دولت در لايحه بودجه 5/2 ميليارد دلار برای واردات پيشنهاد كرده كه اگر مجلس با نظام سهيمهبندی موردنظر دولت، موافقت كند مبلغ مذكور هزينه میشود. در صورتی كه مجلس با نظام سهميهبندی دولت مخالفت كند، يارانه بيشتر خواهد شد.
اما دراین میان نظر مجلس براين است كه دولت بنزين توليد داخل كشور را سهميهبندی كند و بنزين وارداتی را به نرخ آزاد بفروشد. گرچه دولت بر این نظر خود اصرار می ورزد که بنزین سهميهبندی گردد اما نرخ ثابت بماند تا مشكلات اقتصادی ايجاد نشود.
هر کدام از پیشنهادات فوق ایرادها و مزیتهایی را با خود به همراه خواهد داشت. دو نرخی نمودن بنزین محرک لازم برای سو استفاده و کلاهبرداری در زمینه ی فروش بنزین سهمیه ای به نرخ آزاد را ایجاد می نماید.
در همین حال سود حاصل از قاچاق بنزین به خارج از کشور را کاهش داده و از سوی دیگر با حذف یارانه بنزین وارداتی امکان سرمایه گذاری و توسعه زیر ساختهای حمل و نقل شهری را مهیا خواهد نمود.
اما در صورت تصویب نظر دولت همچنان مسئله ی قاچاق بنزین به کشورهای همسایه و صرف میلیاردها دلار یارانه برای عرضه ی بنزین ارزان قیمت و همچنین ایجاد زمینه ی رانت خواری در سهمیه بندی بنزین به قوت خود باقی خواهد بود.
البته در طرح دولت تبعات اقتصادی ناشی از افزایش قیمت بنزین با شتاب کمتری بر جامعه تاثیر گذار خواهد بود. مزیتی که طرح مجلس نیز می تواند در صورت اجرای دقیق و صحیح از آن برخوردار گردد.
ایرادها و مزیتهای این طرح مطمئنن از نگاه کارشناسان پنهان نخواهد ماند. اما در این میان قطعا راه حلهای دیگری نیز هم وجود دارد. همانند راه حلی که در سالهای اخر دولت خاتمی با مخالفت مجلس روبرو گشت. و در آن زمان شاید استدلال مجلس هفتم کمی قانع کننده بود.
افزایش بیش از صد درصدی قیمت بنزین می تواند برای هر دولتی بحران همه جانبه ایجاد نماید حتی اگر این افزایش قیمت یک تصمیم منطقی اقتصادی باشد.
واقعی شدن قیمت امری اجتناب ناپذیر است که با وجود وضعیت مطلوب اقتصادی در شروع کار دولت نهم امکان پذیر بود. اما سو مدیریت و افزایش نقدینگی، یکی از بزرگترین بحرانهای اقتصادی دو دهه ی اخیر را رقم زد.
بحرانی که حتی در زمان سقوط قیمت نفت به بشکه ای 7 دلار و زمان باز پس دهی میلیاردها دلار وامهای خارجی نیز بوجود نیامد.
به هر حال هر راهی در این زمینه نیازمند مدیریت قوی و همچنین همراهی شهروندان است. همراهی عمومی نیز تنها با ایجاد رضایت مندی در نزد شهروندان امکان پذیر است. رضایت مندی نشات گرفته از حس حاکم بودن بر سرنوشت و احترام به حقوق مدنی آنها در عمل.
همچنین کمک گرفتن از جریانات مختلف سیاسی، روشنفکران و رسانه های جمعی و مهمتر از همه اینها کمک گرفتن از اقتصاد دانان زبده و مستقل و عدم ارجعیت دادن منافع سیاسی بر مصالح اقتصادی مردم.
اما دراین میان نظر مجلس براين است كه دولت بنزين توليد داخل كشور را سهميهبندی كند و بنزين وارداتی را به نرخ آزاد بفروشد. گرچه دولت بر این نظر خود اصرار می ورزد که بنزین سهميهبندی گردد اما نرخ ثابت بماند تا مشكلات اقتصادی ايجاد نشود.
هر کدام از پیشنهادات فوق ایرادها و مزیتهایی را با خود به همراه خواهد داشت. دو نرخی نمودن بنزین محرک لازم برای سو استفاده و کلاهبرداری در زمینه ی فروش بنزین سهمیه ای به نرخ آزاد را ایجاد می نماید.
در همین حال سود حاصل از قاچاق بنزین به خارج از کشور را کاهش داده و از سوی دیگر با حذف یارانه بنزین وارداتی امکان سرمایه گذاری و توسعه زیر ساختهای حمل و نقل شهری را مهیا خواهد نمود.
اما در صورت تصویب نظر دولت همچنان مسئله ی قاچاق بنزین به کشورهای همسایه و صرف میلیاردها دلار یارانه برای عرضه ی بنزین ارزان قیمت و همچنین ایجاد زمینه ی رانت خواری در سهمیه بندی بنزین به قوت خود باقی خواهد بود.
البته در طرح دولت تبعات اقتصادی ناشی از افزایش قیمت بنزین با شتاب کمتری بر جامعه تاثیر گذار خواهد بود. مزیتی که طرح مجلس نیز می تواند در صورت اجرای دقیق و صحیح از آن برخوردار گردد.
ایرادها و مزیتهای این طرح مطمئنن از نگاه کارشناسان پنهان نخواهد ماند. اما در این میان قطعا راه حلهای دیگری نیز هم وجود دارد. همانند راه حلی که در سالهای اخر دولت خاتمی با مخالفت مجلس روبرو گشت. و در آن زمان شاید استدلال مجلس هفتم کمی قانع کننده بود.
افزایش بیش از صد درصدی قیمت بنزین می تواند برای هر دولتی بحران همه جانبه ایجاد نماید حتی اگر این افزایش قیمت یک تصمیم منطقی اقتصادی باشد.
واقعی شدن قیمت امری اجتناب ناپذیر است که با وجود وضعیت مطلوب اقتصادی در شروع کار دولت نهم امکان پذیر بود. اما سو مدیریت و افزایش نقدینگی، یکی از بزرگترین بحرانهای اقتصادی دو دهه ی اخیر را رقم زد.
بحرانی که حتی در زمان سقوط قیمت نفت به بشکه ای 7 دلار و زمان باز پس دهی میلیاردها دلار وامهای خارجی نیز بوجود نیامد.
به هر حال هر راهی در این زمینه نیازمند مدیریت قوی و همچنین همراهی شهروندان است. همراهی عمومی نیز تنها با ایجاد رضایت مندی در نزد شهروندان امکان پذیر است. رضایت مندی نشات گرفته از حس حاکم بودن بر سرنوشت و احترام به حقوق مدنی آنها در عمل.
همچنین کمک گرفتن از جریانات مختلف سیاسی، روشنفکران و رسانه های جمعی و مهمتر از همه اینها کمک گرفتن از اقتصاد دانان زبده و مستقل و عدم ارجعیت دادن منافع سیاسی بر مصالح اقتصادی مردم.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
در حالی که اخبار تجاوز به عنف به شکل روز افزونی به گوش می رسد و چندی پیش نیروی انتظامی از دستگیری بیش از 300 نفر متهم در مورد خبر داده بود، بسیاری از موارد نیز به علت عدم اعلام به مراجع انتظامی و قضایی مخفی می ماند.
در همین حال بنظر می رسد میزان تجاوز به پسران جوان و نوجوان نیز در حال افزایش است. به نحوی اخبار مربوط به این حوادث، که اکثرا به دلایلی منتشر نیز نمی گردند، جای ثابتی را در صفحه حوادث روزنامه ها یافته اند.
«يكی از عاملان تجاوز به پسر جوانی كه چند روز پس از اقدام به اين كار و سرقت از وی، با او تماس گرفته و درخواست پول كرده بودند، دستگير شد.» [انتخاب]
در خبر سایت انتخاب مواردی قابل توجهی به چشم می خورد. شاید نکته کمدی و تراژیک این حادثه درخواست پول عاملان تجاوز است که نشان از گستاخی و اطمینان خاطر مجرمان دارد.
شاید به باور آنها طبق آنچه در جامعه مرسوم است فرد صدمه دیده ماجرا را مخفی خواهد نمود و حتی حاضر است برای عدم افشای آن مبالغی را نیز پرداخت نماید. عدم اعلام شکایتی که در بسیاری از مواقع موجب تکرار جرایم می گردد.
سایت انتخاب در توضیح نحوی وقوع جرم می نویسد: «پسر جوانی به نام حسين با مراجعه به كلانتری 34 "جام جم" شيراز، مدعی شد كه ساعت 21:15 پانزدهم دی ماه، در خيابان "سميه" در حال تردد بوده كه راكب و ترکنشين يک دستگاه موتورسيكلت به زور وی را سوار بر موتور خود كردهاند.
وی در ادامه به ماموران گفت: پس از اين كه دو مرد جوان، مرا به زور سوار موتورسيكلت خود كردند، به سمت زندان عادلآباد به راه افتاده و پشت اين زندان متوقف شده و پس از تعرض به من، كاپشن، ساعت مچی و مبلغ 10 هزار تومان پولم را به سرقت بردند.»
در این خبر به سن پسر اشاره ای نشده اما با توجه به صفت جوان می توان سنی بیش 17 سال را برای او متصور بود. حال اینکه به چه بهانه ای توانسته اند در ساعت 21:15 او را سوار موتور نمایند جای شبهات بسیار است.
این احتمال که به بهانه ی مبارزه به مفاسد اخلاقی نسبت به همراه کردن پسر اقدام کرده باشند وجود دارد. در گذشته نیز موارد مشابه اینچنینی رخ داده و کم نشنیده ایم که دختر و پسرانی طعمه ی این سواستفاده کنندگان قرار گرفته اند.
استفاده از هویت ماموران انتظامی و اطلاعاتی و عدم پرسش و درخواست کارت هویت و یا عدم اطلاع از وظایفو میزان اختیارات ماموران و ضابطه مند نبودن مواجهه ماموران با تخلفات اجتماعی -و یا عدم اطلاع رسانی صحیح در این موارد- زمینه ساز وقوع این جرایم است.
استنباط داشتن قدرتی فرای قانون به واسطه ی ملبس شدن به جامه ی ماموران انتظامی و قضایی و همچنین برخوردهای فرا قانونی برخی از ماموران در مواجهه با شهروندان، پسشگری مردم در مقابل ماموران قانون را به چالش کشیده است.
تغییر این باور نادرست تنها با کمک رسانه ها و همچنین نهادهای انتظامی و قضایی امکان پذیر است. اصل شهروند مداری و برابری همه در مقابل قانون و نظارت بر قدرت تنفیذ شده به ماموران و مسوولان هم می تواند به حل این مشکل كمك كند.
گرچه این گونه جرایم جنسی ریشه های روانی داشته و باید با شناخت درست از مجرمانی که دست به این اقدامات می زنند نسبت به کاهش زمینه ی آن تلاش نمود.
پاورقی:
» جنایات جنسی زنجیره ای [+]
» کیفر خواستی علیه سکس [+]
در همین حال بنظر می رسد میزان تجاوز به پسران جوان و نوجوان نیز در حال افزایش است. به نحوی اخبار مربوط به این حوادث، که اکثرا به دلایلی منتشر نیز نمی گردند، جای ثابتی را در صفحه حوادث روزنامه ها یافته اند.
«يكی از عاملان تجاوز به پسر جوانی كه چند روز پس از اقدام به اين كار و سرقت از وی، با او تماس گرفته و درخواست پول كرده بودند، دستگير شد.» [انتخاب]
در خبر سایت انتخاب مواردی قابل توجهی به چشم می خورد. شاید نکته کمدی و تراژیک این حادثه درخواست پول عاملان تجاوز است که نشان از گستاخی و اطمینان خاطر مجرمان دارد.
شاید به باور آنها طبق آنچه در جامعه مرسوم است فرد صدمه دیده ماجرا را مخفی خواهد نمود و حتی حاضر است برای عدم افشای آن مبالغی را نیز پرداخت نماید. عدم اعلام شکایتی که در بسیاری از مواقع موجب تکرار جرایم می گردد.
سایت انتخاب در توضیح نحوی وقوع جرم می نویسد: «پسر جوانی به نام حسين با مراجعه به كلانتری 34 "جام جم" شيراز، مدعی شد كه ساعت 21:15 پانزدهم دی ماه، در خيابان "سميه" در حال تردد بوده كه راكب و ترکنشين يک دستگاه موتورسيكلت به زور وی را سوار بر موتور خود كردهاند.
وی در ادامه به ماموران گفت: پس از اين كه دو مرد جوان، مرا به زور سوار موتورسيكلت خود كردند، به سمت زندان عادلآباد به راه افتاده و پشت اين زندان متوقف شده و پس از تعرض به من، كاپشن، ساعت مچی و مبلغ 10 هزار تومان پولم را به سرقت بردند.»
در این خبر به سن پسر اشاره ای نشده اما با توجه به صفت جوان می توان سنی بیش 17 سال را برای او متصور بود. حال اینکه به چه بهانه ای توانسته اند در ساعت 21:15 او را سوار موتور نمایند جای شبهات بسیار است.
این احتمال که به بهانه ی مبارزه به مفاسد اخلاقی نسبت به همراه کردن پسر اقدام کرده باشند وجود دارد. در گذشته نیز موارد مشابه اینچنینی رخ داده و کم نشنیده ایم که دختر و پسرانی طعمه ی این سواستفاده کنندگان قرار گرفته اند.
استفاده از هویت ماموران انتظامی و اطلاعاتی و عدم پرسش و درخواست کارت هویت و یا عدم اطلاع از وظایفو میزان اختیارات ماموران و ضابطه مند نبودن مواجهه ماموران با تخلفات اجتماعی -و یا عدم اطلاع رسانی صحیح در این موارد- زمینه ساز وقوع این جرایم است.
استنباط داشتن قدرتی فرای قانون به واسطه ی ملبس شدن به جامه ی ماموران انتظامی و قضایی و همچنین برخوردهای فرا قانونی برخی از ماموران در مواجهه با شهروندان، پسشگری مردم در مقابل ماموران قانون را به چالش کشیده است.
تغییر این باور نادرست تنها با کمک رسانه ها و همچنین نهادهای انتظامی و قضایی امکان پذیر است. اصل شهروند مداری و برابری همه در مقابل قانون و نظارت بر قدرت تنفیذ شده به ماموران و مسوولان هم می تواند به حل این مشکل كمك كند.
گرچه این گونه جرایم جنسی ریشه های روانی داشته و باید با شناخت درست از مجرمانی که دست به این اقدامات می زنند نسبت به کاهش زمینه ی آن تلاش نمود.
پاورقی:
» جنایات جنسی زنجیره ای [+]
» کیفر خواستی علیه سکس [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
مجلس دیروز کلیات طرح تجمیع انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری نهم را تصویب نمود. در صورت تصویب نهایی یک سال به عمر مجلس هفتم افزوده می گردد.
هر کسی که یکبار قانون اساسی مطالعه کرده باشد متوجه می شود که مشخصا نوشته شده که زمان نمایندگی هر دوره از مجلس چهار سال می باشد و تنها طبق شرایط خاص تمدید کار مجلس امکان پذیر است.
بنظر می رسد شورای نگهبان باید از این پس از کاندیداهای مجلس امتحان روخوانی قانون اساسی اخذ نماید. ظاهرا برخی از نمایندگان فعلی حتی نمی توانند قانون اساسی را از رو بخوانند.
درهمین حال مجلس استیضاح وزیر کشور و وزیر آموزش و پرورش را در دست بررسی دارد.گرچه برای طرح استیضاح وزیران امضای 10 نماینده کافی است تاکنون بیش از 40 امضا برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش جمع آوری شده است.
نا بسامانی آموزش و پرورش و سو مدیریت مدیران و وزارت کشور و استانداران مجلس را مجبور به اتخاذ این تصمیمات نموده است. در همین حال زمزمه استیضاح وزیر علوم نیز به گوش می رسد.
در حالی که مجلس هفتم با شعار طرح تثبیت قیمتها مدعی شد وضعیت معیشتی مردم را متحول می کند و دولت هفتم نیز به واسطه نفت 60 دلار، در پی آوردن پول نفت بر سفرهای مردم بود، قیمتها به شکل باور نکردی در حال افزایش است.
دولت و مجلس نیز بجای جبران اشتباهات مدیریتی و تصیم گیری خود در حال متهم کردن یکدیگر به بی کفایتی هستند. البته دولت در میان دولتهای پیشین، رانت خواران و دولتهای مستکبر دنیا را نیز مقصر می داند.
همچنین احتمال حمله ی نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران و مراکز مرتبط با آنها در حال افزایش است. گرچه احمدی نژاد مدعی شده که "نه رژيم صهيونيستی و نه روسای آنها هرگز جرات حمله به ايران را ندارند" اما به حکم تجربه باید خلاف این نظر را انتظار کشید.
از هم اکنون گروههای ضد جنگ نسبت به عواقب انسانی حمله به ایران هشدار می دهند و جنبشهای صلح طلبانه ای نیز در حال شکل گیری هستند.
صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، که پس از طرح ساماندهی وب سایتها اندکی کم سر و صدا شده بود با بیان اینکه تحزب شکست خورده و بسیج و روحانیون باید جور احزاب را بکشند، بار دیگر اعتراض جناح های مختلف سیاسی را بر انگیخت.
تا جایی که دبیر کل حزب موتلفه با انتقاد از هرندی متذکر شد که "نهادهایی مانند روحانیت و بسیج نمی توانند جای احزاب را در جامعه پر کنند". منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی نیز مدعی شد: "کسانی که بر اساس قانون اساسی موظف به نهادینه کردن تحزب هستند، شمشیر را علیه احزاب از رو بسته اند".
این اتفاقات و مسائلی که در بالا بیان شد، تنها بخش کوچکی از ناسامانی ها و اشتباهاتی است که مسوولان دولت نهم و نمایندگان مجلس هفتم در طی یک روز در امر مدیریت کشور به ارمغان آورده اند.
دولت و مجلسی که قرار بود به جای سخن گفتن کار انجام بدهند، تنها با سخنان خود توانسته اند پیشرفتهای اندک رخ داده را نیز با صدمات جدی روبرو نمایند.
پاورقی:
» به یاد مرحوم بازرگان [کارگزاران]
» عکس های دردسر ساز احمدی نژاد [نگاتیو]
هر کسی که یکبار قانون اساسی مطالعه کرده باشد متوجه می شود که مشخصا نوشته شده که زمان نمایندگی هر دوره از مجلس چهار سال می باشد و تنها طبق شرایط خاص تمدید کار مجلس امکان پذیر است.
بنظر می رسد شورای نگهبان باید از این پس از کاندیداهای مجلس امتحان روخوانی قانون اساسی اخذ نماید. ظاهرا برخی از نمایندگان فعلی حتی نمی توانند قانون اساسی را از رو بخوانند.
درهمین حال مجلس استیضاح وزیر کشور و وزیر آموزش و پرورش را در دست بررسی دارد.گرچه برای طرح استیضاح وزیران امضای 10 نماینده کافی است تاکنون بیش از 40 امضا برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش جمع آوری شده است.
نا بسامانی آموزش و پرورش و سو مدیریت مدیران و وزارت کشور و استانداران مجلس را مجبور به اتخاذ این تصمیمات نموده است. در همین حال زمزمه استیضاح وزیر علوم نیز به گوش می رسد.
در حالی که مجلس هفتم با شعار طرح تثبیت قیمتها مدعی شد وضعیت معیشتی مردم را متحول می کند و دولت هفتم نیز به واسطه نفت 60 دلار، در پی آوردن پول نفت بر سفرهای مردم بود، قیمتها به شکل باور نکردی در حال افزایش است.
دولت و مجلس نیز بجای جبران اشتباهات مدیریتی و تصیم گیری خود در حال متهم کردن یکدیگر به بی کفایتی هستند. البته دولت در میان دولتهای پیشین، رانت خواران و دولتهای مستکبر دنیا را نیز مقصر می داند.
همچنین احتمال حمله ی نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران و مراکز مرتبط با آنها در حال افزایش است. گرچه احمدی نژاد مدعی شده که "نه رژيم صهيونيستی و نه روسای آنها هرگز جرات حمله به ايران را ندارند" اما به حکم تجربه باید خلاف این نظر را انتظار کشید.
از هم اکنون گروههای ضد جنگ نسبت به عواقب انسانی حمله به ایران هشدار می دهند و جنبشهای صلح طلبانه ای نیز در حال شکل گیری هستند.
صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، که پس از طرح ساماندهی وب سایتها اندکی کم سر و صدا شده بود با بیان اینکه تحزب شکست خورده و بسیج و روحانیون باید جور احزاب را بکشند، بار دیگر اعتراض جناح های مختلف سیاسی را بر انگیخت.
