چند هفته ای است که سعی کرده ام با دقت بیشتر به فیلمها و سریالهای صدا و سیما توجه کنم. این موضوع از زمان کافی که در سریال خارجی پرستاران دیدم شروع شد.
در دو قسمت پیش از اين سريال عبارت "break a leg" اینگونه معنی شده بود: "پاهایم را برایت می شکنم" که هیچ مفهومی را هم نمی رساند.
این مضحک ترین و ناشیانه ترین ترجمه ای است که برای این اصطلاح می توا به کار برد. این جمله به معنای "برایت دعا می کنم" بکار می رود. از این دست بی دقتی ها و کج سلیقگی ها در سریالهای خارجی و وطنی کم نیست.
سریال جزیره هم که چند وقتی است برای بار دوم از شبکه ی دو پخش می گردد. در حالی که در مرتبه ی اول قسمتهای پایانی در یک قسمت مونتاپ شده بود در این مرتبه به هیچ وجه توالی قسمتها رعایت نمی شود.
در قسمتی از فیلم فصل زمستان است در قسمت بعدی فصل تابستان و جالب آنکه به همین دلیل برخی حوادث فیلم بصورت پس و پیش اتفاق می افتد و اگر بیننده یکبار سریال را ندیده باشد مطمئنن دچار سردرگمی می شود.
از اینگونه اشتباهات سهوی و عمدی که بگذریم یک مورد قابل توجه سری جدید برنامه ی کوله پشتی است که پیش از این خوابگرد در روزنامه ی شرق مطلب خوبی در اینباره نوشته بود.
فرزاد حسنی مجری مسلط این برنامه که بسیار دوست دارد مطرح ترین شومن ایران باشد، روز به روز از جذابیت اجرایش کاسته می شود. و این موضوع باز می گردد به تکراری شدن اداها و رفتارهایی که یک زمان تازگی و جذابیت داشت.
علت دیگر نوع و جهت گیری برنامه است. برنامه بیشتر رنگ بوی تبلیغاتی گرفته است. آنهم تبلیغ یک سلیقه ی خاص از زندگی که عمومیت هم ندارد.
از شنیده ها هم اینگونه بر می آید که آقای حسنی چندان به این مسائلی که مطرح می نماید پایبند هم نیستند که مطمئنا یک امر شخصی است. اما این همه ی ظاهر سازی و فلسفه بافی یقینا جای پرسش دارد.
این چند نکته یک از هزار موردی است که می توان درباره ی سیمای ملی اشاره نمود.کسی اگر بخواهد بررسی دقیقی کند و وقت کافی بگذارد و تخصص هم داشته باشد ، داستان از این سطور طولانی تر می شود و شاید کتابی بشود چند جلدی.
در همین زمینه:
» خرافات در تئاتر [+] (در مورد معنی break a leg)
» کاملا غیر مهم! [+] (جالب است حتما بخوانید)
» تقلید صدای فرزاد حسنی توسط امیرحسین مدرس [+] 1MB
«در روزنامهای به راحتی سرمقاله نوشته میشود و رييسجمهور كشور را كه در داخل و خارج كشور به پاكدامنی و سلامت مالی شهره است، متهم میكنند؟ و سايتی با انتشار اخبار جعلی، تمام دولت را تبهكار مالی معرفی میكند؟
و دادستان معظم تهران لابد منتظر شكايت است! اگر چنين است سخنگو و رييس شورای اطلاع رسانی دولت اعلام جرم میكند و تقاضای تعقيب عاملان افترا و نشر اكاذيب را طبق موازين شرعی و قانونی دارد» [+]
پیش از این نیز احمدی نژاد گفته بود که "توهین به رییس جمهور جرم محرز است" و بدین وسیله منتقدان خود و دولت را اینگونه خطاب قرار داده بود. اما اینبار واکنش دولت بسیارتند است که عواقب آن برای رسانه های مستقل، قابل پیش بینی نیست.
گرچه انتقاداتی که به دولت وارد شده آنچنان عجیب و گزنده نبوده که این واکنشها را در پی داشته باشد و اتفاقا در فضای سیاسی موجود مطبوعات و حتی بسیاری از رسانه های اینترنتی در بیان مطالب انتقادای حداکثر خود سانسوری را لحاظ می نمایند تا دچار تبعات احتمالی نگردند.
می توان به یاد آورد که در دوره ی 8 ساله ی خاتمی بدترین توهین ها و نسبتهای ناروا به شخص رییس جمهور و هیات دولت و نمایندگان مجلس ششم توسط مطبوعات دست راستی و تریبونهای دیگر محافظه کاران وارد می شد و کوچکترین واکنشی از دولت در جهت خاموش ساختن این سخنان مشاهده نشد.
