از تلاشها برای تغییر قوانین ناعادلانه و بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران قرار بگیرد. مرحله ی کنونی تلاش برای گذار از جامعه ی مدنی به قوانین انسانی است.
قوانینی که بیشتر قرابت را با حق محترم شمردن آزادی های فردی و حقوق اجتماعی شهروندان داشته باشد.
این موضوع از آنجا اهمیت مضاعفی می یابد که متوجه شویم در صورت نهایی شدن این طرح میزان نمایندگی مجلس هفتم از 4سال به 5 سال افزایش خواهد یافت و نمایندگان یک سال را به عنوان وکیل منافع شخصی خود در مجلس سپری خواهند نمود.
در شرایطی که برغم مخالفت حقوقدانان و كارشناسان و مخالفت صريح مركز تحقيقات شورای نگهبان قانون اساسی و رییس قوه ی مقننه بخش نسبتاً عمده ای از نمايندگان مجلس به این طرح رای مثبت دادند.
این عمل نمایندگلن این شائبه را تقویت نمود که بسیاری از آنها حاضرند به نام مصالح ملی و قانون اساسی، با تصويب طرحی كاملا منفعت طلبانه، سياسی و غير اصولی، منافع و تمايلات شخصی خويش را دنبال نمایند.
جالب آنکه در زمان برگزای انتخابات مجلس هفتم برخی از امامان جمعه و مراجع و روحانیت منتسب به اصولگرایان مدعی شدند اسامی این نمایندگان به تصویب و تایید "امام غایب" رسیده است.
در حقیقت اگر هر دولتی بجز دولت احمدی نژاد بر مسند امور تکیه زده بود هم اکنون این مجلس هفتم بود که در کانون توجهات و انتقادات قرار می گرفت. از این نظر دولت نهم و سو مدیریتش برای مجلس نعمتی عظیم محسوب می گردد.
زمان زیادی از تصویب طرح از پیش شکست خورده تثبیت قیمتها و موارد مشابه آن در مجلس هفتم نمی گذرد و بخوبی می توان بخاطر آورد که چگونه نومجلسان با شوق فراوان از کنترل دستوری قیمتها خبر می دادند و از این کشف جدید، ذوق زده شدند و وعده ی ژاپن اسلامی دادند.
حالا پس از نزدیک به سه سال نه تنها به ژاپن اسلامی نرسیدیم که همان ایران به ظاهر اسلامی مان هم با هزار درد و بیماری که داشت در معرض خطرات جدی قرار گرفته است.
آری! همه چیزمان به همه چیزمان می آید. مجلس مورد تایید امام غایب و دولت مورد حمایت هاله های نورانی بر سر ویرانه نمودن آنچه تاکنون به بهایی گزاف ساخته شده، در رقابتی تنگاتنگ بر هم سبقت می گیرند و آنچه به جا می ماند رنج و درد بی پایان مردم است.
در ادامه نیز این سید دوست داشتنی نوشته اند: «واقعاً هم ممکن است که برای مسائلی مثل حقوق بشر اصرار به تحریم و بردن پرونده ی ایران به شورای امنیت را داشته باشد ولی قطعاً پرونده ای به نام حقوق بشر نمی تواند اجماع جهانی را ایجاد کند.
وضع پرونده ی حقوق بشر در خیلی از جاهای دنیا بد است. همه آسیب پذیرند ولی تنها پرونده ای که می تواند دنیا را علیه ایران متحد کند – چنان که کرده است – و کشور را تا تحریم و مرز جنگ نظامی پیش ببرد پرونده ی هسته ای است.»
من در درستی و نادرستی تحلیل بالا بحثی ندارم. اما مطلبی که بنظرم در نوشته جناب ابطحی مغفول مانده، بحث مهم وضعیت حقوق بشر در ایران است. آیا مهم است که اصلا برای وضعیت حقوق انسانها اجماع جهانی شکل بگیرد؟
حقیقت آنست که ایران به توجه به پیشینهی تاریخی و اهمیت جهانی در ردیفهای ابتدایی حکومتهایی است که به نقض حقوق شهروندان خودش دست می زند. و بخش عمده ای از این مسئله به صورت قانونی و سازماندهی شده رفتار می گردد.
