خیلی خوشحالم از اینکه بالاخره یک روز رو با یک خبر خوب شروع کردم اونهم آزادی اکبرگنجی اسطوره معاصر بود
خدا کند دیگر برای او مشکلی پیش نیاید.خوشحالم که می توانیم لوگوها را برداریم و به هم تبریک بگوییم.البته باید منتظر بود و دید لاشخورهای سیاسی در مورد آزادی او چه واکنشهایی را نشان خواهند داد.در هر حال من واقعا خوشحالم و امیدوارم تمامی زندانیان سیاسی رهایی یابند.برای گنجی هم آرزوی موفقیت دارم.
امیدوارم بی توجه به سخنان پیشین سالارکیا معاون امور زندانهای مرتضوی،این بار وعدهای او محقق گردد.زمانی را به یاد می آورم که گنجی در اعتصاب غذا بود و نزدیک به ۲۰ کیلوگرم از وزنش کم شده بود و آقای سالارکیا مدعی بودند که گنجی غذاها و داروهای تقویتی را مصرف می کند که ده برابر قیمت مواد غذایی معمولی است!
به عقیده ی من می توان راه ندادن زنان به ورزشگاه را اینطور توجیه نمود که این محدودیت فقط زنانه نیست.بیشتر یک محدودیت اجتماعی فراجنسی است.فکر کنید مردی بخواهد فوتبال را با همسرش در هر ورزشگاهی در ایران ببیند.مسلما از این حق محروم است.تازه نگفتم پسری با دوست دخترش که می تواند تجربه ی جالبی هم باشد و موضوع را شرعی کردم.پس می توان این ظلم را دوگانه تلقی کرد.البته به زنها قدر یقین بیشتر اجحاف شده است تا به مردها.
قابل پیش بینی بود که اینبار به هر طریق از ورود زنان جلوگیری خواهند کرد.و باید راهکار دیگری انتخاب می شد مثلا زنان و دخترانی که دوست داشتند بازی را ببینند با همسر،پدر و یا برادر خود به ورزشگاه می رفتند ممکن بود نتیجه ی بهتری داشته باشد.البته می دانم فیمینستها متهمم خواهند کرد که فکر می کنم زنان باید همیشه در سایه ی مردان کاری را انجام بدهند تا در امان باشند ولی من تنها یک راه میانه را پیشنهاد کرد.حرکتی قدم به قدم.
بدون در نظر گرفتن این موضوع که با توجه به فضای مسموم ورزشگاه ها در ایران کمتر پدر و همسری حاضر میشود خانواده خود -پسر،دختر ویا همسر- را در این مورد همراهی کند.
امروز یک ماجرای تازه هم به این موارد اضافه شد.از دوستی شنیدم که می گفت ظاهرا از ۴ روز تعطیل اول عید نیز یکی دو روز نیمه تعطیل است.اگر صحت داشته باشد-هنوز از منبع موثقی نشنیده ام-مشخصا این طرح مرکز پژوهشهای مجلس یک برنامه ضد ملی است نه کج سلیقگی در برنامه ریزی.
فکر می کنم این موضوع آنقدر مهم است که من مرتبا آنرا مطرح می کنم.باید اعتراضها به هر طریق ادامه یابد.این طرح از کاری که نشنال جئو گرافیک در مورد اسم خلیج فارس کرد،بدتر است.چگونه می توان انتظار داشت دیگران به تمدن و سابقه ی تاریخی ما احترام بگذارند درحالی که دولتمردان خودمان به بدترین شکل ممکن آنرا مورد هجوم قرار می دهند.هویت و سنتهای ملی که مردم این سرزمین را به هم پیوند می دهد از ارزشمند ترین داشته های تاریخی ماست.باید در زنده نگه داشتن آنها کوشید.
پاورقی:
» روزشمار آزادی گنجی را فراموش نکنید!
» در سایت بنیاد عرفانی نعمت اللهی گنابادی تصاویری از مهاجمان و مضروبان حادثه ی حمله به حسینیه گنابادیها در قم منتشر شده است.همچنین در این سایت می توانید در مورد این فرقه اطلاعاتی را کسب نمایید.
فرم اعتراضی تهیه شده است که دوستان با مراجعه به آن می توانند اعتراض خود را به این عمل اعلام نمایند.این شاید حداقل کاری است که می توانیم انجام دهید.این را از خودمان دریغ نکنیم.
