سایت الف وابسته به جریان اصول گرایان زیر عنوان "تلاش خطرناک اصلاح طلبان تندرو" مدعی شد:
«در حالی که هیات های نظارت و اجرائی بر انتخابات شورا ها با دقت تمام مشغول شمارش آرای شهروندان تهرانی هستند و هر چند ساعت یکبار نتایج شمارش آرا را به طور رسمی اعلام میکنند ، چند رسانه دوم خردادی با انتشار اسامی جعلی به عنوان برندگان انتخابات ، بازی خطرناکی را آغاز کرده اند.»
این ادعا در حالی صورت می گیرد که تا 48 ساعت پس از برگزاری انتخابات وزارت کشور دولت احمدی نژاد از اعلام نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران خودداری می نمود.
همچنین در حالی که شورای نگهبان سهیلاجلودارزاده، کاندیدای اصلاح طلب و غفوری فرد کاندیدای اصولگرایان را حائز اکثریت آرا و راه یافته به مجلس هفتم معرفی کرد، ثمره هاشمی از ورود بادامچیان و غفوری فرد به مجلس خبر داد.
حتی پس از گذشت یک روز از پایان شمارش آرا همچنان ثمره هاشمی با همراهی صدا و سیما بر نظر خود اصرار می ورزید. در این میان حتی شایعه بازشماری آرای جلودارزاده بگوش می رسید.
این شیوه ی برخورد، در مورد انتخابات خبرگان رهبری در تهران و آرای غیر منتظره ی هاشمی رفسنجانی و فاصله ی زیاد او با نفر دوم نیز تکرار شد.
همچنین در شهرهایی که اصلاح طلبان حائز پیروزیهای چشمگیری شده اند، هنوز بشکل رسمی نتایج انتخابات از رسانه های محلی اعلام نشده و نوعی سکوت خبری مشاهده می گردد.
گرچه سایت مذکور مدعی است وزارت کشور ساعت به ساعت نتایج انتخاباتی را اعلام می نماید اما واقعیت آنست که از پایان رای گیری تا به حال تنها یکبار نتایج شورای شهر تهران اعلام شده است. نتایجی که در مورد صحت آنها تردیدهای بسیاری وجود دارد.
با استناد به سکوت خبری وزارت کشور، برخورد نامناسب با ناظران اصلاح طلبان، بررسی های میدانی و مهمتر از همه توجه به اختلاف آرای هاشمی رفسنجانی و نفر دوم -که بخش عمده ی آنرا می توان متعلق اصلاح طلبان دانست- در کنار پیروزی سهیلا جلودار زاده در انتخابات مجلس و جایگاه سوم هادی ساعی -کاندیدای غیر سیاسی اصلاح طلبان- در لیست اعلامی وزارت کشور، می توان نسبت به آرای اعلامی شبهات بسیاری را وارد دانست.
البته باید تا پایان روز سه شنبه منتظر ماند و به دقت اقدامات وزارت کشور و هاشمی ثمره را زیر نظر داشت. بنظر می رسد امروز تعیین کننده ی سرنوشت شورای شهر تهران باشد.
اتفاقی که اگر رخ ندهد بیش از پیش فشارها را به دولت و گمانه زنی ها را تشدید خواهد نمود. در هر حال تا اینجای امر ورود 4 تا 7 کاندیدای اصلاح طلبان قطعی بنظر می رسد که می تواند با توجه به موفقیت رفسنجانی و جلودار زاده شکست سنگینی برای جریان احمدی نژاد قلمداد گردد.
پاورقی:
» تلاش برای تغییر آرای مسجد جامعی [شهر فردا]
» پایان شمارش آرای تهران [+]
» در انتظار امداد غیبی [+]
«در حالی که هیات های نظارت و اجرائی بر انتخابات شورا ها با دقت تمام مشغول شمارش آرای شهروندان تهرانی هستند و هر چند ساعت یکبار نتایج شمارش آرا را به طور رسمی اعلام میکنند ، چند رسانه دوم خردادی با انتشار اسامی جعلی به عنوان برندگان انتخابات ، بازی خطرناکی را آغاز کرده اند.»
این ادعا در حالی صورت می گیرد که تا 48 ساعت پس از برگزاری انتخابات وزارت کشور دولت احمدی نژاد از اعلام نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران خودداری می نمود.
همچنین در حالی که شورای نگهبان سهیلاجلودارزاده، کاندیدای اصلاح طلب و غفوری فرد کاندیدای اصولگرایان را حائز اکثریت آرا و راه یافته به مجلس هفتم معرفی کرد، ثمره هاشمی از ورود بادامچیان و غفوری فرد به مجلس خبر داد.
حتی پس از گذشت یک روز از پایان شمارش آرا همچنان ثمره هاشمی با همراهی صدا و سیما بر نظر خود اصرار می ورزید. در این میان حتی شایعه بازشماری آرای جلودارزاده بگوش می رسید.
این شیوه ی برخورد، در مورد انتخابات خبرگان رهبری در تهران و آرای غیر منتظره ی هاشمی رفسنجانی و فاصله ی زیاد او با نفر دوم نیز تکرار شد.
همچنین در شهرهایی که اصلاح طلبان حائز پیروزیهای چشمگیری شده اند، هنوز بشکل رسمی نتایج انتخابات از رسانه های محلی اعلام نشده و نوعی سکوت خبری مشاهده می گردد.
گرچه سایت مذکور مدعی است وزارت کشور ساعت به ساعت نتایج انتخاباتی را اعلام می نماید اما واقعیت آنست که از پایان رای گیری تا به حال تنها یکبار نتایج شورای شهر تهران اعلام شده است. نتایجی که در مورد صحت آنها تردیدهای بسیاری وجود دارد.
با استناد به سکوت خبری وزارت کشور، برخورد نامناسب با ناظران اصلاح طلبان، بررسی های میدانی و مهمتر از همه توجه به اختلاف آرای هاشمی رفسنجانی و نفر دوم -که بخش عمده ی آنرا می توان متعلق اصلاح طلبان دانست- در کنار پیروزی سهیلا جلودار زاده در انتخابات مجلس و جایگاه سوم هادی ساعی -کاندیدای غیر سیاسی اصلاح طلبان- در لیست اعلامی وزارت کشور، می توان نسبت به آرای اعلامی شبهات بسیاری را وارد دانست.
البته باید تا پایان روز سه شنبه منتظر ماند و به دقت اقدامات وزارت کشور و هاشمی ثمره را زیر نظر داشت. بنظر می رسد امروز تعیین کننده ی سرنوشت شورای شهر تهران باشد.
اتفاقی که اگر رخ ندهد بیش از پیش فشارها را به دولت و گمانه زنی ها را تشدید خواهد نمود. در هر حال تا اینجای امر ورود 4 تا 7 کاندیدای اصلاح طلبان قطعی بنظر می رسد که می تواند با توجه به موفقیت رفسنجانی و جلودار زاده شکست سنگینی برای جریان احمدی نژاد قلمداد گردد.
پاورقی:
» تلاش برای تغییر آرای مسجد جامعی [شهر فردا]
» پایان شمارش آرای تهران [+]
» در انتظار امداد غیبی [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
روزنا: کارشمارش آرای انتخابات سومين دوره شورای شهر تهران امروز ظهر به پايان رسيد. به گزارش روزنا از سايت های شمارش آرا، ستاد انتخابات وزارت کشور همچنان از اعلام رسمی نتايج شورای شهر تهران خودداري کرده و نگرانی هایی را در جامعه ايجاد کرده است.
براساس آخرين اخبار گزارش شده از سايت های شمارش آرا با پايان يافتن کار شمارش، اصلاح طلبان 11کرسی را از آن خود کرده اند و ائتلاف حاميان قاليباف نيز 3 نماينده به شورای شهر فرستاده است.
عليرضا دبير نيز از منتخبين مستقل شوراي شهر تهران است.گفتنی است فهرست حاميان دولت نتوانسته اقبال عمومی برای حضور در شورای شهر تهران را کسب کند و با پايان يافتن شمارش آرا، پروين احمدی نژاد نيز در رتبه 28 منتخبين در شورای شهر تهران نشسته است.
نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق رای به شرح زير است:
1- معصومه ابتکار
2- احمد مسجدجامعی
3- هادی ساعی
4- محمدعلي نجفی
5- الهه راستگو
6- اسماعيل دوستی
7- عباس ميرزا ابوطالبی
8- پيروز حناچی
9- صدر اعظم نوری
10- سيدکامل تقوی نژاد
11- قاسم تقي زاده خامسی
12- عليرضا دبير
13- مرتضي طلایی
14- مهدي چمران
15- رسول خادم
گفتنی است با شمارش 3 هزار صندوق نتيجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان تغيير قابل توجهی يافته است. با این حال سکوت خبری رسانه های نزدیک به دولت و اعتراض ستاد رایحه ی خوش خدمت (هواداران احمدی نژاد) تایید کننده ی نتایج حاصله است.
پاورقی:
» در انتظار امداد غیبی [+]
» مشکل پروین احمدی نژاد است [آفتاب]
براساس آخرين اخبار گزارش شده از سايت های شمارش آرا با پايان يافتن کار شمارش، اصلاح طلبان 11کرسی را از آن خود کرده اند و ائتلاف حاميان قاليباف نيز 3 نماينده به شورای شهر فرستاده است.
عليرضا دبير نيز از منتخبين مستقل شوراي شهر تهران است.گفتنی است فهرست حاميان دولت نتوانسته اقبال عمومی برای حضور در شورای شهر تهران را کسب کند و با پايان يافتن شمارش آرا، پروين احمدی نژاد نيز در رتبه 28 منتخبين در شورای شهر تهران نشسته است.
نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق رای به شرح زير است:
1- معصومه ابتکار
2- احمد مسجدجامعی
3- هادی ساعی
4- محمدعلي نجفی
5- الهه راستگو
6- اسماعيل دوستی
7- عباس ميرزا ابوطالبی
8- پيروز حناچی
9- صدر اعظم نوری
10- سيدکامل تقوی نژاد
11- قاسم تقي زاده خامسی
12- عليرضا دبير
13- مرتضي طلایی
14- مهدي چمران
15- رسول خادم
گفتنی است با شمارش 3 هزار صندوق نتيجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان تغيير قابل توجهی يافته است. با این حال سکوت خبری رسانه های نزدیک به دولت و اعتراض ستاد رایحه ی خوش خدمت (هواداران احمدی نژاد) تایید کننده ی نتایج حاصله است.
پاورقی:
» در انتظار امداد غیبی [+]
» مشکل پروین احمدی نژاد است [آفتاب]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
محمدعلی رامین سخنگوی ائتلاف رایحه ی خوش خدمت (هواداران احمدی نژاد) در واکنش به تاخیر معنادار در اعلام نتایج انتخابات شورای شهر تهران - و البته برخی دیگر از شهرستانها- مدعی شد:
«برخی دستهای مشكوک سعی در به تاخير انداختن اطلاع رسانی در خصوص شمارش آراء به مردم را دارند».
ایشان توضیح نداده اند این دستهای مشکوک در کجا فعالیت دارند اما آنچه مشخص است اینکه وظیفه ی اعلام نتایج با "دولت هوادار این ائتلاف" می باشد و وزارت کشور دولت احمدی نژاد است که به هر دلیلی از اعلام نتایج شورای شهر تهران خودداری می کند.
رامین افزود: «كسانی كه درحال فضاسازی هستند و با شايعه سازی، خود را برنده انتخابات معرفی میكنند، ارتباط تنگاتنگی با عوامل به تاخير انداختن شمارش آراء و اطلاع رسانی به مردم دارند».
این همان نکته ای است که اصلاح طلبان هم به آن اشاره دارند. مطمئنن اصلاح طلبان با وزارت کشور دولت نهم ارتباط تنگاتنگی ندارند و این موضوع را بیشتر می توان به "ائتلاف رایحه خوش" نسبت داد.
در مورد فضا سازی و شایعه پراکنی، این رسانه های هوادار دولت و اصولگرایان هستند که مرتبا ارقام و آمار ضد و نقیضی را در مورد میزان موفقیت خود در انتخابات شورا ها اعلام می نمایند.
که با چشم پوشی از تناقضات موجود در صورت صحت این امار، دلیلی وجود ندارد که دولت موفقیت هوادارانش را منعکس ننماید.
سخنگوی رایحه خوش خدمت در ادامه می افزایند:«اين گروهها با غيب گوییهای انتخاباتی خود به دنبال اين هدف هستند كه اگر نتيجه انتخابات به نفع آنها نبود، در اين نتيجه تشكيک شود».
استفاده از عبارت "غیب گویی" بخوبی بیان کننده ی مقصود گوینده این جملات است. با مراجعه به رجانیوز سایت هوادار دولت احمدی نژاد مشاهده می شود که این سایت در ساعت 19:30 روز برگزاری انتخابات یعنی دو نیم ساعت پیش از پایان رای گیری مدعی شکست سنگین اصلاح طلبان و پیروزی قاطع لیست رایحه خوش خدمت شده است.