مثلا در مورد حقوق زنان و یا اقلیتهای قومی و مذهبی، قانون اولین ناقص حقوق مدنی شهروندان محسوب می گردد. در مورد آزادی مطبوعات و فعالیتهای سیاسی که وضعیت تاسفبار تر است.
دقیقا به همین دلیل است که بسیاری بر این اعتقادند که حکومت ایران مسئله ی هسته ای را بهانه قرار داده تا موضوع نقص آزادیهای مدنی و حقوق بشر در داخل ایران مورد توجه قرار نگیرد.
حتی به بهانه ی فشارهای بین المللی و تهدید امنیت ملی، امکان فعالیت گروه ها و نیروهای مدافع آزادیهای اجتماعی و حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی و جنسی را محدود سازد. پس چه بهتر که داستان حق مسلم همچنان بر مدار هسته بچرخد و حقوق بشر را قربانی نماید!
پاورقی:
» عکس: قرمز [نگاتیو]
در همین حال سخنان تند مقامات فرانسوی که همیشه مشی مسالمت جویانه ای نسبت به ایران داشتند این گمانه را تقویت نمود که موقعیت بین المللی ایران بیش از گذشته در خطر افتاده است.
در امریکا نیز تحرکات ضد جنگ برخی مقامات پیشین برای جلوگیری حمله ی ایالات متحد امریکا به ایران کماکان در جریان است.در همین حال هیلاری کلینتون یکی از کاندیداهای دموکراتها برای ریاست جمهوری اعلام داشت باید برای ایران راه حل نظامی را مد نظر قرار داد.
در ایران نیز یکی از نشریات نزدیک به سپاه پاسداران با انتشار مقاله ای صراحتا آمریکایی را به اقدامات تلافی جویانه در پی دستگیری چند ایران در اربیل عراق تهدید نمود.
در این مقاله ادعا شده است که در هرجای دنیا با توجه به گستردگی نیروهای امریکا امکان دسترسی به آنها و یا به مخاطره انداختن سلامتشان وجود دارد.با بسیاری بیان این مسائل تنها بر ادعای امریکایی ها مبنی بر دخالت ایران در آشوبهای عراق صحه می گذارد.
در همین حال در تازه ترین موج انتقادات به عملکرد احمدی نژاد سایت بازتاب با انتشار سخنان سعید امامی ازعاملین قتلهای زنجیره ای -که با خوردن (و بقول کروبی خوراندن) داروی نظافت در زندان خودکشی نمود- مدعی شده نفی هولوکاست اولین باز توسط امامی مطرح شده است.
بازتاب مدتی است که نسبت به رفتارهای احمدی نژاد، مخصوصا عملکرد چند تن از مشاوران و وزرا و همچنین جهت گیری های سیاست خارجی دولت نهم انتقادات تندی را منتشر می نماید.
در این بین هرچه فضا به سمت رادیکالیزه شدن پیش می رود، دولت نهم نیز بر رفتار های تند خود می افزاید، سانسور روزنامه ها و سایتهای خبری را گسترش داده و بر تنگ ترکردن فضای عمومی اصرار می ورزد.
امری که نه تنها درمان دردهایی که دولت نهم بر کشور وارد نموده نیست، بلکه می تواند معضلات جدید و واکنشهای تندی را از سوی جامعه در پی داشته باشد .