یکی از دوستانم در مورد انفجار در فرمانداریهای دزفول و آبادان نکته ای را تذکر داد.به عقیده او اطلاق عنوان بمب صوتی به مواد منفجره ی بکار رفته در این حملات اشتباه می باشد.بمب صوتی به بمبی گفته می شود که در فضای باز منفجر و با استفاده از مواد منفجره ی کم موجب خسارت حداقل گردد و بیشتر جنبه ی روانی داشته باشد.
در این مورد نیز عبدالله کعبی نماینده آبادان، آمریکا و انگلستان متهم به دست داشتن در بمب گذاریها کرد.ولی این سوال برای بسیاری از شهروندان خوزستانی باقی مانده است با این اوصاف و مسجل شدن دخالت انگلستان چرا هیچ اقدام عملی در برخورد با این کشور صورت نمی گیرد.تعطیلی سفارت انگلیس حداقل کاری است که دولت می تواند انجام دهد.
گرچه نوع برخوردها در مقایسه با لحن اتهاماتی که به انگلیس وارد می شود از عدم وجود مدارک کافی دراین باره دلالت دارد وگرنه این همه مماشات بر سر امنیت جانی و روانی شهروندان دلیلی ندارد.
در حالي كه معاون سازمان انرژي اتمي از رد پيشنهاد روسيه براي بهرهبرداري از نيروگاه بوشهر در خرداد سال 85 خبر ميدهد، بنا بر اظهارات رئيس اين سازمان، نيروگاه بوشهر، زودتر از شانزده ماه آينده، به بهرهبرداري نخواهد رسيد.
بنا بر اين گزارش، با وجود انتشار خبر امضاي توافقنامه ايران و روسيه براي تكميل نيروگاه اتمي بوشهر، هنوز جدول زمانبندي براي بهرهبرداري از اين نيروگاه و زمان ارسال سوخت اتمي از روسيه به ايران، مشخص نشده است.
غلامرضا آقازاده، رئيس سازمان انرژي اتمي، با اعلام اينكه تا ده ماه آينده، كار نصب و مونتاژ نيروگاه اتمي بوشهر به پايان خواهد رسيد تلويحا اعلام كرده است كه نيروگاه بوشهر زودتر از شانزده ماه آينده، به بهرهبرداري نخواهد رسيد. چرا كه زمان سهماهه تست نيروگاه به فرصت شش ماهه براي بهرهبرداري از نيروگاه بوشهر نياز است.
اين در حالي است كه سعيدي، معاون بينالملل سازمان انرژي اتمي، در اظهاراتي از رد پيشنهاد روسيه براي راهاندازي نيروگاه اتمي بوشهر در خرداد ماه سال 1385 (چهارده ماه آينده) خبر داده است.
در اين حال، يك كارشناس هستهاي در گفتوگو با «بازتاب»، تعلل روسها در تعيين زمان مشخص براي بهرهبرداري از نيروگاه بوشهر را بازي سياسي با زمان دانسته و افزود: روسها منتظرند تا با گره زدن شرايط بهرهبرداري از نيروگاه بوشهر به مسائل سياسي و شرايط زماني، امتيازات بيشتري از ايران بگيرند.

وي افزود: آيا واقعا تعداد زياد كارشناسان روسي مستقر در نيروگاه بوشهر و شرايط فني نه چندان پيچيده اين نيروگاه، تا آن اندازه مبهم است كه روسها پس از ده سال فعاليت در اين نيروگاه، نيازمند توصيههاي فني آقاي روميانتسف باشند كه پس از يك بازديد چندساعته، مشكلات فني را حل كند؟
گفتني است، در حالي روسيه براي سالهاي متمادي در راهاندازي نيروگاه بوشهر تعلل ميكند كه هماكنون، سالانه بيش از بيست ميليون واحد سوخت هستهاي(SWU) توليد ميكنند و قرار است، اين ميزان تا سال 2010 به 26 ميليون SWU برسد.
در حالي كه رسانههاي جهاني، سرگرم تعقيب پيشنهاد پرسود روسها به ايران هستند، روز گذشته، باز هم رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه، همتاي ايراني خود را سرگردان گذاشت و اين بار هم تعهد روسها در ارائه برنامه زمانبندي تحويل نيروگاه اتمي بوشهر، نقض شد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، هرچند روز شنبه آقازاده اعلام كرده بود، در سفر كرينكو به بوشهر، برنامه زمانبندي پروژه نيروگاه هستهاي اين شهر اعلام خواهد شد، رئيس سازمان انرژي اتمي، روسيه اين بار هم به ايراد سخناني مبهم بسنده كرد و گفت: هر گاه لازم باشد سوخت مورد نظر براي كار نيروگاه ارسال ميشود و اين مسئله، موجب تأخير در راهاندازي نيروگاه نخواهد بود.