تا جایی که دبیر کل حزب موتلفه با انتقاد از هرندی متذکر شد که "نهادهایی مانند روحانیت و بسیج نمی توانند جای احزاب را در جامعه پر کنند". منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی نیز مدعی شد: "کسانی که بر اساس قانون اساسی موظف به نهادینه کردن تحزب هستند، شمشیر را علیه احزاب از رو بسته اند".
این اتفاقات و مسائلی که در بالا بیان شد، تنها بخش کوچکی از ناسامانی ها و اشتباهاتی است که مسوولان دولت نهم و نمایندگان مجلس هفتم در طی یک روز در امر مدیریت کشور به ارمغان آورده اند.
دولت و مجلسی که قرار بود به جای سخن گفتن کار انجام بدهند، تنها با سخنان خود توانسته اند پیشرفتهای اندک رخ داده را نیز با صدمات جدی روبرو نمایند.
پاورقی:
» به یاد مرحوم بازرگان [کارگزاران]
» عکس های دردسر ساز احمدی نژاد [نگاتیو]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
بنظر می رسد سرانجام دولت نهم فرا رسیده باشد. شاید بسیاری از مسولان ارشد نظام ایران در اندیشه باشند که چند ساله باقی مانده از دولت احمدی نژاد را به چه شکلی مدیریت نمایند.
حتی نشانه هایی از تمایل برای پایان دادن به ریاست جمهوری فعلی پیش از اتمام دوره ی چهارساله نیز مشاهده می شود. اگر چه شرایط بین المللی ایران و تلاش برای حفظ ظاهر، این امر را نامحتمل می نماید.
اما به هر حال به باور بسیاری تداوم وضعیت موجود بسیار هولناک تر از آثار استیضاح دولت نهم خواهد بود. انسداد سیاسی و افزایش نارضایتی عمومی در میان فعالان فرهنگی، اجتماعی و دانشگاهی.
افزایش ناگهانی و بی رویه قیمتها و کاهش توان خرید عمومی، افت دوباره بازار بورس، کاهش سرمایه گذاری خارجی و محدودیت های مالی بانکهای غربی در پی قطعنامه ی اخیر شورای امنیت. هر کدام از این موارد می توان ضریب امنیت ملی و رضایت عمومی را دستخوش تغییر نماید.
راه میانه ی دیگری که بنظر می رسد کنترل شدید دولت و فشار برای تغییر رفتار و مدیریت امور است. نامه ی 150 نماینده مجلس خطاب به احمدی نژاد و یادآوری و تذکر صریح نکاتی چند در مورد بودجه و برنامه ی اقتصادی سال 86 کشور، نشانه هایی از این کنترلها است.
از سوی دیگر سرمقاله ی اخیر روزنامه ی جمهوری اسلامی، که در آن صراحتا احمدی نژاد را از موضعگیری در مورد مسائل هسته ای بر حذر داشته بود، از حذف بی صدای دولت، از پرونده ی هسته ای حکایت دارد.
خطبه های نماز جمعه چند هفته اخیر شهرهای مختلف نیز محلی برای انتقاد از وضعیت اقتصادی دولت و اعتراض به افزایش گرانی و بیکاری بود. خطبه هایی که سیاست گذاری کلی آن توسط ستاد اقامه نماز صورت می گیرد.
اصولگرایان که در ابتدای پیروزی احمدی نژاد در رقابت برای ابراز ارادت و نزدیکی به او بودند اکنون در انتقاد و فاصله گرفتن از هم سبقت می گیرند. البته هیچکس دوست ندارد در هدایت کشتی در حال غرق دولت نهم سهیم شود.
اما کماکان بی تدبیری دولت همچنان تداوم دارد و با اصرار به رفتار های اشتباه خود بیش از پیش به منافع کشور و -حتی حکومت اسلامی- لطمات جدی وارد می آورد. بنظر می رسد در آستانه ی سالگرد دیگری از انقلاب، ایران دستخوش تحولات بسیاری است.
پاورقی:
» تورهای مسافرتی دولت نهم [+]
» این طرفی ها، آن طرفی ها و وسطی ها [+]
حتی نشانه هایی از تمایل برای پایان دادن به ریاست جمهوری فعلی پیش از اتمام دوره ی چهارساله نیز مشاهده می شود. اگر چه شرایط بین المللی ایران و تلاش برای حفظ ظاهر، این امر را نامحتمل می نماید.
اما به هر حال به باور بسیاری تداوم وضعیت موجود بسیار هولناک تر از آثار استیضاح دولت نهم خواهد بود. انسداد سیاسی و افزایش نارضایتی عمومی در میان فعالان فرهنگی، اجتماعی و دانشگاهی.
افزایش ناگهانی و بی رویه قیمتها و کاهش توان خرید عمومی، افت دوباره بازار بورس، کاهش سرمایه گذاری خارجی و محدودیت های مالی بانکهای غربی در پی قطعنامه ی اخیر شورای امنیت. هر کدام از این موارد می توان ضریب امنیت ملی و رضایت عمومی را دستخوش تغییر نماید.
راه میانه ی دیگری که بنظر می رسد کنترل شدید دولت و فشار برای تغییر رفتار و مدیریت امور است. نامه ی 150 نماینده مجلس خطاب به احمدی نژاد و یادآوری و تذکر صریح نکاتی چند در مورد بودجه و برنامه ی اقتصادی سال 86 کشور، نشانه هایی از این کنترلها است.
از سوی دیگر سرمقاله ی اخیر روزنامه ی جمهوری اسلامی، که در آن صراحتا احمدی نژاد را از موضعگیری در مورد مسائل هسته ای بر حذر داشته بود، از حذف بی صدای دولت، از پرونده ی هسته ای حکایت دارد.
خطبه های نماز جمعه چند هفته اخیر شهرهای مختلف نیز محلی برای انتقاد از وضعیت اقتصادی دولت و اعتراض به افزایش گرانی و بیکاری بود. خطبه هایی که سیاست گذاری کلی آن توسط ستاد اقامه نماز صورت می گیرد.
اصولگرایان که در ابتدای پیروزی احمدی نژاد در رقابت برای ابراز ارادت و نزدیکی به او بودند اکنون در انتقاد و فاصله گرفتن از هم سبقت می گیرند. البته هیچکس دوست ندارد در هدایت کشتی در حال غرق دولت نهم سهیم شود.
اما کماکان بی تدبیری دولت همچنان تداوم دارد و با اصرار به رفتار های اشتباه خود بیش از پیش به منافع کشور و -حتی حکومت اسلامی- لطمات جدی وارد می آورد. بنظر می رسد در آستانه ی سالگرد دیگری از انقلاب، ایران دستخوش تحولات بسیاری است.
پاورقی:
» تورهای مسافرتی دولت نهم [+]
» این طرفی ها، آن طرفی ها و وسطی ها [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
میان رئالیسم و ایدآلیسم دست و پا زدن آدمی را کلافه می کند. اینکه در درونت به دنبال مدینه ی فاضله ای باشی و همه چیز را از این منظر بخواهی و برخلاف این دیدگاهت تحلیلهای واقع گرایانه بلغور کنی.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. عرصه ی سیاست ایران نیز دچار همین دوگانگی هاست. و به همین دلیل است که شاید سیاست مداری مستمر وجود ندارد. و به همان میزان سیاست ورزی مدام.
سیاستمداران خسته می شوند و به مرخصی می روند و چه زود هم خسته می شوند. و این خصلتشان اولین چیزی است که به نسل بعدی خود نیز آموزش می دهند.
میان رئالیسم و ایدآلیسم دست و پا زدن آدمی را کلافه می کند. وقتی که سیاست پیشگان شعارهای ایدآلیستی می دهند و عملکردی واقعگرایانه دارند. بیش از پیش دچار تناقض می شوی.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. و ما محکومیم که بپذیریم سیاست وزری و واقعگرایی لازمه ی این دوران است. با سرافرازی باید سرمان را بالا بگیریم و بگوییم: سیاست عرصه واقع گرایی است و ایدالیسم افساری بر فضای ذهنی درونی شاید.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. عرصه ی سیاست ایران نیز دچار همین دوگانگی هاست. و به همین دلیل است که شاید سیاست مداری مستمر وجود ندارد. و به همان میزان سیاست ورزی مدام.
سیاستمداران خسته می شوند و به مرخصی می روند و چه زود هم خسته می شوند. و این خصلتشان اولین چیزی است که به نسل بعدی خود نیز آموزش می دهند.
میان رئالیسم و ایدآلیسم دست و پا زدن آدمی را کلافه می کند. وقتی که سیاست پیشگان شعارهای ایدآلیستی می دهند و عملکردی واقعگرایانه دارند. بیش از پیش دچار تناقض می شوی.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. و ما محکومیم که بپذیریم سیاست وزری و واقعگرایی لازمه ی این دوران است. با سرافرازی باید سرمان را بالا بگیریم و بگوییم: سیاست عرصه واقع گرایی است و ایدالیسم افساری بر فضای ذهنی درونی شاید.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
در مورد سفرهای استانی هیات دولت و احمدی نژاد بسیار نقدها نوشته شده است. چه از جنبه ی بار مالی موضوع و چه از جهت معطل ماندن امور کشور داری و بالا رفتن انتظار عمومی.
کمتر استانی را نیز سراغ داریم -اگر نگوییم هیچ- که به وضوح دستخوش تحولی در قد و قامت هیاهوی سفرهای استانی شده باشد. که اگر با تصویب چند صد مصوبه در هرسفر چند روزه ی استانی، امور سامان می گرفت که چه غم بود مردم را.
اما بازدیدهای استانی که به چند ده سخنرانی و رفت و امد میان این شهر و آن شهرستان معطوف می گردد، چه حاصلی دارد جز برپایی کاروان تبلیغاتی انتخابات آینده ریاست جمهوری.
حال آفت دیگری نیز گریبان گیر شده است. همچون دیگر افراط گریهای دولت اینبار میزان سفرهای خارجی و داخلی دوشا دوش هم افزایش می یابند. احمدی نژاد هر روز قصد سفر به منطقه ای از دنیا را می کند و از پی سفری استانی به سفری بین المللی می رود.
مدت زمان زیادی از سفر دوباره به ایالات متحده و برخی کشورهای آمریکای لاتین نمی گذرد که بار دیگر احمدی نژاد قصد دیدار از کشورهای دوست، برادر و سوسیالیست آن منطقه نموده است.
حالا که فیدل در بستر بیماری است چاوز میدان دار کشورهای ضد سرمایه داری و رهبری کلوپ ضد آمریکایی ها را بر عهده دارد و احمدی نژاد خوشنود از پذیرشش در این جمع.
جالب است که همه ی رهبران این کشورها سابقه ی نظامی گری را در کارنامه ی خود دارند و برخی از آنها هنوز با لباس نظامی در انظار حاضر می شوند. اگر دیدید که احمدی نژاد با لباس قرمز مزین به عکس چگوارا در این سفر حاضر شد، زیاد تعجب نکنید.
مشخص نیست هزینه ی این جاه طلبی های بظاهر ضد سرمایه داری-سوسیالیستی باید توسط چه کسانی پرداخت شود. وقتی سکاندار کشور در پی تحقق رویای نجات جهان و ارائه نسخه ی شفا بخش جهانی است، امور داخلی به چه نحوی سامان می گیرد.
هشدار مسوولان و مقامات با وابستگی های مختلف به جناح های سیاسی و حتی برخی هواداران دولت، در مورد وخامت وضعیت اقتصادی کماکان افزایش می یابد.
با وجود چند برابر شدن درآمد دولت از قبل فروش نفت و بهرمندی از ثبات اقتصادی و دستیابی به رشد متوازن و تورم کنترل شده حاصل از مدیریت دولت اصلاحات، سو مدیریت و ولنگاری اقتصادی دولت نهم کشور را به سوی بحرانی همه جانبه پیش می برد.
در این میان مجلس نیز از انجام وظایف خود کوتاهی می نماید. نظارت بر عملکرد دولت و بررسی بازده سفرهای داخلی و خارجی نباید قربانی بده بستانها و امتیاز دهی های دولت در زمینه های مختلف گردد.
در هر حال دولت و مجلسی که با شعار رفاه اقتصادی و کنترل قیمتها و ایجاد اشتغال سکاندار امور اجرایی کشور شدند تاکنون کارنامه ی موفقی را ارائه نکرده اند. بنظر نمی رسد برای بهبود شرایط موجود، بتوان به تغییر رویه دولت و مجلس امید چندانی داشت.
پاورقی:
بنظر شما در پی سفرهای پیاپی احمدی نژاد به آمریکای لاتین و حوزه ی کارائیب بالاخره هوگو و فیدل مسلمان می شوند و یا باید منتظر یک سوسیالیست مسلمان از نوع پوپولیستی اش بود؟
» رییس جمهور مارکوپولو نژاد [+]
» دولت توریستی [+]
کمتر استانی را نیز سراغ داریم -اگر نگوییم هیچ- که به وضوح دستخوش تحولی در قد و قامت هیاهوی سفرهای استانی شده باشد. که اگر با تصویب چند صد مصوبه در هرسفر چند روزه ی استانی، امور سامان می گرفت که چه غم بود مردم را.
اما بازدیدهای استانی که به چند ده سخنرانی و رفت و امد میان این شهر و آن شهرستان معطوف می گردد، چه حاصلی دارد جز برپایی کاروان تبلیغاتی انتخابات آینده ریاست جمهوری.
حال آفت دیگری نیز گریبان گیر شده است. همچون دیگر افراط گریهای دولت اینبار میزان سفرهای خارجی و داخلی دوشا دوش هم افزایش می یابند. احمدی نژاد هر روز قصد سفر به منطقه ای از دنیا را می کند و از پی سفری استانی به سفری بین المللی می رود.
مدت زمان زیادی از سفر دوباره به ایالات متحده و برخی کشورهای آمریکای لاتین نمی گذرد که بار دیگر احمدی نژاد قصد دیدار از کشورهای دوست، برادر و سوسیالیست آن منطقه نموده است.
حالا که فیدل در بستر بیماری است چاوز میدان دار کشورهای ضد سرمایه داری و رهبری کلوپ ضد آمریکایی ها را بر عهده دارد و احمدی نژاد خوشنود از پذیرشش در این جمع.
جالب است که همه ی رهبران این کشورها سابقه ی نظامی گری را در کارنامه ی خود دارند و برخی از آنها هنوز با لباس نظامی در انظار حاضر می شوند. اگر دیدید که احمدی نژاد با لباس قرمز مزین به عکس چگوارا در این سفر حاضر شد، زیاد تعجب نکنید.
مشخص نیست هزینه ی این جاه طلبی های بظاهر ضد سرمایه داری-سوسیالیستی باید توسط چه کسانی پرداخت شود. وقتی سکاندار کشور در پی تحقق رویای نجات جهان و ارائه نسخه ی شفا بخش جهانی است، امور داخلی به چه نحوی سامان می گیرد.
هشدار مسوولان و مقامات با وابستگی های مختلف به جناح های سیاسی و حتی برخی هواداران دولت، در مورد وخامت وضعیت اقتصادی کماکان افزایش می یابد.
با وجود چند برابر شدن درآمد دولت از قبل فروش نفت و بهرمندی از ثبات اقتصادی و دستیابی به رشد متوازن و تورم کنترل شده حاصل از مدیریت دولت اصلاحات، سو مدیریت و ولنگاری اقتصادی دولت نهم کشور را به سوی بحرانی همه جانبه پیش می برد.
در این میان مجلس نیز از انجام وظایف خود کوتاهی می نماید. نظارت بر عملکرد دولت و بررسی بازده سفرهای داخلی و خارجی نباید قربانی بده بستانها و امتیاز دهی های دولت در زمینه های مختلف گردد.
در هر حال دولت و مجلسی که با شعار رفاه اقتصادی و کنترل قیمتها و ایجاد اشتغال سکاندار امور اجرایی کشور شدند تاکنون کارنامه ی موفقی را ارائه نکرده اند. بنظر نمی رسد برای بهبود شرایط موجود، بتوان به تغییر رویه دولت و مجلس امید چندانی داشت.
پاورقی:
بنظر شما در پی سفرهای پیاپی احمدی نژاد به آمریکای لاتین و حوزه ی کارائیب بالاخره هوگو و فیدل مسلمان می شوند و یا باید منتظر یک سوسیالیست مسلمان از نوع پوپولیستی اش بود؟
» رییس جمهور مارکوپولو نژاد [+]
» دولت توریستی [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
خاورمیانه روزهای بی ثباتی را سپری می کند. اگر به بحران عراق، فلسطین و لبنان، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی را اضافه کنیم، متوجه می شویم بیش از هر زمان دیگر این منطقه نیازمند راه حل صلح آمیزی است.
به اعتقاد بسیاری راه حل همه مسایل خاورمیانه را باید در حل مناقشه ی فلسطین و اسرائیل جستجو نمود. آنچه خبرگزاری رویتر به نقل از خالد مشعل ذکر نموده است اگر حقیقت داشته باشد باید منتظر یک تحول شگرف بود.
«خبرگزاری رویترز درگزارشی به نقل از خالد مشعل رییس دفتر سیاسی حماس مدعی شد که احتمالاً حماس، جمله "نابودی اسرائیل" را از مرامنامه خود حذف کند.عضو برجسته جنبش حماس این اقدام را در راستای پایان تنش میان اسرائیل دانسته است.
مشعل در ادامه "وجود اسرائیل را واقعیتی انکار ناپذیر دانست" و گفت: قرار است پس از تشکیل کشور فلسطین، دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسیم.» [+]
گرچه تاکنون این خبر توسط جنبش حماس و خالد مشعل رد و یا تایید نشده است اما به هر حال پذیرش موجودیت اسرائیل مسالمت آمیز ترین راه حل مناقشه ی میان اعراب و اسرائیل است.
در صورتی که تمامی گروه های فلسطینی بر سر موجودیت اسرائیل به توافق برسد ]نگاه همه کشورهای عربی -احتمالا منهای سوریه- به عادی سازی روابط با اسرائیل اقدام خواهند کرد.
سوریه نیز در نهایت به انجام مذاکره و تلاش برای یافتن راه حل صلح آمیز در مناقشه مربوط به بلندی های جولان تن خواهد داد. مجموعه این تحولات نه تنها حزب الله لبنان که گروههای تندرو سنی را نیز منزوی خواهد نمود.
گرچه وقوع این مسائل در زمان کوتاهی قابل باور و انتظار نیست، اما این امکان وجود دارد که حماس برای ادامه ی حیات سیاسی خود، به رسمیت شناخت اسرائیل و یا حتی در ابتدا تنها طرح این موضوع در مفابل کسب امتیازاتی را، در دستور کار خود قرار دهد.
البته نقش و موقعیت ایران در این میان بسیار حساس است. حل بحران اسرائیل می تواند حکومت ایران را با مشکلات بسیاری روبرو کند. پاسخ دهی به افکار عمومی داخلی و گرفتار امدن در انزوای منطقه ای.
موقیت شتاسی و اتخاد تدابیری که از آثار زیانبار وقوع احتمالی صلح فلسطین و اسرائیل را بکاهد و تهدید موجود رابه فرصتی مناسب در جهت تامین منافع ملی تبدیل نماید، نیاز به مدیریت واقعگرا و آشنا به آداب دیپلماتیک را بیش از پیش آشکار می کند.
شرایطی که بنظر نمی رسد در دولت محمود احمدی نژاد پتانسیل و توانایی لازم برای دست یافتن به آن مهیا باشد.
پاورقی:
اعتقاد آمریکایی ها به دخالت ایران در امور عراق نباید موجب نقض مقررات بین المللی و تجاوز به حقوق ایران گردد. حمله ی نیروهای آمریکایی به کنسولگری ایران در اربیل و دستگیری 5 دیپلمات ایرانی به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
گرچه برخی اخبار بر این نکته دلالت دارد که محل مورد تعرض آمریکایی ها کنسولگری نبوده، اما ظاهرا افراد دستگیر شده همگی مصونیت سیاسی داشته اند و بر اساس عرف بین المللی تنها حکومت عراق حق دارد آنها را عنصر نامطلوب تشخیص داده و نسبت به اخراج آنها از عراق اقدام کند.
به اعتقاد بسیاری راه حل همه مسایل خاورمیانه را باید در حل مناقشه ی فلسطین و اسرائیل جستجو نمود. آنچه خبرگزاری رویتر به نقل از خالد مشعل ذکر نموده است اگر حقیقت داشته باشد باید منتظر یک تحول شگرف بود.
«خبرگزاری رویترز درگزارشی به نقل از خالد مشعل رییس دفتر سیاسی حماس مدعی شد که احتمالاً حماس، جمله "نابودی اسرائیل" را از مرامنامه خود حذف کند.عضو برجسته جنبش حماس این اقدام را در راستای پایان تنش میان اسرائیل دانسته است.
مشعل در ادامه "وجود اسرائیل را واقعیتی انکار ناپذیر دانست" و گفت: قرار است پس از تشکیل کشور فلسطین، دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسیم.» [+]
گرچه تاکنون این خبر توسط جنبش حماس و خالد مشعل رد و یا تایید نشده است اما به هر حال پذیرش موجودیت اسرائیل مسالمت آمیز ترین راه حل مناقشه ی میان اعراب و اسرائیل است.