پاورقی:
» پاسخی بر دروغگویی اخیر آقای درخشان [فرناز سیفی]
» اقدام سراسری برای اعتراض به فیلترینگ بالاترین [بالاترین]
» عکس: خطری نیست!؟ [نگاتیو]
مهدی یک رهبر با دانش و با روحیه بود که تا بدین لحظه به داشتن چنین دوستی افتخار می کنم چون مهدی با فعالیتهایی که انجام می داد و به خصوص روابط عمومی بسیار عالی مهدی که همین باعث جذب نیروهای جدید می شد و پس از بسته شدن کانون در سال ۱۳۸۳ که به علت جو موجود در دانشگاه و به خصوص بی لیاقتی افراد در شورای مرکزی )و نبود مکانی جهت تبادل نظر و گفتمان بهترین راه از طریق اینترنت و وبلاگ نویسی بود که در این راه هم مهدی پیش قدم شد و با وبلاگی تحت عنوان جمهور
توانست قابلیتهای گذشته خود را در قالبی دیگر به نمایش بگذارد که ما هم به پیروی از همین مسئله توانستیم تحت عنوان وبلاگ نویسی در این زمینه گام برداریم و با کمک مهدی بود که توانستیم در این راه موفق باشیم دیروز وقتی که می خواستم به وب سایت مهدی (جمهور.او آر جی) سر بزنم متاسفانه فیلتر شده بود تاسف از این جهت که دسترسی به آن مشکل شده است و از این جهت خوشحال هستیم چون اینقدر موثر و خوش قلم بوده که پس از وبلاگ جمهور وب سایت اون رو هم فیلتر کردند
آقای مهدی خان محسنی منتظر می مانیم
جالب است که محول نمودن امور به مردم در بسیاری از موارد می تواند از آفت ها و مفاسد جلوگیری نماید. ثبات اجتماعی را تضمین و رضایتمندی عمومی ایجاد نماید.
بنظر می رسد این قاعده در مورد مسائل مذهبی و دینی نیز صحیح است. عقاید مذهبی تا زمانی که در چهارچوب های حکومتی و دولتی قرار نگرفته اند و به قولی دولت متولی مذهب نگشته، برای مردم قابل پذیرش ترند.
شاید عاملی که مردم را در انقلاب 1357 به سوی روحانیون سوق داد، منش حکومت پیشین در عدم دخالت در امور دینی و مارکدار نکردن عقاید مذهبی بود. لذا مردم بر اساس اعتقاد خود حکومت را به دست مذهبون سپردند تا شاید به نوعی عقاید و شعائر مذهبی خود را قوت بیشتری بخشند.
گرچه شاید به سبب دین حکومتی و ارائه ی قرائتی خاص از مذهب نه تنها این شعائر و عقاید تقویت نشد بلکه جامعه امروز ایران دچار یک بنوع دین گریزی -وحتی دین ستیزی - هم شده است.
باورهای دینی مردم برخواسته از دیدگاه ها و برداشتهایشان از مسائل مذهبی است. نظامند نمودن و یکسان سازی باورها امری غیر ممکن و دشوار است. بکار گیری سازو کار قانونی نیز در این موارد جز هجمه به حقوق مدنی شهروندان کارکرد دیگری ندارد.
شاید به همین علت است که در جوامعی که دین از حکومت کناره می گیرد اخلاقیات رنگ بهتری دارد و اشکال افراطی لائیسم و یا مذهب ستیزی کمتر مشاهده می گردد.
محرم و یاد واقعه ی کربلا بهانه ای بود برای گریز به لزوم جدایی دین از دولت برای حفظ حقوق شهروندان و جلوگیری از تخلیه جامعه از باورهایی که در مقاطعی می تواند کمک کننده به تثبیت شرایط اجتماعی و روانی جامعه باشد.
دولت نهم که پیش از این نیزبه صورت مشخص دوبار ارادت خود را به فعالین حقوق زنان نشان داده بود، اینبار نیز اقدام به بازداشت فرناز سیفی، طلعت تقی نیا و منصوره شجاعی، روزنامه نگار، فعالان جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان نموده است.
می توان حدس زد که با این کار به شکلی کمپین یک میلیون امضا را نشانه رفته اند تا هزینه ی ادامه ی این حرکت و حرکات مشابه را بالا ببرند. حرکتی که فارغ از جریانات سیاسی روز جای خود را در میان زنان یافته و روز به روز نیرومندتر می شود.
اما دستگیری زنان فعال پایان هیچ جریانی نیست اما می تواند آغاز اعتراض جدی تر بخشی از جامعه باشد که تا به امروز از بسیاری از حقوق اجتماعی و انسانی اش محروم مانده است.