وي همچنين اظهار داشت: اقدامات ساختماني، مونتاژ، تنظيم و راهاندازي درخصوص اين نيروگاه بايد انجام شود.
خبرنگار «بازتاب» ميافزايد: گويا سفر مسئولان سازمان انرژي اتمي روسيه در اسفند ماه به بوشهر و تحويل دادن حرفهاي مبهم و غيرقابلاتكا، به رسمي موروثي در اين سازمان تبديل شده است، چراكه سال گذشته هم درست در همين روزها، رومانتيسف، رئيس وقت سازمان انرژي اتمي روسيه، به همراه آقازاده از نيروگاه بوشهر بازديد كرد.

در آن سفر، مقامات انرژي اتمي ايران، اعلام كردند كه نيروگاه بوشهر، طي چهارده ماه؛ يعني تا خرداد 85 (سه ماه ديگر) به بهرهبرداري خواهد رسيد، در حالي كه با مذاكرات روز گذشته، مشخص شد كه اين نيروگاه به اين زوديها به بهرهبرداري نميرسد.
كارشناسان ميپرسند: چرا پس از گذشت ده سال از شروع ساخت نيروگاه اتمي بوشهر توسط روسها، تعهدي از آنان براي انجام كار گرفته نميشود و روسها، هر بار كه ميآيند با چند ادعاي ساختگي فني و وعده و وعيد غيرقابلقبول، از انجام تعهدات خود شانه خالي ميكنند؟
اين در حالي است كه روسها براي پيگيري همكاري مشترك غنيسازي با تهران، بلافاصله با بازگشت هيأت ايراني، در عاليترين شكل به ايران ميآيند تا آن را پيگيري كنند، اما هنوز سرنوشت اين نيروگاه كه بيش از 5/1 ميليارد دلار در آن سرمايهگذاري شده و بيش از ده سال از انعقاد قرارداد آن ميگذرد، نامعلوم است.
گفتني است، رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه در اقدامي ديگر، با اعلام 5 مارس ـ روز قبل از نشست شوراي حكام آژانس ـ به عنوان ادامه مذاكرات درباره طرح غنيسازي در خاك روسيه، تلاش ميكند تا از اين ابزار به عنوان اهرمي عليه ايران استفاده نمايد.
دوشنبه ۱ اسفندماه
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی طی نامه ای درباره وضعیت سلامتی اکبر گنجی ابراز نگرانی کرد :
امروز، دوشنبه ، 1/12/84 دقيقا 171 روز است كه آقاي گنجي در انفرادي امنيتي 2 الف متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به طور غيرقانوني و در حداقل شرايط زيستي يك انسان به سر ميبرد. آخرين مرخصي ايشان حدود 9 ماه پيش بود. آخرين ملاقات ما 2 هفته پيش بود. از نظر جسمي شرايط مطلوبي ندارد كه امر با توجه به نگهداري ايشان در شرايط بسيار سخت انفرادي و در محدوديت بسيار شديد غذايي و دارويي و حتي بعضا محروميت از جيره دولتي، دور از انتظار نيست.
از كمر درد، زانو درد شديد، ناراحتيهاي مزمن گوارشي_ كه در اثر كمبود مواد غذايي و حذف كامل ميوه و سبزيجات ايجاد شده_ ، واريس، ضعف شديد جسماني، پايين بودن فشار خون و ... رنج ميبرد. گنجي را در بند 2 الف به حال خود رها كرده اند؛ آنها سعي كرده و ميكنند كه گنجي را فراموش كنند و اين فراموشي را به افكار عمومي نيز سرايت دهند. گوش شنوايي نيست كساني كه رسيدگي به امور مردم را تكفل كردهاند به تنها چيزي كه توجه ندارند و اهميت نميدهند حقوق همين مردمي است كه از بركت وجود آنان به اين پست و مقام رسيدهاند. به نظر ميرسد كه عقبنشيني در صحنه بين المللي بايد با ظلم و جور داخلي جبران شود.
دقيقا 28 روز ديگر محكوميت 6 ساله آقاي گنجي پايان مييابد. براي رسيدن آن روز لحظه شماري ميكنم. اميدوارم روزي برسد كه ديگر مجبور نباشم مظالم رفته بر خود و عزيزانم را روي كاغذ بياورم تا بلكه فرياد رسي بيابم.