سخنانی از این دست را تنها می توان فرا فکنی به شکلی مستهجن نامید. آنچه مشخص است اینکه فضای بسته ی خبری موجود که توسط دولت بوجود آمده، سلامت انتخابات را مورد تردید قرار داده و نگرانی های بسیاری را در پی داشته است.
سابقه ی تاریخی برگزاری دو دوره انتخابات شوراها نیز این نکته را تاکید می کند که عدم اطلاع رسانی تا 48 ساعت پس از انتخابات طبیعی نیست و تنها بخشی از آن را می توان ناشی از بی کفایتی دولت در برگزاری این انتخابات و شمارش آرا دانست.
به هر حال خبر ورود آقایان خاتمی، هاشمی و کروبی در راه صیانت از آرای شهروندان می تواند تحرکاتی جدیدی را باعث گردد و شاید بزودی آثار آن را بتوان مشاهده نمود.
پاورقی:
» پیروز اصلاح طلبان در 10 استان [ایلنا]
» اعلام نتایج طراحی شده؛ سازش قالیباف و احمدی نژاد [شهرفردا]
«برخی دستهای مشكوک سعی در به تاخير انداختن اطلاع رسانی در خصوص شمارش آراء به مردم را دارند».
ایشان توضیح نداده اند این دستهای مشکوک در کجا فعالیت دارند اما آنچه مشخص است اینکه وظیفه ی اعلام نتایج با "دولت هوادار این ائتلاف" می باشد و وزارت کشور دولت احمدی نژاد است که به هر دلیلی از اعلام نتایج شورای شهر تهران خودداری می کند.
رامین افزود: «كسانی كه درحال فضاسازی هستند و با شايعه سازی، خود را برنده انتخابات معرفی میكنند، ارتباط تنگاتنگی با عوامل به تاخير انداختن شمارش آراء و اطلاع رسانی به مردم دارند».
این همان نکته ای است که اصلاح طلبان هم به آن اشاره دارند. مطمئنن اصلاح طلبان با وزارت کشور دولت نهم ارتباط تنگاتنگی ندارند و این موضوع را بیشتر می توان به "ائتلاف رایحه خوش" نسبت داد.
در مورد فضا سازی و شایعه پراکنی، این رسانه های هوادار دولت و اصولگرایان هستند که مرتبا ارقام و آمار ضد و نقیضی را در مورد میزان موفقیت خود در انتخابات شورا ها اعلام می نمایند.
که با چشم پوشی از تناقضات موجود در صورت صحت این امار، دلیلی وجود ندارد که دولت موفقیت هوادارانش را منعکس ننماید.
سخنگوی رایحه خوش خدمت در ادامه می افزایند:«اين گروهها با غيب گوییهای انتخاباتی خود به دنبال اين هدف هستند كه اگر نتيجه انتخابات به نفع آنها نبود، در اين نتيجه تشكيک شود».
استفاده از عبارت "غیب گویی" بخوبی بیان کننده ی مقصود گوینده این جملات است. با مراجعه به رجانیوز سایت هوادار دولت احمدی نژاد مشاهده می شود که این سایت در ساعت 19:30 روز برگزاری انتخابات یعنی دو نیم ساعت پیش از پایان رای گیری مدعی شکست سنگین اصلاح طلبان و پیروزی قاطع لیست رایحه خوش خدمت شده است.
سخنانی از این دست را تنها می توان فرا فکنی به شکلی مستهجن نامید. آنچه مشخص است اینکه فضای بسته ی خبری موجود که توسط دولت بوجود آمده، سلامت انتخابات را مورد تردید قرار داده و نگرانی های بسیاری را در پی داشته است.
سابقه ی تاریخی برگزاری دو دوره انتخابات شوراها نیز این نکته را تاکید می کند که عدم اطلاع رسانی تا 48 ساعت پس از انتخابات طبیعی نیست و تنها بخشی از آن را می توان ناشی از بی کفایتی دولت در برگزاری این انتخابات و شمارش آرا دانست.
به هر حال خبر ورود آقایان خاتمی، هاشمی و کروبی در راه صیانت از آرای شهروندان می تواند تحرکاتی جدیدی را باعث گردد و شاید بزودی آثار آن را بتوان مشاهده نمود.
پاورقی:
» پیروز اصلاح طلبان در 10 استان [ایلنا]
» اعلام نتایج طراحی شده؛ سازش قالیباف و احمدی نژاد [شهرفردا]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
انتخابات تمام شد و شمارش آرا آغاز شده است. آنچه همگی به آن اعتراف دارند، پراکندگی آرا ریخته شده به صندوقها است. تعداد کسانی که حزبی و لیستی رای می دهند بسیار اندک است و این مسئله احتمال پیروز قاطع جناح های مختلف سیاسی را مشکل ساخته است.
امروز در حوزه های مختلف رای گیری حاضر شدم و سعی کردم از شیوه و نوع انتخاب کاندیداها توسط مردم درک صحیحی پیدا کنم. به هیچ عنوان الگوی رفتاری معینی را نمی شد ترسیم نمود.
بدتر از آن عده ی زیادی نسبت به ماهیت انتخابات درک و آگاهی کافی نداشتند. حتی نسبت به انتخابهای مختلف -شورای شهر ، خبرگان، میان دوره ای مجلس- تمیز قائل نمی شدند.
چه بسیار برگه های شورای شهری که با اسامی کاندیداهای خبرگان پرشد و رای دهندگان حتی وقتی نسبت به خطای خود آگاه می شدند برای تصحیح اشتباه خود تلاشی نمی نمودند.
اما مهمترین تجربه در انتخابات را می توان توجه کردن به آرای سرگردان، بجای تشویق تحریمی ها به مشارکت دانست. این مسئله درست است که تحریمی ها بعلت معرفت سیاسی، انتخابهای آگاهانه ای دارند اما به لحاظ تعداد نسبتا کمشان و منطق دگماتیسمی، صرف زمان و تلاش زیادی را می طلبند.
در سوی دیگر بخشی از عوام بعلت عدم تفکیک نیروهای سیاسی و نداشتن دیدگاه حزبی حتی زحمت شناخت مواضع و توامندی های کاندیداها را به خود نمی دهند. لذا نمی توانند تحلیل نمایند که آثار یک انتخاب بی هدف بر زندگی عمومی، چقدر می تواند مخرب باشد.
برای جهت دهی این نیروها که پای ثابت هر انتخاباتی هستند، باید روشها و شیوه های متفاوتی نسبت به طبقه ی نخبه و تحصیلکرده جامعه در پیش گرفت. این نیروهای بجای سازماندهی سیاسی نیاز به مشارکت اجتماعی و فرهنگی در امور حزبی دارند.
مشارکت و کسب منفعت در پیروزی حزب مطبوع ، آنها را تشویق می نماید نسبت به هر انتخابی با وسواس و دقت اقدام کنند. اصلاح طلبان به علت نگاه بازتری که به مسائل اجتماعی و حقوق شهروندی، می توانند در جذب توده های مردم موفق تر باشند.
از منظر دیگر این ماجرا، نتیجه ی این انتخابات اهمیت دارد. شواهد بر اقبال مناسب عمومی نسبت به لیست اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو حکایت دارد. نگرانی عمده موجود حفظ امانتداری آرای مردمی است.
وزیر کشور احمدی نژاد در سخنان تعجب برانگیزی اظهار داشته است که:«به لحاظ اعتقادات و گرايشات آرمانی بنده به جريان اصولگرا تعلق دارم و تمايلات شخصی بنده توفيق بيشتر اين جريان است. رای من نيز به جريان اصولگراست». [+]
او که مسولیت اجرای انتخابات را بر عهده دارد همچنین اعلام نموده:«سال آينده انتخاباتی را كه دوست داريم برگزار میكنيم». این نوع موضع گیری اصلاح طلبان را نگران تر از پیش می کند که وزیر کشوری که صراحتا حمایت خود را از جریان اصولگرا اعلام می نماید، چگونه می تواند در امر شمارش و اعلام نتایج بی طرف باشد.
همچنین این سوال پیش می آید که انتخابات مطلوبی که سال آینده به مردم وعده داده می شود از دیدگاه وزیر کشور چه مشخصاتی را دارا خواهد بود؟ با تمام این اوصاف هنوز کار اصلاح طلبان پایان نیافته است.
همانگونه که ابطحی اشاره نموده باید جریان اصلاحی چشمان خود را باز نگهدارد و بر نحوه ی شمارش و اعلام نتایج نظارت کافی داشته باشد تا نکند بار دیگر خواب سحرگاه کاندیداها و امدادات غیبی نتایج انتخابات را رقم بزند.
امروز در حوزه های مختلف رای گیری حاضر شدم و سعی کردم از شیوه و نوع انتخاب کاندیداها توسط مردم درک صحیحی پیدا کنم. به هیچ عنوان الگوی رفتاری معینی را نمی شد ترسیم نمود.
بدتر از آن عده ی زیادی نسبت به ماهیت انتخابات درک و آگاهی کافی نداشتند. حتی نسبت به انتخابهای مختلف -شورای شهر ، خبرگان، میان دوره ای مجلس- تمیز قائل نمی شدند.
چه بسیار برگه های شورای شهری که با اسامی کاندیداهای خبرگان پرشد و رای دهندگان حتی وقتی نسبت به خطای خود آگاه می شدند برای تصحیح اشتباه خود تلاشی نمی نمودند.
اما مهمترین تجربه در انتخابات را می توان توجه کردن به آرای سرگردان، بجای تشویق تحریمی ها به مشارکت دانست. این مسئله درست است که تحریمی ها بعلت معرفت سیاسی، انتخابهای آگاهانه ای دارند اما به لحاظ تعداد نسبتا کمشان و منطق دگماتیسمی، صرف زمان و تلاش زیادی را می طلبند.
در سوی دیگر بخشی از عوام بعلت عدم تفکیک نیروهای سیاسی و نداشتن دیدگاه حزبی حتی زحمت شناخت مواضع و توامندی های کاندیداها را به خود نمی دهند. لذا نمی توانند تحلیل نمایند که آثار یک انتخاب بی هدف بر زندگی عمومی، چقدر می تواند مخرب باشد.
برای جهت دهی این نیروها که پای ثابت هر انتخاباتی هستند، باید روشها و شیوه های متفاوتی نسبت به طبقه ی نخبه و تحصیلکرده جامعه در پیش گرفت. این نیروهای بجای سازماندهی سیاسی نیاز به مشارکت اجتماعی و فرهنگی در امور حزبی دارند.
مشارکت و کسب منفعت در پیروزی حزب مطبوع ، آنها را تشویق می نماید نسبت به هر انتخابی با وسواس و دقت اقدام کنند. اصلاح طلبان به علت نگاه بازتری که به مسائل اجتماعی و حقوق شهروندی، می توانند در جذب توده های مردم موفق تر باشند.
از منظر دیگر این ماجرا، نتیجه ی این انتخابات اهمیت دارد. شواهد بر اقبال مناسب عمومی نسبت به لیست اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو حکایت دارد. نگرانی عمده موجود حفظ امانتداری آرای مردمی است.
وزیر کشور احمدی نژاد در سخنان تعجب برانگیزی اظهار داشته است که:«به لحاظ اعتقادات و گرايشات آرمانی بنده به جريان اصولگرا تعلق دارم و تمايلات شخصی بنده توفيق بيشتر اين جريان است. رای من نيز به جريان اصولگراست». [+]
او که مسولیت اجرای انتخابات را بر عهده دارد همچنین اعلام نموده:«سال آينده انتخاباتی را كه دوست داريم برگزار میكنيم». این نوع موضع گیری اصلاح طلبان را نگران تر از پیش می کند که وزیر کشوری که صراحتا حمایت خود را از جریان اصولگرا اعلام می نماید، چگونه می تواند در امر شمارش و اعلام نتایج بی طرف باشد.
همچنین این سوال پیش می آید که انتخابات مطلوبی که سال آینده به مردم وعده داده می شود از دیدگاه وزیر کشور چه مشخصاتی را دارا خواهد بود؟ با تمام این اوصاف هنوز کار اصلاح طلبان پایان نیافته است.
همانگونه که ابطحی اشاره نموده باید جریان اصلاحی چشمان خود را باز نگهدارد و بر نحوه ی شمارش و اعلام نتایج نظارت کافی داشته باشد تا نکند بار دیگر خواب سحرگاه کاندیداها و امدادات غیبی نتایج انتخابات را رقم بزند.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
دیشب، یک روز پیش از انتخابات به ستاد مرکزی اصلاح طلبان اهواز رفتم. جایی که تا ساعتهای ابتدایی بامداد امروز همچنان حضور برخی کاندیداها و مسوولین اصلاح طلب پر رنگ بود.
هر کسی از شرایط موجود و انچه که فردا رخ خواهد داد تحلیلی ارائه می کرد. تحلیلهایی که شاید چندان نمی توانست با دلایل محکم و بررسی میدانی، مورد تایید واقع شود، مشکلی که اصلاح طلبان در انتخابات پیشین هم با آن روبرو بودند.