در یکسال اخیر نیز مطالب و سخنان بسیاری مشتمل بر توهین و افترا نسبت به مقامات و مسولین پیشین ابراز شده از جمله ی مقالات فاطمه ی رجبی همسر الهام که حتی واکنش برادر و پدر او را در پی داشت که نسبت به موارد مطرح شده توسط خانم رجبی اعلام انزجار نمودند. [+]
اختلاف در گفتار، رفتار و مشی دولت پیشین و کنون
«در روزنامهای به راحتی سرمقاله نوشته میشود و رييسجمهور كشور را كه در داخل و خارج كشور به پاكدامنی و سلامت مالی شهره است، متهم میكنند؟ و سايتی با انتشار اخبار جعلی، تمام دولت را تبهكار مالی معرفی میكند؟
و دادستان معظم تهران لابد منتظر شكايت است! اگر چنين است سخنگو و رييس شورای اطلاع رسانی دولت اعلام جرم میكند و تقاضای تعقيب عاملان افترا و نشر اكاذيب را طبق موازين شرعی و قانونی دارد» [+]
پیش از این نیز احمدی نژاد گفته بود که "توهین به رییس جمهور جرم محرز است" و بدین وسیله منتقدان خود و دولت را اینگونه خطاب قرار داده بود. اما اینبار واکنش دولت بسیارتند است که عواقب آن برای رسانه های مستقل، قابل پیش بینی نیست.
گرچه انتقاداتی که به دولت وارد شده آنچنان عجیب و گزنده نبوده که این واکنشها را در پی داشته باشد و اتفاقا در فضای سیاسی موجود مطبوعات و حتی بسیاری از رسانه های اینترنتی در بیان مطالب انتقادای حداکثر خود سانسوری را لحاظ می نمایند تا دچار تبعات احتمالی نگردند.
می توان به یاد آورد که در دوره ی 8 ساله ی خاتمی بدترین توهین ها و نسبتهای ناروا به شخص رییس جمهور و هیات دولت و نمایندگان مجلس ششم توسط مطبوعات دست راستی و تریبونهای دیگر محافظه کاران وارد می شد و کوچکترین واکنشی از دولت در جهت خاموش ساختن این سخنان مشاهده نشد.
در یکسال اخیر نیز مطالب و سخنان بسیاری مشتمل بر توهین و افترا نسبت به مقامات و مسولین پیشین ابراز شده از جمله ی مقالات فاطمه ی رجبی همسر الهام که حتی واکنش برادر و پدر او را در پی داشت که نسبت به موارد مطرح شده توسط خانم رجبی اعلام انزجار نمودند. [+]
اختلاف در گفتار، رفتار و مشی دولت پیشین و کنونی از همین چیزها مشخص می گردد. با فلاش بک به مصاحبه ی هفته ی گذشته احمدی نژاد با شبکه ی آمریکایی CBS [+] و کتمان سخنانی که درباره ی هاله ی نور درحضور جوادی آملی بیان کرده بود و همچنین دروغ و مونتاژ خواندن فیلم این جریان توسط آقای الهام، این پرسش را پیش می آورد که تا چه میزان می توان به سخنان، وعده ها و عملکرد دولت نهم اطمینان داشت.
از انجا که این موضوع به ظاهر کم اهمیت می تواند معیار بسیاری از قضاوتها قرار گیرد بد نیست در کنار اعلام جرم علیه رسانه های مذکور، در بررسی جداگانه ای تکلیف ادعاهای معروف به هاله ی نور نیز مشخص گرددی از همین چیزها مشخص می گردد. با فلاش بک به مصاحبه ی هفته ی گذشته احمدی نژاد با شبکه ی آمریکایی CBS [+] و کتمان سخنانی که درباره ی هاله ی نور درحضور جوادی آملی بیان کرده بود و همچنین دروغ و مونتاژ خواندن فیلم این جریان توسط آقای الهام، این پرسش را پیش می آورد که تا چه میزان می توان به سخنان، وعده ها و عملکرد دولت نهم اطمینان داشت.
از انجا که این موضوع به ظاهر کم اهمیت می تواند معیار بسیاری از قضاوتها قرار گیرد بد نیست در کنار اعلام جرم علیه رسانه های مذکور، در بررسی جداگانه ای تکلیف ادعاهای معروف به هاله ی نور نیز مشخص گردد
آنها هم در این تکاپو به ماندگاری این روز کمک کرده اند. 28 مرداد که بیاید پشت یندش هم نام مصدق را باید بشنوی. حالا می خواهد خوشت بیاید یا نه. اگر سلطنت طلب باشی و یا از مذهبی های دو آتیشه ی فعلی که ابرو در هم می کشی و چند بد و بیراه نثارش، که مردک خائن بود.
ما که نبودیم اما شنیده ایم که دعواها و اختلاف ها بوده میان مصدقی ها و شاهیها حالا هم که میان مصدقی ها و [...]. بماند که برخی یاران دیروز مصدق شده بودند همراه شاه پس از 28 مرداد و برای ادامه ی سلطنتش دعا می خوانند و دستش را می بوسیدند که قبله ی عالم به سلامت باشد. حالا هم نوادگان آنها شده اند منتقد و اینبار از منظری دیگر اگر نگوییم بیشتر حرفهایشان شبیه ذبح است.