آنان فكر ميكنند اگر نام گنجي را از رسانهها و مطبوعات داخلي حذف كنند، رفتار غيرانساني آنان با گنجي و گنجيها نيز فراموش ميشود.
سرنوشت محتوم و اسف بار عاملان به اين شيوهها با نگاهي گذار به تجربه رژيم بعث عراق و رژيمهاي غيردمكراتيك بلوك شرق در سالهاي اخير عبرت آموز است.
معصومه شفيعي
1/اسفند/84
آيت الله منتظري
با سپاس و احترام فراوان
باسمه تعالي
پس از سلام و تحيت - متأسفانه پس از گذشت 27 سال از استقرار جمهوري اسلامي هنوز اعمال مخالف شرع و قانون از ناحيه متصديان امور كشور انجام ميشود، و با راه انداختن عده اي به نام مردم و ملت فجايع تندي اتفاق ميافتد كه با هيچ منطقي قابل توجيه نيست ، و طبعا اين گونه اعمال موجب تضعيف نهادهاي قانوني جمهوري اسلامي ميگردد. و نسبت دادن اين قبيل اعمال به مردم از مسئولين مربوطه رفع مسئوليت نمي كند. و با كمال تأسف همه اين فجايع به نام اسلام و مذهب و روحانيت انجام ميشود و قهرا نسل جوان را به اسلام و روحانيت بدبين مينمايند.
اسلام دين رحمت است و در آن حقوق همه مردم حتي اقليت هاي ديني و اهل ذمه محترم است چه رسد به حقوق مسلمانان و شيعيان .
تخريب منزل شخصي افراد و حسينيه و ضرب و شتم بندگان خدا به ويژه خواهران هيچ توجيه شرعي ندارد، و باطل دانستن برخي افكار و نظريات آنان مجوز هتك و ضرب آنان و تخريب و تصرف غاصبانه در اموال آنان نمي باشد. اگر اين كارها به دستور بالاترها انجام شده كه وامصيبتا، و اگر خودسرانه انجام گرفته واأسفا. سوءاستفاده از قدرت و ابزار قدرت موجب سخط الهي ميباشد.
اين جانب ضمن محكوم نمودن اعمال انجام شده از مسئولين محترم شهر مقدس قم مصرانه ميخواهم كه نسبت به ظلمهايي كه در اين روزها انجام شد تجديدنظر جدي نمايند، و بدانند كه اعتراف به اشتباه و جبران آن شايسته هر مسلمان معتقد به خدا و قيامت ميباشد، و اصرار بر اشتباه در شأن جمهوري اسلامي نيست .
والسلام عليكم .
1384/11/30
قم - حسينعلي منتظري
محل انفجار خیابان الهام نبش ایدون می باشد.بمب مذکور صوتی بوده و از تلفات احتمالی گزارشی در دست نیست.بمب در یک سطل آشغال کار گذاشته شده بود.
خبر تکمیلی ۲:
محل دقیق انفجار بین خیابان تیر و خرداد، درفاز سوم خیابان الهام کیانپارس بوده است.انفجار تلفاتی در بر نداشته و نیروی انتظامی محل را مسدود کرده است.
نا امنیها ادامه دارد
این انفجار را می توان پاسخی با اظهارات استاندارخوزستان دانست که از محاکمه ی عاملان انفجارهای قبلی خبر داد بود.وی همچنین وعده داده بود بزودی مصاحبه ی متهمان پخش خواهد شد.برخی نیز این انفجار را به اعلام غیر رسمی خبر مسافرت احمدی نژاد به خوزستان -که چند بار به دلیل انفجار بمب لغو شده بود- مربوط می دانند.
دیشب مطلبی آماده می کردم برای وبلاگم درمورد اظهارات استاندار در بخشی از آن نوشته بودم:
«...استاندار خوزستان گفته است فیلم اعترافات بمبگذاران اهواز آماده است و بزودی پخش می شود.محاکمه ی هفت تنشان نیز آغاز شده است.به گفته ی استاندار برخی عاملان وهابی با عقاید سلفی و برخی دیگر لائیک هستند.
همچنین اضافه نموده اند که بدون هیچ شکنجه ای حتی یک "کشیده" همه ی عوامل اعتراف کرده اند.همچنین اذهان نموده اند که با آمریکا و انگلیس و اسرائیل رابطه دارند.با این اوصاف عجب بمبگذاران سربراه و نجیبی هستند...»