در صورتی که تمامی گروه های فلسطینی بر سر موجودیت اسرائیل به توافق برسد ]نگاه همه کشورهای عربی -احتمالا منهای سوریه- به عادی سازی روابط با اسرائیل اقدام خواهند کرد.
سوریه نیز در نهایت به انجام مذاکره و تلاش برای یافتن راه حل صلح آمیز در مناقشه مربوط به بلندی های جولان تن خواهد داد. مجموعه این تحولات نه تنها حزب الله لبنان که گروههای تندرو سنی را نیز منزوی خواهد نمود.
گرچه وقوع این مسائل در زمان کوتاهی قابل باور و انتظار نیست، اما این امکان وجود دارد که حماس برای ادامه ی حیات سیاسی خود، به رسمیت شناخت اسرائیل و یا حتی در ابتدا تنها طرح این موضوع در مفابل کسب امتیازاتی را، در دستور کار خود قرار دهد.
البته نقش و موقعیت ایران در این میان بسیار حساس است. حل بحران اسرائیل می تواند حکومت ایران را با مشکلات بسیاری روبرو کند. پاسخ دهی به افکار عمومی داخلی و گرفتار امدن در انزوای منطقه ای.
موقیت شتاسی و اتخاد تدابیری که از آثار زیانبار وقوع احتمالی صلح فلسطین و اسرائیل را بکاهد و تهدید موجود رابه فرصتی مناسب در جهت تامین منافع ملی تبدیل نماید، نیاز به مدیریت واقعگرا و آشنا به آداب دیپلماتیک را بیش از پیش آشکار می کند.
شرایطی که بنظر نمی رسد در دولت محمود احمدی نژاد پتانسیل و توانایی لازم برای دست یافتن به آن مهیا باشد.
پاورقی:
اعتقاد آمریکایی ها به دخالت ایران در امور عراق نباید موجب نقض مقررات بین المللی و تجاوز به حقوق ایران گردد. حمله ی نیروهای آمریکایی به کنسولگری ایران در اربیل و دستگیری 5 دیپلمات ایرانی به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
گرچه برخی اخبار بر این نکته دلالت دارد که محل مورد تعرض آمریکایی ها کنسولگری نبوده، اما ظاهرا افراد دستگیر شده همگی مصونیت سیاسی داشته اند و بر اساس عرف بین المللی تنها حکومت عراق حق دارد آنها را عنصر نامطلوب تشخیص داده و نسبت به اخراج آنها از عراق اقدام کند.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
فاطمه رجبی در جدیدترین مقاله ی خود بار دیگر هاشمی رفسنجانی را مورد عنایات خود قرار داده است. رجبی در بخشی از این مقاله در مورد انتخابات خبرگان و نتایج آن می نویسد:
«آرای ملت به نامزدهای مجلس خبرگان رهبری، موضعگیری آشکار ملی، در برابر تفکر اصلاحطلبی بود. در نگاه اولیه به کیفیت اراده ملت در این انتخاب، ملاحظه میشود که مردم به درستی، دارندگان اندیشه اصلاحطلبانه، یا پیوستگان سیاسی به این طیف را از مجلس خبرگان اخراج كرده است.»
البته حقایق موجود بر این نکته دلالت دارد که در این انتخابات نیروهای شاخص طیف اصلاح طلبان از کاندیداتوری کناره گرفتند و باقی توسط شورای نگهبان و پیش از انتخابات -به درست و یا غلط- اخراج شدند!
تنها هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از چهره های میانه رو را می توان نام برد که مورد حمایت اصلاح طلبان نیز بودند.
همسر سخنگوی دولت دلایل پیروزی قاطع هاشمی را اینگونه ذکر می کند. وجود نام وی در لیست جامعه مدرسین، حمایتهای صدا و سیمای ضرغامی، گرفتن صدها كارت نظارت توسط دختر هاشمی، خدمت پر هزینه ابطحی (وبلاگنویس خاتمی) به هاشمی با هدف پیروزی در انتخابات.
همسر الهام در مورد نحوه ی کمک ابطحی می نویسد:
«هاشمی با افشای نامه امام پیرامون جنگ، قدرت تهدید كننده خود را برای نظام به نمایش گذارد.در این راستا خدمتگزاری ابطحی ناكارآمد نبود.به این معنا كه وی این تهدید را جدی خواند و اعلان داشت: "خیلیها بدانند كه هاشمی از این نامهها و سندها بسیار دارد."»
در ادامه مطلب نیز مدعی می شود که هاشمی باید قدردان احمدی نژاد باشد و خود را "مدیون صداقت، امانتداری، درستكاری و پاكی مدیریت احمدینژاد" بداند.
در این میان ظاهرا آرا و حضور مردم و درک مناسبشان از شرایط هیچ محلی از اعراب در اندیشه ی رجبی ندارد. در نهایت هم پیروزی هاشمی را مدیون عدم دستکاری آرا توسط دولت نهم می داند و انجام این وظیفه را -که اتفاقا با شبهاتی نیز همراه است- نوعی لطف به هاشمی تفسیر می کند.
اما واقعیت چیز دیگریست. تمام قوای دولت و مخالفان اصلاحات برای پیروزی مصباح یزدی و از میدان خارج نمودن هاشمی صرف شد. اما نتیجه کاملا بر خلاف میل دولت و هوادارانش بود.
مصباح با نتیجه ای نا امید کننده با فاصله ای حیرت آوری در جایگاه پایینی قرار گرفت. تا کسی که سعی می کرد از یک سو خود را مدافع ولایت معرفی نماید و از سوی دیگر بر طبل فساد اقتصادی خاندان هاشمی بکوبد، شکست خورده ی اصلی این انتخابات لقب بگیرد.
تحلیل نتایج انتخابات خبرگان و شوراها و حتی میان دوره ای مجلس به شکلی مجزا از هم نمی تواند مشخص کننده ی همه تحولات عرصه ی سیاسی ایران باشد.
با این وجود نگاهی به نتایج انتخاباتی -خبرگان- که با بیشترین محدودیتها و فشارها برگزار شد مشخص می نماید در کلیت امر افراد و لیستهای مورد حمایت دولت و جریان مصباح به کوچکترین موفقیتی دست نیافتند و از تسخیر خبرگان و برداشتن گام سوم باز ماندند.
جالب آنکه در این انتخابات گام اول -پیروزی در انتخابات مجلس هفتم- نیز به سوی عقب برداشته شد. نتایج شوراها نیز مشخص نمود در صورت عدم جانبداری شورای نگهبان، اصلاح طلبان در رقابت انتخاباتی -هر چند نابرابر و مشکوک به تقلب- با تکیه بر پایگاه اجتماعی خود، موفق خواهند بود.
پاورقی:
ربایش اسم مصدر فعل ربودن است. در فرهنگ عمید ربایش را به معنای "جذب کردن" آورده است. با این تفاصیل بر اساس خبر رجا نیوز نیروهای آمریکایی 5 تن از دیپلماتهای ایرانی را در شهر اربیل جذب کرده اند.
گرچه به واقع نیروهای ارتش آمریکا اقدام به دستگیری پنج تن از دیپلمانهای ایران نموده و آنها را به بغداد منتقل کرده است. و البته کنکاش در معنی ربایش هم مزاحی بود با خبرپراکنی سایت رجانیوز.
» خانم عزیز ، به آشپزخانه ات برگرد [+]
» عذرخواهی برادر رجبی از هاشمی، خاتمی و روحانی [+]
» هشدار پدر فاطمه رجبی به دخترش [+]
«آرای ملت به نامزدهای مجلس خبرگان رهبری، موضعگیری آشکار ملی، در برابر تفکر اصلاحطلبی بود. در نگاه اولیه به کیفیت اراده ملت در این انتخاب، ملاحظه میشود که مردم به درستی، دارندگان اندیشه اصلاحطلبانه، یا پیوستگان سیاسی به این طیف را از مجلس خبرگان اخراج كرده است.»
البته حقایق موجود بر این نکته دلالت دارد که در این انتخابات نیروهای شاخص طیف اصلاح طلبان از کاندیداتوری کناره گرفتند و باقی توسط شورای نگهبان و پیش از انتخابات -به درست و یا غلط- اخراج شدند!
تنها هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از چهره های میانه رو را می توان نام برد که مورد حمایت اصلاح طلبان نیز بودند.
همسر سخنگوی دولت دلایل پیروزی قاطع هاشمی را اینگونه ذکر می کند. وجود نام وی در لیست جامعه مدرسین، حمایتهای صدا و سیمای ضرغامی، گرفتن صدها كارت نظارت توسط دختر هاشمی، خدمت پر هزینه ابطحی (وبلاگنویس خاتمی) به هاشمی با هدف پیروزی در انتخابات.
همسر الهام در مورد نحوه ی کمک ابطحی می نویسد:
«هاشمی با افشای نامه امام پیرامون جنگ، قدرت تهدید كننده خود را برای نظام به نمایش گذارد.در این راستا خدمتگزاری ابطحی ناكارآمد نبود.به این معنا كه وی این تهدید را جدی خواند و اعلان داشت: "خیلیها بدانند كه هاشمی از این نامهها و سندها بسیار دارد."»
در ادامه مطلب نیز مدعی می شود که هاشمی باید قدردان احمدی نژاد باشد و خود را "مدیون صداقت، امانتداری، درستكاری و پاكی مدیریت احمدینژاد" بداند.
در این میان ظاهرا آرا و حضور مردم و درک مناسبشان از شرایط هیچ محلی از اعراب در اندیشه ی رجبی ندارد. در نهایت هم پیروزی هاشمی را مدیون عدم دستکاری آرا توسط دولت نهم می داند و انجام این وظیفه را -که اتفاقا با شبهاتی نیز همراه است- نوعی لطف به هاشمی تفسیر می کند.
اما واقعیت چیز دیگریست. تمام قوای دولت و مخالفان اصلاحات برای پیروزی مصباح یزدی و از میدان خارج نمودن هاشمی صرف شد. اما نتیجه کاملا بر خلاف میل دولت و هوادارانش بود.
مصباح با نتیجه ای نا امید کننده با فاصله ای حیرت آوری در جایگاه پایینی قرار گرفت. تا کسی که سعی می کرد از یک سو خود را مدافع ولایت معرفی نماید و از سوی دیگر بر طبل فساد اقتصادی خاندان هاشمی بکوبد، شکست خورده ی اصلی این انتخابات لقب بگیرد.
تحلیل نتایج انتخابات خبرگان و شوراها و حتی میان دوره ای مجلس به شکلی مجزا از هم نمی تواند مشخص کننده ی همه تحولات عرصه ی سیاسی ایران باشد.
با این وجود نگاهی به نتایج انتخاباتی -خبرگان- که با بیشترین محدودیتها و فشارها برگزار شد مشخص می نماید در کلیت امر افراد و لیستهای مورد حمایت دولت و جریان مصباح به کوچکترین موفقیتی دست نیافتند و از تسخیر خبرگان و برداشتن گام سوم باز ماندند.
جالب آنکه در این انتخابات گام اول -پیروزی در انتخابات مجلس هفتم- نیز به سوی عقب برداشته شد. نتایج شوراها نیز مشخص نمود در صورت عدم جانبداری شورای نگهبان، اصلاح طلبان در رقابت انتخاباتی -هر چند نابرابر و مشکوک به تقلب- با تکیه بر پایگاه اجتماعی خود، موفق خواهند بود.
پاورقی:
ربایش اسم مصدر فعل ربودن است. در فرهنگ عمید ربایش را به معنای "جذب کردن" آورده است. با این تفاصیل بر اساس خبر رجا نیوز نیروهای آمریکایی 5 تن از دیپلماتهای ایرانی را در شهر اربیل جذب کرده اند.
گرچه به واقع نیروهای ارتش آمریکا اقدام به دستگیری پنج تن از دیپلمانهای ایران نموده و آنها را به بغداد منتقل کرده است. و البته کنکاش در معنی ربایش هم مزاحی بود با خبرپراکنی سایت رجانیوز.
» خانم عزیز ، به آشپزخانه ات برگرد [+]
» عذرخواهی برادر رجبی از هاشمی، خاتمی و روحانی [+]
» هشدار پدر فاطمه رجبی به دخترش [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
دیشب اکبر عطری برای اولین بار در برنامه ی ساعت هفت رادیو امریکا حضور یافت. با وجود اینکه "ساعت هفت، تفسیر خبر" با اجرای چهارلنگی بیش از بخش های دیگر صدای آمریکا دچار نگاه قالبی در مورد مسائل ایران است، اما در این برنامه مسائلی مطرح شد که جای تامل دارد.
عطری به درستی به این موضوع اشاره کرد که کشور ایران در حال جنگ هایی اعلام نشده است. از یک سو سالانه در جاده های ایران نزدیک به سی هزار نفر کشته می شوند.
از سوی دیگر آمار سالانه ی مرگ و میر بر اثر آلودگی هوای شهر تهران به ده هزار نفر رسیده و همچنین تعداد معتادین به مواد مخدر نیز در حال افزایش روز افزون است.
این آمارها در حالی مطرح می گردد که از ابتدای شروع جنگ آمریکا در افغانستان و عراق تعداد کشته های ارتش این کشور در این 4 سال به شش هزار تن نرسیده است.
به باور بسیاری تصادفات در جاده های ایران به میزان کشته ها و زخمی های انفجارها و حملات تروریستی درعراق، تلفات به جای گذارده است.
حال چگونه دولتمردان ایران مدعی هستند که آمریکا در باتلاق عراق گیر کرده و با تلفات سنگین ، شکستی حتمی را متحمل شده است.
در حالی که شهروندان ایران در آسفالت جاده های ایران گرفتار و اسیر شده اند. ظاهرا از دید مسوولان ایرانی جان شهروند امریکایی ارزشمند تر از جان افراد در ایران است.
از سوی دیگر با شروع فصل سرما و کاهش بی سابقه ی دما کمبود گاز قطع و کاهش فشار را در بسیاری از استانها بهمراه داشته است.
ضمن اینکه در برخی از مدارس که از وسائل گرم کننده ی استاندارد بی بهره اند و از چراغ های نفتی و هیزم استفاده می گردد فجایعی به وقوع پیوسته است.
وزیر آموزش و پرورش نیز در حالی از کمبود بودجه برای تامین وسائل استاندارد گرمایشی سخن می گوید که چند روز پیش خبر کمک چند صد میلیون دلاری ایران به حماس در رسانه ها منتشر شد.
همچنین پس از جنگ 33 روزه در لبنان نیز اعلام شد که حکومت ایران کمک چند هزار دولاری به هر خانواده شیعه لبنانی را تقبل نموده است.
با این گشاده دستی ها و حاتم بخشی ها همچنان مدارس برخی استانها بر اثر حوادث آتش سوزی ناشی از کمبود امکانات، طعمه ی حریق می شوند.
این بی مسولیتی حکومت در قبال افراد قابل قبول نیست. تا زمانی که دولت -به معنای عام- برای تک تک شهروندانش ارزش و اهمیت قائل نباشد، اینگونه حوادث بدون یافتن راه حلی مشخص تکرار خواهد شد.
عطری به درستی به این موضوع اشاره کرد که کشور ایران در حال جنگ هایی اعلام نشده است. از یک سو سالانه در جاده های ایران نزدیک به سی هزار نفر کشته می شوند.
از سوی دیگر آمار سالانه ی مرگ و میر بر اثر آلودگی هوای شهر تهران به ده هزار نفر رسیده و همچنین تعداد معتادین به مواد مخدر نیز در حال افزایش روز افزون است.
این آمارها در حالی مطرح می گردد که از ابتدای شروع جنگ آمریکا در افغانستان و عراق تعداد کشته های ارتش این کشور در این 4 سال به شش هزار تن نرسیده است.
به باور بسیاری تصادفات در جاده های ایران به میزان کشته ها و زخمی های انفجارها و حملات تروریستی درعراق، تلفات به جای گذارده است.
حال چگونه دولتمردان ایران مدعی هستند که آمریکا در باتلاق عراق گیر کرده و با تلفات سنگین ، شکستی حتمی را متحمل شده است.
در حالی که شهروندان ایران در آسفالت جاده های ایران گرفتار و اسیر شده اند. ظاهرا از دید مسوولان ایرانی جان شهروند امریکایی ارزشمند تر از جان افراد در ایران است.
از سوی دیگر با شروع فصل سرما و کاهش بی سابقه ی دما کمبود گاز قطع و کاهش فشار را در بسیاری از استانها بهمراه داشته است.
ضمن اینکه در برخی از مدارس که از وسائل گرم کننده ی استاندارد بی بهره اند و از چراغ های نفتی و هیزم استفاده می گردد فجایعی به وقوع پیوسته است.
وزیر آموزش و پرورش نیز در حالی از کمبود بودجه برای تامین وسائل استاندارد گرمایشی سخن می گوید که چند روز پیش خبر کمک چند صد میلیون دلاری ایران به حماس در رسانه ها منتشر شد.
همچنین پس از جنگ 33 روزه در لبنان نیز اعلام شد که حکومت ایران کمک چند هزار دولاری به هر خانواده شیعه لبنانی را تقبل نموده است.
با این گشاده دستی ها و حاتم بخشی ها همچنان مدارس برخی استانها بر اثر حوادث آتش سوزی ناشی از کمبود امکانات، طعمه ی حریق می شوند.
این بی مسولیتی حکومت در قبال افراد قابل قبول نیست. تا زمانی که دولت -به معنای عام- برای تک تک شهروندانش ارزش و اهمیت قائل نباشد، اینگونه حوادث بدون یافتن راه حلی مشخص تکرار خواهد شد.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
سایت انتخاب در خبری نه چندان دقیق آورده است:
«روزنامه ی پرشمارگان بیلد در گزارشی سراسر کنایه آمیز، تحت عنوان نام "آیا احمدی نژاد ادای بن لادن را در می آورد؟" عملاً ریاست جمهوری ایران را در کنار رهبر بزرگترین گروه تروریستی جهان قرار داد!»
در حالی که روزنامه ی بیلد در مطلبی با عنوان Ahmadinedschad in Konkurrenz mit Osama ، به معنی " آیا احمدی نژاد با اسامه رقابت می کند؟" به بررسی رفتار و عملکرد احمدی نژاد پرداخته است.
در اولین واکنش دولت ایران سایت بیلد فیلتر شده و امکان دسترسی به این سایت غیر ممکن است. جالب آنکه برخی رسانه های دولتی در ایران پیوسته به مقامات غربی "فحاشی" می نمایند اما هیچگاه از سوی این کشورها با سانسور و فیلترینگ مواجه نشده اند.
انتخاب در ادامه مطلب فوق از مسوولان سفارت ایران انتقاد می کند که چرا به مطلب این نشریه اعتراض ننموده اند. در حالی که اگر این موضوع باب شود مسولان روزنامه ی کیهان و صدا و سیمای ایران باید هر روز به تمامی سفارتخانه های غربی پاسخگو باشند.
پاورقی:
» عکس: بن لادن یا احمدی نژاد [نگاتیو]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
احتمالا تاکنون نام نازنین فاتحی را در کنار نام نازنین افشین جم شنیده باشید. نازنین فاتحی دختر 18 ساله با اتهام قتل عمد به اعدام محکوم شده و در انتظار اجرای حکم، روزهای واپسین را سپری می کند.
نازنین افشین جم نیز کانادایی ایران الاصلی است که در سال 2003 به عنوان ملکه زیبایی کانادا انتخاب شده است. نازنین افشین جم که لیسانس روابط بین الملل وعلوم سیاسی از دانشگاه بیریتش کلمبیا است، در تلاش برای مهیا نمودن شرایطی است که از اجرای حکم اعدام نازنین فاتحی جلوگیری شود.
نازنین فاتحی طبق ادعای خود درسن 17 سالگی در حالی که با دوستانش در اطراف کرج مشغول تفریح بوده اند، مورد حمله 3 جوان قرار می گیرند و او برای محافظت از خود و خواهر زاده اش مجبور به قتل یکی از مهاجمین می شود.
بر طبق قوانین انجام جرمی که در دفاع از ناموس و نفس صورت گیرد در صورت حصول شرایط، جرم مذکور قابل پیگرد نیست. با این حال، دادگاه ادعاهای نازنین فاتحی را نپذیرفت و بدون اعلام انگیزه ی احتمالی، قتل را عمد تشخیص داده و نازنین را به اعدام محکوم نمود.
از زمان دستگیری نازنین تاکنون گروه های مدافع حقوق بشر بسیاری در تلاش برای رهایی این دختر جوان هستند. تلاشهایی که تا این زمان نتیجه ای در پی نداشته است.
در همین مورد "کارزاری تبلیغاتی" با بیش از دویست پنجاه هزار امضا تاکنون تهیه شده است. همچنین فیلمی کوتاه از نحوه ی وقوع حادثه با صدای نازنین فاتحی و مادرش نیز ساخته شده که در سایت "کمک برای نجات نازنین" قابل مشاهده است.