تاریخ ما پس از مصدق پر شد از حسرت ، که چرا نشد آنچه مصدق خواست. چه شد که 28 مرداد 32 و شعبان جعفری و زاهدی شدند برگی از تاریخ.
در طول این سالهای بدون مصدق هم آمدند آدمهایی که می خواستند شبیهش باشند و یا ما فکر کردیم شبیه او هستند اما هر کدامشان یک جوری لنگ می زدند.
بعد از نیم قرن و چند سال حالا هم هنوز آدمهایی هستند که با شنیدن نام مصدق رگ گردنشان ورم می کنند و اشک توی چشمشان حلق می زند و افسوس می خورند که نشد. حتی کوچکترهای بیست و چند ساله خود را شریک آن ناکامی می دانند. گویی که باید چند نسلی بگذرد تا این حسرت از خونمان خارج شود.
پیرمرد کمر خم کرده، تکیه داده به عصایش توی یک عکس خاکستری که می گویند از عکسهای آخرش است توی روستای احمدآباد همانجایی که شاه تبعیدش کرده بود. جایی که هوز هم انجاست و انگار قرار است تبعید آنجا بماند. اینگونه بیاد می آوریمش مردی که هنوز هم برای خیلی ها مصدق است
بلکه
می اندیشیم برای ااینکه زنده باشیم
خوزه اورتگاای کاست(۱۹۵۵ـ۱۸۸۳)
نویسنده و فیلسوف اسپانیایی
بر گرفته از وب سایت دکتر رامین جهانبگلو
.......................................................................................................................................
« وقتی شاعر مست شد | Main | چند نکته در مورد فیلتر گذر CPROXY »
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانهشناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.

شوخی های غالبا خارج از عرف و کنایه های تند تیز به مصاحبه کننده. یاد مصاحبه ی خاتمی با CNN افتادم و ترجیح دادم هیچ مقایسه ای نکنم.
اما نکته ی قابل توجه این مصاحبه آنجا بود که سوال کننده از احمدی نژاد در مورد مشاهداتش در سازمان ملل پرسید. داستان معروف به هاله ی نور و پاسخ احمدی نژاد شوک آور بود.
او در عین ناباوری مدعی شد همه ی این مسائل را در روزنامه ها خوانده و به نوعی موضوع را تکذیب نمود و چند باری بر آن تاکید کرد. البته هیچگاه همچون الهام دقیقا این سخنان را کذب نخواند.
سخنانی که در ماه های ابتدایی ریاست جمهوری او به جنجالی خبری تبدیل شده بود و.حتی اعتراض نمایندگان مجلس را در پی داشت. اما چگونه احمدی نژاد با وجود فیلم مربوط به این جریان اینچنین مسئله را تکذیب می کند. باور کنید اگر در یکی از این ممالک کفر کسی در مقام حکومتی به خود اجازه می داد اینگونه رفتار نماید قطعا از مقام خود عزل میشد.
اتفاقی که چند دهه پیش برای ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت ایالات متحده ی آمریکا رخ داد و به ماجرای واتر گیت معروف شد و در نهایت نیکسون بخاطر پنهان نمودن حقیقت و شهادت دروغ از مقام خود برکنار شد.
و چند سال پیش بیل کلینتون رییس جمهور دموکرات امریکا به اتهام دروغگویی درباره ی رابطه با مونیکا لوینسکی تا مرز برکناری پیش رفت و مجبور به عذرخواهی از ملت آمریکا شد.
کاش احمدی نژاد با شجاعت مسولیت سخنان خود را بر عهده می گرفت و با پنهان نمودن حقیقت اعتماد عمومی را بیش از پیش به چالش نمی کشید. شاید در این شرایط اگر مجلس مستقل و مقتدری وجود داشت و یا مطبوعات در انتقاد به قدرت احساس امنیت می کردند نسبت به این اظهارات واکنش تندی نشان داده می شد وکسی نمی توانست اینگونه حقیقت را از نظرها مخفی نگه دارد.
پخش این مصاحبه توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی از موارد مثبت بود که تا عیار و توان دولت نهم را در پاسخگویی به افکار عمومی نمایان سازد.
بالاخره پس از کش و قوسهای بسیار شورای امنیت به قطعنامه ای دست یافت که همه ی طرف های درگیر در جنگ لبنان را راضی می نمود.گرچه ایران در ابتدا این قطعنامه را رد کرده و آنرا ظالمانه خوانده بود اما با پذیرش و استقبال حزب الله لبنان ایران در تغییر موضعی [+] آشکار مجبور به حمایت تلویحی از آن شد.
در همین حال رسانه های دولتی تلاش بسیار دارند این قطعنامه را پیروزی برای حزب الله لبنان قلمداد نمایند.اما واقعیت آنست که در این جنگ طرف پیروز بی معنی است.صدها انسان کشته شده و لبنان به وبرانه تبدیل شده است.