هدف نهضت ملی مصدق نهادینه کردن آزادی و دموکراسی و تامین منافع ملی بود، در حالی که هدف به اصطلاح نهضتی که بنیادگرایان در صدد به راه انداختن آن هستند، خفه کردن نطفه آزادی و دموکراسی و نهادینه کردن خطرناکتری
این روزها در گرماگرم بحران هسته ای، بحرانی که نتیجه مستقیم سلطه بنیادگرایان بر حاکمیت ایران است نام مصدق و نهضتی که او رهبری می کرد به دو مناسبت در داخل و خارج ایران بر سر زبانها است.
در خارج از ایران فیلم- نمایش مصدق که در شهرهای مختلف آمریکا و کانادا نمایش داده می شود، با استقبال کم نظیری روبه رو شده است. چنان که بلیط های نمایش در اکثر شهرهای آمریکا بطور کامل پیش فروش شده است. استقبال ایرانیان خارج از کشور از این نمایش که بازی درخشان ناصر رحمانی نژاد( دکتر مصددق) و هومن آذرکلاه (تیمسار آزموده) به آسانی از ذهن تماشاگران پاک نمی شود، از جمله به معنی آن است که بازخوانی تاریخ نهضت ملی و توجه به اندیشه و پروژه هم چنان ناتمام مصدق در دوران کنونی اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. چرا که مصدق و پروژه او (استقرار دموکراسی و حاکمیت ملی) هنوز مساله روز و برنامه آینده هواداران دموکراسی در ایران است. در حقانیت تاریخی مصدق و نهضت ملی همین بس که امروز هیچ یک از عوامل خارجی و داخلی کودتای 28 مرداد حاضر به دفاع از کار خود نیستند. آمریکا پیش تر و به صراحت از زبان بیل کلینتون و خانم آلبرایت و انگلستان همین هفته گذشته برای چندین بار هر چند بطور ضمنی از زبان جک استراو( در مصاحبه با صادق صبا) از شرکت خود در آن کودتا که مسیر تاریخ ما را به کژراهه برد عذرخواهی کرده اند.
در ایران بنیادگرایان حاکم که در دشمنی با اندیشه و راه مصدق زبانزد خاص و عام هستند، کسانی که در این 26 سال بسیاری از خیابانها و میادین ایرانی را به نام تروریستهای عرب و غیره نام گذاری کرده اند، اما حتی حاضر نشده اند یک خیابان به نام مصدق باشد و رهروان راه او امثال داریوش فروهر و پروانه اسکندری و کاظم سامی را به خنجر کینه توزی به قتل رسانده اند، این روزها در تلاش برای " سیاست شوئی" و فریب افکار عمومی به سراغ مصدق و نهضت ملی رفته اند. تا جائی که بحران هسته ای را به نهضت ملی نفت تشبیه می کنند. محمود احمدی نژاد در میتینگ میدان آزادی به مناسبت سالگرد انقلاب، بار دیگر به این شباهت تاکید کرد. با توجه به اصرار بنیادگرایان به این شبیه سازی که احتمالا در آینده نیز برای فریفتن افکار عمومی ادامه خواهد یافت به نظر می رسد لازم باشد که تمایزات اساسی و تفاوت های صدوهشتاد درجه ای نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق با نهضتی که فاشیسم دینی درصدد به راه انداختن آن است بویژه برای نسل جوان کشور توضیح داده شود.
و اما این تمایزات کدام اند؟
- هدف نهضت ملی مصدق نهادینه کردن آزادی و دموکراسی در ایران و تامین منافع ملی بود، در حالی که هدف به اصطلاح نهضتی که بنیادگرایان در صدد به راه انداختن آن هستند، خفه کردن نطفه آزادی و دموکراسی و نهادینه کردن خطرناکترین نوع استبداد دینی است. بنیادگرایان پیرو آیت الله کاشانی هستند کسی که در بحبوحه کودتای 28 مرداد گفت مصدق از امروز ملحد است و قتل او واجب و نخست وزیر قانونی را زاهدی اعلام کرد. اندیشه و راه مصدق به دو واژه دموکراتیک و ملی متکی بود. بنیادگرایان از آغاز تا به امروز با شعار " دموکراتیک و ملی هر دو فریب خلق است" با اندیشه اصلاح طلبانه و آزادیخواهانه مصدق دشمنی ورزیده اند.