گرچه ظاهرا این سه زن به قید کفالت آزاده شده اند اما نباید اجازه داد دولت نهم فکر کند می تواند بدون هیچ واکنشی دست به اقداماتی این چنینی بزند. مبارزه در راه احقاق حقوق زنان مبارزه ای زنانه نیست، تلاشی انسانی برای داشتن زندگی بهتر و شرافتمندانه تر است.
پاورقی:
» واکنش وبلاگستان [بالاترین]
» پاسخگوترین دولت [+]
«آوردنت به اینجا صرفا بیرون کشیدن اعتراف یا مجازات نیست! برای این است که شفایت بدهیم. برای آنکه عاقلت سازیم، به جرمهای احمقانه ای که مرتکب شده ای علاقه نداریم، حزب به کردار علاقه ای ندارد. تنها و تنها به اندیشه اهمیت می دهد.
اطاعت کورکورانه حتی تسلیم مذلت بار ما را راضی نمی سازد. ما رافضی را به این دلیل که در مقابل ما مقاومت می کند نمی کشیم. او را به آیین خود در می آوریم ذهن درونی اش را در اختیار می گیریم نه به صورت ظاهری از صمیم قلب و با جان دل هوادارمان می شود.
حتی لحظه مرگ هم نمی توانیم اجازه ی انحراف بدهیم. زمانی که کار ما پایان بیابد جز تاسف از کردار خویش و عشق به "ناظر کبیر" بر جای نخواهد ماند.»
موضوع پخش تلویزیونی اعترافات نیروهای منتقد نظام به اولین سالهای انقلاب باز می گردد. اعتراف آجودانهای شاه و نیروهای ساواک. پس از آن اولین اعتراف تلویزیون از نیروهای فعال در انقلاب توسط آیت الله شریعتمداری صورت پذیرفت.
در میانه های دهه شصت هم اعترافات مهدی هاشمی نقش بند تصاویر صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود. این روند همچنان ادامه داشت تا پای روشنفکران نیز به این وادی کشیده شد.
برنامه ی هویت که زیر نظر سعید امامی و همکاری حسین شریعتمداری ساخته شد یکی از برنامه هایی بود که در جهت خود تخریبی کامل نیروهای دگراندیش گام بر می داشت.
در سالهای بعد عملیات روانی با قتل دگرباشان و دگر اندیشان -موسوم به قتلهای زنجیره ای- شکل تازه ای به خود گرفت و از فاز اعتراف درمانی به قتل درمانی تغییر یافت.
در سالهای اخیر نیز این روند ادامه داشته است. اعترافات علی افشاری، عباس عبدی، حسین قاضیان، سیامک پورزند، رامین جهانبگلو و حتی تنگ نمودن عرصه بر پیرمرد خوشنامی چون عزت الله سحابی تا مجبور به امضای توبه نامه ای علیه فعالیتهای خود شود.
چند ماه پیش بود که فردی با عنوان آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی در رسانه های داخلی و خارجی مطرح شد. ظاهر امر بر این نکته دلالت داشت که او بعلت خوی و رفتارش توانسته بود افراد بسیاری را به عنوان هوادار خود جذب نماید.
تا جایی که شایع شد در یک مراسم سخنرانی اش در تهران نزدیک به یکصد هزار نفر حضور یافته اند و این زنگ خطری برای راویان رسمی دین بود که رقیبی تازه یافته بودند. در مقابل فشارهای دادگاه ویژه روحانیت، بروجردی از خود مقاومت نشان داد و مرم بسیاری نیز به حمایت از او برخواستند.
این غائله چهل روزی به طول انجامید تا در اواسط ماه رمضان سال گذشته نیروهای انتظامی با حمله به منزل ایشان و تخریب دیوار خانه های مجاور و با دستگیری صدها نفر از مدافعان آیت الله، ایشان را راهی اوین نمودند.