اسرائیل نیز جز سیاه تر نمودن پرونده ی قساوتهایش بهره ی دیگری نبرده است. گرچه شرایط موجود تا اینجای ماجراست.باید دید در حین اجرای قطعنامه توازن قوا چگونه تغییر خواهد نمود.
اما گاهی در حاشیه این اتفاقات آنچه رخ می دهد می تواند از متن آن پر رنگ تر گردد. خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه ی آلمانی بیلد نوشته است:
«مل گيبسون، كارگردان مشهور هاليوود، ضمن انتقاد از عملكرد يهودیها گفت: از وضعيتی كه يهودیها در دنيا به وجود آوردهاند بسيار متاثرم.گيبسون اخيرا در حين رانندگی، يهوديان را عامل اصلي تمام جنگهايی كه در جهان به وقوع میپيوندد دانسته است.» [+]
نویسنده ی این روزنامه با اشاره به بازدداشت رامین جهانبگلو اضافه می کند:
«انقلاب هاي مخملين , كودتاهاي نويني هستند كه توسط جوانان فريب خورده و هزينه هاي مالي بسيار اخيرا در كشورهاي بلوك شرق سابق براي تغيير حاكميت هاي غيرهمسو با منافع غرب اعمال شده اند و در اغلب موارد موفق عمل كرده بودند. به نظر می رسد شاخه انقلاب مخملين ايران با مطرح ساختن سيد حسين نصر درصدد تامين شاخه های به اصطلاح نيروهای فرهنگي حركت خود باشد بخصوص كه اخيرا عناصر فرهنگي بسياري در زمينه هاي موسيقی، نقاشی و حتی كاريكاتور نيز از غرب وارد كشور شده اند.»
در ادامه این مقاله از دیگر همکاران جهانبگلو نام برده می شود.لویس چکناواریان موسیقی دان شهیر ایرانی، کامبیز درمبخش کاریکاتوریست، پرویز تناولی مجسمه ساز، نادر مشایخی رهبر ارکسترسنفونیک تهران و در نهایت آیدین آغداشلو گرافیست مطرح ایران.وارد کردن اتهاماتی به این سنگینی آن هم درحالی که هنوز حتی یک جلسه دادگاه نیز در مورد متهم ریدف اول برگزار نشده است بر اساس کدام قانون و منطق و اخلاق صورت می گیرد.
این افراد ذخیره ی هنر و فرهنگ ایران وهر کدام از بزرگان رشته های خود هستند.و شاید تنها جرمش دگراندیشی و دگرباشی باشد.هیچگام رام قدرت نشده اند و مرامشان را به ان تسلیم نکرده اند.افراد مسن و دنیا دیده که مطمئنا از ماجراجویی های اینچنینی دوری می جویند.ظاهرا نسبت دادن اتهام تلاش برای انقلاب مخملین به جهانبلگو تبدیل به عرصه ای برای تصفیه و تادیب هنروران این ملک شده است.
آنان که شاید می بایست پیش از این در جریان آنچه بر سر سیرجانی، زرین کوب، مختاری، پوینده رفت و آن رفتاری که با احمد محمود و سیمین بهبهانی و دولت آبادی و آتشی شد، درس می گرفتند و سربراه می شدند.
چند سال پیش بود که ارتش برانداز در اردوگاه ملی مذهبی ها پیدا شد و ده ها پیرمرد 60 تا 80 سال متهم و محکوم به تلاش برای انقلاب.چند سالی گذشت هیچ مستندی در این میان ارائه نشد و آن اتهامات عجیب و غریب در هیچ داگاهی ثابت نگشت.حالا قرعه ی نام به اسم بزرگان هنر و فرهنگ خورده که لزوما بخاطر طبع لطیف و روح حساس تنها می توان متهمشان به انقلاب مخملین نمود.
در اصل خبر مشخص می گردد که ادعای حمایت 70 درصد از مردم جهان با بقای حزب الله در جنوب چقدر از واقعیت دور است.مطمئنن مراجعه کنندگان به سایت الجزیره بیشتر مسلمانان و بخصوص اعرابی هستند که به طور قطع با اسرائییل دشمنی می نمایند و در این شرایط خود را موظف به حمایت از حزب الله می دانند.
اگر این نظر سنجی توسط مثلا شبکه ی سی ان ان صورت می گرفت نتیجه قطعا غیر از این بود.اینگونه خبر رسانی ها نمی تواند هیچ کمکی به وضعیت حزب الله و یا مردم لبنان بنماید.
درحالیکه اسرائیل نشان داده که در راه رسیدن به اهدافش از هیچ عملی ابا ندارد و آمریکا با بهانه قرار دادن برخی سو رفتارهای نیروهای مقاومت چتر حمایت بی دریغ خود را بر سر اسرائیل بیش از پیش گسترانیده این مردم لبنان هستند که بیشترین ضرر را متحمل شده اند.