نهضت ملی به گوهر مسالمت آمیز و مخالف خشونت و جنگ بود. کسانی که شعار نابودی اسرائیل و توسعه خشونت و ترور را سرمشق خود کرده و حاکمیت ایران را به منبع الهام جنبش های تروریستی منطقه تبدیل کرده، و منافع ملی ایران را قربانی مقاصد ایدئولوژیک خود کرده اند.. چگونه می توانند اقدامات و اهداف خود را به نهضت ملی تشبیه کنند؟
55 سال پیش جهانیان ایران را از گفتار و کردار مصدق و نهضت ملی داوری می کردند و در نتیجه افکار عمومی جهانی در مساله ملی کردن نفت حامی ایران بود. چنان که مصدق محبوب ترین دولتمرد خارجی در آمریکا ( در زمان ترومن) شناخته می شد. امروز اما در دنیائی که فرسنگها از جهان میانه قرن بیستم جلوتر است، ما چنان به عقب رفته ایم که مردم جهان ایران را از روی گفتار و کردار امثال خامنه ای و احمدی نژاد و مصباح قضاوت می کند و در نتیجه نه فقط دنیا در بحران هسته ای حامی ایران نیست بلکه در برابر آن قرار گرفته است. حمایت مردم ایران از مصدق و نهضت ملی مستقیما در خدمت منافع ملی ایران بود در حالی که درست برعکس حمایت از سیاستهای بنیادگرایان در بحران هسته ای به زیان منافع ملی ایران و حتی به زیان موجودیت و تمامیت ایران است. حمایت از بنیاد گرایان را فقط می توان با حمایت آلمان ها از هیتلر مقایسه کرد نه با نهضت ملی مصدق.
بیش از هر زمان لازم است نهضت ملی به رهبری مصدق باز خوانی شود تا راه بر عوام فریبی کسانی که می خواهند فاشیسم مذهبی را بر میهن پرستی ایرانی سوار کنند مسدود شود.
فیلم- نمایش مصدق که قرار است پس از اتمام تور آمریکائی به صورت سی دی برای علاقمندان در داخل کشور آماده شود، پاسخ بس به جا و مناسبی است به همه آنان که برای مقاصد خود در پی تحریف تاریخ نهضت ملی ایران هستند.
دولت هفتاد ميليوني راهکارهاي جديدي براي مبارزه با رشوه پيدا کرد. ظاهرا اين طرح ابتکاري که اولين بار در جهان قرار است اجرا شود، يک طرح عميق و حساب شده است که ميزان رشوه را به حداقل رسانده و حتي از حداقل هم کمتر مي کند. راهکارهاي تازه دولت براي مبارزه با رشوه شامل موارد زير است.
راهکار اول: رشوه دهندگان موظفند رشوه را به صورت چک در وجه کارکنان قديمي ادارات تحويل دهند و رسيد دريافت کنند تا قابل پيگيري باشد.
راهکار دوم: رشوه دهندگان نبايد وجه رشوه را در بيرون از محل کار و خارج از ساعت اداري بدهند، چون قابل پيگيري نيست.
راهکار سوم: از دادن رشوه به کارمنداني که مي شناسيد و مي دانيد که دادن رشوه را لو نخواهند داد، خودداري شود.
راهکار چهارم: در صورتي که رشوه به صورت هديه گرانقيمت داده شود، حتما بايد روي آن يک کارت گذاشته شود و نوشته شود که به عنوان رشوه تقديم مي شود.
راهکار پنجم: رشوه دهندگان حتما موظفند رشوه هاي خود را به کارمندان مخالف دولت احمدي نژاد بدهند تا امکان پيگيري و مجازات رشوه دهنده وجود داشته باشد.
برنامه ثبت نام عمليات استشهادي همراه با سخنراني حسن عباسي، ديپلمه بيکار و رقيب تلويزيوني احمدي نژاد، برگزار شد. اين مراسم که توسط هشت شبکه تلويزيوني بين المللي پوشش داده مي شد به موضوع مورد علاقه حسن عباسي اختصاص داشت و موضوع اين سخنراني چنين بود: «هنر خودفروشي و اقتصاد استشهادي» در اين سخنراني، اين استاد بزرگ ادبيات و فرهنگ فارسي، به جاي اينکه مانند سابق توجه خود را معطوف تجاوز کند، متوجه خودفروشي شد و در يک اظهار نظر شگفت انگيز گفت: «زبان انگليسي زبان حمال هاي هنگ کنگ است.» آگاهان هر چه تلاش کردند متوجه منظور اين استاد امور تجاوز و دکترينال بدون مرز نشدند. حسن عباسي هنرهاي خود را برشمرد و گفت: «هنر انسان خودفروشي است و ما هر کجا در حال خودفروشي هستيم.» آگاهان توضيح دادند که در همه جاي دنيا آدمها همين کار را مي کنند، ولي اسمش را هنر نمي گذارند.