اکثر تحلیلها به پیروزی یکی از لیستهای متعلق به شهروندان عرب اذهان داشت. لیستی که با اصلاح طلبان دو کاندیدای مشترک دارد. در مرتبه ی بعدی شانس نیروهای اصلاح طلب برای ورود به شورا بیشتر می نمود. بنظر می رسد هواداران دولت، معروف به "رایحه ی خوش خدمت" نیز در جایگاه بعدی قرار دارند.
اما اخبار نگران کننده تمامی تحلیلها را تحت شعاع قرار داد. احتمال رد شدن چند تن از اعضای لیست عربها که البته توسط هیچ مرجعی تایید نشد و از آن مهمتر پخش شبنامه ای با عنوان نظر سنجی جنبش دانشجویی!
نظر سنجی که بیشتر به یک نظر سازی ناشیانه شبیه است. این نظرسازی می تواند به دو علت مشخص منتشر شده باشد. اولا تاثیر بر آرای سرگردان به نفع لیست حامیان احمدی نژاد، دوما برای ایجاد زمینه روانی و ذهنی برای رقم خوردن یک شرایط غیر قابل پیش بینی احتمالا با کمک "امدادات غیبی".
آنچه از شرایط دیگر شهرها نیز به گوش می رسد بر همین امر دلالت دارد. تا جایی که انتخابات تهران حکم مرگ و زندگی دولت نهم را یافته و حتی با توصل به جابه جایی رای دهندگان در پی کسب کرسی های شورای شهر تهران هستند.
در این بین سپردن مسولیت اجرایی انتخابات به نیروهای بسیجی و برخی ارگانهای نظامی، نگرانیهای بسیاری را در نزد اصلاح طلبان بوجود آورده است. تغییر شیوه ی شمارش نیز بر این نگرانیها میافزاید.
در هر حال آنچه در حال رخ دادن است تنها با اراده ی مردم قابل تغییر است. اراده ای که اگر حاکم نگردد شرایط به مراتب سخت تری را برای همگان رقم خواهد زد.
در هر حال دوستانی که قصد دارند در انتخابات شرکت نمایند لازم است به چند نکته دقت کنند:
اسم کاندیداهای اصلاح طلب را بشکل کامل و در صورت امکان با کد کاندیداتوری وارد نمایند. به تعداد اعضای شورا در برگه ها اسم وارد نمایند و از خالی گذاردن برگه رای پرهیز کنند. سعی نمایند به لیست واحد اصلاح طلبان رای دهند تا از شکسته شدن آرا جلوگیری گردد.
در فردای انتخابات هر نتیجه ای هم که رقم بخورد ، یک پیروزی برای رفورم خواهان حاصل گشته است. اتحاد بر سر اصول مشترک و رسیدن به لیست واحد که تداوم آن برای جریان اصلاحی بسیار ارزشمند خواهد بود.
پاورقی:
» عکس: نظرسازی انتخاباتی [نگاتیو]
هر کسی از شرایط موجود و انچه که فردا رخ خواهد داد تحلیلی ارائه می کرد. تحلیلهایی که شاید چندان نمی توانست با دلایل محکم و بررسی میدانی، مورد تایید واقع شود، مشکلی که اصلاح طلبان در انتخابات پیشین هم با آن روبرو بودند.
اکثر تحلیلها به پیروزی یکی از لیستهای متعلق به شهروندان عرب اذهان داشت. لیستی که با اصلاح طلبان دو کاندیدای مشترک دارد. در مرتبه ی بعدی شانس نیروهای اصلاح طلب برای ورود به شورا بیشتر می نمود. بنظر می رسد هواداران دولت، معروف به "رایحه ی خوش خدمت" نیز در جایگاه بعدی قرار دارند.
اما اخبار نگران کننده تمامی تحلیلها را تحت شعاع قرار داد. احتمال رد شدن چند تن از اعضای لیست عربها که البته توسط هیچ مرجعی تایید نشد و از آن مهمتر پخش شبنامه ای با عنوان نظر سنجی جنبش دانشجویی!
نظر سنجی که بیشتر به یک نظر سازی ناشیانه شبیه است. این نظرسازی می تواند به دو علت مشخص منتشر شده باشد. اولا تاثیر بر آرای سرگردان به نفع لیست حامیان احمدی نژاد، دوما برای ایجاد زمینه روانی و ذهنی برای رقم خوردن یک شرایط غیر قابل پیش بینی احتمالا با کمک "امدادات غیبی".
آنچه از شرایط دیگر شهرها نیز به گوش می رسد بر همین امر دلالت دارد. تا جایی که انتخابات تهران حکم مرگ و زندگی دولت نهم را یافته و حتی با توصل به جابه جایی رای دهندگان در پی کسب کرسی های شورای شهر تهران هستند.
در این بین سپردن مسولیت اجرایی انتخابات به نیروهای بسیجی و برخی ارگانهای نظامی، نگرانیهای بسیاری را در نزد اصلاح طلبان بوجود آورده است. تغییر شیوه ی شمارش نیز بر این نگرانیها میافزاید.
در هر حال آنچه در حال رخ دادن است تنها با اراده ی مردم قابل تغییر است. اراده ای که اگر حاکم نگردد شرایط به مراتب سخت تری را برای همگان رقم خواهد زد.
در هر حال دوستانی که قصد دارند در انتخابات شرکت نمایند لازم است به چند نکته دقت کنند:
اسم کاندیداهای اصلاح طلب را بشکل کامل و در صورت امکان با کد کاندیداتوری وارد نمایند. به تعداد اعضای شورا در برگه ها اسم وارد نمایند و از خالی گذاردن برگه رای پرهیز کنند. سعی نمایند به لیست واحد اصلاح طلبان رای دهند تا از شکسته شدن آرا جلوگیری گردد.
در فردای انتخابات هر نتیجه ای هم که رقم بخورد ، یک پیروزی برای رفورم خواهان حاصل گشته است. اتحاد بر سر اصول مشترک و رسیدن به لیست واحد که تداوم آن برای جریان اصلاحی بسیار ارزشمند خواهد بود.
پاورقی:
» عکس: نظرسازی انتخاباتی [نگاتیو]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
اتفاقی که دو روز پیش در دانشگاه امیرکبیر تهران رخ داد می توانست بخوبی در جهت اعمال فشار حداکثری به دولت احمدی نژاد بهره برداری گردد اما برخی اصلاح طلبان با اظهارات نسنجیده ی خود جریان را به سود احمدی نژاد رقم زدند.
شکوری راد که دشمنی او با جنبش دانشجویی سابقه ی دیرینه ای دارد در جایگاه سخنگوی هیات دولت علیه دانشجویان اعلام جرم نمود و به شماتت آنها پرداخت و بدون در نظر گرفتن فشارهایی که در این چند سال دانشگاه و دانشجویان متحمل شده اند مدعی شد:«اهانت به رئيسجمهور، هر كس كه باشد، به لحاظ قانون واخلاق سياسي، جرم و خلاف است».
از سوی دیگر نیز میردامادی، دبیرکل مشارکت در اظهاراتی معتدل تر اما عجولانه با اشاره به تنگناهای موجود در دانشگاه اعلام نمود که حرمت رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده است باید حفظ گردد.
البته رمضان زاده در سخنرانی دیروز خود در دانشکده علوم اجتماعی دربرابر خیل انتقادات و اعتراضات دانشجویان از اظهارات شکوری راد و میردامادی عذر خواهی نمود تا فضای موجود علیه حزب مشارکت و اصلاح طلبان آرامتر گردد.
بدترین واکنش در این بین متعلق به محمد جواد روح بود. متاسفانه او با ادبیاتی حاکی از خشم و ناراحتی شدید، دانشجویان امیر کبیر را احمق خطاب نمود و کارشان را تقبییح کرد.
تمامی اینها بدون در نظر گرفتن فرصت بوجود آمده برای دمیدن روحی دوباره در پیکر نحیف و رنجور اصلاحات ، سازماندهی این اعتراضات به سوی مخالفت مدنی -شرکت در انتخابات- با دولت بود. حتی واکنش الپر نیز نتوانست از اثر بسیار بد نوشته ی روح بکاهد.
باید واکنش دانشجویان امیرکبیر را در چهارچوب حرکتی اعتراضی قبول نمود. رفتاری که در دانشگاه های کشورهای دموکراتیک دنیا همچون فرانسه، آلمان و آمریکا نیز مشاهده می گردد.
باید اعتراف کنیم که عملکرد مجموعه ی اصلاح طلبان در این 8 ساله مملو از خطاهای فاحش و فرصت سوزی های پی در پی و تحمیل هزینه های بسیار به فعالان سیاسی و اجتماعی بوده است.
باید قبول کنیم که بجای متهم کردن تحریمیها خودمان را مقصر بدانیم که نتوانستیم در انتخابات ریاست جمهوری به کاندیدای واحدی برسیم و بدتر از آن در زد و بند های پشت پرده از دکتر معین حمایت آنچنانی نکردیم.
وقت آن رسیده ما از جایگاه دانای کل پایین بیاییم، دست از ژست های رفورم خواهانه برداریم و رفتاری دموکراتیک و منشی اصلاحی را به جد سرلوحه کار خود قرار دهیم.
با شرایط موجود وضعیت انتخابات به نفع جریان اصلاحی نخواهد بود و این تنها به گردن عدم مشارکت مردمی و تحریمی ها نیست. ما هنوز از درک مناسب از شرایط ناتوانیم.عدم درکی که بهترین فرصت برای رفورم خواهان را به جریانی علیه آنان تبدیل نمود.
پاورقی:
»عطریانفر: احمدی نژاد باید عذر خواهی کند [ايلنا]
شکوری راد که دشمنی او با جنبش دانشجویی سابقه ی دیرینه ای دارد در جایگاه سخنگوی هیات دولت علیه دانشجویان اعلام جرم نمود و به شماتت آنها پرداخت و بدون در نظر گرفتن فشارهایی که در این چند سال دانشگاه و دانشجویان متحمل شده اند مدعی شد:«اهانت به رئيسجمهور، هر كس كه باشد، به لحاظ قانون واخلاق سياسي، جرم و خلاف است».
از سوی دیگر نیز میردامادی، دبیرکل مشارکت در اظهاراتی معتدل تر اما عجولانه با اشاره به تنگناهای موجود در دانشگاه اعلام نمود که حرمت رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده است باید حفظ گردد.
البته رمضان زاده در سخنرانی دیروز خود در دانشکده علوم اجتماعی دربرابر خیل انتقادات و اعتراضات دانشجویان از اظهارات شکوری راد و میردامادی عذر خواهی نمود تا فضای موجود علیه حزب مشارکت و اصلاح طلبان آرامتر گردد.
بدترین واکنش در این بین متعلق به محمد جواد روح بود. متاسفانه او با ادبیاتی حاکی از خشم و ناراحتی شدید، دانشجویان امیر کبیر را احمق خطاب نمود و کارشان را تقبییح کرد.
تمامی اینها بدون در نظر گرفتن فرصت بوجود آمده برای دمیدن روحی دوباره در پیکر نحیف و رنجور اصلاحات ، سازماندهی این اعتراضات به سوی مخالفت مدنی -شرکت در انتخابات- با دولت بود. حتی واکنش الپر نیز نتوانست از اثر بسیار بد نوشته ی روح بکاهد.
باید واکنش دانشجویان امیرکبیر را در چهارچوب حرکتی اعتراضی قبول نمود. رفتاری که در دانشگاه های کشورهای دموکراتیک دنیا همچون فرانسه، آلمان و آمریکا نیز مشاهده می گردد.
باید اعتراف کنیم که عملکرد مجموعه ی اصلاح طلبان در این 8 ساله مملو از خطاهای فاحش و فرصت سوزی های پی در پی و تحمیل هزینه های بسیار به فعالان سیاسی و اجتماعی بوده است.
باید قبول کنیم که بجای متهم کردن تحریمیها خودمان را مقصر بدانیم که نتوانستیم در انتخابات ریاست جمهوری به کاندیدای واحدی برسیم و بدتر از آن در زد و بند های پشت پرده از دکتر معین حمایت آنچنانی نکردیم.
وقت آن رسیده ما از جایگاه دانای کل پایین بیاییم، دست از ژست های رفورم خواهانه برداریم و رفتاری دموکراتیک و منشی اصلاحی را به جد سرلوحه کار خود قرار دهیم.
با شرایط موجود وضعیت انتخابات به نفع جریان اصلاحی نخواهد بود و این تنها به گردن عدم مشارکت مردمی و تحریمی ها نیست. ما هنوز از درک مناسب از شرایط ناتوانیم.عدم درکی که بهترین فرصت برای رفورم خواهان را به جریانی علیه آنان تبدیل نمود.
پاورقی:
»عطریانفر: احمدی نژاد باید عذر خواهی کند [ايلنا]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
در حالی که احمدی نژاد 20 آذر، در روزهای میانی تبلیغات انتخابات شورای شهر را برای رفتن به دانشگاه انتخاب می نمود که در این چند ماه ی اخیر در میان تمامی دانشگاه های کشور، امیرکبیر تهران مرکز تندترین اعتراضات دانشجویی بود.