مشکلی که برای نازنین رخ داده، نشات گرفته ازشرارتی مردانه است و جالب آنکه بار دیگر نگاهی مردسالارانه که زنان را منشا شر می پندارند در صدد مجازات نازنین بر آمده است.
گرچه تا حدود زیادی این نگاه در جامعه در حال تغییر است اما هنوز بخشهایی از جامعه اینگونه می اندیشند و بسیاری از قوانین موجود که تحت تاثیر این نگرش وضع شده اند برای زنان ایرانی مشکلات زیادی را فراهم آورده است .بدون تلاش برای تغییر این قوانین ماجراهای مربوط به نقض حقوق زنان تکرار پذیرند.
اطلاعات بیشتر در مورد فاتحی را می توانید از سایتهای زیر دریافت نمایید:
» درباره نازنین فاتحی [ویکی پدیا انگلیسی]
» درباره نازنین افشین جم [ویکی پدیا انگلیسی]
» نازنین افشین جم [+]
» کمک برای نجات نازنین [+]
پاورقی:
موج جدید فیلترینگ آغاز شده است. و بنظر می رسد اینبار سایتهایی را هدف قرار داده که در زمینه ی گسترش و رشد وبلاگستان تاثیر بسزایی را دارند. کونتور "وب استات" همچون سایت پیشین یعنی "ند استات" فیلتر شده است.
به هیچ وجه به سلامت کنتورهای ایرانی از نظر امنیت اطلاعات و احتمال خرابکاری اطمینانی نمی توان کرد.پس از فلیکر و بلاگ رولینگ این چندمین سایتی است که بی هیچ توجیه قانع کننده ای مسدود میشود.
نازنین افشین جم نیز کانادایی ایران الاصلی است که در سال 2003 به عنوان ملکه زیبایی کانادا انتخاب شده است. نازنین افشین جم که لیسانس روابط بین الملل وعلوم سیاسی از دانشگاه بیریتش کلمبیا است، در تلاش برای مهیا نمودن شرایطی است که از اجرای حکم اعدام نازنین فاتحی جلوگیری شود.
نازنین فاتحی طبق ادعای خود درسن 17 سالگی در حالی که با دوستانش در اطراف کرج مشغول تفریح بوده اند، مورد حمله 3 جوان قرار می گیرند و او برای محافظت از خود و خواهر زاده اش مجبور به قتل یکی از مهاجمین می شود.
بر طبق قوانین انجام جرمی که در دفاع از ناموس و نفس صورت گیرد در صورت حصول شرایط، جرم مذکور قابل پیگرد نیست. با این حال، دادگاه ادعاهای نازنین فاتحی را نپذیرفت و بدون اعلام انگیزه ی احتمالی، قتل را عمد تشخیص داده و نازنین را به اعدام محکوم نمود.
از زمان دستگیری نازنین تاکنون گروه های مدافع حقوق بشر بسیاری در تلاش برای رهایی این دختر جوان هستند. تلاشهایی که تا این زمان نتیجه ای در پی نداشته است.
در همین مورد "کارزاری تبلیغاتی" با بیش از دویست پنجاه هزار امضا تاکنون تهیه شده است. همچنین فیلمی کوتاه از نحوه ی وقوع حادثه با صدای نازنین فاتحی و مادرش نیز ساخته شده که در سایت "کمک برای نجات نازنین" قابل مشاهده است.
مشکلی که برای نازنین رخ داده، نشات گرفته ازشرارتی مردانه است و جالب آنکه بار دیگر نگاهی مردسالارانه که زنان را منشا شر می پندارند در صدد مجازات نازنین بر آمده است.
گرچه تا حدود زیادی این نگاه در جامعه در حال تغییر است اما هنوز بخشهایی از جامعه اینگونه می اندیشند و بسیاری از قوانین موجود که تحت تاثیر این نگرش وضع شده اند برای زنان ایرانی مشکلات زیادی را فراهم آورده است .بدون تلاش برای تغییر این قوانین ماجراهای مربوط به نقض حقوق زنان تکرار پذیرند.
اطلاعات بیشتر در مورد فاتحی را می توانید از سایتهای زیر دریافت نمایید:
» درباره نازنین فاتحی [ویکی پدیا انگلیسی]
» درباره نازنین افشین جم [ویکی پدیا انگلیسی]
» نازنین افشین جم [+]
» کمک برای نجات نازنین [+]
پاورقی:
موج جدید فیلترینگ آغاز شده است. و بنظر می رسد اینبار سایتهایی را هدف قرار داده که در زمینه ی گسترش و رشد وبلاگستان تاثیر بسزایی را دارند. کونتور "وب استات" همچون سایت پیشین یعنی "ند استات" فیلتر شده است.
به هیچ وجه به سلامت کنتورهای ایرانی از نظر امنیت اطلاعات و احتمال خرابکاری اطمینانی نمی توان کرد.پس از فلیکر و بلاگ رولینگ این چندمین سایتی است که بی هیچ توجیه قانع کننده ای مسدود میشود.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
«سخنگوی وزارت امور خارجه: در صورتیكه ما مورد تهديد قرار بگيريم، در روابط خود با آژانس تجديدنظر ميكنيم ؛ اما هم اكنون توقف همكاریها با آژانس در دستور كار ايران است؛ اما در صورتی كه شرايط خاصی پيش بيايد، ايران تجديدنظر میكند.» [ایلنا]
واقعیت پرونده ی اتمی ایران اینست که در شرایط فعلی تا حدود زیادی ابتکارعمل در اختیار ایران قرار دارد. البته این ابتکار عمل به هیچ وجه به این معنی نیست که ایران می تواند هر استراتژی را اتخاذ نماید.
بلکه ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپا سیاستی را در پیش گرفته اند که هر اقدامی را منوط به واکنش ایران در برابر قطعنامه ی جدید شورای امنیت نموده است.
لذا این ایران است که باید گام بعدی را در زمینه ی پیشبرد پرونده هسته ای بردارد. گامی که شاید در شرایط فعلی درهر صورت در نزد افکارعمومی شکست سیاست خارجی ایران قلمداد گردد. شکستی که بخشی از نیت آمریکا در دنبال نمودن این پرونده را تامین می نماید.
اگر ایران آنگونه که ادعا می نمود، با فرستاده شدن پرونده به شورای امنیت یا صدور قطعنامه ی تحریم ها، از همکاری با آژانس سرباز می زد، در حقیقت به بازی آمریکا تن داده بود.
طرحی که در آن از ایران یک کشور یاغی و خطرناک برای جهان ترسیم و امکان هرگونه فشار همه جانبه ی جهانی فراهم گردد. گرچه در دیپلماسی شفاهی ایران این گزینه نقش پر رنگی دارد اما مشخص شده که ایران در واقع به عملی نمودن این تهدیدها نمی اندیشد.
از سوی دیگر ایران که شانس یک نتیجه ی برد-برد را با رد پیشنهادات اروپایی ها از دست داد، مجبور است در گام بعدی حداقل به خواسته های قطعنامه ی شورای امنیت گردن گذارد.
تمکینی که غربیها از آن یک شکست مفتضحانه برای ایران خواهند ساخت و اعتبار موجود در افکار عمومی مخالفان غرب که حاصل از مقاومت در برابر خواست آنهاست را خدشه دار خواهد کرد.
اما راهی که ایران هم اکنون در پیش گرفته سیاست دوگانگی و تعلیق است. در این روش نه تهدیدهای قطع همکاری با آژانس عملی می گردد و نه به خواست شورای امنیت گردن نهاده می شود.
ایران با رایزنی و ارائه پیشنهادات اقتصادی به طرف های درگیر در پرونده -همچون سفر لاریجانی به چین- در تلاش برای سامان دادن به جناح هوادارش در شورای امنیت است.
همچنین زمان لازم برای پیشبرد طرح های اتمی خود را کسب می نماید تا به قولی برنامه ی مذکور را به نقطه ای بدون بازگشت برساند. پیشرفت هایی که به باور بسیاری تنها با دستیابی ایران به فناوری تولید سلاح اتمی تکمیل شده قلمداد می گردد.
در بررسی فوق جای منافع ملی و لطمات وارد آمده به مردم، از قبل نحوه ی پیگیری حقوق به حق هسته ای ایران، منظور نگردیده است. امری که متاسفانه در سیاست خارجی فعلی ایران نیز از اهمیت بسیار کمی برخوردار است.
در هر حال باید منتظر ماند و دید آمریکا تا چه زمانی برای برداشته شدن گام بعدی توسط ایران صبر خواهد کرد و اقدام بعدی اعضای شورای امنیت در چه زمانی روی میز مذاکرات قرار می گیرد.
پاورقی:
خیلی ها بر این باور اند که در این بین مردم ایران متضرر می شوند واین موضوع قابل پذیرش نیست. اما باید پذیرفت که رای سوم تیر 84 نمودش در مسائلی از این دست است.
حالا اگر سطح زندگی ها کاهش یافته، امنیت اجتماعی و اقتصادی و آزادیهای سیاسی خدشه دار شده و منافع ملیمان بیش از هر زمان دیگری در خطر است، برآیند دقیقی از خواست آن 17 میلیون نفر است به علاوه ی آن چند میلیون تحریمی.
» بحث بی اهمیت تحریم [+]
» تحریم و دیگر هیچ [+]
» در انتظار روزهای سخت [+]
واقعیت پرونده ی اتمی ایران اینست که در شرایط فعلی تا حدود زیادی ابتکارعمل در اختیار ایران قرار دارد. البته این ابتکار عمل به هیچ وجه به این معنی نیست که ایران می تواند هر استراتژی را اتخاذ نماید.
بلکه ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپا سیاستی را در پیش گرفته اند که هر اقدامی را منوط به واکنش ایران در برابر قطعنامه ی جدید شورای امنیت نموده است.
لذا این ایران است که باید گام بعدی را در زمینه ی پیشبرد پرونده هسته ای بردارد. گامی که شاید در شرایط فعلی درهر صورت در نزد افکارعمومی شکست سیاست خارجی ایران قلمداد گردد. شکستی که بخشی از نیت آمریکا در دنبال نمودن این پرونده را تامین می نماید.
اگر ایران آنگونه که ادعا می نمود، با فرستاده شدن پرونده به شورای امنیت یا صدور قطعنامه ی تحریم ها، از همکاری با آژانس سرباز می زد، در حقیقت به بازی آمریکا تن داده بود.
طرحی که در آن از ایران یک کشور یاغی و خطرناک برای جهان ترسیم و امکان هرگونه فشار همه جانبه ی جهانی فراهم گردد. گرچه در دیپلماسی شفاهی ایران این گزینه نقش پر رنگی دارد اما مشخص شده که ایران در واقع به عملی نمودن این تهدیدها نمی اندیشد.
از سوی دیگر ایران که شانس یک نتیجه ی برد-برد را با رد پیشنهادات اروپایی ها از دست داد، مجبور است در گام بعدی حداقل به خواسته های قطعنامه ی شورای امنیت گردن گذارد.
تمکینی که غربیها از آن یک شکست مفتضحانه برای ایران خواهند ساخت و اعتبار موجود در افکار عمومی مخالفان غرب که حاصل از مقاومت در برابر خواست آنهاست را خدشه دار خواهد کرد.
اما راهی که ایران هم اکنون در پیش گرفته سیاست دوگانگی و تعلیق است. در این روش نه تهدیدهای قطع همکاری با آژانس عملی می گردد و نه به خواست شورای امنیت گردن نهاده می شود.
ایران با رایزنی و ارائه پیشنهادات اقتصادی به طرف های درگیر در پرونده -همچون سفر لاریجانی به چین- در تلاش برای سامان دادن به جناح هوادارش در شورای امنیت است.
همچنین زمان لازم برای پیشبرد طرح های اتمی خود را کسب می نماید تا به قولی برنامه ی مذکور را به نقطه ای بدون بازگشت برساند. پیشرفت هایی که به باور بسیاری تنها با دستیابی ایران به فناوری تولید سلاح اتمی تکمیل شده قلمداد می گردد.
در بررسی فوق جای منافع ملی و لطمات وارد آمده به مردم، از قبل نحوه ی پیگیری حقوق به حق هسته ای ایران، منظور نگردیده است. امری که متاسفانه در سیاست خارجی فعلی ایران نیز از اهمیت بسیار کمی برخوردار است.
در هر حال باید منتظر ماند و دید آمریکا تا چه زمانی برای برداشته شدن گام بعدی توسط ایران صبر خواهد کرد و اقدام بعدی اعضای شورای امنیت در چه زمانی روی میز مذاکرات قرار می گیرد.
پاورقی:
خیلی ها بر این باور اند که در این بین مردم ایران متضرر می شوند واین موضوع قابل پذیرش نیست. اما باید پذیرفت که رای سوم تیر 84 نمودش در مسائلی از این دست است.
حالا اگر سطح زندگی ها کاهش یافته، امنیت اجتماعی و اقتصادی و آزادیهای سیاسی خدشه دار شده و منافع ملیمان بیش از هر زمان دیگری در خطر است، برآیند دقیقی از خواست آن 17 میلیون نفر است به علاوه ی آن چند میلیون تحریمی.
» بحث بی اهمیت تحریم [+]
» تحریم و دیگر هیچ [+]
» در انتظار روزهای سخت [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
پانزدهم دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران به دنیا آمد. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود. از نوجوانی به سرودن شعر علاقه مند شد و اولین مجموعه ی شعرهایش را با عنوان " اسیر" در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی به چاپ رساند.
او بخاطر صراحت لهجه و بی پروایی در سرودن اشعارش مورد انواع تهمت ها قرار گرفت. تا جایی که با چاپ شعری با نام "گنه کردم گناهی پر ز لذت" در مجلات به بدکارگی و هرزگی متهم شد.
تاسفبار اینکه این نگاه و قضاوت ها تا سالها پس از مرگش نیز همچنان ادامه دارد. او در سال ۱۳۲۹ در سن ۱٦ سالگی با پرویز شاپور که ۳۱ سال داشت ازدواج نمود اما پس از پنج سال با وجود یک پسر به نام کامیار از همسرش جدا شد.
در طول زندگی نه چندان بلندش مجموع های شعری با نامهای اسیر ۱۳۳۱، دیوار ۱۳۳٦، عصیان ۱۳۳٨، تولدی دیگر۱۳٤۱ و مجموعۀ ناتمام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را سرود.
فعالیتهای سینمایی او نیز به قرار زیر است:
- بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران ، سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم
- همکاری در ساختن بخش سوم فیلم آب و گرما
- مدیر تهیۀ فیلم مستند "موج و مرجان و خارا" به کارگردانی ابراهیم گلستان
- مدیر تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ "دریا" محصول گلستان فیلم
- ساختن فیلم مستند "خانه سیاه است" از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن آلمان
- بازی در نمایشنامۀ "شش شخصیت در جستجوی نویسنده" اثر لوئیچی پیراندلو در سال ۱۳٤۲
سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ در حالی که ۳۲ سال داشت در حین رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد در حالی که نوای او همچنان طنین انداز بود که "تنها صداست که میماند".
در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و توسط برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای در باره ی زندگی اش ساخته شد. دهمین جشنوارۀ فیلم اوبرهاوزن آلمان نیز جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد او نام گذاری کرد.
او فروغ فرخزاد بود، شاعری که چه زود باد او را با خود برد.
منابع:
» کتاب درغروبی ابدی، دکتر بهروز جلالی ، انتشارات مروارید
» سایت فروغ فرخزاد [+]
» مجموعه آثار
او بخاطر صراحت لهجه و بی پروایی در سرودن اشعارش مورد انواع تهمت ها قرار گرفت. تا جایی که با چاپ شعری با نام "گنه کردم گناهی پر ز لذت" در مجلات به بدکارگی و هرزگی متهم شد.
تاسفبار اینکه این نگاه و قضاوت ها تا سالها پس از مرگش نیز همچنان ادامه دارد. او در سال ۱۳۲۹ در سن ۱٦ سالگی با پرویز شاپور که ۳۱ سال داشت ازدواج نمود اما پس از پنج سال با وجود یک پسر به نام کامیار از همسرش جدا شد.
در طول زندگی نه چندان بلندش مجموع های شعری با نامهای اسیر ۱۳۳۱، دیوار ۱۳۳٦، عصیان ۱۳۳٨، تولدی دیگر۱۳٤۱ و مجموعۀ ناتمام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را سرود.
فعالیتهای سینمایی او نیز به قرار زیر است:
- بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران ، سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم
- همکاری در ساختن بخش سوم فیلم آب و گرما
- مدیر تهیۀ فیلم مستند "موج و مرجان و خارا" به کارگردانی ابراهیم گلستان
- مدیر تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ "دریا" محصول گلستان فیلم
- ساختن فیلم مستند "خانه سیاه است" از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن آلمان
- بازی در نمایشنامۀ "شش شخصیت در جستجوی نویسنده" اثر لوئیچی پیراندلو در سال ۱۳٤۲
سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ در حالی که ۳۲ سال داشت در حین رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد در حالی که نوای او همچنان طنین انداز بود که "تنها صداست که میماند".
در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و توسط برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای در باره ی زندگی اش ساخته شد. دهمین جشنوارۀ فیلم اوبرهاوزن آلمان نیز جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد او نام گذاری کرد.
او فروغ فرخزاد بود، شاعری که چه زود باد او را با خود برد.
منابع:
» کتاب درغروبی ابدی، دکتر بهروز جلالی ، انتشارات مروارید
» سایت فروغ فرخزاد [+]
» مجموعه آثار
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
کیهان در مطلبی با عنوان "صهیونیست ها آنجا چه می کنند" درباره برگزاری نمایشگاهی در تهران آورده:«آنچه حيرت انگيز است به نمايش درآمدن آثاری از نمايشگاه "همزيستی" صهيونيست ها بر روی ديوارهای موزه امام علی(ع) با عنوان نمايشگاه پوستر اديان توحيدی است.»
اشاره ی کیهان به نمایشگاهی است که با عنوان همزیستی در اسراییل برپا شد و هدف آن ایجاد زمینه ی مناسب برای کاهش خشونت ها بین مسلمانان و یهودیان بود.
کیهان در ادامه یاد آور می شود: «پوستر"از روسيه با عشق" اثر ولادمير چايكا صورتی را در زمينه سياه تصوير كرده كه ستاره صهيونيسم چشم بينای آن است و هلال سبز رنگ ماه يعنی نماد شناخته شده مسلمانان، دهان خندان اين صورتک است كه ظاهرا از اين همزيستی كاملا راضی و خشنود به نظر میرسد.»
بدین ترتیب نویسنده ی ستون ویژه نتیجه می گیرد :«در جایی كه موضوع دینی به اهل غير دين سپرده شود نبايد انتظار حاصلی جز اين داشت.»
و در جهت اثبات گفته ی فوق دلیل می آورد که :«در هیات انتخاب افرادی نظير ابراهيم حقيقی، طراح روی جلد نشريات توقيف شده آدينه و... و آیدین آغداشلو، مشاور فرهنگی دفتر فرح پهلوی حضور دارند.»
یاد روایتی افتادم از روزهای تحصیلم در دانشگاه و فعالیتهای دانشجویی.دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاهمان توسط یک روحانی ساده دل و دوست داشتنی اداره می شد. تنها ایراد ایشان این بود که از فرهنگ وهنر کمتر سر رشته ای داشتند.
این را هم بگویم که از همه ی مسوولین با مسایل بازتر برخورد می کردند. قرار بود به مناسبی کنسرت موسیقی سنتی در دانشگاه اجرا کنیم. رفتیم خدمت شیخ و عرض کردیم، یا شیخ گروه سنتی ما "گروه کر" هم دارد.
ابتدا مکثی کرد و سپس فرمودند آقا نمی شود نه کر، نه پاپ فقط سنتی اجرا کنید. صدای خنده همراهانم بلند شد. من هم سعی نمودم به شیخ یادآوری کنم که "کر" نوعی موسیقی نیست بلکه به گروه همخوان اطلاق می شود، ولی با وجود توضیحات لازم در مورد ماهیت گروه کربه خرجشان نرفت و مرتب می گفتند نه کر ، نه پاپ!
حالا شده است حکایت آقای شریعتمداری و کیهان نشینان. وقتی یک کسی که زمانی همکار سعید امامی بوده مدیر مسوول نشریه ای می شود و کار اطلاع رسانی آزاد به دست سانسورچی ها می افتد چه انتظاری می توان داشت.
اگر در زمینه ی داوری پوستر و گرافیک استاد آیدین آغداشلو و آقای ابراهیم حقیقی کارشناس نیستند حتما باید این کار را هم بسپاریم به دست برادر حسین و دوستان!
نه جناب برادر حسین شریعتمداری، مقوله فرهنگ درست است با حضور جناب آقای هرندی در سمت وزیر ارشاد حرکتی قهقهرایی یافته، اما سمپاشی ها و چهره ی پنهان سازی های شما دیگر کارساز نیست.