طنز سیاسی ابراهیم نبوی:
منوچهر: نه نه نه نمي خوام!
و سرانجام منوچهر م. معروف به حاج منوچ کارمند دون پايه ميز ايران در وزارت امورخارجه و ترابري موفق شد که در غياب آصفي، حدادعادل، علي لاريجاني و زريبافان، چند جمله در مورد سياست خارجي ايران حرف بزند. منوچهر چند روز قبل گفته بود که ايران از «غني سازي در ابعاد کوچک» استقبال مي کند. آگاهان توضيح دادند که معمولا براي استقبال کردن از يک طرح، اول بايد آن طرح پيشنهاد بشود و بعدا کسي از آن استقبال کند، در حالي که هيچ کس طرح «غني سازي در ابعاد کوچک» را به ايران پيشنهاد نکرده بود. به عبارت ديگر منوچهر خودش اين طرح را به خودش پيشنهاد کرد و بعدا متوجه شد که طرح خوبي است، به همين دليل از آن استقبال کرد. اما کونداليزا رايس در پاسخ به اظهارات منوچهر م. گفت: « پيشنهاد غني سازي محدود در خاک ايران را نمي پذيرد». متکي هم هرچه منتظر ماند تا آصفي که به سفر کوبا رفته است، برگردد يا لاريجاني حرفي بزند، يا بزرگتري سربرسد و جوابي به رايس بدهد، چون هيچ خبري نشد، گفت: «آمريکايي ها ياد گرفته اند که يک چيز را رد نکنند و آن هم حرف خودشان است.» وي افزود: «آقاي آصفي سخنگوي وزارت خارجه به همراه رئيس مجلس در سفر هستند و آمريکايي ها گمان کردند ما پاسخ آنها را نخواهيم داد، بنا بر اين من اين اظهارات را بيان مي کنم، البته آقاي آصفي که بازگردد پاسخ آنها را مي دهد.» يک منبع آگاه روانکاو توضيح داد که اظهارات گاه به گاه توسط منوچهر براي يافتن اعتماد به نفس وي مفيد است. در همين حال، حداد عادل نيز که به کوبا سفر کرده است، گفت: « ما پيشنهاد روسيه را مفيد مي دانيم و آماده گفتگو با اروپا و چين هستيم.» ظاهرا حداد عادل در جريان سه چهار روز قبل که سياست ايران تغيير کرده نيست و نمي داند که طرح مسکو در اين 72 ساعت از يک طرح قابل قبول به يک طرح خائنانه و غيرقابل مذاکره تبديل شده است. به همين دليل، حسين شريعتمداري مهم ترين مقام سياسي، فرهنگي، نظامي، اقتصادي، مذهبي، مطبوعاتي، امنيتي و چند نقطه، گفت: «طرح پيشنهادي روسيه قابل مذاکره نيست.»
نمی خواستم اولین نوشته امروزم این باشه.ولی نتونستم.با عرض معذرت و پوزش.الهام افروتن به چه جرمی در زندان به سر میبرد.به چه حقی رژیمی که ادعای آزادی بیان میکند او را طوری شکنجه میدهد که دو بار دست به خودکشی میزند.رژیمی که ادعای رفتار اسلامی دارد.رژیمی که کتک زدن های انگلیسیها به چند جوان عراقی را که جرمشان را هم نمی گوید مرتبا در تلویزیون نشان میدهد و مرتبا نقض حقوق بشر را توسط انگلیسیها و آمریکاییها واسراییلیها به مردم نشان داده و از آزادی بیان و از پایبندی جمهوری اسلامی به حقوق شهروندی حرف میزند.این سه کشور اگر چه حقوق بشر را زیر پا میگذارند اما هیچگاه با ساکنان کشور خود این کاری را که جمهوری اسلامی درباره هزاران نفر ایرانی همانند افروتن و گنجی و ... انجام داده نمیکنندآ:
صاحب تصوير دوم الهام افروتن نام دارد. اکنون نامي مشهور در جهان است. هنوز کسي عکس او را نديده است. او به سفر نرفت. در روزنامه بين المللي کار نمي کرد. روزي مطلبي را ديد. در باره ايدز بود. فکر کرد مطلب بهداشتي است. آن را کپي کرد و توي صفحه گذاشت. روز بعد اين روزنامه گمنام کم تيراژ منتشر شد. و ناگهان زمين و زمان به هم ريخت. ماجرائي شبيه کاريکاتورهاي دانمارکي شکل گرفت. روزنامه را بستند. 7 نفر را گرفتند. همه کاسه کوزه ها هم شکست سر دختر جوان که تازه معلوم شده، به علت نبودن صاحب امتياز و مدير مسئول، که از اعضاي فعال جناح راست در مجلس است، پذيرفته که جانشين مدير مسئول باشد.