فضای حاکم بر این دانشگاه که حکایت از روح آزادگی دانشجویانش دارد، جلسه ای را که قرار بود نشانه ی قدرت ، محبوبیت و بنوعی تبلیغات انتخاباتی برای هواداران احمدی نژاد باشد به نماد مخالفت جنبش دانشجویی با دولت نهم تبدیل نمود.
حتی دانشجویانی که از دانشگاه امام حسین و بسیج دیگر دانشگاه ها آورده شده و اکثریت فضای سالن را اشغال کرده بودند، نتوانستند صدای دانشجویان امیرکبیر را محو نمایند.
احمدی نژاد در امیر کبیر به زمین سفت رسید. حالا که فریاد "مرگ بر دیکتاتور" را شنید، زمانی که به آتش کشیده شدن عکس را دید و وقتی با لنگه کفش و نارنجک دستی از او استقبال شد، فهمید که فرجام کار به این سادگی ها نیست.
این واقعه، حادثه ی کوچکی نبود، آنقدر در این فضای بسته و ساکن، شوک آور بود که ابطحی در این باره بنویسد:
«خبر رسید که در جلسه ی سخنرانی ودر حضورش عکس وی را آتش زده اند، شعار مرگ بر استبداد داده اند، ترقه منفجر کرده اند، واحمدی نژآد ونه دانشجویان گفته است که: توپ، تانک مسلسل دیگر اثر ندارد. باور کردنی نبود. با فضای بسته ی فعلی ونحوه ی چیدمان این نوع مراسم ، یقین داشتیم که اخبار دروغی است.»
اما حقیقت داشت. و این فضا امیدی هر چند کوچک را در دل روشن می کند. درست است که بخش عظیم آنهایی که در این حرکت شرکت کرده اند طرفداران تحریم اند اما شاید حادثه ای در راه است. بازشناسی دشمن مشترک که همانا استبداد است.
راه حل چیست؟ با چند اعتراض دیگر دولت از دست احمدی نژاد خارج می شود؟ با چند راهپیمایی دیگر ستاره دارها را به دانشگاه راه می دهند؟ و با چند فریاد مرگ بر دیکتاتور دیگر میدان برای اراده ی مردم خالی می شود؟
من به اعتراض برگه های رای ایمان دارم. ایمان دارم بیش از آنکه آتش زدن عکس احمدی نژاد موثر باشد، شکست انتخابات شوراها او و همفکرانش را تحت فشار قرار خواهد داد.
اعتراض شالوده ی دموکراسی است. و چه اعتراضی قدرتمند تر و کم هزینه تر از شرکت در انتخابات و انتخاب کسانی که شاید بد از میان بدترها باشند. باور دارم که نباید به رفرم نگاهی آرمانی داشت.
به گفته ی "تامس پین" حکومت حتی در بهترین حالت جز بلایی لازم نیست و در بدترین حالت نیز بلایی است که نمی توان تاب آورد. با پذیرش این اصل می پذیریم که این "بلای لازم" را قابل تحمل تر کنیم و از نگاه تخیلی به دموکراسی و رفورم خواهی بپرهیزیم.
برای آماده شدن و دادن پاسخی مناسب به تفکری که احمدی نژاد آنرا را نمایندگی می کند تنها چند روز دیگر فرصت داریم. بیایید بیشتر بیاندیشیم.
فضای حاکم بر این دانشگاه که حکایت از روح آزادگی دانشجویانش دارد، جلسه ای را که قرار بود نشانه ی قدرت ، محبوبیت و بنوعی تبلیغات انتخاباتی برای هواداران احمدی نژاد باشد به نماد مخالفت جنبش دانشجویی با دولت نهم تبدیل نمود.
حتی دانشجویانی که از دانشگاه امام حسین و بسیج دیگر دانشگاه ها آورده شده و اکثریت فضای سالن را اشغال کرده بودند، نتوانستند صدای دانشجویان امیرکبیر را محو نمایند.
احمدی نژاد در امیر کبیر به زمین سفت رسید. حالا که فریاد "مرگ بر دیکتاتور" را شنید، زمانی که به آتش کشیده شدن عکس را دید و وقتی با لنگه کفش و نارنجک دستی از او استقبال شد، فهمید که فرجام کار به این سادگی ها نیست.
این واقعه، حادثه ی کوچکی نبود، آنقدر در این فضای بسته و ساکن، شوک آور بود که ابطحی در این باره بنویسد:
«خبر رسید که در جلسه ی سخنرانی ودر حضورش عکس وی را آتش زده اند، شعار مرگ بر استبداد داده اند، ترقه منفجر کرده اند، واحمدی نژآد ونه دانشجویان گفته است که: توپ، تانک مسلسل دیگر اثر ندارد. باور کردنی نبود. با فضای بسته ی فعلی ونحوه ی چیدمان این نوع مراسم ، یقین داشتیم که اخبار دروغی است.»
اما حقیقت داشت. و این فضا امیدی هر چند کوچک را در دل روشن می کند. درست است که بخش عظیم آنهایی که در این حرکت شرکت کرده اند طرفداران تحریم اند اما شاید حادثه ای در راه است. بازشناسی دشمن مشترک که همانا استبداد است.
راه حل چیست؟ با چند اعتراض دیگر دولت از دست احمدی نژاد خارج می شود؟ با چند راهپیمایی دیگر ستاره دارها را به دانشگاه راه می دهند؟ و با چند فریاد مرگ بر دیکتاتور دیگر میدان برای اراده ی مردم خالی می شود؟
من به اعتراض برگه های رای ایمان دارم. ایمان دارم بیش از آنکه آتش زدن عکس احمدی نژاد موثر باشد، شکست انتخابات شوراها او و همفکرانش را تحت فشار قرار خواهد داد.
اعتراض شالوده ی دموکراسی است. و چه اعتراضی قدرتمند تر و کم هزینه تر از شرکت در انتخابات و انتخاب کسانی که شاید بد از میان بدترها باشند. باور دارم که نباید به رفرم نگاهی آرمانی داشت.
به گفته ی "تامس پین" حکومت حتی در بهترین حالت جز بلایی لازم نیست و در بدترین حالت نیز بلایی است که نمی توان تاب آورد. با پذیرش این اصل می پذیریم که این "بلای لازم" را قابل تحمل تر کنیم و از نگاه تخیلی به دموکراسی و رفورم خواهی بپرهیزیم.
برای آماده شدن و دادن پاسخی مناسب به تفکری که احمدی نژاد آنرا را نمایندگی می کند تنها چند روز دیگر فرصت داریم. بیایید بیشتر بیاندیشیم.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
علی اصغر سید آبادی در مقاله ای در وبلاگ هنوز اینگونه می نویسد:
«رقیب اصلی چراغ خاموش می آید. این را نظر سنجی ها ی معتبر می گویند. هواداران قالیباف در رقابت اصلی حضور ندارند. این را هم نظر سنجی های معتبر می گویند. رقابت اصلی بین هواداران خاتمی و هواداران احمدی نژاد است، با فاصله ای بسیار کم.»
موضوع مورد بحث این مطلب دقیقا دو عبارت پر رنگ شده ی بالاست: هواداران خاتمی و هوادارن احمدی نژاد. واقعا نمی دانم که آیا می توان مصداق این دو عبارت را بشکلی کاملا مشخص یافت یا خیر، اما با اندکی اغماض می شود اینگونه استنباط نمود که ائتلاف صورت گرفته در جبهه ی اصلاح طلبان حول محوریت شخص خاتمی است و البته بشکل کم رنگ تری هاشمی رفسنجانی و کروبی.
البته مختصات و مشخصات هوادارن احمدی نژاد اندکی مشخص تر است. طیفی از نیروهای بسیجی و سپاهی که مرکزیت سازماندهی آنها بیشتر پایگاه مقاومت مساجد است.
نیروهایی که فعالیت ارگانیک و بسیار منسجمی دارند و تمامی اینها به عنصر "اخلاص" نیز مزین است. اینها همان پیاده نظامی بودند که در انتخابات "27 خرداد" نه چهارم تیر، سال گذشته نتیجه ی انتخابات را رقم زدند.
آنها -در رده های پایین و نه لزوما طیف رهبریشان- به انتخابات نگاه مکتبی دارند و تنها به انجام وظیفه می اندیشند و در راه رسیدن به موفقیت از هیچ کوششی فروگذار نیستند.
اگر 8 ساله ی اصلاحات را به مقابله و برخورد فیزیکی با اصلاح طلبان گذراندند، امروز در نقش رای دهندگان یکدستی وارد عرصه ی انتخابات شده اند.
هر چه چقدر هواداران احمدی نژاد منسجم و با برنامه و البته گوش به فرمان رفتار می کنند، هواداران خاتمی متکثر و متشتت اند. پیاده نظام اصلاحات که در هشت ساله ی حضور رفرم خواهان در قدرت، دچار خسارتهای بسیاری شده، نسبت به آرمانهای اصلاحی و سکانداران این جریان بدبین و نا امید است.
به هر دلیل بازسازی نیروها صورت نپذیرفته و جالبتر آنکه این نا امیدی در راس جریان اصلاحی نیز وجود دارد و به سبب آن برخی خود را از این مبارزه کنار کشیده اند.
به هر حال فکر می کنم نکته ی قوت اصلاح طلبان دقیقا در جاییست که سید آبادی بدرستی به آن اشاره دارد؛ دو قطبی دیدن فضا و پیش بردن رقابت به سمت مرزبندی های مشخص میان هوادارن خاتمی و احمدی نژاد. موردی که البته در صورت مدیریت ضعیف همچون انتخابات ریاست جمهوری آخرین اندوخته ی به القوه ی موجود رفرمیستها را به باد خواهد داد.
باید از تمامی ظرفیت های موجود استفاده نمود. همه ی نیروهای همسو را به بازی گرفت، سطح انتظارات را متناسب با واقعیات موجود تنظیم کرد و مهمتر از همه تلاش نمود صدای واحد، رسا و امیدوارانه ای را از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش مردم رساند.
شاید پس آن بتوان امیدوار بود که شورای سوم نقطه ی شروع دوباره ای برای تعمیق جریان رفرم خواهی در ارکان حکومت باشد.
پاورقی:
برای جلسه ی وبلاگ نویسان با کاندیداهای اصلاح طلب شورای شهر تهران چهارشنبه تهران خواهم بود. و احتمالا چند روزی را می مانم تا دیدارم را با دوستان نازنینم تازه کنم. کم کاری احتمالی را بگذارید به حساب این سفر در پیش.
«رقیب اصلی چراغ خاموش می آید. این را نظر سنجی ها ی معتبر می گویند. هواداران قالیباف در رقابت اصلی حضور ندارند. این را هم نظر سنجی های معتبر می گویند. رقابت اصلی بین هواداران خاتمی و هواداران احمدی نژاد است، با فاصله ای بسیار کم.»
موضوع مورد بحث این مطلب دقیقا دو عبارت پر رنگ شده ی بالاست: هواداران خاتمی و هوادارن احمدی نژاد. واقعا نمی دانم که آیا می توان مصداق این دو عبارت را بشکلی کاملا مشخص یافت یا خیر، اما با اندکی اغماض می شود اینگونه استنباط نمود که ائتلاف صورت گرفته در جبهه ی اصلاح طلبان حول محوریت شخص خاتمی است و البته بشکل کم رنگ تری هاشمی رفسنجانی و کروبی.
البته مختصات و مشخصات هوادارن احمدی نژاد اندکی مشخص تر است. طیفی از نیروهای بسیجی و سپاهی که مرکزیت سازماندهی آنها بیشتر پایگاه مقاومت مساجد است.
نیروهایی که فعالیت ارگانیک و بسیار منسجمی دارند و تمامی اینها به عنصر "اخلاص" نیز مزین است. اینها همان پیاده نظامی بودند که در انتخابات "27 خرداد" نه چهارم تیر، سال گذشته نتیجه ی انتخابات را رقم زدند.
آنها -در رده های پایین و نه لزوما طیف رهبریشان- به انتخابات نگاه مکتبی دارند و تنها به انجام وظیفه می اندیشند و در راه رسیدن به موفقیت از هیچ کوششی فروگذار نیستند.
اگر 8 ساله ی اصلاحات را به مقابله و برخورد فیزیکی با اصلاح طلبان گذراندند، امروز در نقش رای دهندگان یکدستی وارد عرصه ی انتخابات شده اند.
هر چه چقدر هواداران احمدی نژاد منسجم و با برنامه و البته گوش به فرمان رفتار می کنند، هواداران خاتمی متکثر و متشتت اند. پیاده نظام اصلاحات که در هشت ساله ی حضور رفرم خواهان در قدرت، دچار خسارتهای بسیاری شده، نسبت به آرمانهای اصلاحی و سکانداران این جریان بدبین و نا امید است.
به هر دلیل بازسازی نیروها صورت نپذیرفته و جالبتر آنکه این نا امیدی در راس جریان اصلاحی نیز وجود دارد و به سبب آن برخی خود را از این مبارزه کنار کشیده اند.