شاید تنها کاهش بهانه های اسرائیل و امریکا و جلب حمایت اروپا بتواند به پایان این بحران و فاجعه ی انسانی کمک نماید. بحث خلع سلاح و یا خروج حزب الله از جنوب لبنان نیز یک مسئله ی داخلی کشور لبنان است که هیچ کس جز مردم و دولت لبنان حق ندارند در مورد آن تصمیم بگیرند.
گرچه مطمئنا دولت قانونی لبنان برای گسترش حاکمیت خود به تمام اراضی این کشور در نهایت خلع سلاح حزب الله را خواستار خواهد شد.
اما در اين بين براي مردم لبنان و صلح دوستان جهان آنچه اهميت دارد نه تعصبات قومي و مذهبي است نه معادلات سياسي.خلع سلاح حزب الله و اجرای نقشه ی راه از دید آنان بی اهمیت است.جهان راهی را می پسندد که به صلح و پایان کشتار و خونریزی منجر گردد
تنها دغدغه موجود فیلتر شدن این سایت است که به حکم تجربه دیر یا زود رخ خواهد داد و همچنان آنچه به جا می ماند حسرتی دیگر است برای محروم شدن از آنچیزی که شاید بشود بنوعی "دلخوشی لذت بخش این زمانه" نامید.
مرتبط:
» توضیحات جامی در مورد رادیو زمانه [سیبستان]
» نوشته پیکوفسکی [لینک]
[خودمان را باور کنیم]: وزارت امور خارجه آمریکا به مناسبت 14 مرداد1285 صدمین سالروز انقلاب مشروطه در ایران بیانیه ای صادر کرده که در بخشی از می خوانیم:
« ايالات متحده از آرمان های مردم ايران برای رسيدن به جامعه ای باز حمايت می کند؛ جامعه ای باز که مشوق گفتگو است، مطبوعات آزاد را بر می تابد، مدافع شرافت انسانی است، و عدالت، قانومداری، و پاسخگو بودن حکومت را تضمين می کند.
آمريکايی ها به آزادی و دموکراسی برای ايران باور دارند و صد سال مبارزه مداوم [ايرانيان] را برای رسيدن به يک حکومت دموکراتيک راستين پاس می دارند؛ حکومتی که شايسته مردم بزرگ ايران باشد.»
و امروز با خودم فکر می کنم که این باور آزادی و دموکراسی برای ایرانیان چرا در روزهای منتهی به 28 مرداد 32 اثری از آن نبود.تاریخمان پر است از این نمونه ها.بهتر است که کمی خودمان به فکر باشیم و خودمان را باور کنیم.
گرچه کما فی السابق در کنار این انجمن، نسخه ی بدلی آن نیز تهیه شده، رفتاری که نسبت به عنوان تشکلهای دانشجویی و حتی برخی احزاب سیاسی نیز از محافظه کاران مشاهده شده اما این موضوع از میزان مخالفتها با انجمن صنفی نکاسته است.
می توان اطمینان داشت برگزاری انتخابات پایان ماجرا نیست، علائم آنرا از واکنش خبرگزاریهای محافظه کار و هوادار دولت می شود، دریافت نمود. آنها که در طول چند هفته ی اخیر بشدت نسبت به این انتخابات حساسیت نشان می دادند و در اکثر خبرهای ارسالی به غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات اشاره داشتند، تاکنون سانسور خبری را در دستور کار قرار داده و درمورد برگزاری و نتایج انتخابات انجمن صنفی خبری ارسال ننموده اند.
خبرگزاری فارس کماکان دو مطلب درباره ی ابهام در برگزاری انتخابات و نامه ی جمعی از اعضای مخالف را در صفحه نخست خود جای داده در حالی که در یک هفته ی گذشته ۹ خبر در مخالف با برگزاری انتخابات منتشرنموده است. خبرگزاری مهر نیز در یک هفته ی گذشته بیش از ۱۱ خبر در این مورد منتشر کرده که در ۹ مورد به ابهام در برگزاری و غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات پرداخته است.
باید دید وزارت کار و امور اجتماعی -که ظاهرا تنها وظیفه ی نظارتی بر روند کار انجمن دارد- در این مورد چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا روزنامه نگاران همچون روزنامه هایشان بیش از پیش تحت فشار قرار خواهند گرفت.
مطالب مرتبط:
» نتایج انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران [حنیف]
» عکسهایی از انتخابات [حنیف] [فارس]
» خبرگزاری فارس : 1 2 3 4 . . .
» خسته نباشید آقای بورقانی [هنوز]
پاورقی:
این تیتر به واقع روی دیگر ماجرا است. انجمن صنفی به دلیل تنگناهایی که مطبوعاتن با آن درگیرند بیشتر شکل سیاسی دارد. نگاهی به اعضای اثر گذارش هم همین نکته را تایید می کند. چه اعضای اصلاح طلب وچه نیروهای محافظه کار انجمن. این موضوع نیز بر اثر و گستره ی کار انجمن تاثیر گذاشته. این مطلب میتوان موضوع بحث مفصلی باشد درباره ی سیاست گذاریهای آینده انجمن.