نويسنده اصلي مطلب که در خارج از ايران بسر مي برد و وقوع انقلاب را به ورود ايدز تشبيه کرده بود، عذر خواهي کرد. همه شواهد هم نشان مي داد که الهام افروتن در شلوغي کار، مطلب را نخوانده و گمان برده در باره بيماري ايدز است. اما او را به سرعت به تهران منتقل کردند و در بند ويژه به سلول انفرادي انداختند. چند روز بعد هم خبر رسيد که دختر جوان در اثر فشار و شکنجه اقدام به خودکشي کرده تا از دست بازجوياني نجات پيدا کند که مي خواهند او اعتراف کند مطلب را به دستور آمريکا چاپ کرده است.
از اينجا بود که محافل داخلي و جهاني به دفاع از دختر جوان هرمزگاني پرداختند که در آستانه مرگ است. همه نگرانند همتايان و همفکران ربايندگان خبرنگار آمريکائي، که سابقه زهرا کاظمي را هم در پرونده دارند، خنجر بر گلوي الهام فروتن نکشند.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان در نامههاي جداگانهاي به رييس قوه قضاييه و رييس كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي از مقامات قضايي خواسته است كه اجازه بررسي و تحقيق درباره واقعه مربوط به الهام افروتن، روزنامهنگار بازداشت شده را به نهادهاي غيردولتي بدهند:
خانم الهام افروتن، روزنامهنگار ٢٠ ساله در تاريخ ٣/١١/٨٤ به اتهام دخالت در چاپ يك مقاله موهن در نشريه تمدن هرمزگان بازداشت گرديد. وي پس از بازداشت هيچگونه ارتباطي با بيرون از زندان نداشت و عليرغم شايعات گسترده در رسانههاي غير رسمي مبني بر وجود بدرفتاري نسبت به او و يكي ديگر از روزنامهنگاران شاغل در اين نشريه توقيف شده، راهي براي ارزيابي صحت و سقم شايعات وجود نداشت. اكنون پس از سپري شدن تنها يك ماه از بازداشت نامبرده اعلام گرديده كه وي در زندان خودكشي كرده است و استاندار هرمزگان اين خبر را تاييد كرده است.
انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران هم با صدور بيانيهاي در مورد بازداشتهاي اخير روزنامهنگاران، مراتب اعتراض خود را نسبت به صدور احكام سنگين عليه روزنامهنگاران، اعلام و از وضعيت مبهم الهام افروتن و ديگر روزنامهنگاران بازداشتي استان هرمزگان ابراز نگراني كرده است.
براي رفع اين نگراني انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران خواهان موافقت مسوولان قضايي با اعزام يك هيات از انجمن براي بازديد از محل نگهداري روزنامهنگاران استان هرمزگان به ويژه تهيه گزارش دقيق از وضعيت خانم الهام افروتن است.
سازمان گزارشگران بدون مرز هم با انتشار اطلاعيه اي در تاريخ ٢٦ بهمن ماه از وضعيت سلامت الهام افروتن عميقا ابراز نگراني کرد: "بنا بر اطلاعاتي که به دست ما رسيده است، اين روزنامه نگار جوان در پي اقدام به "خودکشي" در حالت اغما بسر مي برد."
سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعيه خود جمهوري اسلامي را مسئول هر گونه پي آمد جاني براي اين روزنامه نگار اعلام کرد.
روزنامه همبستگي درشماره پنجشنبه ٢٧ بهمن ماه خود از سوي استاندار هرمزگان عبدالرضا شيخ السلام خبر "خودکشي" الهام افروتن را تائيد، اما از توضيحات بيشتر در اين باره خود داري کرده بود.
با تشکر از دوست عزیزم مهدی محسنی!!!!!!!!!