به هر حال فکر می کنم نکته ی قوت اصلاح طلبان دقیقا در جاییست که سید آبادی بدرستی به آن اشاره دارد؛ دو قطبی دیدن فضا و پیش بردن رقابت به سمت مرزبندی های مشخص میان هوادارن خاتمی و احمدی نژاد. موردی که البته در صورت مدیریت ضعیف همچون انتخابات ریاست جمهوری آخرین اندوخته ی به القوه ی موجود رفرمیستها را به باد خواهد داد.
باید از تمامی ظرفیت های موجود استفاده نمود. همه ی نیروهای همسو را به بازی گرفت، سطح انتظارات را متناسب با واقعیات موجود تنظیم کرد و مهمتر از همه تلاش نمود صدای واحد، رسا و امیدوارانه ای را از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش مردم رساند.
شاید پس آن بتوان امیدوار بود که شورای سوم نقطه ی شروع دوباره ای برای تعمیق جریان رفرم خواهی در ارکان حکومت باشد.
پاورقی:
برای جلسه ی وبلاگ نویسان با کاندیداهای اصلاح طلب شورای شهر تهران چهارشنبه تهران خواهم بود. و احتمالا چند روزی را می مانم تا دیدارم را با دوستان نازنینم تازه کنم. کم کاری احتمالی را بگذارید به حساب این سفر در پیش.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
شاید موضوع پیش آمده در مورد حضور احمدی نژاد در هنگام مراسم افتتاحیه بازیهای المپیک آسیایی و همزمانی آن با رقص و آواز زنان قطری موضوع جالب توجه ای بنظر بیاید.
اما به شخصه این موضوع را از دیدگاه ارزش گرایانه -حتی از منظر اعتقادات مورد ادعای دولت نهم- فاقد هرگونه اشکال می بینم. و به واقع این همه بحث و جدل نمایندگان مجلس و اعضای دولت بر سر حضور و عدم حضور احمدی نژاد بعلت جنگ قدرت، نه یک سلسله اصول اعتقادی می دانم.*
این موضوع تنها از این منظر قابل توجه است که اگر به جای احمدی نژاد، در مورد سید محمد خاتمی احتمال حضور در چنین مراسمی مطرح می شد مطمئنا شاهد تعطیلی دروس حوزوی برخی از مراجع و تجمع و راهپیمایی و هجمه ی سنگین تبلیغاتی رسانه های و تریبون های مخالف اصلاحات بودیم.
اما بنظر من از این مباحث مهمتر و شاید حادتر، پس از بحث انتخابات شوراها، بخصوص برای ما وبلاگ نویسان و کاربران اینترنت، آیین نامه ی سازماندهی سایت های اینترنتی است. به تمامی دوستان پیشنهاد می نمایم حتما این آیین نامه را بشکل دقیق مطالعه نمایند.فعلا به ذکر چند مورد از این آیین نامه بسنده می کنم:
«فصل سوم : تخلفات و نحوه رسیدگی به آنها
ماده 7- انتشار و نگهداری هر نوع داده اعم از متن ، صدا و ، عکس ، تصویر ، کارتون ، پویا نمایی ، فیگور ، کاریکاتور ، فیلم و غیره که از جمله حاوی مضامین زیر و موارد موضوع بند های ت و ث ماده 1 این ایین نامه باشد در پایگاه اطلاع رسانی ممنوع است :
الف – مطالب الحادی و نفی یا تضعیف اصول و ارزش های اسلامی و یا توهین به اسلام و مقدسان آن و اهانت امام (ره) و یا رهبری
ب – توهین به ادیان آسمانی و کتب مقدس و انبیاء و معصومین و مقدسان»
مقدسان احتمالا شامل هاله ی نور و اعضای هیات دولت و خانواده های آنها و حامیان ایشان نیز می گردد.
«ث – هر گونه اقدام علیه قانون اساسی و یا تفرقه افکنی و خدشه در وحدت و وفاق ملی و استقلال و تمامیت ارضی و یا القاء بدبینی و ناکارآمدی در مردم نسبت به مشروعیت و کار آمدی نظام»
حالا مصداق کارآمدی و نا کارآمدی چیست و مشخص کننده ی آن کیست بماند!
«د – اطلاعات خصوصی و شخصی افراد بدون اخذ اجاره کتبی از آنان»
اطلاعات شخصی شامل زندگی نامه ی و فعالیت مختلف افراد نیز می گردد. از این پس برای انتشار زندگی نامه ی هر فردی باید به دنبال اجازه نامه از او بود. واقعا مضحک است.
«ر – تبلیغ یا آموزش پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز
ز – آموزش و ارائه هر نوع روش مقابله با مسدود سازی پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز (فیلترینگ)
س – برقراری هر نوع پیوند که مبلغ و مروج پایگاه های اطلاع رسانی حاوی مضامین جزء های فوق الذکر باشد.»
این سه بند اخیر واقعا فاجعه بار است. فکر کنید که شما حتی نمی توانید لینک هیچ فیلترشکن و یا حتی وبلاگ اشخاصی که از نظر حکومت مخالف نظام محسوب می گردند را در وبلاگتان قرار دهید. یک نمونه از سایتهای اطلاع رسانی غیر مجاز بی بی سی و یا الجزیره خواهد بود که از وزارت ارشاد مجوز تاسیس سایت دریافت ننموده اند.
باور کنید اینگونه قوانین قرون وسطایی تنها از مغز گرداندگان نشریه ای همچون کیهان ترواش می نماید. آری! وقتی بجای عطا الله مهاجرانی، صفار هرندی بر مسند وزارت فرهنگ این ملک بنشیند باید انتظار چنین دستاوردهایی را داشت.
موارد ذکر شده گوشه ی کوچکی از اثر مخرب اجرایی شدن این قوانین است عملیاتی شدن این آیین نامه مطمئنن اثرات سو بسیاری خواهد داشت که قابل بررسی است. باید راهی یافت تا از اجرایی شدن این "ساماندهی بی قانونی" جلوگیری نمود.
پاورقی:
» فیلم لحظاتی از افتتاحیه در حضور احمدی نژاد [بازتاب]
» افروغ: احمدی نژاد هنگام رقص نبود ، یحیی زاده: بود! [+]
» متن آیین نامه ی ساماندهی سایت های اینترنتی [+]
اما به شخصه این موضوع را از دیدگاه ارزش گرایانه -حتی از منظر اعتقادات مورد ادعای دولت نهم- فاقد هرگونه اشکال می بینم. و به واقع این همه بحث و جدل نمایندگان مجلس و اعضای دولت بر سر حضور و عدم حضور احمدی نژاد بعلت جنگ قدرت، نه یک سلسله اصول اعتقادی می دانم.*
این موضوع تنها از این منظر قابل توجه است که اگر به جای احمدی نژاد، در مورد سید محمد خاتمی احتمال حضور در چنین مراسمی مطرح می شد مطمئنا شاهد تعطیلی دروس حوزوی برخی از مراجع و تجمع و راهپیمایی و هجمه ی سنگین تبلیغاتی رسانه های و تریبون های مخالف اصلاحات بودیم.
اما بنظر من از این مباحث مهمتر و شاید حادتر، پس از بحث انتخابات شوراها، بخصوص برای ما وبلاگ نویسان و کاربران اینترنت، آیین نامه ی سازماندهی سایت های اینترنتی است. به تمامی دوستان پیشنهاد می نمایم حتما این آیین نامه را بشکل دقیق مطالعه نمایند.فعلا به ذکر چند مورد از این آیین نامه بسنده می کنم:
«فصل سوم : تخلفات و نحوه رسیدگی به آنها
ماده 7- انتشار و نگهداری هر نوع داده اعم از متن ، صدا و ، عکس ، تصویر ، کارتون ، پویا نمایی ، فیگور ، کاریکاتور ، فیلم و غیره که از جمله حاوی مضامین زیر و موارد موضوع بند های ت و ث ماده 1 این ایین نامه باشد در پایگاه اطلاع رسانی ممنوع است :
الف – مطالب الحادی و نفی یا تضعیف اصول و ارزش های اسلامی و یا توهین به اسلام و مقدسان آن و اهانت امام (ره) و یا رهبری
ب – توهین به ادیان آسمانی و کتب مقدس و انبیاء و معصومین و مقدسان»
مقدسان احتمالا شامل هاله ی نور و اعضای هیات دولت و خانواده های آنها و حامیان ایشان نیز می گردد.
«ث – هر گونه اقدام علیه قانون اساسی و یا تفرقه افکنی و خدشه در وحدت و وفاق ملی و استقلال و تمامیت ارضی و یا القاء بدبینی و ناکارآمدی در مردم نسبت به مشروعیت و کار آمدی نظام»
حالا مصداق کارآمدی و نا کارآمدی چیست و مشخص کننده ی آن کیست بماند!
«د – اطلاعات خصوصی و شخصی افراد بدون اخذ اجاره کتبی از آنان»
اطلاعات شخصی شامل زندگی نامه ی و فعالیت مختلف افراد نیز می گردد. از این پس برای انتشار زندگی نامه ی هر فردی باید به دنبال اجازه نامه از او بود. واقعا مضحک است.
«ر – تبلیغ یا آموزش پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز
ز – آموزش و ارائه هر نوع روش مقابله با مسدود سازی پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز (فیلترینگ)
س – برقراری هر نوع پیوند که مبلغ و مروج پایگاه های اطلاع رسانی حاوی مضامین جزء های فوق الذکر باشد.»
این سه بند اخیر واقعا فاجعه بار است. فکر کنید که شما حتی نمی توانید لینک هیچ فیلترشکن و یا حتی وبلاگ اشخاصی که از نظر حکومت مخالف نظام محسوب می گردند را در وبلاگتان قرار دهید. یک نمونه از سایتهای اطلاع رسانی غیر مجاز بی بی سی و یا الجزیره خواهد بود که از وزارت ارشاد مجوز تاسیس سایت دریافت ننموده اند.
باور کنید اینگونه قوانین قرون وسطایی تنها از مغز گرداندگان نشریه ای همچون کیهان ترواش می نماید. آری! وقتی بجای عطا الله مهاجرانی، صفار هرندی بر مسند وزارت فرهنگ این ملک بنشیند باید انتظار چنین دستاوردهایی را داشت.
موارد ذکر شده گوشه ی کوچکی از اثر مخرب اجرایی شدن این قوانین است عملیاتی شدن این آیین نامه مطمئنن اثرات سو بسیاری خواهد داشت که قابل بررسی است. باید راهی یافت تا از اجرایی شدن این "ساماندهی بی قانونی" جلوگیری نمود.
پاورقی:
» فیلم لحظاتی از افتتاحیه در حضور احمدی نژاد [بازتاب]
» افروغ: احمدی نژاد هنگام رقص نبود ، یحیی زاده: بود! [+]
» متن آیین نامه ی ساماندهی سایت های اینترنتی [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
در دوره ی 8 ساله ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، بعضا از سوی محافظه کاران ادعا می شد که دولت در انجام وظایف خود و حل مشکلات مردم کوتاهی می نماید.
به عنوان شاهد نیز سفرها و یا سخنرانی های خاتمی پیرامون مسائلی که مستقیما با معیشت مردم ارتباطی نداشت و بیشتر دغدغه های عالمانه و روشنفکرانه بنظر می رسید، مطرح می شد.
گرچه شاید در قضاوتی عادلانه بتوان اذهان نمود که آنچه خاتمی در عرصه ی نظر -و البته نه عمل- بیان می نمود، راه رسیدن به خواستهای اجتماعی و اقتصادی تاریخی ملت و دستیابی به توسعه ی متوازن و چند سویه بود.
حالا که از پایان آن دوران پر فراز و نشیب، قریب به یکسال و اندی می گذرد سکاندار نو رسیده ی دولت نهم، شاید بیش از تمامی سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و به میزان هر کدام از دوره های 4 ساله ی محمد خاتمی به مسافرت رفته و در هر مراسم و برنامه ای به سخنرانی پرداخته است.
ده ها سفر استانی بهمراه هیات دولت که ضمن تعطیل کردن امر کشورداری منابع بسیاری نیز در استان مقصد صرف مقدمات و برگزاری این سفر ها می گردد و همچنین با دادن وعده ی بسیار و گاها غیر عملیاتی، سطح انتظارات جامعه را به شکل فزاینده ای افزایش می دهد.
با توجه به تعداد سخنرانی های احمدی نژاد در زمینه های مختلف از جمله ی وضعیت عراق، افغانستان، اسرائیل، فلسطین، لبنان و حتی مشکلات کشورهای اروپایی و معضلات موجود در آمریکا و جهان غرب و ارائه ی راه حل برای آنها و ده ها سخنرانی و اظهار نظر دیگر که احتمالا با بررسی و تمرکز بر موضوع و سنجش تمامی جوانب آن صورت پذیرفته است، که اگر اینگونه نباشد جای تاسف بسیار است، چه فرصتی به مسائل مملکتی و کشورداری اختصاص می یابد.