اما خبرنگار ما به اظهارات مامور حفاظت بسنده نكرد و ماجرا را تلفني با یزدی، مسئول هماهنگ كننده تيم خبری در میان گذاشت كه نامبرده نيز از خبرنگار فارس خواست محل ورودی پاويون جمهوری را تا زمان رسيدن رییس جمهور ترك نكند.
پس از سپری شدن دقایقی و با ملحق شدن ديگر خبرنگاران و فيلمبرداران به خبرنگار فارس یكی از ماموران حفاظت، از خبرنگاران خواست محل را ترك كنند اما خبرنگاران به استناد تماسهای تلفن يزدی با آنها كه از آنان خواسته بود تا زمان رسیدن احمدی نژاد در محل مورد نظر حضور داشته باشند، دستور مامور حفاظت را اجرا نكردند.
اين اقدام باعث خشم وی شد و نامبرده با یكی از خبرنگاران واحد مركزی خبر برخورد فیزیكی كرد و اين خبرنگار را با زور بیسیمی كه در دست داشت، مورد تهاجم قرار داد اما با پادرمیانی ديگر خبرنگاران، وی اجازه نیافت خبرنگار واحد مركزی خبر را مورد ضرب و شتم قرار دهد...» [خبرگزاری فارس]
ادامه ی این ماجرا جالب تر نیز می شود. تا جایی که مشخص می گردد ظاهرا این روال معمول در برخورد با خبرنگاران است. بنظر می رسد دولت نهم قصد دارد پس از آنکه مهروزی را بصورت تام و تمام مشمول رانندگان اتوبوس واحد تهران، تجمعات زنان پارک دانشجو و میدان هفت تیر، اساتید با سابقه ی دانشگاه و در تازه ترین مورد زندانیان سیاسی نمود، اینبار به سراغ خبرنگاران رفته اتفاقا در این مورد عنصر عدالت را نیز چاشنی نموده است.
در هر حال این رفتارها در برخورد با هر کسی که صورت بگیرد مذموم و شایسته ی تقبیح است.حال یکی از رسانه های دوآتشه ی هوادار دولت نیز زبان به انتقاد بگشاید عیان می گردد که عیار مهرورزی دولت تا چه حد است و دامنه ی آن تا کجا گسترش یافته.
چندی پیش نیز خبرنگاران چند روزنامه ی میانه رو نیز نسبت به برخورد سخنگوی دولت و شخص احمدی نژاد در عدم توزیع عادلانه ی وقت اعتراض نموده بودند تاجایی که روزنامه ی شرق در مطلبی به این موضوع پرداخت و نسبت آن اعلام نارضایتی نمود.
احمد باطبی پيش از اين در گفتگو با خبرنگار ايكنانيوز اعلام كرده بود كه از اولين روز بازداشت دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد ، چنانچه همسر وی نيز اين مسئله را تائيد كرده اند و گفته اند : آقای باطبی از همان روزی كه بازداشت شده است دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است .
احمد باطبی در شرايطی دست به اعتصاب غذا زده است كه چند روز قبل از بازداشتش به دليل مشكلات تنفسی ، كليوی و خونريزی معده بستری بوده است .
با توجه به كشته شدن اكبر محمدی می توان گفت:جان احمد باطبی در خطر است و قبل از اينكه اتفاقی برای وی بيفتد سازمان های حقوق بشری و سياسی بايد در مورد آزادی وی اقدام بكنند.
» بر افشای این جنایت پافشاری کنید [بیانیه]
» گزارش کامل مراسم اعتراض به مرگ اکبر محمدی [ادوار نیوز]
» چگونه نگران نباشیم
اما حال که بیش از یک سال از عمر دولت نهم می گذرد مشخص می گردد آن شعارها در حد حرف باقیمانده است. دولت احمدی نژاد با برگزاری سفرهای استانی آنهم با هزینه از بودجه های تخصیصی هر استان رفتار و عملکردی را تجربه می کند در هیچ جای دنیا عمل نمی شود. جابه جایی اعضای دولت به شهرها و استانهای مختلف و ساعتها سخنرانی و حرفهای تکراری.
بودجه های استانی که باید صرف عمران و آبادی گردد، خرج بیان وعده و وعیدها و موکول نمودن شرایط مطلوب به آینده می گردد و بخشی دیگری هم صرف زیر سوال بردن هرچه در ۱۶ سال گذشته رخ داده است. درکنار ایجاد بحران و هزینه برای کشور با بیان حرفهای نسنجیده و غیر ضروری.
در زمینه ی سفرهای خارجی نیز احمدی نژاد در یکساله ی اخیر می تواند رکوردار باشد. سفر به کشورهایی که تاکنون هیچکدام منجر به گشایش و بهرمندی خاصی نگشته و تکرار همان حرفهای تحریک کننده که بیش از پیش فشار را بر ایران افزایش داده است.