در مورد نمایش پوستر مورد اشاره که در اسراییل و ایران نمایش داده شده توضیح ساده ای وجود دارد،این گونه استدلال همانند آنست که بگوییم به علت مصرف کوکاکولا در اسراییل، مصرف ان در ایران حرکتی صهیونیستی است. و یا حتی در مورد نمایش یک فیلم در هر دو کشور.
برای هنرمندان واقعی هنر، هنر است و مرز و مذهب و سیاست بازی نمی شناسد و خالق هر اثر هنری، شایسته ی تقدیر. این همان درکی است که امثال شریعتمداری از فهم آن عاجزند.
آقای شریعتمداری نیز باید بدانند با این برچسبهایی که نثارهنرمندان این سرزمین می شود، تنها به ارزش و اعتبار ایشان خواهد افزود.و تنها با این اباطیل "عرض خود می بری و زحمت ما می داری".
پاورقی:
» برادر حسین دیندار [هنوز]
» فیلم کامل اعدام صدام حسین [هشت میلیمتری]
اشاره ی کیهان به نمایشگاهی است که با عنوان همزیستی در اسراییل برپا شد و هدف آن ایجاد زمینه ی مناسب برای کاهش خشونت ها بین مسلمانان و یهودیان بود.
کیهان در ادامه یاد آور می شود: «پوستر"از روسيه با عشق" اثر ولادمير چايكا صورتی را در زمينه سياه تصوير كرده كه ستاره صهيونيسم چشم بينای آن است و هلال سبز رنگ ماه يعنی نماد شناخته شده مسلمانان، دهان خندان اين صورتک است كه ظاهرا از اين همزيستی كاملا راضی و خشنود به نظر میرسد.»
بدین ترتیب نویسنده ی ستون ویژه نتیجه می گیرد :«در جایی كه موضوع دینی به اهل غير دين سپرده شود نبايد انتظار حاصلی جز اين داشت.»
و در جهت اثبات گفته ی فوق دلیل می آورد که :«در هیات انتخاب افرادی نظير ابراهيم حقيقی، طراح روی جلد نشريات توقيف شده آدينه و... و آیدین آغداشلو، مشاور فرهنگی دفتر فرح پهلوی حضور دارند.»
یاد روایتی افتادم از روزهای تحصیلم در دانشگاه و فعالیتهای دانشجویی.دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاهمان توسط یک روحانی ساده دل و دوست داشتنی اداره می شد. تنها ایراد ایشان این بود که از فرهنگ وهنر کمتر سر رشته ای داشتند.
این را هم بگویم که از همه ی مسوولین با مسایل بازتر برخورد می کردند. قرار بود به مناسبی کنسرت موسیقی سنتی در دانشگاه اجرا کنیم. رفتیم خدمت شیخ و عرض کردیم، یا شیخ گروه سنتی ما "گروه کر" هم دارد.
ابتدا مکثی کرد و سپس فرمودند آقا نمی شود نه کر، نه پاپ فقط سنتی اجرا کنید. صدای خنده همراهانم بلند شد. من هم سعی نمودم به شیخ یادآوری کنم که "کر" نوعی موسیقی نیست بلکه به گروه همخوان اطلاق می شود، ولی با وجود توضیحات لازم در مورد ماهیت گروه کربه خرجشان نرفت و مرتب می گفتند نه کر ، نه پاپ!
حالا شده است حکایت آقای شریعتمداری و کیهان نشینان. وقتی یک کسی که زمانی همکار سعید امامی بوده مدیر مسوول نشریه ای می شود و کار اطلاع رسانی آزاد به دست سانسورچی ها می افتد چه انتظاری می توان داشت.
اگر در زمینه ی داوری پوستر و گرافیک استاد آیدین آغداشلو و آقای ابراهیم حقیقی کارشناس نیستند حتما باید این کار را هم بسپاریم به دست برادر حسین و دوستان!
نه جناب برادر حسین شریعتمداری، مقوله فرهنگ درست است با حضور جناب آقای هرندی در سمت وزیر ارشاد حرکتی قهقهرایی یافته، اما سمپاشی ها و چهره ی پنهان سازی های شما دیگر کارساز نیست.
در مورد نمایش پوستر مورد اشاره که در اسراییل و ایران نمایش داده شده توضیح ساده ای وجود دارد،این گونه استدلال همانند آنست که بگوییم به علت مصرف کوکاکولا در اسراییل، مصرف ان در ایران حرکتی صهیونیستی است. و یا حتی در مورد نمایش یک فیلم در هر دو کشور.
برای هنرمندان واقعی هنر، هنر است و مرز و مذهب و سیاست بازی نمی شناسد و خالق هر اثر هنری، شایسته ی تقدیر. این همان درکی است که امثال شریعتمداری از فهم آن عاجزند.
آقای شریعتمداری نیز باید بدانند با این برچسبهایی که نثارهنرمندان این سرزمین می شود، تنها به ارزش و اعتبار ایشان خواهد افزود.و تنها با این اباطیل "عرض خود می بری و زحمت ما می داری".
پاورقی:
» برادر حسین دیندار [هنوز]
» فیلم کامل اعدام صدام حسین [هشت میلیمتری]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
اسفندیار رحیم مشایی که به عنوان رئيس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری برای شرکت در اجلاس گردشگری كشورهای اسلامی به ترکیه رفته بود، با انتشار فیلمی که نشان می داد در هنگام اجرای رقص توسط زنان دراین مراسم حضور دارد، به چهره ای خبری تبدیل شد.
گرچه 15 ماه از ان سفر می گذرد اما این بار حتی بیش از موضوع حضور احمدی نژاد در هنگام اجرای برنامه توسط یک خانم خواننده ی عرب در افتتاحیه بازیهای آسیایی در کانون توجهات قرار دارد.
بطور مشخص آقایان افروغ و ابوطالب نمایندگان اصولگرای مجلس در راس معترضان قرار داشتند. جالب آنکه رسانه های اصلاح طلب تنها به اطلاع رسانی در این مورد بسنده نموده از هرگونه اظهار نظری خودداری کردند.
در این میان سایت انتخاب، رجانیوز، خبرگزاری فارس و همچنین بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما تلویحا به جانبداری از مشایی پرداخته اند.
با نگاهی به گذشته بخاطر می آوریم که در جریان کنفرانس برلین، صدا و سیما و روزنامه های اصول گرایان با چه لحنی اصلاح طلبان را بخاطر رقص یک زن که قصد برهم زدن کنفرانس را داشت، مورد شماتت قرار دادند.
حتی بسیاری از سخنرانان کنفرانس که توسط اپوزیسیون برانداز در آن مراسم مورد حمله و توهین قرار گرفته بودند، با احکام زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی روبرو شدند.
همچنین دو سال پیش در جریان برگزاری اختتامیه جشنواره ی بین المللی تاتر ایران زمین در اهواز بخاطر انجام 3 دقیقه از یک نمایش روسی که شامل رقص بود، یک معاون وزیر برکنار و مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان و معاونش به زندان، شلاق و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند.
این جشنوار بین المللی تاتر نیز که سابقه و اعتبار بسیار خوبی کسب نموده بود و گروه های نمایش خارجی بسیاری را به ایران می آورد، برای همیشه تعطیل شد.
همان زمان معاون فعلی آقای احمدی نژاد و نماینده ی آن موقع شهر اهواز، سید احمد موسوی، فریاد وا اسلاما سر داد و خواستار برکناری استاندارخوزستان، وزیر ارشاد و معاونانش شد.
این تفاوت در عملکرد و دیدگاه مشخص می کند تا چه حد مسایل و اعتقادات دینی بازیچه ی منافع جریانات سیاسی قرار می گیرد.
البته در این نوشتار قصد ندارم به هیچ وجه در مورد ماهیت عمل صورت گرفته قضاوت کنم و حتی بیان مسایلی از این دست را برای فشار به دولت را چندان معقول نمی پندارم.
این دولت آنچنان دچار بی تدبیری است که می شود در هر روز ده ها مورد مهم و اساسی برای انتقاد و پرسش قرار دادن آن یافت. مواردی که نحوی مدیریت آنها با سرنوشت و آینده ایران گره خورده است.
پاورقی:
ابطحی چندی پیش در وبلاگش نوشته بود:«می گویند نفرین سال ۲۰۰۶ این است که الهی سی دی ات پخش شود. معنای پنهان این طنز این است که به راحتی می تواند بلایی که بر سر خانم زهرا امیر ابراهیمی آمد، سر هر فرد دیگری هم بیاید.»
و حالا این بلا بر سر مشایی آمده است. اولین بار که این خبر را خواندم یاد این نوشته ابطحی افتادم و بنظرم آمد روزگار عجب بازیهایی دارد.
» آیا آیین نامه سازماندهی پایگاه های اینترنتی قانونی است؟ [هنوز]
» دو گانه ی شیخ فضل الله و صدام [پویاهه]
» دفتر هادی ساعی دیدار با احمدی نژاد را تکذیب کرد [انتخاب]
» میهمانان کنفرانس هالوکاست چه کسانی بودند [روزانه]
گرچه 15 ماه از ان سفر می گذرد اما این بار حتی بیش از موضوع حضور احمدی نژاد در هنگام اجرای برنامه توسط یک خانم خواننده ی عرب در افتتاحیه بازیهای آسیایی در کانون توجهات قرار دارد.
بطور مشخص آقایان افروغ و ابوطالب نمایندگان اصولگرای مجلس در راس معترضان قرار داشتند. جالب آنکه رسانه های اصلاح طلب تنها به اطلاع رسانی در این مورد بسنده نموده از هرگونه اظهار نظری خودداری کردند.
در این میان سایت انتخاب، رجانیوز، خبرگزاری فارس و همچنین بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما تلویحا به جانبداری از مشایی پرداخته اند.
با نگاهی به گذشته بخاطر می آوریم که در جریان کنفرانس برلین، صدا و سیما و روزنامه های اصول گرایان با چه لحنی اصلاح طلبان را بخاطر رقص یک زن که قصد برهم زدن کنفرانس را داشت، مورد شماتت قرار دادند.
حتی بسیاری از سخنرانان کنفرانس که توسط اپوزیسیون برانداز در آن مراسم مورد حمله و توهین قرار گرفته بودند، با احکام زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی روبرو شدند.
همچنین دو سال پیش در جریان برگزاری اختتامیه جشنواره ی بین المللی تاتر ایران زمین در اهواز بخاطر انجام 3 دقیقه از یک نمایش روسی که شامل رقص بود، یک معاون وزیر برکنار و مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان و معاونش به زندان، شلاق و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند.
این جشنوار بین المللی تاتر نیز که سابقه و اعتبار بسیار خوبی کسب نموده بود و گروه های نمایش خارجی بسیاری را به ایران می آورد، برای همیشه تعطیل شد.
همان زمان معاون فعلی آقای احمدی نژاد و نماینده ی آن موقع شهر اهواز، سید احمد موسوی، فریاد وا اسلاما سر داد و خواستار برکناری استاندارخوزستان، وزیر ارشاد و معاونانش شد.
این تفاوت در عملکرد و دیدگاه مشخص می کند تا چه حد مسایل و اعتقادات دینی بازیچه ی منافع جریانات سیاسی قرار می گیرد.
البته در این نوشتار قصد ندارم به هیچ وجه در مورد ماهیت عمل صورت گرفته قضاوت کنم و حتی بیان مسایلی از این دست را برای فشار به دولت را چندان معقول نمی پندارم.
این دولت آنچنان دچار بی تدبیری است که می شود در هر روز ده ها مورد مهم و اساسی برای انتقاد و پرسش قرار دادن آن یافت. مواردی که نحوی مدیریت آنها با سرنوشت و آینده ایران گره خورده است.
پاورقی:
ابطحی چندی پیش در وبلاگش نوشته بود:«می گویند نفرین سال ۲۰۰۶ این است که الهی سی دی ات پخش شود. معنای پنهان این طنز این است که به راحتی می تواند بلایی که بر سر خانم زهرا امیر ابراهیمی آمد، سر هر فرد دیگری هم بیاید.»
و حالا این بلا بر سر مشایی آمده است. اولین بار که این خبر را خواندم یاد این نوشته ابطحی افتادم و بنظرم آمد روزگار عجب بازیهایی دارد.
» آیا آیین نامه سازماندهی پایگاه های اینترنتی قانونی است؟ [هنوز]
» دو گانه ی شیخ فضل الله و صدام [پویاهه]
» دفتر هادی ساعی دیدار با احمدی نژاد را تکذیب کرد [انتخاب]
» میهمانان کنفرانس هالوکاست چه کسانی بودند [روزانه]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
احمدی نژاد معتقد است غرب به سوی نابودی حرکت می کند. در همین حال اعتقاد دارد به استناد سخنان مهمانان کنفرانس هولوکاست در کشورهای غربی خفقان حکمفرماست.
همچنین به اعتقاد رییس دولت نهم، ایران ظرفیت تبدیل شدن به کشور 300 میلون نفری را دارد.نکاتی پیرامون برخی از این سخنان که بیشتر به طالع بینی شباهت دارد در ادامه می آید:
«احمدی نژاد با اشاره به نشست هولوكاست در ايران و حضور دانشمندان در اين نشست بيان داشت: اين دانشمندان اظهار میداشتند كه در كشور آنها خفقان وجود دارد.» [فارس]
برایم جالب است بدانم دانشمندان حاضر در کنفرانس هولوکاست از چه کشورهایی بوده اند حتما سوریه و لیبی و یا کره شمالی که در آن صورت کاملا سخنانشان بجاست.
اما درغیر این صورت جالب است که پاسخ دهند آیا مثلا در کشورهای هایشان با تجمع کارگران همانند برخوردی که با رانندگان اتوبوس واحد تهران شد رفتار می گردد؟
آیا وزارت علومشان دانشجویان را از دانشگاه اخراج و یا از ثبت نامشان جلوگیری می نمایندو به دروغ به آنها تهمت فسق و فجور می زند؟ آیا در کشور خفقان زده ی آنها روزنامه ها را بی دلیل و با دلیل تعطیل می کنند؟
آیا پاسخ اعتراض زنان متجدد و آزادی خواه را با باتوم و اسپری فلفل می دهند؟ ورود زنان به استادیوم های فوتبال ممنوع است؟ قانون به زنان نصف مردان حق می دهد؟ و در انتخاباتشان نظارت استصوابی وجود دارد؟ و صدها سوال دیگر.
«امروز نظامات استكباری و زورگو در جهان رو به اضمحلال هستند و در حالی كه نمیتوانند مسائل داخلي خود را حل كنند، برای سرپوش گذاشتن بر روند فروپاشی مشكلات خود، مسائل خارجی درست میكنند.» [پیشین]
حال باید از رییس جمهور پرسید که آقای احمدی نژاد چند جمله بالاتر خودتان درمورد کنفرانس هولوکاست در تهران گفتید. روزی هم نیست که از داستان فلسطین و لبنان و سوریه خبری نشنویم.
به کدام دلیل منطقی و در راستای کدام منفعت ملی این مباحث مطرح می گردد. آیا جز برای فریب افکار عمومی و گم شدن خواست مردم در هیاهوی اینگونه مسائل بی ارزش.
«رییس جمهور خطاب به كشورهای غربی گفت: بايد بپذيريد كه رو به نابودی هستيد و راهی كه شما انتخاب كردهاید چيزی جز سقوط و ذلت و هلاک به دنبال نخواهد داشت.» [پیشین]
پر واضح است که هر اضمحلال و سقوطی نیازمند نشانه هایی است.همچون نشانه های سقوط در حکومت دیکتاتوری اتحاد جماهیر شوروی. جالب است در موردعراق -مهمترین مدرک فروپاشی غرب!!- بدانیم که این جنگ اقتصاد درحال رکود آمریکا را شکوفا کرد و بسیاری از وقوع آن بهره برده اند و البته به بهای وقوع فجایع بسیار.
همچنین با نگاهی به آمار و ارقام متوجه می شویم سطح زندگی و خدمات اجتماعی در اروپا و آمریکا شمالی روز به روز در حال بهتر شدن است و پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی این کشورها غیر قابل انکار است.همچنین این کشورها به نسبت از نظر میزان آزادی های اجتماعی، سیاسی و مذهبی نیز نمره بالایی را کسب می نمایند.
در حالی که در ایران مدعی پیوستن به باشگاه اتمی جهان و کشورغنی از نفت و گاز، سالی بیش از 8 میلیارد دلاربنزین وارد می شود و در سرمای زمستان گاز بیش از نیمی از کشور قطع می گردد و به اعتراف معاون اول رئییس جمهور دو دهک پایین جامعه تنها قدرت خرید نان و ماست را دارند. [فارس]
نمی دانم آقای احمدی نژاد به چه اندیشیده و بر اساس چه معیارهایی سقوط و افول کشورهای غربی را پیش بینی نموده ولی امیدوارم که به واسطه ی امدادات غیبی و هاله نور نباشد که بنظر منابع معتبری نمی آیند.
باید امید داشت که این حرفها تنها جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد و برای مصرف داخلی. که اگر دولتمردان به این سخنان باور داشته باشند بیش از پیش باید منتظر عقب ماندگی و وارد آمدن خسارتهای بیشتر به کشور بود.
پاورقی:
» ايران در سال ۲۰۰۶؛ مروری بر عملکرد دولت احمدی نژاد [بی بی سی]
» عکس: سفری بدون هاله ی نور [نگاتیو]
همچنین به اعتقاد رییس دولت نهم، ایران ظرفیت تبدیل شدن به کشور 300 میلون نفری را دارد.نکاتی پیرامون برخی از این سخنان که بیشتر به طالع بینی شباهت دارد در ادامه می آید:
«احمدی نژاد با اشاره به نشست هولوكاست در ايران و حضور دانشمندان در اين نشست بيان داشت: اين دانشمندان اظهار میداشتند كه در كشور آنها خفقان وجود دارد.» [فارس]
برایم جالب است بدانم دانشمندان حاضر در کنفرانس هولوکاست از چه کشورهایی بوده اند حتما سوریه و لیبی و یا کره شمالی که در آن صورت کاملا سخنانشان بجاست.
اما درغیر این صورت جالب است که پاسخ دهند آیا مثلا در کشورهای هایشان با تجمع کارگران همانند برخوردی که با رانندگان اتوبوس واحد تهران شد رفتار می گردد؟
آیا وزارت علومشان دانشجویان را از دانشگاه اخراج و یا از ثبت نامشان جلوگیری می نمایندو به دروغ به آنها تهمت فسق و فجور می زند؟ آیا در کشور خفقان زده ی آنها روزنامه ها را بی دلیل و با دلیل تعطیل می کنند؟
آیا پاسخ اعتراض زنان متجدد و آزادی خواه را با باتوم و اسپری فلفل می دهند؟ ورود زنان به استادیوم های فوتبال ممنوع است؟ قانون به زنان نصف مردان حق می دهد؟ و در انتخاباتشان نظارت استصوابی وجود دارد؟ و صدها سوال دیگر.
«امروز نظامات استكباری و زورگو در جهان رو به اضمحلال هستند و در حالی كه نمیتوانند مسائل داخلي خود را حل كنند، برای سرپوش گذاشتن بر روند فروپاشی مشكلات خود، مسائل خارجی درست میكنند.» [پیشین]
حال باید از رییس جمهور پرسید که آقای احمدی نژاد چند جمله بالاتر خودتان درمورد کنفرانس هولوکاست در تهران گفتید. روزی هم نیست که از داستان فلسطین و لبنان و سوریه خبری نشنویم.
به کدام دلیل منطقی و در راستای کدام منفعت ملی این مباحث مطرح می گردد. آیا جز برای فریب افکار عمومی و گم شدن خواست مردم در هیاهوی اینگونه مسائل بی ارزش.
«رییس جمهور خطاب به كشورهای غربی گفت: بايد بپذيريد كه رو به نابودی هستيد و راهی كه شما انتخاب كردهاید چيزی جز سقوط و ذلت و هلاک به دنبال نخواهد داشت.» [پیشین]
پر واضح است که هر اضمحلال و سقوطی نیازمند نشانه هایی است.همچون نشانه های سقوط در حکومت دیکتاتوری اتحاد جماهیر شوروی. جالب است در موردعراق -مهمترین مدرک فروپاشی غرب!!- بدانیم که این جنگ اقتصاد درحال رکود آمریکا را شکوفا کرد و بسیاری از وقوع آن بهره برده اند و البته به بهای وقوع فجایع بسیار.
همچنین با نگاهی به آمار و ارقام متوجه می شویم سطح زندگی و خدمات اجتماعی در اروپا و آمریکا شمالی روز به روز در حال بهتر شدن است و پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی این کشورها غیر قابل انکار است.همچنین این کشورها به نسبت از نظر میزان آزادی های اجتماعی، سیاسی و مذهبی نیز نمره بالایی را کسب می نمایند.