البته به تمامی موارد فوق باید مسئله ی هالوکاست و طرح انتقال اسرائیل به اروپا، مباحث مربوط به انرژی هسته ای، راهکارهای موفقیت تیمهای ورزشی به تناسب رقابتهای مختلف، مسئله ی افزایش جمعیت کشور، نامه نگاری به مسوولان کشورهای مختلف و جدیدا به شهروندان کشورهای غربی را اضافه نمود.
حال مشخص نیست که این شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و دولت مهرورز خدمت گذار پس از هدر دادن چه مقدار از ثروت و ارزی و تحمیل هزینه های نا بجا به مردم ایران به این نتیجه برسد که به جای شعار و وعده، برنامه های خود را عملیاتی نماید. و شاید همه ی اینها نتیجه ی بی تفاوتی ما در انتخابی باشد که فکر می کردیم بی تاثیر است.
پاورقی:
» دولت توریستی [+]
» پاسخگو ترین دولت [+]
» آخرین افتضاح یک هاله ی نورانی [+]
» فیلترگذر سایفون [+] :
لینک دانلود نرم افزار را در قسمت پی نوشت ببینید
به عنوان شاهد نیز سفرها و یا سخنرانی های خاتمی پیرامون مسائلی که مستقیما با معیشت مردم ارتباطی نداشت و بیشتر دغدغه های عالمانه و روشنفکرانه بنظر می رسید، مطرح می شد.
گرچه شاید در قضاوتی عادلانه بتوان اذهان نمود که آنچه خاتمی در عرصه ی نظر -و البته نه عمل- بیان می نمود، راه رسیدن به خواستهای اجتماعی و اقتصادی تاریخی ملت و دستیابی به توسعه ی متوازن و چند سویه بود.
حالا که از پایان آن دوران پر فراز و نشیب، قریب به یکسال و اندی می گذرد سکاندار نو رسیده ی دولت نهم، شاید بیش از تمامی سالهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و به میزان هر کدام از دوره های 4 ساله ی محمد خاتمی به مسافرت رفته و در هر مراسم و برنامه ای به سخنرانی پرداخته است.
ده ها سفر استانی بهمراه هیات دولت که ضمن تعطیل کردن امر کشورداری منابع بسیاری نیز در استان مقصد صرف مقدمات و برگزاری این سفر ها می گردد و همچنین با دادن وعده ی بسیار و گاها غیر عملیاتی، سطح انتظارات جامعه را به شکل فزاینده ای افزایش می دهد.
با توجه به تعداد سخنرانی های احمدی نژاد در زمینه های مختلف از جمله ی وضعیت عراق، افغانستان، اسرائیل، فلسطین، لبنان و حتی مشکلات کشورهای اروپایی و معضلات موجود در آمریکا و جهان غرب و ارائه ی راه حل برای آنها و ده ها سخنرانی و اظهار نظر دیگر که احتمالا با بررسی و تمرکز بر موضوع و سنجش تمامی جوانب آن صورت پذیرفته است، که اگر اینگونه نباشد جای تاسف بسیار است، چه فرصتی به مسائل مملکتی و کشورداری اختصاص می یابد.
البته به تمامی موارد فوق باید مسئله ی هالوکاست و طرح انتقال اسرائیل به اروپا، مباحث مربوط به انرژی هسته ای، راهکارهای موفقیت تیمهای ورزشی به تناسب رقابتهای مختلف، مسئله ی افزایش جمعیت کشور، نامه نگاری به مسوولان کشورهای مختلف و جدیدا به شهروندان کشورهای غربی را اضافه نمود.
حال مشخص نیست که این شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و دولت مهرورز خدمت گذار پس از هدر دادن چه مقدار از ثروت و ارزی و تحمیل هزینه های نا بجا به مردم ایران به این نتیجه برسد که به جای شعار و وعده، برنامه های خود را عملیاتی نماید. و شاید همه ی اینها نتیجه ی بی تفاوتی ما در انتخابی باشد که فکر می کردیم بی تاثیر است.
پاورقی:
» دولت توریستی [+]
» پاسخگو ترین دولت [+]
» آخرین افتضاح یک هاله ی نورانی [+]
» فیلترگذر سایفون [+] :
لینک دانلود نرم افزار را در قسمت پی نوشت ببینید
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
روز گذشته تیم ملی بسکتبال ایران در نخستین بازی خود در رقابتهای المپیک آسیایی دوحه ی قطر مقابل تیم نه چندان مطرح اردن قرار گرفت و با ارائه ی یک بازی پرانتقاد نتیجه را با اختلاف سه امتیاز واگذار نمود.
تیم ایران با این شکست و با توجه به حضور تیمهای قدرتمند کره و قطر در این گروه، امکان صعودش بسیار دشوار شد.
اما نکته ی قابل توجه در این بازی استفاده از چسب، بازو بند و لباسهای اضافی توسط بازیکان ایران بود که ظاهرا برای جلوگیری از نشان دادن خالکوبی روی بدن آنها استفاده می شد.
در لحظاتی از بازی که این چسبها و بازوبندها کنار می رفت خالکوبی روی بدن و بازوی بازیکنان ایران کاملا عیان بود.
در حالی که خالکوبی در ورزش امروز دنیا بسیار متداول شده است بنظر می رسد مسولین کاروان ورزش ایران دستور داده اند به هر طریق ممکن از در معرض عموم قرار گرفتن این خالکوبی ها جلوگیری به عمل آید.
عملی که می تواند در روحیه ی بازیکنان تاثیر داشته باشد. شاید یکی از دلایل کم فروغی ستارگان ایران را بتوان به همین موضوع و افت روحیه ستارگان تیم ارتباط داد.
پاورقی:
» عکس: Top Secret [نگاتیو]
تیم ایران با این شکست و با توجه به حضور تیمهای قدرتمند کره و قطر در این گروه، امکان صعودش بسیار دشوار شد.
اما نکته ی قابل توجه در این بازی استفاده از چسب، بازو بند و لباسهای اضافی توسط بازیکان ایران بود که ظاهرا برای جلوگیری از نشان دادن خالکوبی روی بدن آنها استفاده می شد.
در لحظاتی از بازی که این چسبها و بازوبندها کنار می رفت خالکوبی روی بدن و بازوی بازیکنان ایران کاملا عیان بود.
در حالی که خالکوبی در ورزش امروز دنیا بسیار متداول شده است بنظر می رسد مسولین کاروان ورزش ایران دستور داده اند به هر طریق ممکن از در معرض عموم قرار گرفتن این خالکوبی ها جلوگیری به عمل آید.
عملی که می تواند در روحیه ی بازیکنان تاثیر داشته باشد. شاید یکی از دلایل کم فروغی ستارگان ایران را بتوان به همین موضوع و افت روحیه ستارگان تیم ارتباط داد.
پاورقی:
» عکس: Top Secret [نگاتیو]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |





نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
سایت انتخاب در گزارشی مدعی شده است که ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان در بی انگیزگی و نا امیدی به سر می برد، به طوریکه بسیاری از اعضای این ستاد ضمن عدم حضور منظم در جلسات این ستاد، از شکست خود در دو انتخابات آینده سخن می گویند. [+]
این دقیقا همان رخدادی است که در اکثر ستادهای رفرم خواهان مشاهده می شود. شکست در انتخابات ریاست جمهوری و حذف از رقابت انتخاباتی مجلس هفتم رمق اصلاح طلبان را گرفته است.
نیروهای مدیریتی نیز فرسوده و ناکارآمد، ناتوان از بازسازی و سازماندهی سراسری هستند. آنها به حضور و مشارکت مردمی باور ندارند و فکر می کنند در فقدان مشارکت عمومی پیروزی با رقبای اصولگرایی خواهد بود که از حمایت رای دهندگان سنتی بهره می برند.
پوست اندازی و تجدید ساختار در احزاب عمده ی جریان اصلاحی رخ نداده است. همچون انتخابات مجلس ششم و یا دوره های هفتم و هشتم ریاست جمهوری از خیل عظیم نیروهای پشتبان مردمی هم خبری نیست.
کادرهای حرفه ای این احزاب اکثرا بخاطر عملکرد نا مناسب شان در دوران هشت ساله، نقش محوری خود را از دست داده اند. اینها همان نیروهایی هستند که اکثرا با لابی با کادرهای بالایی احزاب مسوولیت حوزه های استانی عهده دار شده اند.
برخی مسولین ستادها صراحتا از بی حوصلگی و عدم رغبت به فعالیت در انتخابات شوراها سخن می گویند. بنظر می رسد اینبار بر خلاف نهمین انتخابات ریاست جمهوری نه افتراق اصلاح طلبان، که بی انگیزگی در بسیج عمومی نیروها، عامل شکستشان خواهد بود .
البته این موضوع شامل همه ی حوزه های انتخاباتی و تمامی نیروها نمی گردد. بنظر می رسد در تهران و همچنین مناطقی که قومیت عامل تعیین کننده است -بشرط تایید صلاحیت عناصر قومی- وضعیت مناسب تری وجود داشته باشد.
باید منتظر بود و دید که آیا رفرم خواهان می توانند در فرصت باقی مانده نیروهای خود را متمرکز کرده و برای حضور پر رنگتر در انتخابات شوراها -که به واقع ضمینه ی حضور در انتخابات مجلس هشتم است- آماده سازند.
این دقیقا همان رخدادی است که در اکثر ستادهای رفرم خواهان مشاهده می شود. شکست در انتخابات ریاست جمهوری و حذف از رقابت انتخاباتی مجلس هفتم رمق اصلاح طلبان را گرفته است.
نیروهای مدیریتی نیز فرسوده و ناکارآمد، ناتوان از بازسازی و سازماندهی سراسری هستند. آنها به حضور و مشارکت مردمی باور ندارند و فکر می کنند در فقدان مشارکت عمومی پیروزی با رقبای اصولگرایی خواهد بود که از حمایت رای دهندگان سنتی بهره می برند.
پوست اندازی و تجدید ساختار در احزاب عمده ی جریان اصلاحی رخ نداده است. همچون انتخابات مجلس ششم و یا دوره های هفتم و هشتم ریاست جمهوری از خیل عظیم نیروهای پشتبان مردمی هم خبری نیست.
کادرهای حرفه ای این احزاب اکثرا بخاطر عملکرد نا مناسب شان در دوران هشت ساله، نقش محوری خود را از دست داده اند. اینها همان نیروهایی هستند که اکثرا با لابی با کادرهای بالایی احزاب مسوولیت حوزه های استانی عهده دار شده اند.
برخی مسولین ستادها صراحتا از بی حوصلگی و عدم رغبت به فعالیت در انتخابات شوراها سخن می گویند. بنظر می رسد اینبار بر خلاف نهمین انتخابات ریاست جمهوری نه افتراق اصلاح طلبان، که بی انگیزگی در بسیج عمومی نیروها، عامل شکستشان خواهد بود .
البته این موضوع شامل همه ی حوزه های انتخاباتی و تمامی نیروها نمی گردد. بنظر می رسد در تهران و همچنین مناطقی که قومیت عامل تعیین کننده است -بشرط تایید صلاحیت عناصر قومی- وضعیت مناسب تری وجود داشته باشد.
باید منتظر بود و دید که آیا رفرم خواهان می توانند در فرصت باقی مانده نیروهای خود را متمرکز کرده و برای حضور پر رنگتر در انتخابات شوراها -که به واقع ضمینه ی حضور در انتخابات مجلس هشتم است- آماده سازند.
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
فیفا،فوتبال ایران را محروم کرد. خبر کوتاه است. به کوتاهی تمامی خبرهای نگوار. شاید از نظر برخی اهمیتش به میزان صدور قطعنامه ی نقض حقوق بشر در ایران نباشد اما در نزد افکار عمومی عمدتا جوان ایران این اتفاق یک افتضاح تمام عیار است.
فاجعه ای که کارگردانی و مدیریتش تنها و تنها توسط مردان رییس جمهور صورت پذیرفت. دادکان، ریاست اسبق فدراسیون فوتبال و از حامیان رییس دولت فعلی در دوران انتخابات و علی آبادی معاون احمدی نژاد و رییس سازمان تربت بدنی بازیگران اصلی این تراژدی بودند.
نمایش هنگامی آغاز شد که دولتمردان ایران تصمیم گرفتند در اقدامی "پوپولیستی" دادکان را برکنار نمایند و اینگونه القا کنند که مسولیت ناکامی فوتبال ایران در جام جهانی به عهده ی او می باشد.
آنان سعی نمودند تصاویر حضور ریاست دولت و معاونش را در تمرین تیم ملی از خاطره ها بزدایند و هیچکس پاسخ نداد که آن همه ادعا در مورد صعود تیم ایران به دور دوم و بدتر و خنده دار تر از آن وعده ی حضور در چهار تیم اول جهان در دوره ی بعدی توسط احمدی نژاد بر اساس کدام منطق و دلایل بیان شده بود.