سفرها و سخنرانی های دولت اینگونه به ذهن متبادر می کند که دولت در جهت انجام یک تور تبلیغاتی بزرگ -احتمالاچهارساله- گام برمی دارد که در این میان ۴ ساله ی دوم خود را تضمین کند. مشخص نیست با اینهمه جابه جایی و رفت امد اعضای دولت و شخص احمدی نژاد چه زمانی برای رسیدگی به امور کشورداری صرف می گردد.
دفن فوری و شبانه جسد اکبر محمدی در حاليکه وکلا و خانواده او صريحا از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بودند که پزشکان مستقل علت اصلی مرگ او را معلوم کنند، اين شبهه را در افکار عمومی ايجاد می کند که گويا تلاشی صورت می گيرد تا حقايق اين واقعه پنهان شود.
ماموان امنيتی ايران احتمالا نگران بودند که خانواده و دوستان اکبر محمدی بخواهند در اعتراض به مرگ او تظاهرات بر پا کنند و از اين رو آنها پدر و مادر اکبر محمدی را بازداشت کردند و سپس برای جلوگيری از هر اقدامی از سوی خانواده وی، جسد او را به شهر زادگاهش منتقل کردند تا دفن شود.
وکيل اکبر محمدی مر گ او را مشکوک اعلام کرده بود و گفته بود تاروشن شدن حقايق جسد نبايد دفن شود. پدر اکبر محمدی نيز پيش از مرگ پسرش و موقعی که پسرش در اعتراض به بازداشت اش در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود اعلام کرد که فرزندش شکنجه شده است.»
خوب بخاطر داریم که پیش از این نیز پیکر زهرا کاظمی را با چه شرایطی دفن کردند. تکرار این حادثه برای اکبر محمدی سوالات بسیاری را در پی خواهد داشت. باید مسوولان پاسخ دهند به چه علت از بررسی جسد اکبر محمدی توسط پزشکان مستقل جلوگیری نموده اند.
به خانواده ی محمدی که می اندیشم بیش از پیش به خشمم افزوده می شود. آنان حتی فرصتی نیافته اند تا براحتی با فرزندشان وداع کنند. جوان رعنایی که هفت سال از بهترین روزهای عمرش را در زندان سپری نمود و حالا به جبر کج اندیشان تن به خاک داده است.
می دانم که زود فراموش می کنیم. زودتر از آنچه که برای زهرا کاظمی طول کشید، و خیلی زودتر از آن برای مختاری و پویند و فروهرها. چه می شود کرد با حافظه ی ضعیف تاریخی ملتمان. کاش راهی بود که حک بشود بر تار و پودمان، عجین بشود با خونمان و هر روز یادمان باشد. کاش راهی بود.
پاورقی:
وی فاش ساخته كه درصدد اجرای طرح شبكه جاسوسی سايبر به نام C.E.S در ايران بوده و گروهی از روزنامه نگاران سايبرنتيک ، فعالان اينترنتی - ايرانی در ياهو ، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را برای اين كار ساماندهی كرده بود .
اگر چه هم اكنون كميته های ويژه جرايم اينترنتی و رايانه ای تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابیر ويژه برای جلوگيری از اجرای این گونه طرح ها و برنامه های جاسوسی را دوچندان می كند.»
اینجا مشخص می شود آن مقدمه چینی های سایت منتسب به فضلی نژاد به چه دلیل صورت می گرفت. حالا کیهان وارد ماجرا شده و دارد خط و ربط قضیه را می دهد و هیچکس نیست که پاسخ بدهد که یک فیلسوفی مثل جهانبگلو را با جاسوسی سایبر چگونه می توان ارتباط داد؟
و باز اینکه عنوان فعالان اینترنتی-ایرانی در یاهو و گوگل به چه کسانی اطلاق می شود؟ این عبارت آنقدر مضحک انتخاب شده که بنظر می رسد یاهو و گوگل سازمانهای مخفی اطلاعاتی اند نه دو ابر شرکت رایانه ای که خدمات مختلف و گسترده ای را ارائه می کنند.
از سوی دیگر می توان این سوال را مطرح نمود که آیا منابع اطلاعات طبقه بندی شده و حتی کم اهمیت گروهها و جریانات و عناصر اصلاح طلب و اپوزیسیون -که غالبا پس از دستبرد به دفاتر و منازل این گروهها و اشخاص- سر از روزنامه ی کیهان در می آورد، نیز بررسی و مشمول اینگونه حساسیتها شده و یا می شوند؟
در همین حال دوستانی که وبلاگهایشان فیلتر شده باید مراقب باشند که ظاهرا در مظان اتهام قرار دارند. حتی بعید نیست نویسنده ی چند سایت پورنو را بگیرند و بگویند اینها در راه تضعیف اعتقادات مذهبی با جهانبگلو رابطه و همکاری داشته اند!
مطالب مرتبط:
» جهانبگلو و عالیجناب خاکستری
هرگز از مرگ نهراسیدم!