این چهارمین حمله ی خشونت بار نیروی انتظامی از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد حساب می شد. شدیدترین حمله در جریان تخریب حسینیه دروایش گنابادی در قم صورت گرفته بود. دوبار نیز تجمع زنان در میدان هفت تیر و پارک دانشجو سرکوب شده بود.
حال خبر می رسد فیلمی ما عنوان "ندامت وپشیمانی روحانی بیسواد" در برخی از شهرها توزیع شده است. احتمالا به علت اینکه پخش تلویزیونی اعترافات یک روحانی می تواند بازتابهای منفی زیادی در جامعه داشته باشد پخش غیر رسمی این فیلم در دستور کار قرار گرفته است.
در هر حال حتی اگر ادعای این فرد نیز بر پایه ی حقیقت استوار نباشد، اخذ اعتراف در بند و زیر فشار به هیچ عنوان با مبانی اولیه حقوق انسانی مطابقت ندارد و کاملا برخلاف قانون اساسی است که کسب اعتراف به اجبار را منع نموده است.
پاورقی:
* این جمله یکی از سه شعار حزب اینگساک ، ساخته و پرداخته ذهن جورج اورول است در کتاب 1984. دوشعار دیگر این است: جنگ صلح است ، آزادی بردگی است.
در عین حال در ادامه همین خبر عنوان شده است که آیزنهاور در شرق کشور عمان -دریای عمان- مستقر شده و احتمالا بجای آن ناو هواپیمابر "استینس" در خلیج فارس مستقرر خواهد شد.
خبرگزاری آفتاب نیز گزارش داد ناو هواپیمابر استینس و کاروان کشتیهای جنگی همراهش روز سهشنبه بندر برمرتون در ایالت واشنگتن را ترک کردند تا به ناو هواپیمابر آیزنهاور در خلیج فارس ملحق شوند.
پیش از این نیز نیروی دریایی آمریکا مدعی شده بود که کشتی مین روب "گلادیاتور" نیز به خلیج فارس رسیده تا به شش کشتی مینروب آمریکایی و انگلیسی دیگر در این منطقه ملحق شود.
جان راکفلر، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا نیز از احتمال اقدام جورج بوش،علیه ایران در شرایطی که هنوز تردیدها و چیزهای نامعلوم زیادی درباره نیات تهران درخاورمیانه وجود دارد ابراز نگرانی کرد.
در حالی که همچنان کاخ سفید اعلام می دارد گزینه ی نظامی آخرین راه برای مقابله با تهران است شواهد و قرائن به نزدیک شدن به احتمال حملهی نظامی امریکا به ایران حکایت دارد.
تلاش های تازه ی آمریکا برای اعمال تحریمهای تازه علیه ایران که شامل تحریم صادرات نفت، به نوعی آماده باش برای حمله ی نظامی قلمداد خواهد شد.
از سوی دیگر در ایران منوچهر متکی دیروز سه شنبه با حضور در مجلس اذهان نمود که "خاورميانه درحال ورود به يك موقعيت جنگي است". در حالی که در ساعات پایانی شب گذشته احمدی نژاد در مصاحبه با بخش ویژه خبری شبکه دو مدعی شد که جای هیچگونه نگرانی نیست.
در این مصاحبه احمدی نژاد بحث حمله به ایران را تنها عملیاتی روانی قلمداد نمود و با استناد به این موضوع که زمانی در خلیج فارس 140 ناو بیگانه حضور داشته و حالا این تعداد به 100 عدد می رسد احتمال حمله ی به ایران را رد کرد.
همچنین احمدی نژاد افزود: "كارشناسان ما تمام تحركات و توان دشمن را تحليل میكنند و اينها تبديل به يك جمله میشود كه احمدینژاد بيان ميكند". البته بنظر نمی رسد بتوان همچون دیگر مسائل جاری کشور به اعتبار سخنان کارشناسان اطراف رییس دولت نهم خوشبین بود.
در هر حال وضعیت موجود مسوولان تراز اول حکومت ایران را به تکاپو وا داشته است. بیش از همه شایعه بر سر حضور خاتمی و هاشمی و همچنین کروبی در مدیریت بحران موجود قوت گرفته است.