دولت به مثابه ی مسوول اول مملکت در مقابل ناکامی ها و ناتوانی ها ترجیح داد در اقدامی انقلابی* و بدور از روحیه ی محافظه کاری* ، فرصت تاریخی دولت نهم* را مغتنم بشمارد و به معنای کامل کلمه به فوتبال ایران و حیثیت ملی ایرانیان، گند بزند.
مشکلی که بشكل قانونی قابل حل بود حالا حتی به مدد "هاله ی نور" نیز رفع نمی شود. دادکان اعلام کرده بود پس از جام جهانی استعفا می دهد اما حکم برکناری او صادر شد تا معاون مالی شهرداری تهران که امروز به میمنت ریاست جمهوری شهردار سابق بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی نشسته است، حکم تبرئه ی خود و رییسش را بگیرد.
اما این تمام ماجرا نیست. دخالتهای پی در پی در تصمیمات فدراسیون فوتبال و سوء مدیریتهای مدیران پیشین و فعلی در نوع و شیوه ی مدیریت فوتبال ایران مزید علت شد تا فیفا تصمیم بگیرد تیم های فوتبال ایران را در همه ی رده ها محروم نماید.
باید دید در پی این اتفاق آیا عقلانیت و خردورزی پیشه خواهد شد و یا بمانند اکثریت امور جاری شعار زدگی و بی خردی حرف اول را خواهد زد. عرصه ی ورزش، صحنه ی تعامل و تقابل است. تنها به واسطه ی حضور مستمر در رقابتهای بین المللی می توان به پویایی و سرزندگی آن کمک نمود.
اینبار نه موضوع غنی سازی مطرح است و نه کیک زرد کمکی می کند، حتی P2 و راه اندازی سانتریفیوژهای هم فایده ای ندارد. می توان تئوری پردازی کرد و دست اسرائیل و آمریکا را در این ماجرا یافت، حتی می شود مدعی بود که "کار، کار انگلیسی ها است"، اما این چاره ی جوانانی نیست که عاشق مستطیل سبز و توپ گردند.
یا باید به شرایط فیفا تن داد، شرایطی که مطمئنن فوتبال ایران را از مدیریت ناکارآمد و سیاسی آن تا حدی رها می کند و شاید نقطه عطفی برای فوتبال ایران باشدو یا به محاق انزوا خزید.
پاورقی:
» محرومیت فوتبال ایران در رسانه ها [بی بی سی] [ایلنا] [بازتاب]
» عاقبت لجبازی بچه گانه با آبروی فوتبال ایران [بازتاب]
» فلاش بک: کاپیتان هاله ی نور [1] [2]
* احمدی نژاد: می ترسم فرصت تاریخی دولت نهم قربانی محافظه کاری ها شود [+]
فاجعه ای که کارگردانی و مدیریتش تنها و تنها توسط مردان رییس جمهور صورت پذیرفت. دادکان، ریاست اسبق فدراسیون فوتبال و از حامیان رییس دولت فعلی در دوران انتخابات و علی آبادی معاون احمدی نژاد و رییس سازمان تربت بدنی بازیگران اصلی این تراژدی بودند.
نمایش هنگامی آغاز شد که دولتمردان ایران تصمیم گرفتند در اقدامی "پوپولیستی" دادکان را برکنار نمایند و اینگونه القا کنند که مسولیت ناکامی فوتبال ایران در جام جهانی به عهده ی او می باشد.
آنان سعی نمودند تصاویر حضور ریاست دولت و معاونش را در تمرین تیم ملی از خاطره ها بزدایند و هیچکس پاسخ نداد که آن همه ادعا در مورد صعود تیم ایران به دور دوم و بدتر و خنده دار تر از آن وعده ی حضور در چهار تیم اول جهان در دوره ی بعدی توسط احمدی نژاد بر اساس کدام منطق و دلایل بیان شده بود.
دولت به مثابه ی مسوول اول مملکت در مقابل ناکامی ها و ناتوانی ها ترجیح داد در اقدامی انقلابی* و بدور از روحیه ی محافظه کاری* ، فرصت تاریخی دولت نهم* را مغتنم بشمارد و به معنای کامل کلمه به فوتبال ایران و حیثیت ملی ایرانیان، گند بزند.
مشکلی که بشكل قانونی قابل حل بود حالا حتی به مدد "هاله ی نور" نیز رفع نمی شود. دادکان اعلام کرده بود پس از جام جهانی استعفا می دهد اما حکم برکناری او صادر شد تا معاون مالی شهرداری تهران که امروز به میمنت ریاست جمهوری شهردار سابق بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی نشسته است، حکم تبرئه ی خود و رییسش را بگیرد.
اما این تمام ماجرا نیست. دخالتهای پی در پی در تصمیمات فدراسیون فوتبال و سوء مدیریتهای مدیران پیشین و فعلی در نوع و شیوه ی مدیریت فوتبال ایران مزید علت شد تا فیفا تصمیم بگیرد تیم های فوتبال ایران را در همه ی رده ها محروم نماید.
باید دید در پی این اتفاق آیا عقلانیت و خردورزی پیشه خواهد شد و یا بمانند اکثریت امور جاری شعار زدگی و بی خردی حرف اول را خواهد زد. عرصه ی ورزش، صحنه ی تعامل و تقابل است. تنها به واسطه ی حضور مستمر در رقابتهای بین المللی می توان به پویایی و سرزندگی آن کمک نمود.
اینبار نه موضوع غنی سازی مطرح است و نه کیک زرد کمکی می کند، حتی P2 و راه اندازی سانتریفیوژهای هم فایده ای ندارد. می توان تئوری پردازی کرد و دست اسرائیل و آمریکا را در این ماجرا یافت، حتی می شود مدعی بود که "کار، کار انگلیسی ها است"، اما این چاره ی جوانانی نیست که عاشق مستطیل سبز و توپ گردند.
یا باید به شرایط فیفا تن داد، شرایطی که مطمئنن فوتبال ایران را از مدیریت ناکارآمد و سیاسی آن تا حدی رها می کند و شاید نقطه عطفی برای فوتبال ایران باشدو یا به محاق انزوا خزید.
پاورقی:
» محرومیت فوتبال ایران در رسانه ها [بی بی سی] [ایلنا] [بازتاب]
» عاقبت لجبازی بچه گانه با آبروی فوتبال ایران [بازتاب]
» فلاش بک: کاپیتان هاله ی نور [1] [2]
* احمدی نژاد: می ترسم فرصت تاریخی دولت نهم قربانی محافظه کاری ها شود [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
ایلنا به نقل از پرستو فروهر گزارش داده است که برگزاری مراسم بزرگداشت داريوش و پروانه فروهر حتی در منزل آن دو مرحوم ممنوع اعلام شد.فرزند پروانه و داريوش فروهر با بيان موضوع گفت: از امروز صبح [دیروز چهارشنبه] ماموران نيروی انتظامي دو طرف كوچه منزل فروهر را بستهاند و حتی از ورود اقوام نزديك به كوچه جلوگيری میكنند. [+]
در همین حال سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به قطعنامه ی پیشنهادی کانادا در باره ی وضعیت حقوق بشر در این اظهار داشته که مفاد قطعنامه حاضر هيچ ارتباطی با وضعيت و شرايط واقعی حقوق بشر در ايران نداشته و در برگيرنده تحريفات و بدنماییها در بسياری از زمينههای حقوق بشری است.[+]
واقعیت آنست که وضعیت حقوق بشر در ایران جای هیچگونه دفاعی ندارد. جدای از لیست بلند بالای نقض حقوق بشر و تحدید آزادیهای مدنی توسط دولت نهم بخشی از موارد نقض مربوط به قوانین و نوع استفاده ی از اختیارات برخی ارگانها و مراکز قدرت می باشد.
نقض حقوق بشر در برخی مراکز کنترلی و تنبیهی شکل نهادینه به خود گرفته است. وضعیت نگهداری و بازپرسی از متهمان سیاسی و عقیدتی، عدم پاسخگویی مسولین در قبال امنیت جانی فعالیت و حتی زندانیان سیاسی ، تعطیلی مطبوعات و رسانه های منتقد بدون برگزاری دادگاه، نادیده گرفتن اصول انسانی در مواجهه با اعتراضات صنفی کارگران و یا مدنی زنان و دانشجویان تنها بخشی از موارد رخ داده است.
در این حال برخی موارد نه تنها تاسفبار و تکان دهنده است بلکه نشان از عدم وجود خردمندی در مقابله با مخالفان و منتقدان دارد. بر اساس کدام استدلال و منطق از برگزاری مراسم سالگرد کشته شدن انسانهایی جلوگیری می گردد که به اعتراف حاکمیت بخشی از "نیروهای خودسر وافادار به نظام" در وقوع این فاجعه دخیل بوده اند.
تنها توجیه موجود اینست که برخی از یادآوری این واقعه می هراسند و نسبت به ابراز تنفر به قتلهای زنجیره ای پروا دارند. اما براستی وجدانهای بیدار از آنچه بر سر دگر اندیشان و دگرباشان این مرز و بوم رفته را به حافظه ی خود خواهند سپرد.
نام سعیدی سیرجانی، داریوش و پروانه ی فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، پیروز دوانی و دکتر سامی و ده ها قربانی خشونت گرایان را از یاد نخواهند برد.
پاورقی:
» پاسخگو ترین دولت [+] :
در همین حال سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به قطعنامه ی پیشنهادی کانادا در باره ی وضعیت حقوق بشر در این اظهار داشته که مفاد قطعنامه حاضر هيچ ارتباطی با وضعيت و شرايط واقعی حقوق بشر در ايران نداشته و در برگيرنده تحريفات و بدنماییها در بسياری از زمينههای حقوق بشری است.[+]
واقعیت آنست که وضعیت حقوق بشر در ایران جای هیچگونه دفاعی ندارد. جدای از لیست بلند بالای نقض حقوق بشر و تحدید آزادیهای مدنی توسط دولت نهم بخشی از موارد نقض مربوط به قوانین و نوع استفاده ی از اختیارات برخی ارگانها و مراکز قدرت می باشد.
نقض حقوق بشر در برخی مراکز کنترلی و تنبیهی شکل نهادینه به خود گرفته است. وضعیت نگهداری و بازپرسی از متهمان سیاسی و عقیدتی، عدم پاسخگویی مسولین در قبال امنیت جانی فعالیت و حتی زندانیان سیاسی ، تعطیلی مطبوعات و رسانه های منتقد بدون برگزاری دادگاه، نادیده گرفتن اصول انسانی در مواجهه با اعتراضات صنفی کارگران و یا مدنی زنان و دانشجویان تنها بخشی از موارد رخ داده است.
در این حال برخی موارد نه تنها تاسفبار و تکان دهنده است بلکه نشان از عدم وجود خردمندی در مقابله با مخالفان و منتقدان دارد. بر اساس کدام استدلال و منطق از برگزاری مراسم سالگرد کشته شدن انسانهایی جلوگیری می گردد که به اعتراف حاکمیت بخشی از "نیروهای خودسر وافادار به نظام" در وقوع این فاجعه دخیل بوده اند.
تنها توجیه موجود اینست که برخی از یادآوری این واقعه می هراسند و نسبت به ابراز تنفر به قتلهای زنجیره ای پروا دارند. اما براستی وجدانهای بیدار از آنچه بر سر دگر اندیشان و دگرباشان این مرز و بوم رفته را به حافظه ی خود خواهند سپرد.
نام سعیدی سیرجانی، داریوش و پروانه ی فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، پیروز دوانی و دکتر سامی و ده ها قربانی خشونت گرایان را از یاد نخواهند برد.
پاورقی:
» پاسخگو ترین دولت [+] :
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
دادستان تهران برای برخی توزیع کنندگان فیلم روابط جنسی منتسب به زهرا امیر ابراهیمی تقاضای اعدام کرده. اعلام جرم بر اساس مطابقت بزه با تجاوز به عنف صورت گرفته است. [+]
بررسی حقوقی این موضوع ضمن اینکه از تخصص اینجانب خارج است، اشراف و دسترسی به منابع و مدارکی که دادستان بر اساس آن به صدور کیفرخواست مذکور اقدام کرده را می طلبد.
اما از دیدگاه اجتماعی و آثار صدور اینگونه احکام موضوع قابل بررسی است. به باور بسیاری نفس احکام صادره گرچه ممکن است وجدان عمومی را تسکین دهد اما از نظر اجرای آن موانع بسیاری وجود دارد. این گمان نیز می رود که شاید صدور این احکام بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد.
اما جالب است که جامعه ای که اکثریت آن این رخداد -افشای اسرار خصوصی- را محکوم می کنند، از جهت دیگر حریصانه در بدست آوردن و آگهی از این موارد به رقابت می پردازند. چنین جامعه ای مطمئنن از نوعی بیماری اجتماعی رنج می برد که راه حل آن اعدام نیست.
از سوی دیگر توزیع فیلم های اینچنینی بدون در نظر گرفتن اشخاص حاضر در فیلم از موارد رایج در جامعه است. اینکه نفس توزیع فیلمهای پورنو می تواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد کاملا غیرعقلانی و غیر ممکن است.