در حالی که در ایران مدعی پیوستن به باشگاه اتمی جهان و کشورغنی از نفت و گاز، سالی بیش از 8 میلیارد دلاربنزین وارد می شود و در سرمای زمستان گاز بیش از نیمی از کشور قطع می گردد و به اعتراف معاون اول رئییس جمهور دو دهک پایین جامعه تنها قدرت خرید نان و ماست را دارند. [فارس]
نمی دانم آقای احمدی نژاد به چه اندیشیده و بر اساس چه معیارهایی سقوط و افول کشورهای غربی را پیش بینی نموده ولی امیدوارم که به واسطه ی امدادات غیبی و هاله نور نباشد که بنظر منابع معتبری نمی آیند.
باید امید داشت که این حرفها تنها جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد و برای مصرف داخلی. که اگر دولتمردان به این سخنان باور داشته باشند بیش از پیش باید منتظر عقب ماندگی و وارد آمدن خسارتهای بیشتر به کشور بود.
پاورقی:
» ايران در سال ۲۰۰۶؛ مروری بر عملکرد دولت احمدی نژاد [بی بی سی]
» عکس: سفری بدون هاله ی نور [نگاتیو]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
بر طبق اخبار رسمی احمدی نژاد صبح سه شنبه وارد اهواز شده و در فرودگاه مورد استقبال استاندار و امام جمعه و برخی دیگر از مسولان استانی قرار گرفت.
گرچه خبرهای غیر رسمی از حضور رییس جمهور در روز دوشنبه حکایت دارد. ظاهرا برخی شواهد موجود نیز این نکته را قوت می بخشند. البته با توجه به نا امنی های پیشین که برنامه ی سفر ایشان را تغییر داد این ملاحظات قابل پیش بینی بود.
از نکات مهم این سفر دو تغییر در نوع استقبال و برگزاری مراسم سخنرانی است. اول آنکه در مسیر ورود احمدی نژاد از فرودگاه به سمت محل سخنرانی از استقبال مردمی خبری نبود.
مورد دیگر تغییر مکان سخنرانی است. معمولا سخنرانی مقامات مهم کشوری در استدیوم تختی برگزار می گردد. آیت الله خامنه ای و دو رییس جمهور پیشین هاشمی و خاتمی و حتی ریاست فوه ی قضاییه آیت الله شاهرودی همگی در این ورزشگاه سخنرانی نمودند.
اما احمدی نژاد مصلی اهواز را برای این امر برگزید. که با توجه به کوچکی این مکان نسبت به ورزشگاه تختی جای تعجب بسیار داشت.
مسئله ی دیگر در مورد این سفر تاثیر آن بر فضای عمومی شهر بود. بانکها ، بازار و مکانهایی که به طور معمول با ازدحام جمعیت روبرو بودند، روز آرام و خلوتی را پشت سر گذاشتند.
مهمترین دلیل شاید، وحشت مردم از وقوع انفجار بمب بود. انفجارهایی که پیش از این چند بار موجب تغییر برنامه ی سفر احمدی نژاد به اهواز شدند.
به هر دلیل بنظر می رسد استقبال عمومی از احمدی نژاد مطابق پیش بینی ها و سفرهای مشابه به استانهای دیگر نبوده است. اما این سفر تا اینجا یک نتیجه ی بسیار مشخص داشته است.
افشاگری احمدی نژاد در مورد مصوبه ای که برای سرمایه گذاریهای کلان در استان خوزستان محدودیت ایجاد می نماید. ایشان از لغو این مصوبه با موافقت رهبری خبر داده اند که در صورت اجرایی شدن می تواند وضعیت خوزستان را تغییر دهد.
گرچه تنها لغو این مصوبه و یا آنگونه كه استاندار معتقد است با تصویب 200 مصوبه در جلسه ی هیات دولت در خوزستان مشکلات حل نخواهد شد. مدیریت کارآمد و ایجاد امنیت اقتصادی و روانی برای سرمایه گذاری از هر عامل دیگری موثرتر است.
باید منتظر ماند و مشاهده نمود چند درصد از این حجم وعده های داده شده در این سفر استانی محقق خواهد شد. تنها مواردی اندک از آنها برای ثبت در حافظه ی این وبلاگ در پی می آید:
- اختصاص 2 درصد از درآمدهاي نفت به استانهاي نفتخيز و محروم
- افزودن مبلغ 250 ميليارد تومان به اعتبارات عمرانی استان خوزستان
- افزودن مبلغ 500 ميليارد تومان مخصوص آبادانی علاوه برسهم بودجه
- تاسيس بزرگترین دانشگاه صنعتی در دشت آزادگان
- واگذاری شركت توسعه نيشكر و صنايع جانبی به شهروندان خوزستانی
- مجموعه ورزشی مجهز مخصوص خانمها و آقایان در شهرهای مختلف
پاورقی:
» عکس: سفری بدون هاله ی نور [نگاتیو]
» سفری که سه بار تعلیق شد [+]
» ایسنای خوزستان [+]
گرچه خبرهای غیر رسمی از حضور رییس جمهور در روز دوشنبه حکایت دارد. ظاهرا برخی شواهد موجود نیز این نکته را قوت می بخشند. البته با توجه به نا امنی های پیشین که برنامه ی سفر ایشان را تغییر داد این ملاحظات قابل پیش بینی بود.
از نکات مهم این سفر دو تغییر در نوع استقبال و برگزاری مراسم سخنرانی است. اول آنکه در مسیر ورود احمدی نژاد از فرودگاه به سمت محل سخنرانی از استقبال مردمی خبری نبود.
مورد دیگر تغییر مکان سخنرانی است. معمولا سخنرانی مقامات مهم کشوری در استدیوم تختی برگزار می گردد. آیت الله خامنه ای و دو رییس جمهور پیشین هاشمی و خاتمی و حتی ریاست فوه ی قضاییه آیت الله شاهرودی همگی در این ورزشگاه سخنرانی نمودند.
اما احمدی نژاد مصلی اهواز را برای این امر برگزید. که با توجه به کوچکی این مکان نسبت به ورزشگاه تختی جای تعجب بسیار داشت.
مسئله ی دیگر در مورد این سفر تاثیر آن بر فضای عمومی شهر بود. بانکها ، بازار و مکانهایی که به طور معمول با ازدحام جمعیت روبرو بودند، روز آرام و خلوتی را پشت سر گذاشتند.
مهمترین دلیل شاید، وحشت مردم از وقوع انفجار بمب بود. انفجارهایی که پیش از این چند بار موجب تغییر برنامه ی سفر احمدی نژاد به اهواز شدند.
به هر دلیل بنظر می رسد استقبال عمومی از احمدی نژاد مطابق پیش بینی ها و سفرهای مشابه به استانهای دیگر نبوده است. اما این سفر تا اینجا یک نتیجه ی بسیار مشخص داشته است.
افشاگری احمدی نژاد در مورد مصوبه ای که برای سرمایه گذاریهای کلان در استان خوزستان محدودیت ایجاد می نماید. ایشان از لغو این مصوبه با موافقت رهبری خبر داده اند که در صورت اجرایی شدن می تواند وضعیت خوزستان را تغییر دهد.
گرچه تنها لغو این مصوبه و یا آنگونه كه استاندار معتقد است با تصویب 200 مصوبه در جلسه ی هیات دولت در خوزستان مشکلات حل نخواهد شد. مدیریت کارآمد و ایجاد امنیت اقتصادی و روانی برای سرمایه گذاری از هر عامل دیگری موثرتر است.
باید منتظر ماند و مشاهده نمود چند درصد از این حجم وعده های داده شده در این سفر استانی محقق خواهد شد. تنها مواردی اندک از آنها برای ثبت در حافظه ی این وبلاگ در پی می آید:
- اختصاص 2 درصد از درآمدهاي نفت به استانهاي نفتخيز و محروم
- افزودن مبلغ 250 ميليارد تومان به اعتبارات عمرانی استان خوزستان
- افزودن مبلغ 500 ميليارد تومان مخصوص آبادانی علاوه برسهم بودجه
- تاسيس بزرگترین دانشگاه صنعتی در دشت آزادگان
- واگذاری شركت توسعه نيشكر و صنايع جانبی به شهروندان خوزستانی
- مجموعه ورزشی مجهز مخصوص خانمها و آقایان در شهرهای مختلف
پاورقی:
» عکس: سفری بدون هاله ی نور [نگاتیو]
» سفری که سه بار تعلیق شد [+]
» ایسنای خوزستان [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
پنج دی ماه سالروز تولد بهرام بیضایی بود. مردی که سینما و تئاتر ایران به وجودش افتخار می کند. چند روز پیش بود که پویای عزیز برایم می گفت که داریوش مهرجویی نامه ی سر گشاده ای نوشته است به صدا و سیما در مورد سانسور 36هزار فریم از فیلم هامون.
اولین بار ظاهرا نامه در مجله ی فیلم چاپ شده بود. با ذکر بخشهایی که سانسور کرده بودند. فیلم "هامون" را خوب بخاطر دارم. نمی دانم یک دهه از دیدن هامون می گذرد یا نه اما بسیار بیشتر از تعداد انگشتان دو دستم به تماشای فیلم نشستم.
خسرو شکیبایی هامون -شاید به غیر از فیلم "پری"- دیگر به دلم ننشست. خسروی هامون چیز دیگری بود.
با اینجور رفتارهاست که بهرام بیضایی حق دارد بگوید «از بخشی از جامعه خشمگين است». شاید سگ کشی بازتابی از این خشم فرو خورده باشد. خشم از کج فهمی ها و کج سلیقگی ها. عصبانیت از فرهنگ نفهمی برخی آدمهای مدعی.
بیضایی را فقط یک بار دیده ام. با موهای سفید و چشمان زلال و لبخند دوست داشتنی اش. جشنواره ی تئاتر ایران زمین بود در اهواز. همان جشنواره ای که امروز دیگر برگزار نمی شود و مغضوب برخی ها شد. همانند بسیاری از چیزهای خوب دیگر.
به احترام بیضایی و همه ی آنهایی که برای هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش می کنند باید ایستاد و سری خم نمود. کسانی که با تمامی مشکلات آنگونه که بیضایی از خود می گوید رفتار می کنند:
«من فقط فيلم نمی سازم من هر كاری انجام می دهم تا بتوانم خودم را بيان كنم اگر نتوانم فیلم بسازم ، تئاتر كار می كنم، اگر امكان كار تئاتر نباشد، می نويسم و اگر نتوانم این كار را بكنم كتاب می خوانم يا درس می دهم يا با خودم موسيقی زمزمه می كنم به هر حال در هر زمانی كاری را انجام می دهم منظورم از تمام اين ها شكل دادن به انديشه هايم است و اگر بخت یاری كند انتقال انديشه ام به شما و همين طور گرفتن انديشه از شما.»
پاورقی:
» مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی [ایلنا]
» زندگی نامه ی بیضایی [ویکی پدیا]
اولین بار ظاهرا نامه در مجله ی فیلم چاپ شده بود. با ذکر بخشهایی که سانسور کرده بودند. فیلم "هامون" را خوب بخاطر دارم. نمی دانم یک دهه از دیدن هامون می گذرد یا نه اما بسیار بیشتر از تعداد انگشتان دو دستم به تماشای فیلم نشستم.
خسرو شکیبایی هامون -شاید به غیر از فیلم "پری"- دیگر به دلم ننشست. خسروی هامون چیز دیگری بود.
با اینجور رفتارهاست که بهرام بیضایی حق دارد بگوید «از بخشی از جامعه خشمگين است». شاید سگ کشی بازتابی از این خشم فرو خورده باشد. خشم از کج فهمی ها و کج سلیقگی ها. عصبانیت از فرهنگ نفهمی برخی آدمهای مدعی.
بیضایی را فقط یک بار دیده ام. با موهای سفید و چشمان زلال و لبخند دوست داشتنی اش. جشنواره ی تئاتر ایران زمین بود در اهواز. همان جشنواره ای که امروز دیگر برگزار نمی شود و مغضوب برخی ها شد. همانند بسیاری از چیزهای خوب دیگر.
به احترام بیضایی و همه ی آنهایی که برای هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش می کنند باید ایستاد و سری خم نمود. کسانی که با تمامی مشکلات آنگونه که بیضایی از خود می گوید رفتار می کنند:
«من فقط فيلم نمی سازم من هر كاری انجام می دهم تا بتوانم خودم را بيان كنم اگر نتوانم فیلم بسازم ، تئاتر كار می كنم، اگر امكان كار تئاتر نباشد، می نويسم و اگر نتوانم این كار را بكنم كتاب می خوانم يا درس می دهم يا با خودم موسيقی زمزمه می كنم به هر حال در هر زمانی كاری را انجام می دهم منظورم از تمام اين ها شكل دادن به انديشه هايم است و اگر بخت یاری كند انتقال انديشه ام به شما و همين طور گرفتن انديشه از شما.»
پاورقی:
» مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی [ایلنا]
» زندگی نامه ی بیضایی [ویکی پدیا]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
«مرد 65 ساله با دوربين مدار بستهای كه در اتاق خواب خانه نصب كرده بود از صحنه رابطه با زنان فيلمبرداری میكرد. پس از تهيه فيلم از طعمههای خود، آنها را به جای بدهكاریاش در اختيار طلبكاران خود قرار میداد. ماموران در بازرسی خانه اين مرد همچنين 120 ساعت فيلم از رابطه متهم با زنان و دختران جوان كشف كردند.» [انتخاب]
آنچه که در بالا اشاره شد مربوط به جنایات مردی است که با سواستفاده از نقاط ضعف بیش از 37 زن و دختر آنها را مجبور به پذیرش خواسته هایشان می کرده است.
جدای از بررسی شخصیت مجرم از جنبه های روان شناختی و دلایل وقوع اینگونه جرایم که می تواند بنیان بسیاری از خانواده های را دچار تزلزل نماید، بررسی رفتار گروههای مختلفی که مورد سو استفاده قرار گرفته نیز بسیار مهم می نماید.
«احمد برای اين كه طعمههايش از او شكايت نكنند خود را مأمور اطلاعات، وكيل و مأمور پليس معرفی میكرد.»
باید پرسید به چه دلیلی برخی خانواده ها بدون بررسی کافی -مثلا تماس با مراجع ذی صلاح- فردی را به عنوان مامور بهزیستی، وکیل دادگستری و یا مامور اطلاعات به خانه ی خود راه می دهند و در مورد صحت و ستم ادعای او تحقیق نمی کنند.
فرهنگ بررسی و پرسشگری از ماموران مختلف وبه تبع آن احترام به این حق از سوی ماموران نهاد ها و سازمانها و حتی اصرار به انجام این کار می تواند از برخی حوادث و وقایع تاسفبار جلوگیری کند.
«احمد با پرسه زدن در مقابل دبيرستانهای دخترانه اقدام به شناسایی دخترانی میكرد كه با پسر دوست بودند. او با تهيه عكس و فيلمبرداری از راه رفتن دختران با پسرها، آنها را مجبور میكرد به خانهاش بيايند.او دختران دانشآموز را تهديد میكرد كه اگر به خانه او نيايند، عكس و فيلم را برای پدرشان میفرستد.»
دسته ی دیگری از کسانی که مورد سو استفاده قرار گرفته اند را دختران دانش آموز تشکیل می دهند. آنها از ترس افشای روابط عاطفی شان و احتمال عواقب آن در خانواده تن به خواستهای این فرد می داده اند.
باید پذیرفت در این مسئله بخش عمده ای از تقصیر متوجه خانوادهاست. دادن آگاهی لازم و کنترل مناسب روابط دختران و حتی پسران دانش آموز وظیفه ی هر خانواده است.
این کنترلها به معنای ایجاد محدودیتهایی نیست که خود عامل تشدید پنهانکاری فرزندان گردد. بلکه با کانالیزه کردن روابط دختران و پسران کم سن وسال می توان از بسیاری وقایع نامطلوب جلوگیری نمود.
مورد دیگر در این اتفاق دخالت دیرهنگام مامورین انتظامی است. دلیل این امر هم به عدم اعتماد شهروندانی بر می گردد که مورد سو استفاده واقع شده اند و یا برای حفظ آبروی خود از افشای این جنایات سر باز می زنند.
باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد که پلیس امن ترین و محرم ترین عامل در حوادث اینچنینی می تواند باشد. البته تغییر ساختار و رفتار نیروی انتظامی می تواند کمک شایانی به باور این مسئله بنماید.
نکته ی دیگر در این باره آگاهی دادن و اطلاع رسانی در مورد این وقایع است. بر خلاف نگاه سنتی نه تنها انعکاس حوادث اینچنینی به جامعه لطمه نمی زند بلکه مردم را در مواجهه با این رخدادها آگاه تر می نماید.
یک نگرانی بجا در این حادثه سرنوشت 120 ساعت فیلم گرفته شده از طعمه های متهم است. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باید ضمن انجام مراقبتهای لازم، پس از سرانجام یافتن پرونده، نسبت به انهدام فیلمها اقدام نمایند تا زمینه ی سو استفاده ی دیگری فراهم نگردد.
آنچه که در بالا اشاره شد مربوط به جنایات مردی است که با سواستفاده از نقاط ضعف بیش از 37 زن و دختر آنها را مجبور به پذیرش خواسته هایشان می کرده است.
جدای از بررسی شخصیت مجرم از جنبه های روان شناختی و دلایل وقوع اینگونه جرایم که می تواند بنیان بسیاری از خانواده های را دچار تزلزل نماید، بررسی رفتار گروههای مختلفی که مورد سو استفاده قرار گرفته نیز بسیار مهم می نماید.
«احمد برای اين كه طعمههايش از او شكايت نكنند خود را مأمور اطلاعات، وكيل و مأمور پليس معرفی میكرد.»
باید پرسید به چه دلیلی برخی خانواده ها بدون بررسی کافی -مثلا تماس با مراجع ذی صلاح- فردی را به عنوان مامور بهزیستی، وکیل دادگستری و یا مامور اطلاعات به خانه ی خود راه می دهند و در مورد صحت و ستم ادعای او تحقیق نمی کنند.
فرهنگ بررسی و پرسشگری از ماموران مختلف وبه تبع آن احترام به این حق از سوی ماموران نهاد ها و سازمانها و حتی اصرار به انجام این کار می تواند از برخی حوادث و وقایع تاسفبار جلوگیری کند.
«احمد با پرسه زدن در مقابل دبيرستانهای دخترانه اقدام به شناسایی دخترانی میكرد كه با پسر دوست بودند. او با تهيه عكس و فيلمبرداری از راه رفتن دختران با پسرها، آنها را مجبور میكرد به خانهاش بيايند.او دختران دانشآموز را تهديد میكرد كه اگر به خانه او نيايند، عكس و فيلم را برای پدرشان میفرستد.»
دسته ی دیگری از کسانی که مورد سو استفاده قرار گرفته اند را دختران دانش آموز تشکیل می دهند. آنها از ترس افشای روابط عاطفی شان و احتمال عواقب آن در خانواده تن به خواستهای این فرد می داده اند.
باید پذیرفت در این مسئله بخش عمده ای از تقصیر متوجه خانوادهاست. دادن آگاهی لازم و کنترل مناسب روابط دختران و حتی پسران دانش آموز وظیفه ی هر خانواده است.
این کنترلها به معنای ایجاد محدودیتهایی نیست که خود عامل تشدید پنهانکاری فرزندان گردد. بلکه با کانالیزه کردن روابط دختران و پسران کم سن وسال می توان از بسیاری وقایع نامطلوب جلوگیری نمود.
مورد دیگر در این اتفاق دخالت دیرهنگام مامورین انتظامی است. دلیل این امر هم به عدم اعتماد شهروندانی بر می گردد که مورد سو استفاده واقع شده اند و یا برای حفظ آبروی خود از افشای این جنایات سر باز می زنند.
باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد که پلیس امن ترین و محرم ترین عامل در حوادث اینچنینی می تواند باشد. البته تغییر ساختار و رفتار نیروی انتظامی می تواند کمک شایانی به باور این مسئله بنماید.
نکته ی دیگر در این باره آگاهی دادن و اطلاع رسانی در مورد این وقایع است. بر خلاف نگاه سنتی نه تنها انعکاس حوادث اینچنینی به جامعه لطمه نمی زند بلکه مردم را در مواجهه با این رخدادها آگاه تر می نماید.
یک نگرانی بجا در این حادثه سرنوشت 120 ساعت فیلم گرفته شده از طعمه های متهم است. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باید ضمن انجام مراقبتهای لازم، پس از سرانجام یافتن پرونده، نسبت به انهدام فیلمها اقدام نمایند تا زمینه ی سو استفاده ی دیگری فراهم نگردد.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
«سخنگوی دولت با تاكيد بر اینكه اراده عمومی ملت ايران مبنی بر داشتن فنآوری صلحآميز هستهای يك اراده مستحكم است، گفت: خود آنها (كشورهای عضو شورای امنيت) از صدور چنين قطعنامهای به قدر كافی پشيمان هستند.» [ایلنا]
در حالی که اعضای شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا بدون رای مخالف و ممتنع به قطعنامه ی تنبیهی علیه ایران رای مثبت دادند واکنش ایران قابل پیش بینی می نمود.