اما باید منتظر ماند که آیا دولت با وجود خوش بینی هایی که از خودش بروز میدهد میدان را به مخالفان خود واگذار می کند و یا با رادیکال تر کردن فضا موقعیت مانور نیروهای معتدل را مشکل تر خواهد نمود.
پاورقی:
» مصاحبه ی دیشب احمدی نژاد حاوی نکات جالبی بود. گرچه بنظر می رسید هماهنگی های قبلی در مورد سوالات انجام گرفته بود. با این حال برخی پاسخ های احمدی نژاد همچون گذشته خارج از قاعده و عرف بود. [نمی دانم واقعا ارزش بررسی دارد!؟]
* برگرفته از شعر رابرت پرنز شاعر انگلیسی "چه بسیار نقشه های موشها و آدم ها که نقش بر آب است" و عنوان کتابی از جان اشتاین بک نویسنده آمریکایی.

نرم افزار آنتی فیلتر سیفون به تاریخ اول دسامبر 2006 منتشر شده است. سیفون نرم افزاریست برای دور زدن فیلترینگ. در استفاده از این نرم افزار کاربران را به دو دسته تقسیم میشوند:
1- کسانی که در کشورهایی با اینترنت آزاد و بدون فیلتر زندگی می کنند مثل کشورهای اروپای غربی و آمریکا و کانادا و...
2- کسانی که در کشورهای با فیلترینگ زندگی می کنند مثل ایران و چین و امارات.
نکته اصلی اینجاست که کسانی که در داخل کشورهای فیلتردار هستند مثل ایران هیچگونه نیازی به نصب نرم افزار ندارند. بنابراین شما هیچ نیازی به رفتن به سایت سیفون و دانلود نرم افزار ندارید. این دسته اول هستند یعنی کسانی که در کشورهای با اینترنت آزاد زندگی می کنند که باید نرم افزار را دانلود و نصب نمایند.
اما اینبار صحن علنی مجلس شاهد اعتراض به قیمت گوجه فرنگی بود. این اعتراض ها تا آنجا قوت گرفت که حتی احمدی نژاد را وادار به واکنش به این موضوع نمود.
گرچه واکنش رییس دولت نهم همچون یک عضو کمیسیون کشاورزی مجلس، انفعالی بود.این نماینده مجلس مدعی شده بود دلیلی ندارد که همه مردم در زمستان گوجه مصرف نمایند!
احمدی نژاد نیز در واکنش به اعتراض نمایندگانی که قیمت 3000 تومانی گوجه فرنگی را یک مصیبت برای اقتصاد ایران می خواندند اظهار داشت: "بیایید از میدان ترهبار نزدیک منزل ما بخرید که گوجه کیلویی 1200 تومان است". در حالی که حتی مبلغ 1200 تومان برای یک کیلو کوجه فرنگی، قیمت بسیار بالایی است.
در همین حال خبرگزاری فارس گزارش داد با افزایش قیمت تخم مرغ به بیش از 100 تومان و گوجه فرنگی به حدود دوهزار تا سه هزار تومان، املت به غذایی لوکس تبدیل شده است.
به باور بسیاری مصرف بی رویه بنزین و یارانه ی چند میلیارد دلاری می تواند پاشنه ی آشیل دولت نهم باشد اما بنظر می رسد گوجه فرنگی توانسته دولت و مجلس اصولگرا را با بحران روبرو سازد.
باید پرسید طرح تثبیت قیمتها و ادعای احمدی نژاد در مورد کاهش نرخ تورم در مورد چه کالاهایی صدق می نماید. ادعاهایی که در زمان تسلیم بودجه سال 86 به مجلس بار دیگر توسط ایشان تکرار شد.
وضعیت نابسامان اقتصادی و احساس خطر ناشی از بی کفایتی دولت در ساماندهی امور ، شایعه طرح عدم کفایت دولت را بار دیگر قوت بخشیده است. اگر چه شاید نوشدارویی باشد پس از مرگ سهراب