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
باری هراس من همه مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی افزونتر باشد
اما حالا نگرانی من از جنس دیگری است. چند روزی پیش نیز احمد باطبی هم دوباره بازدداشت شده است. او نیز چون محمدی در مرخصی به سر می برد.و چند روز پیش از اسارت دوباره، از روزهای زندان و محاکمه برای حنیف نوشته بود:
«...من را بعد مدت ها انفرادی با چشمبند به اطاقی ناشناس بردند و در کمتر از ۳ قیقه از من سوالاتی را پرسیند که من جواب ندارم . چرا که به من گفته بوند که بازجویی دارم . بعد فهمیدم که این جلسه ۳ دقیقه ای جلسه محاکمه من بود . من در این چند دقیقه هم محاکمه شدم و هم به اعدام محکوم شدم...»
» یکی بود ، یکی نبود اصلاحات]
سهراب سليمانی، مديركل زندانهای استان تهران با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشك زندان بود و شب گذشته نيز فشارش ۱۲ بر روی هفت بود. وی افزوده است : پس از آن كه شب گذشته حال محمدی بد میشود، وی به بهداری زندان منتقل و تحت درمان قرار میگيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل میشود و در آنجا دوباره حالش بد میشود كه در حين انتقال به بهداری در مسير راه فوت میكند.
سليمانی در مورد ارتباط فوت اين دانشجوی زندانی با موضوع اعتصاب غذای وی، گفت:وی اعلام كرده بود كه قصد دارد اعتصاب غذا كند اما آب و چای میخورد و تحت نظر پزشك زندان بود.
این یکی از دردناکترین عکسهایی بود که من در تمام عمرم دیدم چهره مردی مفت خور که سایه اش بر سر این ملت نشانه سیاهی و تباهی را بر انهمه فرهنگــ ـتاریخ بیشتر نمایان می سازد قبل از او حکیم بود و کمی دورتر خالد استامبولی واقعا برای من جای تاسف و درد دارد که می بینم واقعا ما حتی ۱ آدم خوشنام در تاریخ و یا هر جایی دیگر نداریم که مجبور شویم نام هر آدم چاپلوس و وحشی را علم کنیم کسی که حتی صبح که از خواب بیدار می شود یادش می رود آبی به صورتش بزند انسانهایی وحشی و بی دانش و منطق وابسته به اصول وحشی گری و قلدرم قلدرم بازی
باید بگویم آقایان شما بدون سرمایه مردم ایران حتی همان سنگ را نمی توانید بردارید و بدون حمایت این رژیم ممکن است سنگ را بردارید ولی جرات پرتاب ندارید
به این متن که واقعا مسخره است و برگزیده از یکی از نشریات ورزشی ایران (خبر ورزشی)
امروز بيش از آنکه از آغاز مسابقات فوتبال محلات خوشحال باشيم از گرفتن عکس سيد حسن نصر الله رهبر روحاني ، دلير و معتقد به ولايت فقيه خرسنديم. بدون شک بچه هاي ايران امروز با به اهتزاز در آوردن پرچم حزب الله و مقاومت اسلامي نشان دادند که تا چه حد پيرو خط راستين حزب الله و به تبع آن ولايت فقيه هستند.
حمايت جوانان سرفراز ايران اسلامي از مبارزه حق طلبانه رزمندگان حزب الله لبنان در برابر رژيم اشغالگر تا دندان مسلح شده بدون شک پيام هاي زيادي را به همراه دارد. از اين رو اين همايش را با ياد مقاومت اسلامي گرامي داشته ايم و نام اين جام سين حسن نصرالله خواهد بود. هرچند که امروز نمي توانيم در خط مقدم و در کنار برادران حزب اللهي و معتقد به ولايت فقيه خود باشيم اما از خدا مي خواهيم اين حرکت هرچند ناچيز را از ما بپذيرد
این حرفها فقط می تواند متعلق به یک احمق باشد لطفا نظر خود را اعلام کنید
|
|
مراسم هشتادمين سالروز تولد شاملو در شهرستان ساری برگزار شد. اين مراسم که به دعوت سايت در اين شهرستان برگزار میشد با استقبال کمنظير اهالی روبرو شد. اين برنامه با پيام کلاراخانس، شعرهايی از آدونيس و شعری که احمد رضا احمدی به همين مناسبت برگزيدهبود، آغاز گرديد. ع.پاشايی در سخنرانیای با عنوان «خاطرهی خاطره» شعری از شاملو و شعری از کلاراخانس را که هردو شعر در همين شهر نوشتهشدهبودند را خواند. اعضای انجمن دوستداران احمد شاملو، شعرهايی از شاملو را خواندند و برنامه پس از پخش فيلمی کوتاه از او با سخنرانی محسن عمادی که از فعاليتهای تيم فنی سايت در سال گذشته گزارش داد، به پايان رسيد. کوچکترين کودک جمع، به رسم هرسال، کيک تولد شاملو را برای حاضران بريد. آلبوم عکسهای اين مراسم را به زودی در گالری سايت خواهيد ديد. |