آنچنان که در گذشته نیز پیش از تصویب ارجاع پرونده به شورای امنیت و یا تعیین ضرب الاجل، ایران از خروج از ان پی تی و اقدامات تنبیهی متقابل خبر می داد اما در عمل هیچکدام اجرا نمی شد.با توجه به شرایط موجود در این مورد حتی بنوعی شاهد عقب نشینی دولتمردان ایران هستیم.
در حالی که حداد عادل یک روز پیش از تصویب تحریمها، شورای امنیت و جامعه جهانی را به قطع همکاریها تهدید نمود اما در پی تصمیم شورای امنیت سازمان ملل، ایران سعی نمود از اهمیت این قطعنامه کاسته و اعلام نماید نیازی به اقدام تلافی جویانه نمی بیند.
تا جایی که الهام سخنگوی دولت خبر از پشیمانی کشورهای عضو شورای امنیت بدهد و اینگونه استدلال کند که "صادركنندگان اين قطعنامه در واقع با گذاشتن اين دو ماه، راه نجاتی برای خروج خود از اين وضعيت پيشبينی كردهاند، ما هم كمكشان میكنيم تا زودتر از اين وضعيت خارج شوند".
مشخص نیست دولت ایران قصد دارد به چه شکلی به کمک کشورهای غربی برود. اما در این شرایط راه حلی جز تمکین خواست جامعه ی جهانی نمی توان متصور بود.
روندی که در جریان محرومیت تیم فوتبال ایران توسط مقامات مسوول اتخاذ شد، شاید اینبار در جریان پرونده ی هسته ای دنبال گردد. که در آن صورت باید پاسخ داد که در این مدت، تحمیل هزینه های سیاسی، اقتصادی و حیثیتی به ایران به چه سبب صورت گرفته است.
احتمال آنکه غربی ها بویژه امریکا ، انگلیس و فرانسه از موضع خود در قبال دولت کنونی جمهوری اسلامی کوتاه بیایند بسیار اندک است.لذا تبلیغات اینچنینی مبنی بر پشیمان بودن شورای امنیت از صدور قطعنامه ناشی از ذهنی نا آگاه و یا در جهت فریب افکار عمومی داخلی است.
با تمام این اوصاف روند موجود در پرونده ی هسته ای ایران به هیچ وجه به سود منطقه و حتی جهان نیست. ایران نشان داده در تقابل با اراده ی جهانی توان بسیج نیروهای هوادار خود را بخوبی دارد. گرچه دراین تقابل مردم ایران بیشترین هزینه را پرداخت خواهند نمود.
بنظر می رسد نیروهای سیاسی منتقد رفتار کنونی دولت باید به هر شکل ممکن شرایط ایجاد گفتگو با جامعه ی جهانی را فراهم آورند. امری که تا کنون تهران و واشنگتن به عمد از آن سر باز زده اند.
این رخدادها این گمان را تشدید می کند که هیچ کدام از طرفهای اصلی درگیر در ماجرا -آمریکا و ایران ، به دلایل مختلف- علاقه ای به حل مسالمت آمیز و فوری این موضوع ندارند و منافع خود را در ادامه ی این مناقشه جستجو می نمایند.
به حکم تجربه مشخص است که اختلافات هسته ای موجود به مدت زمان زیادی به این شکل قابل پیگیری نخواهد بود و طولانی شدن این پرونده به سود بدترین گزینه ی ممکن، یعنی احتمال رویارویی نظامی است.
در حالی که اعضای شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا بدون رای مخالف و ممتنع به قطعنامه ی تنبیهی علیه ایران رای مثبت دادند واکنش ایران قابل پیش بینی می نمود.
آنچنان که در گذشته نیز پیش از تصویب ارجاع پرونده به شورای امنیت و یا تعیین ضرب الاجل، ایران از خروج از ان پی تی و اقدامات تنبیهی متقابل خبر می داد اما در عمل هیچکدام اجرا نمی شد.با توجه به شرایط موجود در این مورد حتی بنوعی شاهد عقب نشینی دولتمردان ایران هستیم.
در حالی که حداد عادل یک روز پیش از تصویب تحریمها، شورای امنیت و جامعه جهانی را به قطع همکاریها تهدید نمود اما در پی تصمیم شورای امنیت سازمان ملل، ایران سعی نمود از اهمیت این قطعنامه کاسته و اعلام نماید نیازی به اقدام تلافی جویانه نمی بیند.
تا جایی که الهام سخنگوی دولت خبر از پشیمانی کشورهای عضو شورای امنیت بدهد و اینگونه استدلال کند که "صادركنندگان اين قطعنامه در واقع با گذاشتن اين دو ماه، راه نجاتی برای خروج خود از اين وضعيت پيشبينی كردهاند، ما هم كمكشان میكنيم تا زودتر از اين وضعيت خارج شوند".
مشخص نیست دولت ایران قصد دارد به چه شکلی به کمک کشورهای غربی برود. اما در این شرایط راه حلی جز تمکین خواست جامعه ی جهانی نمی توان متصور بود.
روندی که در جریان محرومیت تیم فوتبال ایران توسط مقامات مسوول اتخاذ شد، شاید اینبار در جریان پرونده ی هسته ای دنبال گردد. که در آن صورت باید پاسخ داد که در این مدت، تحمیل هزینه های سیاسی، اقتصادی و حیثیتی به ایران به چه سبب صورت گرفته است.
احتمال آنکه غربی ها بویژه امریکا ، انگلیس و فرانسه از موضع خود در قبال دولت کنونی جمهوری اسلامی کوتاه بیایند بسیار اندک است.لذا تبلیغات اینچنینی مبنی بر پشیمان بودن شورای امنیت از صدور قطعنامه ناشی از ذهنی نا آگاه و یا در جهت فریب افکار عمومی داخلی است.
با تمام این اوصاف روند موجود در پرونده ی هسته ای ایران به هیچ وجه به سود منطقه و حتی جهان نیست. ایران نشان داده در تقابل با اراده ی جهانی توان بسیج نیروهای هوادار خود را بخوبی دارد. گرچه دراین تقابل مردم ایران بیشترین هزینه را پرداخت خواهند نمود.
بنظر می رسد نیروهای سیاسی منتقد رفتار کنونی دولت باید به هر شکل ممکن شرایط ایجاد گفتگو با جامعه ی جهانی را فراهم آورند. امری که تا کنون تهران و واشنگتن به عمد از آن سر باز زده اند.
این رخدادها این گمان را تشدید می کند که هیچ کدام از طرفهای اصلی درگیر در ماجرا -آمریکا و ایران ، به دلایل مختلف- علاقه ای به حل مسالمت آمیز و فوری این موضوع ندارند و منافع خود را در ادامه ی این مناقشه جستجو می نمایند.
به حکم تجربه مشخص است که اختلافات هسته ای موجود به مدت زمان زیادی به این شکل قابل پیگیری نخواهد بود و طولانی شدن این پرونده به سود بدترین گزینه ی ممکن، یعنی احتمال رویارویی نظامی است.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
«مهدخت بروجردی، مديركل روابط عمومی وزارت علوم اعلام نمود شخص وزير، دستور عدم دعوت از رسانههای منتقد را صادر كرده و رايزنیهایی كه برای لغو اين دستور و ورود خبرنگاران رسانههای منتقد به جلسه مطبوعاتی انجام شده، هيچ نتيجهای نداشته است.
علت عدم دعوت نماينده خبرگزاری ايلنا به نشست مطبوعاتی وزير، پيگيری بحث دانشجويان ستارهدار توسط اين خبرگزاری اعلام شده است.» [ایلنا]
«وزیر علوم طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است.
افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
از وزیر علومی که به موسسات بی اعتبار خارجی پول می دهد تا به عنوان مرد سال ریاضیات جهان انتخاب شود در مورد رای اعتمادش از مجلس نیز شبهاتی وجود دارد، شاید نباید بیش از این انتظار داشت. با این حال اینچنین جسارتهایی به ساحت دانشجویان و رسانه های جمعی نیز قابل تحمل نیست.
باید به فکر چاره ای بود. فضای دانشگاه ها روز بروز بسته تر می شود. تا جایی که از همدان خبر می رسد دانشجویان دانشگاه بوعلی در اعتراض به فضای بسته ی موجود مراسم "سمفونی مرگ" اجرا کرده اند. [+]
در اين مراسم دانشجويان در يك حركت نمادين با طناب دستهای خود را به هم بستند و بر دهان خود چسب زدند. این شرایط بیان کننده ی وضعیتی است که کم و بیش در تمامی دانشگاههای ایران وجود دارد.
در دهه ی اخیر کمتر بخاطر داریم که وزیر و یا رییس جمهوری جرات کند از ورود نماینده ی مطبوعات و رسانه های خبری جلوگیری نماید. بنظر می رسد مشی استبدادی وزارت علوم در مواجهه با اساتید و دانشجویان منتقد به جراید منتقد نیز سرایت کرده است.
حداقل کاری می تواند صورت بگیرد اینست که این چند نماینده ی اصلاح طلب مجلس هفتم و افراد معقولی همانند افروغ وزیر را احضار کنند نسبت به رفتار خارج از عرف و اخلاقش تذکرات شدید بدهند.
تشکلهای دانشجویی منتقد دانشگاههای مختلف نیز درعین حفظ مرزبندی ها فکری، باید انسجام بیشتری بیابند و از گسترش رفتارهای غیر قانونی وزارت علوم و وزیر بی کفایتش جلوگیری کنند.
پاورقی:
» سوابق درخشان زاهدی، وزیر علوم [ویکی پدیا]
» امیر کبیر زنده است [+]
» پاسخگوترین دولت [+]
علت عدم دعوت نماينده خبرگزاری ايلنا به نشست مطبوعاتی وزير، پيگيری بحث دانشجويان ستارهدار توسط اين خبرگزاری اعلام شده است.» [ایلنا]
«وزیر علوم طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است.
افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
از وزیر علومی که به موسسات بی اعتبار خارجی پول می دهد تا به عنوان مرد سال ریاضیات جهان انتخاب شود در مورد رای اعتمادش از مجلس نیز شبهاتی وجود دارد، شاید نباید بیش از این انتظار داشت. با این حال اینچنین جسارتهایی به ساحت دانشجویان و رسانه های جمعی نیز قابل تحمل نیست.
باید به فکر چاره ای بود. فضای دانشگاه ها روز بروز بسته تر می شود. تا جایی که از همدان خبر می رسد دانشجویان دانشگاه بوعلی در اعتراض به فضای بسته ی موجود مراسم "سمفونی مرگ" اجرا کرده اند. [+]
در اين مراسم دانشجويان در يك حركت نمادين با طناب دستهای خود را به هم بستند و بر دهان خود چسب زدند. این شرایط بیان کننده ی وضعیتی است که کم و بیش در تمامی دانشگاههای ایران وجود دارد.
در دهه ی اخیر کمتر بخاطر داریم که وزیر و یا رییس جمهوری جرات کند از ورود نماینده ی مطبوعات و رسانه های خبری جلوگیری نماید. بنظر می رسد مشی استبدادی وزارت علوم در مواجهه با اساتید و دانشجویان منتقد به جراید منتقد نیز سرایت کرده است.
حداقل کاری می تواند صورت بگیرد اینست که این چند نماینده ی اصلاح طلب مجلس هفتم و افراد معقولی همانند افروغ وزیر را احضار کنند نسبت به رفتار خارج از عرف و اخلاقش تذکرات شدید بدهند.
تشکلهای دانشجویی منتقد دانشگاههای مختلف نیز درعین حفظ مرزبندی ها فکری، باید انسجام بیشتری بیابند و از گسترش رفتارهای غیر قانونی وزارت علوم و وزیر بی کفایتش جلوگیری کنند.
پاورقی:
» سوابق درخشان زاهدی، وزیر علوم [ویکی پدیا]
» امیر کبیر زنده است [+]
» پاسخگوترین دولت [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
«شما ديديد كه اين طرفیها، آن طرفیها و وسطیها آمدند و گفتند ما طرفدار احمدینژاد هستيم و من همان موقع گفتم كه از من و دولت در اين انتخابات مايه نگذاريد.»
این سخنان مربوط است به تازه ترین اظهارات احمدی نژاد در مورد انتخابات شوراهای شهر و روستا. در جریان شناسی سخنان فوق، این طرفی ها و آن طرفی ها را می توان به جریانات چپ و راست نسبت داد اما جریان "وسطی ها" به نظر خط فکری جدیدی در تحولات سیاسی ایران می باشد.
باور کنید به هر نحو می خواهم این سخنانش را هضم کنم، نشد. یکی از دوستان اصولگرا اگر گذرش به اینجا افتاد جواب بدهد در کدام کتاب واژه شناسی سیاسی، مفهوم آن طرفی ها و این طرفی ها و مهمتر از همه وسطی ها را می توانم بیابم؟
ایشان در ادامه اضافه کرده اند: «لجاجت، خودخواهی، دروغ گویی، حزب بازی، قبيلهگرایی و توطئههای دشمنان و مانعتراشیهای آنها از عواملی است كه مانع حركت مردم ايران به سمت ساختن كشور است.»
کاملا مورد قبول است که دروغگویی ، لجبازی، خودخواهی و قبیله گرایی هم می تواند ازعوامل عدم پیشرفت ایران باشد.باید بررسی نمود که این موارد توسط چه جریاناتی انجام می پذیرد.
قبیله گرایی -یا در شکل خاص تر آن فامیل گرایی- که در اکثر دولتها مرسوم بوده در دولت نهم هم به روال پیشین، حتی با گستردگی به مراتب بیشتر در حال گسترش است. البته اگر باجناق و خواهر زاده را جز فامیل حساب نماییم!
در مسائل جاری ایران همچون پرونده ی هسته ای، بودجه نویسی، سفرهای استانی، تصمیمات اقتصادی، بحران آفرینی برای کشور و عدم پذیرش سخنان عقلای قوم می تواند مصداق روشنی از لجاجت باشد.
داستانهای مربوط به هاله ی نور و امدادهای غیبی و معجزه ی هزاره ی سوم و پیش رفتن جهان بسوی احمدی نژادی شدن و ادعاهای اینچنین را هم می توان گذارد به حساب خودخواهی و خود بزرگ بینی.
اماا این سوال پیش می آید که "حزب بازی" چه لطمه ای می تواند به کشور وارد سازد. آیا اکثر کشورهای متمدن و مترقی دنیا بدون وجود احزاب قادر بودند به توسعه، دموکراسی و آزادی پایدار دست یابند.
حتی چین تک حزبی نیز خود را از وجود یک حزب نظام مند بی نیاز نمی داند. نگاه حزبی به سیاست نگاه عقلایی است. بهتر بود به جای حزب بازی به "خرد ستیزی" و "عوام گرایی" اشاره می نمودند که از مهمترین عوامل ضربه زننده به توسعه ی ایران در این روزهاست.
پیش از نگارش متن بالا می خواستم در مورد سخنان زاهدی وزیرعلوم که در مورد دانشجویان ستاره دار بیان شده بود، بنویسم که با دیدن سخنان شیوای احمدی نژاد نظرم تغییر کرد و به آن موضوع اولویت دادم. در مورد سخنان زاهدی هم مطلبی در ادامه آمده است:
«زاهدی طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است...افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
در بسیاری از نظام های دموکراتیک، رهبران و سکانداران کشور به واسطه ی عیان شدن یک سخن ناصحیح و یا مخفی کردن حقیقت -هر چند کوچک- به پایان عمر سیاسی خود رسیده و مشمول مجازات شده اند.
اما در دولت نهم [...]. نگاهی به جلسه ی رای اعتماد به وزرای دولت نهم می تواند جالب توجه باشد. در آن زمان افروغ فاش نمود که آقای وزیر فعلی با پرداخت پول به یک موسسه ی خارجی عنوان مرد سال ریاضیات جهان را خریداری نموده و در سوابق خود ذکر کرده است.
این موضوع با اعتراض شدید چند تن از نمایندگان روبرو شد تا جایی که به روایت پیرموزن ایشان آرای لازم را جهت تصدی پست وزارت کسب ننمودند که در اقدام الهی و به کمک" امدادغیبی" آقای [...] با اضافه شدن 10 رای، پس از شمارش آرای، حدنساب لازم را بدست آوردند.
با این توصیفات همچنان باید از وزیر علوم این پرسش را نمود که چرا در دوران 8 ساله ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی حتی یک بار در مورد دانشجویان ستاره دار بحثی مطرح نشد؟
در حالی که در این مدت یکسال و نیم حداقل در یک مورد، با شکایت مهدی زمانی دانشجوی اخراجی دانشگاه همدان به دیوان عدالت اداری، غیرقانوی بودن اخراج ایشان محرز شد اما کماکان دانشگاه از پذیرش ایشان خودداری می کند.
بنظر می رسد کتمان حقایق همچنان شیوه ی رایج وزیر علوم است. موارد دیگر مربوط به نقض حقوق دانشجویان -و البته دیگر فعالین سیاسی و اجتماعی- در چند ماه اخیر را این آدرس می توانید ببینید. موارد جالبی هم در مورد زاهدی وزیر علوم در ویکی پدیا یافت شد که خواندن آن خالی از لطف نیست.
پاورقی:
» نویسنده ، مشنگ تمام عیار [هنوز]
این سخنان مربوط است به تازه ترین اظهارات احمدی نژاد در مورد انتخابات شوراهای شهر و روستا. در جریان شناسی سخنان فوق، این طرفی ها و آن طرفی ها را می توان به جریانات چپ و راست نسبت داد اما جریان "وسطی ها" به نظر خط فکری جدیدی در تحولات سیاسی ایران می باشد.
باور کنید به هر نحو می خواهم این سخنانش را هضم کنم، نشد. یکی از دوستان اصولگرا اگر گذرش به اینجا افتاد جواب بدهد در کدام کتاب واژه شناسی سیاسی، مفهوم آن طرفی ها و این طرفی ها و مهمتر از همه وسطی ها را می توانم بیابم؟
ایشان در ادامه اضافه کرده اند: «لجاجت، خودخواهی، دروغ گویی، حزب بازی، قبيلهگرایی و توطئههای دشمنان و مانعتراشیهای آنها از عواملی است كه مانع حركت مردم ايران به سمت ساختن كشور است.»
کاملا مورد قبول است که دروغگویی ، لجبازی، خودخواهی و قبیله گرایی هم می تواند ازعوامل عدم پیشرفت ایران باشد.باید بررسی نمود که این موارد توسط چه جریاناتی انجام می پذیرد.
قبیله گرایی -یا در شکل خاص تر آن فامیل گرایی- که در اکثر دولتها مرسوم بوده در دولت نهم هم به روال پیشین، حتی با گستردگی به مراتب بیشتر در حال گسترش است. البته اگر باجناق و خواهر زاده را جز فامیل حساب نماییم!
در مسائل جاری ایران همچون پرونده ی هسته ای، بودجه نویسی، سفرهای استانی، تصمیمات اقتصادی، بحران آفرینی برای کشور و عدم پذیرش سخنان عقلای قوم می تواند مصداق روشنی از لجاجت باشد.
داستانهای مربوط به هاله ی نور و امدادهای غیبی و معجزه ی هزاره ی سوم و پیش رفتن جهان بسوی احمدی نژادی شدن و ادعاهای اینچنین را هم می توان گذارد به حساب خودخواهی و خود بزرگ بینی.
اماا این سوال پیش می آید که "حزب بازی" چه لطمه ای می تواند به کشور وارد سازد. آیا اکثر کشورهای متمدن و مترقی دنیا بدون وجود احزاب قادر بودند به توسعه، دموکراسی و آزادی پایدار دست یابند.
حتی چین تک حزبی نیز خود را از وجود یک حزب نظام مند بی نیاز نمی داند. نگاه حزبی به سیاست نگاه عقلایی است. بهتر بود به جای حزب بازی به "خرد ستیزی" و "عوام گرایی" اشاره می نمودند که از مهمترین عوامل ضربه زننده به توسعه ی ایران در این روزهاست.
پیش از نگارش متن بالا می خواستم در مورد سخنان زاهدی وزیرعلوم که در مورد دانشجویان ستاره دار بیان شده بود، بنویسم که با دیدن سخنان شیوای احمدی نژاد نظرم تغییر کرد و به آن موضوع اولویت دادم. در مورد سخنان زاهدی هم مطلبی در ادامه آمده است:
«زاهدی طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است...افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
در بسیاری از نظام های دموکراتیک، رهبران و سکانداران کشور به واسطه ی عیان شدن یک سخن ناصحیح و یا مخفی کردن حقیقت -هر چند کوچک- به پایان عمر سیاسی خود رسیده و مشمول مجازات شده اند.
اما در دولت نهم [...]. نگاهی به جلسه ی رای اعتماد به وزرای دولت نهم می تواند جالب توجه باشد. در آن زمان افروغ فاش نمود که آقای وزیر فعلی با پرداخت پول به یک موسسه ی خارجی عنوان مرد سال ریاضیات جهان را خریداری نموده و در سوابق خود ذکر کرده است.