این اولین بار نیست که فیلمهای خصوصی اشخاص تکثیر و توزیع می گردد و برای آخرین بار هم نخواهد بود.
اما در مورد اخیر بازتاب رسانه ای و اظهارات و واکنشهای مسوولین در نوع خود جالب توجه بود. گرچه این امکان وجود داشت با بایکوت خبری در مورد این وقایع از همه گیر شدن آن جلوگیری نمود اما بنظر رسید برخی رسانه ها از خاتمه یافتن ماجراها جلوگیری می نمایند.
جالب آنکه همین خبرگزاری ها و رسانه ها در اقدامی دیگر خبر از انتشار فیلمهای منتسب به دیگر بازیگران سینمایی و یک بازیکن فوتبال می دهند و سعی دارند همچنان این موضوعات را در کانون توجهات قرار دهند.
باید بررسی نمود که این وقایع به چه میزان با عملکرد دولت نهم در زمینه های اقتصادی و سیاسی، نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات شوراها، وقایع پیرامون وضعیت پرونده ی فعالیتهای هسته ای ایران و مواردی از این دست در ارتباط است.
پاورقی:
» سناریویی به نام زهره [+]
» همین حالا سی دی رو بشکن [MP3] :
ترانه ای پاپ و رپ برای همدردی با زهرا امیر ابراهیمی [+]
بررسی حقوقی این موضوع ضمن اینکه از تخصص اینجانب خارج است، اشراف و دسترسی به منابع و مدارکی که دادستان بر اساس آن به صدور کیفرخواست مذکور اقدام کرده را می طلبد.
اما از دیدگاه اجتماعی و آثار صدور اینگونه احکام موضوع قابل بررسی است. به باور بسیاری نفس احکام صادره گرچه ممکن است وجدان عمومی را تسکین دهد اما از نظر اجرای آن موانع بسیاری وجود دارد. این گمان نیز می رود که شاید صدور این احکام بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد.
اما جالب است که جامعه ای که اکثریت آن این رخداد -افشای اسرار خصوصی- را محکوم می کنند، از جهت دیگر حریصانه در بدست آوردن و آگهی از این موارد به رقابت می پردازند. چنین جامعه ای مطمئنن از نوعی بیماری اجتماعی رنج می برد که راه حل آن اعدام نیست.
از سوی دیگر توزیع فیلم های اینچنینی بدون در نظر گرفتن اشخاص حاضر در فیلم از موارد رایج در جامعه است. اینکه نفس توزیع فیلمهای پورنو می تواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد کاملا غیرعقلانی و غیر ممکن است.
این اولین بار نیست که فیلمهای خصوصی اشخاص تکثیر و توزیع می گردد و برای آخرین بار هم نخواهد بود.
اما در مورد اخیر بازتاب رسانه ای و اظهارات و واکنشهای مسوولین در نوع خود جالب توجه بود. گرچه این امکان وجود داشت با بایکوت خبری در مورد این وقایع از همه گیر شدن آن جلوگیری نمود اما بنظر رسید برخی رسانه ها از خاتمه یافتن ماجراها جلوگیری می نمایند.
جالب آنکه همین خبرگزاری ها و رسانه ها در اقدامی دیگر خبر از انتشار فیلمهای منتسب به دیگر بازیگران سینمایی و یک بازیکن فوتبال می دهند و سعی دارند همچنان این موضوعات را در کانون توجهات قرار دهند.
باید بررسی نمود که این وقایع به چه میزان با عملکرد دولت نهم در زمینه های اقتصادی و سیاسی، نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات شوراها، وقایع پیرامون وضعیت پرونده ی فعالیتهای هسته ای ایران و مواردی از این دست در ارتباط است.
پاورقی:
» سناریویی به نام زهره [+]
» همین حالا سی دی رو بشکن [MP3] :
ترانه ای پاپ و رپ برای همدردی با زهرا امیر ابراهیمی [+]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
به گزارش خبرگزاری ایلنا جلسه بازپرسی رسيدگی به پرونده محمد كيانوشراد، نماينده اهواز در مجلس ششم صبح فردا در شعبه دهم بازپرسی دادسرای كاركنان دولت برگزار میشود.کیانوش راد باید با حضور در شعبه مزبور ضمن تفهيم اتهام به سوالات بازپرس پرونده پاسخ دهد.
این استاد دانشگاه وعضو شورای مرکزی حزب مشارکت، دارای دو پرونده در شعبه دهم بازپرسی دادسرای كاركنان دولت است.
يكی از اين پروندهها مربوط به مصاحبههای وی در خصوص فرودگاه امام(ره) -شاکی يكی از نهادهای نظامی است- و ديگری مربوط به سخنرانی وی در ايام انتخابات مجلس هفتم در شهرستان ايذه است.
بنظر می رسد با توجه به اینکه سخنان مورد شکایت در راستای ایفای نقش نمایندگی مجلس بوده، در نهایت حکم منع تعقیب صادر گردد.
پاورقی:
» عکس: محمد کیانوش راد [نگاتیو]
» ویدیو: بالاتر از خطر [هشت میلیمتری]
این استاد دانشگاه وعضو شورای مرکزی حزب مشارکت، دارای دو پرونده در شعبه دهم بازپرسی دادسرای كاركنان دولت است.
يكی از اين پروندهها مربوط به مصاحبههای وی در خصوص فرودگاه امام(ره) -شاکی يكی از نهادهای نظامی است- و ديگری مربوط به سخنرانی وی در ايام انتخابات مجلس هفتم در شهرستان ايذه است.
بنظر می رسد با توجه به اینکه سخنان مورد شکایت در راستای ایفای نقش نمایندگی مجلس بوده، در نهایت حکم منع تعقیب صادر گردد.
پاورقی:
» عکس: محمد کیانوش راد [نگاتیو]
» ویدیو: بالاتر از خطر [هشت میلیمتری]
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |
حتما تا حالا داستان مصطفی طباطبایی نژاد دانشجوی امریکایی ایرانی الاصل را شنیده اید که به علت نشان ندادن کارت شناسایی خود از سوی پلیس آمریکا مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
این موضوع آنچنان در رسانه های ایران بازتاب داشت که یک بخش ویژه خبری، اخبار22:30 شبکه ی دوم ایران را به خود اختصاص داد. در ایالات متحده نیز هم دانشگاهی های مصطفی در اعتراض به اقدام پلیس و ضرب و شتم او تجمع اعتراضی برگزار نموده اند.
این وقایع برای بخشی از جامعه دانشگاهی، یادآور رخدادهای دیروز و امروز دانشگاههای ایران است. گرچه 18 تیرماه 1378 نماد و سنبل سرکوب داشجویان قلمداد می گردد اما وقایع دانشگاه خرم آباد، حوادث 19 و 20 تیر دانشگاه تبریز، حوادث دانشگاه چمران اهواز و یا فردوسی مشهد و صنعتی اصفهان، همه همه برگی از برخورد سازماندهی شده ی بخشی از حاکمیت با جنبش دانشجویی است.
به تمامی این مواد می توان تحقیرها و برخوردهای نامناسب و گاها غیر انسانی مسوولان برخی دانشگاه ها را اضافه نمود که به واسطه ی قدرت خود از هر گونه پیگیری رهایی می یابند.
شايد هر کدام از ما در دوران دانشجویی خود خبر سو استفاده های جنسی و مالی بسياری را شنیده ایم که کمتر موردی منجر به برخورد با خاطی و یا خاطیان شده است.
تمام موارد ذکر شده در جهت تایید رفتاری که با طباطبایی نژاد و یا حتی برای کمرنگ نمود این واقعه نیست بلکه بیان تفاوت برخوردهاست. این دانشجو در فضایی زندگی می کند که همکلاسی هایش اجازه یافته اند برای اعتراض به حادثه ی پیش آمده تجمع کنند.
رسانه ها و مطبوعات آمریکا در اخبار خود به آن می پردازند و وکلای کشورش -توجه کنید که طباطبایی نژاد تبعه آمریکاست- آزادانه از او حمایت خواهند کرد.
فرجام کار پرونده کوی دانشگاه، که تنها موردی بود که بخاطر بازتاب جهانی و عمق فاجعه منجر به تشکیل دادگاه در ایران شد، به محکومیت یک سرباز وظیفه بعلت دزدیدن ریش تراش و تبرئه سایر متهمان جمله به کوی و در عوض حکم اعدام و پس از آن تبدیل به زندانهای طویل المدت برای دانشجویان معترض شد.
هیچ افسر نیروی انتظامی و هیچ نیروی لباس شخصی که در این حمله پلیس را همراهی می نمودند محکوم نشد. و نهایتا چند ماه پیش بود که اکبر محمدی از دستگیر شدگان اعتراضات دانشحویی پس از 18 تیر، در زندان بشکل مشکوکی جان سپرد.
همین اواخر هم در خبرها آمده بود که چندین دانشجو که در امتحانات کارشناسی ارشد پذیرفته شده اند از راهیابی به دانشگاه باز مانند. دانشجویان بسیاری نیز تنها با اخذ تعهد ثبت نام شدند.
بنظر من این رفتارها کمتر از برخورد فیزیکی نیست بلکه به علت آثار روانی غیر قابل جبران، بسیار دردناک تر و تکان دهنده تر است.
پاورقی:
» دانشجویی به ضرب چاقوی عضو بسیج کشته شد [ادوار نیوز]
» اعتراض دانشجویان به حمله ی پلیس به یک دانشجوی ایرانی! [انتخاب]
البته دانشجوی آمریکایی ایرانی الاصل
این موضوع آنچنان در رسانه های ایران بازتاب داشت که یک بخش ویژه خبری، اخبار22:30 شبکه ی دوم ایران را به خود اختصاص داد. در ایالات متحده نیز هم دانشگاهی های مصطفی در اعتراض به اقدام پلیس و ضرب و شتم او تجمع اعتراضی برگزار نموده اند.
این وقایع برای بخشی از جامعه دانشگاهی، یادآور رخدادهای دیروز و امروز دانشگاههای ایران است. گرچه 18 تیرماه 1378 نماد و سنبل سرکوب داشجویان قلمداد می گردد اما وقایع دانشگاه خرم آباد، حوادث 19 و 20 تیر دانشگاه تبریز، حوادث دانشگاه چمران اهواز و یا فردوسی مشهد و صنعتی اصفهان، همه همه برگی از برخورد سازماندهی شده ی بخشی از حاکمیت با جنبش دانشجویی است.
به تمامی این مواد می توان تحقیرها و برخوردهای نامناسب و گاها غیر انسانی مسوولان برخی دانشگاه ها را اضافه نمود که به واسطه ی قدرت خود از هر گونه پیگیری رهایی می یابند.
شايد هر کدام از ما در دوران دانشجویی خود خبر سو استفاده های جنسی و مالی بسياری را شنیده ایم که کمتر موردی منجر به برخورد با خاطی و یا خاطیان شده است.
تمام موارد ذکر شده در جهت تایید رفتاری که با طباطبایی نژاد و یا حتی برای کمرنگ نمود این واقعه نیست بلکه بیان تفاوت برخوردهاست. این دانشجو در فضایی زندگی می کند که همکلاسی هایش اجازه یافته اند برای اعتراض به حادثه ی پیش آمده تجمع کنند.
رسانه ها و مطبوعات آمریکا در اخبار خود به آن می پردازند و وکلای کشورش -توجه کنید که طباطبایی نژاد تبعه آمریکاست- آزادانه از او حمایت خواهند کرد.
فرجام کار پرونده کوی دانشگاه، که تنها موردی بود که بخاطر بازتاب جهانی و عمق فاجعه منجر به تشکیل دادگاه در ایران شد، به محکومیت یک سرباز وظیفه بعلت دزدیدن ریش تراش و تبرئه سایر متهمان جمله به کوی و در عوض حکم اعدام و پس از آن تبدیل به زندانهای طویل المدت برای دانشجویان معترض شد.
هیچ افسر نیروی انتظامی و هیچ نیروی لباس شخصی که در این حمله پلیس را همراهی می نمودند محکوم نشد. و نهایتا چند ماه پیش بود که اکبر محمدی از دستگیر شدگان اعتراضات دانشحویی پس از 18 تیر، در زندان بشکل مشکوکی جان سپرد.
همین اواخر هم در خبرها آمده بود که چندین دانشجو که در امتحانات کارشناسی ارشد پذیرفته شده اند از راهیابی به دانشگاه باز مانند. دانشجویان بسیاری نیز تنها با اخذ تعهد ثبت نام شدند.
بنظر من این رفتارها کمتر از برخورد فیزیکی نیست بلکه به علت آثار روانی غیر قابل جبران، بسیار دردناک تر و تکان دهنده تر است.
پاورقی:
» دانشجویی به ضرب چاقوی عضو بسیج کشته شد [ادوار نیوز]
» اعتراض دانشجویان به حمله ی پلیس به یک دانشجوی ایرانی! [انتخاب]
البته دانشجوی آمریکایی ایرانی الاصل
نوشته شده توسط کاوه یونسی در ساعت | لینک ثابت |