این موضوع با اعتراض شدید چند تن از نمایندگان روبرو شد تا جایی که به روایت پیرموزن ایشان آرای لازم را جهت تصدی پست وزارت کسب ننمودند که در اقدام الهی و به کمک" امدادغیبی" آقای [...] با اضافه شدن 10 رای، پس از شمارش آرای، حدنساب لازم را بدست آوردند.
با این توصیفات همچنان باید از وزیر علوم این پرسش را نمود که چرا در دوران 8 ساله ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی حتی یک بار در مورد دانشجویان ستاره دار بحثی مطرح نشد؟
در حالی که در این مدت یکسال و نیم حداقل در یک مورد، با شکایت مهدی زمانی دانشجوی اخراجی دانشگاه همدان به دیوان عدالت اداری، غیرقانوی بودن اخراج ایشان محرز شد اما کماکان دانشگاه از پذیرش ایشان خودداری می کند.
بنظر می رسد کتمان حقایق همچنان شیوه ی رایج وزیر علوم است. موارد دیگر مربوط به نقض حقوق دانشجویان -و البته دیگر فعالین سیاسی و اجتماعی- در چند ماه اخیر را این آدرس می توانید ببینید. موارد جالبی هم در مورد زاهدی وزیر علوم در ویکی پدیا یافت شد که خواندن آن خالی از لطف نیست.
پاورقی:
» نویسنده ، مشنگ تمام عیار [هنوز]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
«سه نفر از عوامل بمبگذاريهای اهواز به دليل محاربه و اقدام عليه امنيت كشور از طریق بمبگذاری در بانك سامان و فرمانداری اهواز و به موجب آراء قطعی به اعدام محكوم شده بودند.براساس اين گزارش حكم صادره روز سهشنبه مورخ 28/9/85 پس از طی تشريفات قانونی و رعايت موازين شرعی اجرا شد.» [+]
درک شرایطی که در روزهای نا آرام خوزستان و بخصوص اهواز در موج اول و دوم بمب گذاریها، وجود داشت جز برای آنان که از نزدیک با این مسئله درگیر بودند ممکن نیست.
هنوز هم در جای جای شهر آثار این اتفاقات بر زندگی مردم سایه افکنده است. در مقابل و یا حتی حوالی کمتر اداره و یا سازمان دولتی است که بتوانی ماشینت را پارک کنی.
معدود اداراتی را می یابی که به محض ورود مورد تفتیش بدنی و وسائل همراهت قرار نگیری. حتی گاهی دانشگاه ها هم مشمول اینگونه رفتارهای احتیاطی می شود.
در این میان شنیدن اجرای حکم اعدام متهمان به بمب گذاریها گرچه ممکن است تسلی بخش یاشد اما نه تنها از نگرانیها نخواهد کاست بلکه به سبب احتمال اقدام تلافی جویانه، موج جدیدی از ترس را با خود به همراه خواهد داشت.
از جنبه ی انسانی نیز اجرای سریع اینگونه احکام خالی از اشکال نیست. آنگونه که شنیده می شود نسبت به شیوه ی دادرسی و صدور احکام اعدام متهمان شبهات و اعتراض هایی وجود دارد. [+]
در این مورد خاص و با توجه به فضای موجود در استان خوزستان هر گونه اظهار نظری می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد لذا رسانه ها تنها به بیان اخبار اکتفا می کنند و از تحلیل و بررسی و احیانا قضاوت در این مورد خودداری می نمایند.
و این موضوع می تواند موجب شود که گاهی دیدگاه عمومی جامعه نسبت به این احکام و نحوه ی اجرایشان نادیده گرفته شود و بجای آنکه مجازات از تکرار جرم جلوگیری کند به عاملی تشدید کننده بدل گردد.
در هر حال این ها نیز "اعدام شدند" تا شاید خوزستان روی آرامش ببیند. آرامشی که سالهاست از شهروندان این بخش ایران به بهانه های مختلف دریغ شده است.
اما به حکم تجربه، معلول درمانی تنها فاجعه را به تاخیر می اندازدولی انرا متوقف نمی کند. وقت آن رسیده صورت مسئله ی پاک شده را دوباره بنویسیم و برایش جوابی منطقی و انسانی بیابیم.
پاورقی:
اطلاعات و اخبار بسیاری دریافت کرده ام در مورد نحوه ی برگزاری و شمارش آرای شورای شهر در اهواز. تکان دهنده و تاسفبار است. و بدتر از آن اینکه نتوانی این مسایل را نقل کنی از ترس عواقب احتمالی اش.
» امنیت ، ره آورد عدالت [+]
درک شرایطی که در روزهای نا آرام خوزستان و بخصوص اهواز در موج اول و دوم بمب گذاریها، وجود داشت جز برای آنان که از نزدیک با این مسئله درگیر بودند ممکن نیست.
هنوز هم در جای جای شهر آثار این اتفاقات بر زندگی مردم سایه افکنده است. در مقابل و یا حتی حوالی کمتر اداره و یا سازمان دولتی است که بتوانی ماشینت را پارک کنی.
معدود اداراتی را می یابی که به محض ورود مورد تفتیش بدنی و وسائل همراهت قرار نگیری. حتی گاهی دانشگاه ها هم مشمول اینگونه رفتارهای احتیاطی می شود.
در این میان شنیدن اجرای حکم اعدام متهمان به بمب گذاریها گرچه ممکن است تسلی بخش یاشد اما نه تنها از نگرانیها نخواهد کاست بلکه به سبب احتمال اقدام تلافی جویانه، موج جدیدی از ترس را با خود به همراه خواهد داشت.
از جنبه ی انسانی نیز اجرای سریع اینگونه احکام خالی از اشکال نیست. آنگونه که شنیده می شود نسبت به شیوه ی دادرسی و صدور احکام اعدام متهمان شبهات و اعتراض هایی وجود دارد. [+]
در این مورد خاص و با توجه به فضای موجود در استان خوزستان هر گونه اظهار نظری می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد لذا رسانه ها تنها به بیان اخبار اکتفا می کنند و از تحلیل و بررسی و احیانا قضاوت در این مورد خودداری می نمایند.
و این موضوع می تواند موجب شود که گاهی دیدگاه عمومی جامعه نسبت به این احکام و نحوه ی اجرایشان نادیده گرفته شود و بجای آنکه مجازات از تکرار جرم جلوگیری کند به عاملی تشدید کننده بدل گردد.
در هر حال این ها نیز "اعدام شدند" تا شاید خوزستان روی آرامش ببیند. آرامشی که سالهاست از شهروندان این بخش ایران به بهانه های مختلف دریغ شده است.
اما به حکم تجربه، معلول درمانی تنها فاجعه را به تاخیر می اندازدولی انرا متوقف نمی کند. وقت آن رسیده صورت مسئله ی پاک شده را دوباره بنویسیم و برایش جوابی منطقی و انسانی بیابیم.
پاورقی:
اطلاعات و اخبار بسیاری دریافت کرده ام در مورد نحوه ی برگزاری و شمارش آرای شورای شهر در اهواز. تکان دهنده و تاسفبار است. و بدتر از آن اینکه نتوانی این مسایل را نقل کنی از ترس عواقب احتمالی اش.
» امنیت ، ره آورد عدالت [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه ای خطاب به ملت ایران ضمن تشکر از حضور در انتخابات از اعتماد مردم تهران به ایشان قدردانی نموده اند. در این نامه سه نکته ی مهم به چشم می خورد که بررسی آنها در جای خود با اهمیت می نماید.
در این نامه آمده است:
«این افتخار بزرگی برای یک طلبه است که در طول 28 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثریت قریب به اتفاق 11 انتخابات سراسری مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری، رتبه اول را در کسب آرای ارزشمند مردم داشته باشد.»
هاشمی به صراحت اعلام می کند که خود را در معرض قضاوت عمومی قرار داده و با اشاره به انتخابات به عنوان مبنای مشروعیت، موفقیتهای خود را در کسب اقبال عمومی به رخ دیگران می کشد.
مخاطبان این بخش نامه کاملا مشخص اند. جریانهایی که با تمام توان و با صرف میلیاردها تومان پروژه حذف هاشمی را از عرصه ی سیاسی ایران و بطور مشخص در این انتخابات دنبال می کردند.
او در ادامه می افزاید:«از مسوولان و رسانه ها انتظار می رود که در همه موارد به خصوص در اموری که مربوط به عمل و سرنوشت عمومی است، به گونه ای رفتار کنند که مردم اخبار صحیح را قبل از رسانه های بیگانه از رسانه های داخلی دریافت نمایند.»
رفتار شناسی هاشمی رفسنجانی موید این نکته است که ترجیحا انتقادات خود را در پس پرده و بشکلی خصوصی مطرح می نماید و از رسانه ای کردن آن پرهیز می کند.
اما در این مورد صراحتا بر این نکته انگشت می گذارد که رسانه ها و بخصوص صدا سیما از انجام وظیفه ی خود سر باز زدند و میدان داری خبری همچون گذشته در دست رسانه های خارجی بود.
بررسی آرای هاشمی و لحن او پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم و نزدیکی بیش از پیش به خاتمی و تعامل با کروبی نمایانگر این موضوع است که هاشمی کاملا خود را به جبهه ی رفورم خواهی نزدیک کرده و خطوط فکری خود را با محافظه کاران پر رنگتر می نماید.
به هرحال سابقه و توانمندی های سیاسی هاشمی، محبوبیت و خردورزی خاتمی در کنار برخی قابلیتهای منحصر به فرد شیخ اصلاحات، مهدی کروبی، جبهه ی اعتدال و رفورم خواهی را از توان بالایی بهرمند خواهد ساخت.
ادامه ی ائتلاف نیروهای ترقی خواه می تواند در آینده نزدیک اثرات ثمربخشی را برای جریان اصلاح طلبی ایران داشته باشد.
آخرین نکته ی موجود در نامه ی هاشمی رفسنجانی از همه ی موارد فوق مهمتر است. آنجا که ایشان از تداوم حضور در عرصه ی سیاسی سخن می گوید پیامی که تحلیل آن را به عهده ی خوانندگان می گذارم:
«از خداوند مهربان خواستارم که در مهلت محدود بقیه عمرم بتوانم در کنار رهبر معظم انقلاب و با تکیه بر حمایت های ملت عزیز و بزرگوار ایران به این انقلاب بی نظیر اسلامی و به کشور و مردم بزرگ ایران خدمت شایسته ای انجام دهم و به خصوص در مجلس خبرگان رهبری بتوانم از عهده مسوولیت های مهم و حساس این نهاد مقدس برآیم.»
پاورقی:
» ترجمه شده ی همین مطلب به انگلیسی [ARCHER]
» جابجایی آرا به نفع لیست احمدی نژاد [شهر فردا]
» عکس: پنجره [نگاتیو]
در این نامه آمده است:
«این افتخار بزرگی برای یک طلبه است که در طول 28 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثریت قریب به اتفاق 11 انتخابات سراسری مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری، رتبه اول را در کسب آرای ارزشمند مردم داشته باشد.»
هاشمی به صراحت اعلام می کند که خود را در معرض قضاوت عمومی قرار داده و با اشاره به انتخابات به عنوان مبنای مشروعیت، موفقیتهای خود را در کسب اقبال عمومی به رخ دیگران می کشد.
مخاطبان این بخش نامه کاملا مشخص اند. جریانهایی که با تمام توان و با صرف میلیاردها تومان پروژه حذف هاشمی را از عرصه ی سیاسی ایران و بطور مشخص در این انتخابات دنبال می کردند.
او در ادامه می افزاید:«از مسوولان و رسانه ها انتظار می رود که در همه موارد به خصوص در اموری که مربوط به عمل و سرنوشت عمومی است، به گونه ای رفتار کنند که مردم اخبار صحیح را قبل از رسانه های بیگانه از رسانه های داخلی دریافت نمایند.»
رفتار شناسی هاشمی رفسنجانی موید این نکته است که ترجیحا انتقادات خود را در پس پرده و بشکلی خصوصی مطرح می نماید و از رسانه ای کردن آن پرهیز می کند.
اما در این مورد صراحتا بر این نکته انگشت می گذارد که رسانه ها و بخصوص صدا سیما از انجام وظیفه ی خود سر باز زدند و میدان داری خبری همچون گذشته در دست رسانه های خارجی بود.
بررسی آرای هاشمی و لحن او پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم و نزدیکی بیش از پیش به خاتمی و تعامل با کروبی نمایانگر این موضوع است که هاشمی کاملا خود را به جبهه ی رفورم خواهی نزدیک کرده و خطوط فکری خود را با محافظه کاران پر رنگتر می نماید.
به هرحال سابقه و توانمندی های سیاسی هاشمی، محبوبیت و خردورزی خاتمی در کنار برخی قابلیتهای منحصر به فرد شیخ اصلاحات، مهدی کروبی، جبهه ی اعتدال و رفورم خواهی را از توان بالایی بهرمند خواهد ساخت.
ادامه ی ائتلاف نیروهای ترقی خواه می تواند در آینده نزدیک اثرات ثمربخشی را برای جریان اصلاح طلبی ایران داشته باشد.
آخرین نکته ی موجود در نامه ی هاشمی رفسنجانی از همه ی موارد فوق مهمتر است. آنجا که ایشان از تداوم حضور در عرصه ی سیاسی سخن می گوید پیامی که تحلیل آن را به عهده ی خوانندگان می گذارم:
«از خداوند مهربان خواستارم که در مهلت محدود بقیه عمرم بتوانم در کنار رهبر معظم انقلاب و با تکیه بر حمایت های ملت عزیز و بزرگوار ایران به این انقلاب بی نظیر اسلامی و به کشور و مردم بزرگ ایران خدمت شایسته ای انجام دهم و به خصوص در مجلس خبرگان رهبری بتوانم از عهده مسوولیت های مهم و حساس این نهاد مقدس برآیم.»
پاورقی:
» ترجمه شده ی همین مطلب به انگلیسی [ARCHER]
» جابجایی آرا به نفع لیست احمدی نژاد [شهر فردا]
» عکس: پنجره [نگاتیو]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
سایت الف وابسته به جریان اصول گرایان زیر عنوان "تلاش خطرناک اصلاح طلبان تندرو" مدعی شد:
«در حالی که هیات های نظارت و اجرائی بر انتخابات شورا ها با دقت تمام مشغول شمارش آرای شهروندان تهرانی هستند و هر چند ساعت یکبار نتایج شمارش آرا را به طور رسمی اعلام میکنند ، چند رسانه دوم خردادی با انتشار اسامی جعلی به عنوان برندگان انتخابات ، بازی خطرناکی را آغاز کرده اند.»
این ادعا در حالی صورت می گیرد که تا 48 ساعت پس از برگزاری انتخابات وزارت کشور دولت احمدی نژاد از اعلام نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران خودداری می نمود.
همچنین در حالی که شورای نگهبان سهیلاجلودارزاده، کاندیدای اصلاح طلب و غفوری فرد کاندیدای اصولگرایان را حائز اکثریت آرا و راه یافته به مجلس هفتم معرفی کرد، ثمره هاشمی از ورود بادامچیان و غفوری فرد به مجلس خبر داد.
حتی پس از گذشت یک روز از پایان شمارش آرا همچنان ثمره هاشمی با همراهی صدا و سیما بر نظر خود اصرار می ورزید. در این میان حتی شایعه بازشماری آرای جلودارزاده بگوش می رسید.
این شیوه ی برخورد، در مورد انتخابات خبرگان رهبری در تهران و آرای غیر منتظره ی هاشمی رفسنجانی و فاصله ی زیاد او با نفر دوم نیز تکرار شد.
همچنین در شهرهایی که اصلاح طلبان حائز پیروزیهای چشمگیری شده اند، هنوز بشکل رسمی نتایج انتخابات از رسانه های محلی اعلام نشده و نوعی سکوت خبری مشاهده می گردد.
گرچه سایت مذکور مدعی است وزارت کشور ساعت به ساعت نتایج انتخاباتی را اعلام می نماید اما واقعیت آنست که از پایان رای گیری تا به حال تنها یکبار نتایج شورای شهر تهران اعلام شده است. نتایجی که در مورد صحت آنها تردیدهای بسیاری وجود دارد.
با استناد به سکوت خبری وزارت کشور، برخورد نامناسب با ناظران اصلاح طلبان، بررسی های میدانی و مهمتر از همه توجه به اختلاف آرای هاشمی رفسنجانی و نفر دوم -که بخش عمده ی آنرا می توان متعلق اصلاح طلبان دانست- در کنار پیروزی سهیلا جلودار زاده در انتخابات مجلس و جایگاه سوم هادی ساعی -کاندیدای غیر سیاسی اصلاح طلبان- در لیست اعلامی وزارت کشور، می توان نسبت به آرای اعلامی شبهات بسیاری را وارد دانست.
البته باید تا پایان روز سه شنبه منتظر ماند و به دقت اقدامات وزارت کشور و هاشمی ثمره را زیر نظر داشت. بنظر می رسد امروز تعیین کننده ی سرنوشت شورای شهر تهران باشد.
اتفاقی که اگر رخ ندهد بیش از پیش فشارها را به دولت و گمانه زنی ها را تشدید خواهد نمود. در هر حال تا اینجای امر ورود 4 تا 7 کاندیدای اصلاح طلبان قطعی بنظر می رسد که می تواند با توجه به موفقیت رفسنجانی و جلودار زاده شکست سنگینی برای جریان احمدی نژاد قلمداد گردد.
پاورقی:
» تلاش برای تغییر آرای مسجد جامعی [شهر فردا]
» پایان شمارش آرای تهران [+]
» در انتظار امداد غیبی [+]
«در حالی که هیات های نظارت و اجرائی بر انتخابات شورا ها با دقت تمام مشغول شمارش آرای شهروندان تهرانی هستند و هر چند ساعت یکبار نتایج شمارش آرا را به طور رسمی اعلام میکنند ، چند رسانه دوم خردادی با انتشار اسامی جعلی به عنوان برندگان انتخابات ، بازی خطرناکی را آغاز کرده اند.»
این ادعا در حالی صورت می گیرد که تا 48 ساعت پس از برگزاری انتخابات وزارت کشور دولت احمدی نژاد از اعلام نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران خودداری می نمود.
همچنین در حالی که شورای نگهبان سهیلاجلودارزاده، کاندیدای اصلاح طلب و غفوری فرد کاندیدای اصولگرایان را حائز اکثریت آرا و راه یافته به مجلس هفتم معرفی کرد، ثمره هاشمی از ورود بادامچیان و غفوری فرد به مجلس خبر داد.
حتی پس از گذشت یک روز از پایان شمارش آرا همچنان ثمره هاشمی با همراهی صدا و سیما بر نظر خود اصرار می ورزید. در این میان حتی شایعه بازشماری آرای جلودارزاده بگوش می رسید.
این شیوه ی برخورد، در مورد انتخابات خبرگان رهبری در تهران و آرای غیر منتظره ی هاشمی رفسنجانی و فاصله ی زیاد او با نفر دوم نیز تکرار شد.
همچنین در شهرهایی که اصلاح طلبان حائز پیروزیهای چشمگیری شده اند، هنوز بشکل رسمی نتایج انتخابات از رسانه های محلی اعلام نشده و نوعی سکوت خبری مشاهده می گردد.
گرچه سایت مذکور مدعی است وزارت کشور ساعت به ساعت نتایج انتخاباتی را اعلام می نماید اما واقعیت آنست که از پایان رای گیری تا به حال تنها یکبار نتایج شورای شهر تهران اعلام شده است. نتایجی که در مورد صحت آنها تردیدهای بسیاری وجود دارد.
با استناد به سکوت خبری وزارت کشور، برخورد نامناسب با ناظران اصلاح طلبان، بررسی های میدانی و مهمتر از همه توجه به اختلاف آرای هاشمی رفسنجانی و نفر دوم -که بخش عمده ی آنرا می توان متعلق اصلاح طلبان دانست- در کنار پیروزی سهیلا جلودار زاده در انتخابات مجلس و جایگاه سوم هادی ساعی -کاندیدای غیر سیاسی اصلاح طلبان- در لیست اعلامی وزارت کشور، می توان نسبت به آرای اعلامی شبهات بسیاری را وارد دانست.
البته باید تا پایان روز سه شنبه منتظر ماند و به دقت اقدامات وزارت کشور و هاشمی ثمره را زیر نظر داشت. بنظر می رسد امروز تعیین کننده ی سرنوشت شورای شهر تهران باشد.
اتفاقی که اگر رخ ندهد بیش از پیش فشارها را به دولت و گمانه زنی ها را تشدید خواهد نمود. در هر حال تا اینجای امر ورود 4 تا 7 کاندیدای اصلاح طلبان قطعی بنظر می رسد که می تواند با توجه به موفقیت رفسنجانی و جلودار زاده شکست سنگینی برای جریان احمدی نژاد قلمداد گردد.
پاورقی:
» تلاش برای تغییر آرای مسجد جامعی [شهر فردا]
» پایان شمارش آرای تهران [+]
» در انتظار امداد غیبی [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |



